دامنه‌ی داراب کلا

مازندران ، میاندورود | در گستره‌ی داراب کلا ، اوسا ، مُرسم

نادانی + ناداری دو حربه‌ی فرمانروایی از نوع آغامحمدخان قاجاری!!!

نقل است که "آغامحمدخانِ" قاجار در واپسین پند خویش به نایب‌السلطنه‌اش -فتحعلیشاه- گفته بود:
"تداوم فرمانروایی بر ایران، در گِروِ نادانی یا ناداریِ رعیت است؛ مردم را یا در جهل نگه دار و یا در گرسنگی."

مذهب عهده‌دار هیچ مملکتی نیست

در عقلانیت، پدیده‌ی "دولت" مفهومی مدرن است و به قول بسیاری از عاقلان و خردمندان: "اجرای احکام فقه یا مذهب" به هیچ دولتی در هیچ مملکتی سپرده نشده است. مذهب، امری فراگیر و فردی است و بستگی به فرد فردِ آن ممالک دارد که آیا مذهب را بپذیرند یا نپذیرند. تازه اگر یک مذهب را پذیرفته هم باشند، مذهب حق حکومت بر مملکت را ندارد. هر کس هم بگوید من از سمت مذهب بر شما حکومت می‌رانم، عقلانیت آن را رد می‌کند چون حکومت از آن خود ملت آن سرزمین است.

آری؛ مذهب عهده‌دار هیچ مملکتی نیست اگر اجرای احکام مذهب، شدنی بود، خودِ پیغمبر آخرین دین -که مسلمانان می‌گویند اسلام است- در قبیله‌ی خودش قُریش پیاده می‌کرد، نه فقط پیاده و اجرا نشد حتی از مکه به یک شهر دیگر پناه برد و قبیله هم چندین فرقه شدند. بگذرم. ایران مال خود تفکر ایرانی و خِرَد ایرانی است که نسل نو بی‌تردید آن را باز خواهد یافت؛ با آرامی و مدنی.

۱۱ مرداد ۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی

خردمندی‌های پنج سیاستمدار زیرک

سیاستمدارانی که خرد پیشه کرده بودند و کشور خود را از خطرات بیشتر جنگ ویرانگر، یا تضاد داخلی، یا سلطه‌گری، یاخودکامگی بر مردم خود، نجات داده و اقتصاد را ساختند. این پنج نفر را، فقط نام می‌برم:

۱. امپراتور ژاپن در وقت جنگ جهانی دوم، که پذیرفت باید ترکِ جنگ کند.
۲. دنگ شیا پینگ رهبر چین بعد از مائو تسه تونگ، که اقتصاد را بر ایدئولوژی نشانْد.
۳. بیسمارک صدر اعظم آلمان، که رشد و توسعه آلمان را بنیان نهاد.
۴. نلسون ماندلا مرد بزرگ تاریخ معاصر جهان در آفریقای‌جنوبی، که در حکومتش کسی را نکُشت!!!
۵. محمد انور سادات رهبر مصر، که فهمید جنگ با اسرائیل هیچ سودی برای مصر و خاورمیانه ندارد و تمامش زیان است و تندروی و خیال‌بافی محض جمال عبدالناصر.

بحثم این نیست این پنج نفر از هر نظر از نقص بری هستند، نه؛ اینان تشخیص درستی داده بودند که جنگ، تضاد داخلی، سلطه‌ی رهبر بر مردم، خودبسندگی رهبری، ایدئولوژیک‌سازی حکومت و نیز خصومت با هر کشور و اساساً ماجراجویی، زیانبارترین سیاست علیه‌ی مردم و اقتصاد کشور است. کوشیدند ملت خود از مَهلَکه‌ی هراسناک بیرون بردند و بر تن رنجور مردم خود لباس اقتصاد و آرامش و رفاه پوشاندند.
قم : جمعه :: ۹ مرداد ۴۰۵ :: دامنه

ج ، ا ، ایران پسران!!!

پسران آقای احمد خمینی
پسران آقای اکبر رفسنجانی
پسران آقای مهدی کروبی - منتقد حکومت
پسر آقای فاضل لنکرانی
پسر آقای کاظم نورمفیدی - منتقد حکومت و باجناق آقای حسن خمینی
پسران آقای محمدتقی مصباح یزدی
پسر آقای خزعلی - منتقد حکومت
پسر آقای جنتی - منتقد حکومت و یکی هم اعدام توسط حکومت
پسر آقای علی شمخانی
پسر آقای عبدالله جوادی آملی - منتقد حکومت
پسران آقای محمدحسین بهشتی - منتقد حکومت و در حلقه‌ی میرحسین
داماد آقای علی مشکینی - محمد ری‌شهری وزیر اطلاعات تابع حاکمیت
پسر آقای عبدالکریم موسوی اردبیلی - منتقد حکومت و در دانشگاه مفید قم
پسران آقای مرتضی مطهری - محمد منتقد و علی گاه مُنقاد حکومت
پسران آقای میرزاهاشم لاریجانی - همگی دور قدرت
پسر آقای محمدرضا سعیدی - متولی حرم قم تابع حکومت
پسران آقای روح الله خاتمی - هر سه منتقد حکومت
پسران آقای باروتی - حسین باروتی (برادرهمسر حسین شریعتمداری کیهان) عضو بالای سازمان مجاهدین خلق

همین مقدار بس است، می‌توانم از روی حافظه‌ام تا چندین ورق بنویسم چون تمام روابط نسلی آنان را در دفتر یادداشتم (عکس بالا که آپلود نمی‌شود) سال‌هاست نوشته‌ام. نکته اما آن‌که هیچ نشانه‌ایی نیست که آیا آقای احمد خمینی که تلاش کرده بود آقای منتظری را از قدرت کنار بزند، قصدی برای او شده بود که حاکم شود یا نه، اما پسرش حسن خمینی خیال می‌کرد به او حکومت هم می‌رسد این بود پیشنهاد داد حامیان حکومت خیابان بیایند، اما هنوز تصور می‌کند ممکن است هنوزم. بگذرم، داستان پسران در تاریخ مذهب -علی‌الخصوص حکومت- شنیدنی!!! است و خواندنی!!!
چاپ شب : ۲۹ تیر ۴۰۵ دامنه

ویرانی و آبادانی

به بهانه حرف آقای حمیدرضا حاجی‌بابایی نماینده همدان که گفت: "در ایران، با وجود حملات اخیر به پایگاه‌های نظامی و تبادل آتش، مردم ایران احساس جنگ نمی‌کنند." کمی در مورد مسائل روز بنویسم.

وقتی صدام و ایران به مدت ۸سال با هم جنگیدند، نهایتاً پای میز برای پایان جنگیدن نشستند. دو کشور آنگاه وقتی سر راست کردند، دیدند خسارت بسیاربسیار دیدند و هزاران نفر جان باختند و هیچکدام بر یکدیگر پیروز نشدند. ما آن‌زمان جوان بودیم و در کنار بزرگسالان و کم‌سن‌سالان در جبهه شرکت می‌جُستیم که میهن ایران حفظ شود. اما مقامات اکثراً در جنگ نمی‌رفتند، اگرهم می‌رفتند یا بازدید بود و یا سخنرانی‌کردن و فوری به تهران برگشتن و خود را خانه‌های مصادره‌ای جادادن. شعار هم پرطمطراق بود و دور از واقعیت، چه از سوی صدام -که گفته بود سه‌روزه تهران می‌رسد- و چه آقای خمینی -که می‌گفت: "جنگ جنگ تا رفع کل فتنه در جهان"!!! و نیز "راه قدس از کربلا می‌گذرد."- اما عملاً هر دو مقام دو کشور از حرف خود مجبورا" کوتاه آمدند و وزرای خارجه‌ی خود را پای میز مذاکره فرستادند. صدام و ایران پس از ۸سال جنگ، در پی حکم قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل آتش را بستند، مجدداً راه جدا از هم پیمودند. زیرا در ایران یک چهره‌ی پراگماتیست (=عملگرایی به تشخیص منفعت فوری) میداندار کشور شد، حتی نفر دوم نظام بود؛ آقای اکبر رفسنجانی. و صدام سمت تصرف کویت رفت.

اکبر رفسنجانی سکان کشور را در دست گرفت و گفت کشور نیاز به آبادانی دارد. او به رشد اقتصادی وفا نشان داد اما به توسعه سیاسی اعتنایی نکرد و همین موجب شد کشور به سمت خودکامگی بیشتر سیر کند و او مورد انتقاد شدید افرادی از جناح چپ و سایر گروه‌های منتقد نظام جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد و در عوض محبوب جناح راست شود که در تقدیسش شعار ساخته بودند در نمازجمعه و تجمعات سر می‌دادند: "مخالف هاشمی، مخالف پیغمبر است" و از آن سو منتقدین او را "اکبرشاه" لقب دادند. او پس از بحران ۸۸ به ملت پیوست و این بار حکومتی‌ها او را "اکبرفتنه و فتنه‌ی اکبر" لقب دادند و نهایتاً وی را از سیستم سیاسی حذف و رد صلاحیت کردند.

با آن‌که فضای کشور با روش رشد اقتصادی منهای توسعه‌ی سیاسی، دوقطبی شد، اما در اهمیت آبادانی کسی تردید نکرد، مردم در ۲ خرداد ۷۶ با رد آقای علی‌اکبر ناطق‌نوری نامزد مورد حمایت مقامات بالا، آقای محمد خاتمی را به قدرت رساندند و این بار

دخالت ولایتی در امور عراق

آقای علی‌اکبر ولایتی یکی از رهبران مادام‌العمری ج ، ا ، ایران، امروز در گفتاری خارج از پروتکل سیاست خارجی، رفتن آقای زیدی نخست‌وزیر عراق به آمریکا را نپذیرفته است و حتی گفته در دیدار با ترامپ، اندوه برای همدردی با مقامات ترورشده‌ی ایران در قیافه‌اش نبود.

نکته: رفتن یا نرفتن مقام سیاسی یک کشور به آمریکا و یا هر جا، هیچ ربطی به مقامات سایر کشورها ندارد. او هر که هست و هر فکری دارد، با رایزنی ترامپ نخست‌وزیر عراق شد و رفت به کاخ سفید تا اقتصاد عراق را رونق دهد که دینارش در برابر پول ایران از بعد از سقوط صدام، قدرت عجیبی پیدا کرده است. او رفت شرکت‌های آمریکایی را وارد اقتصاد عراق کند. عقل در این است کشورها جنگ‌ها و تحریم‌های فلج‌کننده را از خود دور نگه دارند و شکوفایی اقتصاد و بازار را تقویت کنند و در شریان‌های کشور خون تازه جاری کنند، زیدی این کاره است. آقای ولایتی بهتر است جای خود را با این‌همه سال در رهبریت نظام، برای دیگران باز کنی و برای کشور خسارات بیشتر ازین وارد نسازی. به زبان محلی: تو مگه وکیل وصی دولت عراقی؟!! تو برای ایران حتی مفید نبودی و نیستی و بدون ضابطه در رأس نظام نشستی.
چاپ شب :: ۲۶ تیر ۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی

از شمشیر گذشت و کشور را به دست دانش و رشد سپُرد


سال ۱۳۷۱ یک کتاب مهم به بازار ایران راه یافت با عنوان "پیکار بزرگ؛ ژاپن و جهان خارج" از نویسنده‌ای روزنامه‌نگار آمریکایی که در ژاپن مدت‌ها زیست؛ "ادوین . پی . هووویت"، با برگردان به فارسی "فرید جواهرکلام". این کتاب تصویر دیگر از ژاپن به جهان نشان داد، هر کس پیش از آن نام ژاپن را می‌شنید یاد سامورایی‌های موبلندِ شمشیربه‌دست! و زن‌های کیمونو پوش در کمر و خانه‌های چوبی و کاهی با درهای کشویی می‌افتاد، اما ژاپن هوشمندانه شمشیر را با پیشرفت و توسعه و دموکراسی چندحزبی و رشد حیرت‌انگیز در اقتصاد و اخلاق، جابه‌جا کرد که اینک صنعت و روحیات آن ملت اخلاق‌گرا، زبانزد ایرانیان و جهان شد. این سرزمین، نه صِنف عریض و طویل روحانیت ج ، ا ، ایران را داشت که تبلیغ‌گری آنها گوش فلک را کر کرده‌است! و نه ایدئولوژی مطلقه‌ی دخالت‌گرا را دارد، بلکه روی عقل و اخلاق و علم و روابط آشتی‌جویانه جهان برگشت و به این روزهای شکوهمند رسید.

یاد که نمی‌گرفتند و نمی‌گیرند یک‌دندگان و خودکامگان. درود بر هر سرزمینی که حاکمان خود را با اراده و آزادی عوض می‌کنند و قانون حاکم است و رونق اخلاق و اقتصاد.
 ۲۴ ، ۴ ، ۱۴۰۵ :: دامنه : ابراهیم طالبی دارابی

تضاد در درون جناح راست

یک تحلیل خیلی فشرده و فوری

از ۲۳ خرداد ۴۰۴ تا اکنون ۲۴ خرداد ۴۰۵ که اسرائیل عملیات ترور سران نظامی و سیاسی و امنیتی و اطلاعاتی نظام ایران را از درون سوریه و لبنان به درون مرز ایران کشانده و همچنان وضعیت بد "نه صلح، نه جنگ" بر نظام ج . ا . ایران حکمفرما کرده، حکومت درین مدت در کشور به طرز خاصی اداره می‌شود؛ حلقه‌ی بسته و پشت پرده.

درین میان، بین‌شان بر سر دو اقدام نظام، تضاد است. این تضاد، تضادی دیرین در درون جناح راست بوده است که اکنون به علت ترورهای آشکار، آشکار شده است: برخی ازین جناح، به‌هرحال به این نتیجه رسیدند باید با آمریکا مذاکره کنند و برخی دیگر همچنان جولان می‌دهند، نه، باید به همین شیوه‌ی این یک سال، موشک زد و پهپاد پرتاب کرد. جالب این است هر دو کار را خود افراد دخیل جناح راست نظام دارند پیش می‌برند، اما آن دسته از جناح راست (=باند خیلی تند) که مذاکرات را زیر سؤال می‌برند، اسم خودشان را مثلاً انقلابیِ انتقامی گذاشته‌اند که گویی رگ غیرت را دارند نشان می‌دهند. ولی آن دسته از جناح راست (=باند کمی کُند) که ادامه‌ی کِشدار نبرد موشک و پهپاد را لازم نمی‌دانند و مذاکرات را تن دادند، اسم‌شان از سوی همان باند می‌شود فراموش‌کنندگان خونِ ترورشدگان. به عبارتی سازشکاران.

بگذرم. این جناح که کامل کشور در اختیارشان قرار گرفت -چه باند تند، چه باند کُند- بین خود شرم می‌کنند که نکند با این وضعیت در حال وقوع ارزان و لرزان و لغزان، پیش آن "برجام" که فرجامِ مذاکرات بدون جنگِ «ظریف - روحانی» بود، کم آورند و مردم به رُخ‌شان کِشند پس چی شد؟! همان شد و حتی بدتر از آن شد که!!!

در واقع سیاست در منظر این دو باندِ طیف راست، حالت حیثیت پیدا کرده است، و برای‌شان تشخیص منفعت و آرامش و رفاه ملت چندان درخور اهمیت نیست. هنوز زود است اصل ماجرا، تحلیل نهایی شود. تا آن روز باید روز شٌمرد. و من روزی که مقدور و مفید شد به تحلیل تفکر دو جناح چپ و راست بر سر مسائل حاد و حال ج . ا .  ایران خواهم پرداخت. البته باند وسط از جناح راست که روزنامه‌ی خراسان -بخشی از آن است- حتی برین نظرند تمام رفتار اسرائیل و آمریکا تاکتیکی هست برای تمدید فرصت در جنگی که بر روی نظام ایران خواهند گشود. 

نکته‌ی سیاسی: عملاً در نبودِ جناح چپ بر مصادر کشور، جناح راست با تشویش درون‌جناحی، سه باند گردیده‌اند: ۱. تند، ۲. کند ، ۳. اندر میون.

نوشته‌ی چندی پیش من در یکشنبه : ۲۴ ، ۳ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی