وقتی خون انسان از سوی قدرت، به "سه فنیگ" نیَرزد
نقل است که "آغامحمدخانِ" قاجار در واپسین پند خویش به نایبالسلطنهاش -فتحعلیشاه- گفته بود:
"تداوم فرمانروایی بر ایران، در گِروِ نادانی یا ناداریِ رعیت است؛ مردم را یا در جهل نگه دار و یا در گرسنگی."
پِتر اول (=تزار روسیه) از یک دهقان پرسید با پولت چه میکنی؟
دهقان گفت: سه قسمت میکنم:
۱. قرضم را میدهم!
۲. قرض میدهم!
۳. دور میریزم!
پتر حاکم روسیه گفت: نفهمیدم مقصودت چیست.
دهقان جواب داد:
۱. با غذادادن به پدرومادرم، قرضم را پس میدهم!
۲. با غذادادن به پسرهایم، پولم را قرض میدهم!!
۳. با بزرگکردن دخترهایم، پولم را دور میریزم!!!
تزار گفت: عجیب تیزهوشی دهقان.
از داستانهای تولستوی برداشتِ آزاد کردم و با ادبیات خودم بازنویسی کردم.
نکته: در طول تاریخ بشر، این نگاه سوم به خلقت وجود داشت. تولستوی این ضعف را نشان داد با این داستان. بگذرم. بند ۱ و ۲ پند و تعلیم است، بند ۳ نقد و گِله و شکایت بر رویکردی بد در طول خلقت.
۱۰ مرداد ۴۰۵ دامنه ابراهیم طالبی دارابی
از آن "غزنه"ی آباد و دستگاه پرشکوه سلطان محمود غزنوی به قول دکتر غلامحسین یوسفی در کتابش "چشمهی روشن؛ دیداری با شاعران" ص چهل و شش "جز دو مناره و سنگی و کتیبهای بر مزار او، چیزی بر جای نمانده است." آن سلطان -که در چهارصد و بیست و یک در غزنه درگذشت- وصیت کرد در "باغ پیروزی" دفن شود.
جالب است سلاطین حتی برای قبر خود هم وصیت میکنند که ظفرمند و باشکوه و پیدا و نمایان و درخشان و حتی پر زرق و برق به نظر برسند. بیعلت نبود که سلطان محمود غزنوی را به دلیل "جنگهای بسیار" "سلطان غازی" (=جنگجو) نام نهادند. بگذرم. پنجشنبه : ۲۴ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
در واقعهی تراژدیک (=جانسوز و غمبار) کربلا آن فرماندار، آن فرمانده، آن جنگنده و آن نمایندهی تامالاختیار یزید بن معاویه، یعنی "ابن زیاد" -که فردی خشن و شلّاقی بود و سیاستِ "تازیانه"ای داشت- آب!!! را بر روی هفتاددو تن و آن تعداد زنان، فرزندان، شیرخوارگان و همراهان بدونِ سلاحِ امام حسین -سلام بر او باد- بست. به نظر میرسد اگر آن روز اینترنت از سوی مغربزمین ساخته شده بود، این "ابن زیاد عُبیدالله" پسر "مرجانه" به جای آب، اینترنت را میبست و از روی دستِ "وزارت ارتباطات" (=بخوانید وزارت "قطع ارتباطات") به امر آن "جا"ی خاصِ دستوردهندهی!! حکومت، چقدر آسان، آسوده و راحت، کپی برمیداشت!!!
چه بد بود !! در وقتِ حکمرانی "عُبیدالله بن زیاد" آن سرسپردهی یزید پسر معاویة بنِ ابی سفیان بنِ حَرب، اینترنت نبود، در عوض شَریعهی پرآبِ فُرات بود. بستن و تشنگیدادن، کاری بَسّ غیرانسانی و فاقد رفتار اخلاقی است، حتی ملتی را که به جای آب، اینک تشنهی اینترنت شده باشد؛
بستن اینترنت، عین بستنِ آب است؛ زشت، ضدآزادی و قباحتآمیز. یکشنبه ۶ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی