چهار خاطرهی طنز سیاسی
آرش (فریدون کمانگر) بازجو از او سؤال میکند فضل الله مجاهدین علی القاعدین چه کسانی هستند؟
علی شریعتی میگوید: با "فضُلاله مجاهدین" هیچ رابطهای نداشتم! اما "علیٖ قاعدین" من هستم!!!
زندیپور بازجو از او سؤال میکند تاکنون ترور هم کردی؟
علی شریعتی گفت: آری! در قتلِ هابیل توسط قابیل!! [لابد با بیل!!]
یک سرباز زندان از او پرسید جرمت چی بود، اسلحه داشتی؟
علی شریعتی گفت: آری.
سرباز گفت: آرمش چیه؟
علی شریعتی گفت: خودکار. [اشاره به قلم که اسلحهی نویسندگی زندهیاد دکتر علی شریعتی بود]
روزی زندیپور به او میگوید شاه سمبل کشور است و هر که با شاه مخالفت کند خائن است.
علی شریعتی گفت: پس همهی شاهها خائن هستند! چون همهی آنها علیهی شاههای قبلی مبارزه کردند به قدرت رسیدند.
در مورد خاطرهی یک و دو، دو نکته بگویم: ۱. جواب شریعتی نشان میدهد ساواک از رابطهی افراد متفکر با "سازمان مجاهدین خلق" عصر شاه واهمه و کنجکاوی داشت. ۲. شریعتی در مورد قابیل و هابیل خیلی مطالب نوشته بود و حرفش این بود قابیلها غلبه دارند بر مذهبها و ملتها.
منبع این چهار خاطره
ص ۱۸۳ کتاب "طرحی از یک زندگی"
نوشتهی پوران شریعت رضوی همسر دکتر علی شریعتی
یادداشت روز :: دامنه : ابراهیم طالبی دارابی