آشنایی با لغت
۱. غیرت یعنی کسی امور شریف را از دستِ نااهل، دور نگه دارد. دامنه
۲. جوع یعنی سلبِ رفاه و معیشت ملت. خوف یعنی سلبِ امنیت جانی و فکری مردم. دامنه
۳. صبر در اصل به معنای "حبسکردن" است؛ چه حبس درد در دل فرد، چه حبس اندوه انبوه درد فقر و ستم توسط یک ملت. دامنه
۴. شهر جدّه در عربستان به این علت جده نام گرفت چون حوّا آن جا مدفون است که در تلقی مذهبیون، جدهی آدمیان است. زن و مرد برابرند؛ چه آدم و چه حوا. دامنه
۵. عبرت به معنای عبور است. عبور از غرور. عبور از ستم. عبور از خودکامگی. عبور از تکاثر، عبور از تنافُس (=خودبینی) عبرت، اول از همه نیاز اصلی حاکمان است تا از بسیاری از عیبهای خود عبور کنند. دامنه
ادامه لغت:
۶. کلمه از کَلْم -به سکون لام- است و کَلْم به معنای جراحت است. کلمه و کلام ازینروست که دل انسان را جریحهدار (=زخمی) میکند. مثال: ریشهی بیشتر جنگها، کلمات است که رهبران کشورها به همدیگر میگویند؟ همیشه، رهبران کشورها اول یکدیگر را ترور کلامی کردند سپس ارتشهای آنان به مصاف هم رفتند و جنگ کردند. بگذرم. دامنه
۷. عفت یعنی مراعات حد اعتدال و مراقبت بادقت از هوَسرانی. دامنه
۸. مُسلمان جدا از اصل لغت، ریشهاش آنجاست که روزی از سلمان میپرسند تو کیستی؟ به لهجهی کازرونی گفت مُو؟! سَلمانم. از آن روز به بعد به کسی که اسلام میآوُرد میگفتند مسلمان شد. اشاره به لفظ سلمان فارسی که گفته بود مو سلمانم. یعنی من سلمان هستم مساوی تلفظ مُسلمان. دامنه