ابراهیم طالبی دارابی 1405/5/11 16:08
در عقلانیت، پدیدهی "دولت" مفهومی مدرن است و به قول بسیاری از عاقلان و خردمندان: "اجرای احکام فقه یا مذهب" به هیچ دولتی در هیچ مملکتی سپرده نشده است. مذهب، امری فراگیر و فردی است و بستگی به فرد فردِ آن ممالک دارد که آیا مذهب را بپذیرند یا نپذیرند. تازه اگر یک مذهب را پذیرفته هم باشند، مذهب حق حکومت بر مملکت را ندارد. هر کس هم بگوید من از سمت مذهب بر شما حکومت میرانم، عقلانیت آن را رد میکند چون حکومت از آن خود ملت آن سرزمین است.
آری؛ مذهب عهدهدار هیچ مملکتی نیست اگر اجرای احکام مذهب، شدنی بود، خودِ پیغمبر آخرین دین -که مسلمانان میگویند اسلام است- در قبیلهی خودش قُریش پیاده میکرد، نه فقط پیاده و اجرا نشد حتی از مکه به یک شهر دیگر پناه برد و قبیله هم چندین فرقه شدند. بگذرم. ایران مال خود تفکر ایرانی و خِرَد ایرانی است که نسل نو بیتردید آن را باز خواهد یافت؛ با آرامی و مدنی.
۱۱ مرداد ۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
ابراهیم طالبی دارابی 1405/4/28 09:30
در مغربزمین -زیستگاه آزاد فیلسوفان بزرگ جهان- عقل طی سه مرحله به فهم خود رسیده است:
- مرحلهی اول ← قرون وُسطیٰ
در عصر سِنت آگوستین که قائل بودند وحی واقع میشود و از عقل ایمان میطلبد؛ گویی، از خارج از عقل، به عقل دستور و خطاب صادر میشود. - مرحلهی دوم ← قرون جدید
در عصر رِنسانس که مرز عقل از وحی فرو میریزد؛ که عقل، خودش را در یک کوشش بیپایان برای فهم جهانی بیمرز برای فهم خود بیمرز، میفهمد. - مرحلهی سوم ← عصر معاصر
در عصر نو که از آن دو مرحلهی ۱ و ۲ عبور میکند و عقل خودش یک واقعیت میشود و این عقل آدمی است که جهان را جهان میکند و اصول اخلاق را میسازد. این عقل، خودش تأسیسکننده است. همهچیز از عقل شروع میشود و قبل از عقل چیزی نیست. چون هیچ حقیقت و دستوری از قبل وجود ندارد.
درین عقل مرحلهی سوم فهم، ریشهی غیبی و معجزهآسایی و وحی و بشارت معنی ندارد. چونکه عقل در فهم خود در مرحلهی سوم دریافت که بیرون از عقل، هر چه رنگ معجزه و دستور و ... دارد، در واقع ساخته و پرداختهی ذهنِ آرزومندانهی خودِ آدمی است.
دانشوران پرتلاشتر میتوانند این بحث را در گفتار "وحی و آزادی عقلی انسان" ارائهشده در "انجمن حکمت و فلسفه" سال ۱۳۷۳ مندرج در مجلع کیان شماره ۲۵ ص ۱۶ چاپ تیر ۱۳۷۴ رجوع کنند. بگذرم.
۲۸ تیر ۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی