آزادی عقلی انسان
در مغربزمین -زیستگاه آزاد فیلسوفان بزرگ جهان- عقل طی سه مرحله به فهم خود رسیده است:
- مرحلهی اول ← قرون وُسطیٰ
در عصر سِنت آگوستین که قائل بودند وحی واقع میشود و از عقل ایمان میطلبد؛ گویی، از خارج از عقل، به عقل دستور و خطاب صادر میشود. - مرحلهی دوم ← قرون جدید
در عصر رِنسانس که مرز عقل از وحی فرو میریزد؛ که عقل، خودش را در یک کوشش بیپایان برای فهم جهانی بیمرز برای فهم خود بیمرز، میفهمد. - مرحلهی سوم ← عصر معاصر
در عصر نو که از آن دو مرحلهی ۱ و ۲ عبور میکند و عقل خودش یک واقعیت میشود و این عقل آدمی است که جهان را جهان میکند و اصول اخلاق را میسازد. این عقل، خودش تأسیسکننده است. همهچیز از عقل شروع میشود و قبل از عقل چیزی نیست. چون هیچ حقیقت و دستوری از قبل وجود ندارد.
درین عقل مرحلهی سوم فهم، ریشهی غیبی و معجزهآسایی و وحی و بشارت معنی ندارد. چونکه عقل در فهم خود در مرحلهی سوم دریافت که بیرون از عقل، هر چه رنگ معجزه و دستور و ... دارد، در واقع ساخته و پرداختهی ذهنِ آرزومندانهی خودِ آدمی است.
دانشوران پرتلاشتر میتوانند این بحث را در گفتار "وحی و آزادی عقلی انسان" ارائهشده در "انجمن حکمت و فلسفه" سال ۱۳۷۳ مندرج در مجلع کیان شماره ۲۵ ص ۱۶ چاپ تیر ۱۳۷۴ رجوع کنند. بگذرم.
۲۸ تیر ۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
متن ها و نظرها:
پاسداشت حرکت "حسینی" به چیست؟ ( ۱ )
بنا دارم چند یادداشت کوتاه در مورد حرکت حسینی بنویسم. کوششم برین است از نوشتن حرف سنجیده، نقد انحرافات، رد خرافات و طرح اشتباهات ترسی به دل راه ندهم، زیرا هر فرد به حکم از اخلاق و حقوق اجتماعی، آزاد است علاقه یا عریضه یا عقیدهی خود را از حرکت "امام حسین" بیان کند و نیاز دیدم حرکتی را که به عاشورا انجامید و سپس دستاوردهای آن از راه سوگواری و آئین هیئتی و رفتارهای آخوندی به یغما رفت، به شیوهی عقلانی و اخلاقی و بر پایهی مقدار اطلاعاتی که در حافظهام دارم، مورد بررسی قرار دهم. شروع حرفم این است:
یک حاکمی که ستمگری و حیلهگری و دنیادوستی او بر بسیاری افراد بزرگ آن روزگار آشکار بود اما از ترس شکنجه و زندان و نفیِ بلَد و هزار مکافات دیگر با او همدستی و از او پیروی و سَر و سِری داشتند- شاهد بودند پسر نالایق خود را بر تخت خلافت گذاشت که ادعا داشت جای پیغمبر است که او نشست. اما یک نفر شهامت داشت در برابر این خلاف بزرگِ خلافت انحرافی بایستد و آگاه و آزاد بگوید این فرد ناشایست، حق حکومت بر ملت و تصرف مذهب را ندارد. دست بیعت به او دراز نباید کرد و اگر از مدینه و مکه آواره و یا توسط شمشیربهدستان حکومت کشته شود، و دشنه بر سینهاش فرو کنند، هرگز تن به خواری خفت و ذلیلی ذلت و تأیید حکومت خونریز را ندهد. آن فرد جز حسین نوهی پیغمبر هیچ کس دیگهای نبود. مرد آگاهی و آزادگی و رستگاری.
همین تحرک، نقطهی شروع حرکت بود که به قیام حسینی و حرکت حسینی و واقعهی تاسوعا-عاشورا شُهره شد؛ واقعهای رهاییبخش و انسانساز که اینک روزگاری است آن را از هویت و ماهیت اصلیاش خارج کردند و به نمایشهای ظاهرگرا و خرافاتی و انحرافی آویختند و قدرت پیام عاشورا را در قدرت حکومت و سلطه و خرافهپرستی و خامکردن پیروان خود، مدفون ساختند. خواهم گفت.
در قسمت دوم، بحث را با مثالهایی بارزتر پی میگیرم. لازمهی اخلاقی است از دوست خردمندم که مرا فرا خواند درین مورد، وارد شوم، سپاسگزاری کنم.
شبهنگام سی خرداد ۱۴۰۵ پنجم ماه محرم :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
پاسداشت حرکت "حسینی" به چیست؟ ( ۳ )
حرکت حسینی -که واقعهی انسانساز و سرشار از پیام اخلاق و زندگی بدون وجود حاکم مستبد و ستمگر بود- کمکم توسط راویان و غالیان، از محتوای واقعی آن خارج یا به انحراف کشانده شد. در مورد خود صحنهی نبرد، روایتگری و تفسیر نادرست شد. طوری تفسیر و روایت کردند که انگار دو سمت ماجرا تا توانستند کشتند و قتلگاه کربلا را دریای خون ساختند، حال آن که سمت امام حسین، اصلاً لشگر و نیرویی برای جنگیدن نبود و حسین افراد همراه خود را به ساز و برگ جنگی مجهز نکرده بود. چون برای جنگیدن نیامیده بود، فقط تعدادی پیروان و خویشاوندان را همراه خود ساخت. حتی وقتی فهمید جنگ با او خواه ناخواه در خواهد گرفت، دفاع متعارف کرد که اغلب یاران او و خودش در برابر آنهمه جنگجویان کینهجو چارهای جز فدای جان نداشتند.
بنابرین حماسهبودن عاشورا از جنس انسانیت و تلاش برای جنگنشدن و درس صلح و خوننریختن در تفکر امام حسین علیهالسلام بود. اما تعدادی از روضهخوانها و مداحها و راویها برای تحریک احساسات مذهبیون و پولدرآوردن از ماجرا، صحنهها را با تحریف و غُلوّ و دروغ آلودند و از آن به نفع امیال و نیازهای مادی و کیسهدوزی خود، سود جستند.
مثلاً کتابی را من چندین سال پیش خواندم که حضرت عباس آنقدر از لشگر طرف مقابل کُشت و کُشت و کُشت!!! که خون آنان تا شکم و سینهی اسب عباس را گرفت. خواستند قدرت عباس را مثلاً ترسیم کنند، حال آنکه عباس پیش از وقوع واقعه. توسط لشگر مقابل مورد حملهی غافلگیرانه و ناجوانمردانه پس از خروج از شط یا شریعهی فرات قرار گرفت. محصول حرف این قسمتم اینه دروغ و تحریف تقریباً ادویهی روضه و مداحی عدهای درآمده تا بیشتر بفریبند و بیشتر بچاپند. بگذرم.
دوشنبه ۱ ، ۴ ، ۱۴۰۵ ، هفتم محرم :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
پاسداشت حرکت "حسینی" به چیست؟ ( ۴ )
سوگواری و روضهخوانی و نوحهخوانی همپای واقعهی عاشورا از همان زمان روان شد اما به جای آن که خون پیام عاشورا در رگ سوگواری جاری شود، خون سوگواری در رگ حرکت عاشورا تزریق شد و حرارت کلامی و ارتعاش فکری آن واقعه را در خود فرو بُرد. پیام عاشورا ازجمله این بود:
- مکتب و مذهب، در ید حاکم مستبد نباید قرار گیرد.
- تزلزل سیاست، مذهب را با خود متزلزل میکند.
- ایستادن مذهبیون در برابر خرافات و دین دولتی یک چارچوب است.
- ایمان زمانی موجب عزت و رستگاری است که انسان حقوقش پایمال نشود.
- حکومت از جانب مردم است، پسر معاویه حق نداشت سیاست را موروثی و مضحک کند.
در گذر زمان، سوگواری جای اندیشهپردازی نشست و مسیر آزادگی و آزادی توسط روضهخوانان و حاکمان به سود قدرتِ دیکتهوار، گذشت. مثلاً
در حکومت شاهعباس که چند فقیه، ولیّ دربار شدهذبودند، کنار قدرت نشستند و مذهب و تفکر مذهبی را به ظاهرگرایی منحط بردند. به قول دکتر علی شریعتی در چنین نوع حکومت و فقه و مذهبی:
"مردم باید امام را بپرستند، اما نشناسند، محبت را جانشین معرفت کنند." و سلاطین آن "خود را شِبهخدا میکنند" و شروع میکنند به افکار خرافی و سرگرمی خلق مثلاً گفتند "حضرت جواد از درِ بسته، وارد اتاق شد!! اما نگفتند او با خلافت و حکومت وقت، چه کرد؟!
برای این جملهی نقل قول رجوع شود به ص ۱۴۲ کتاب تشیع،،، دکتر شریعتی مشهد انتشارات سپیدهباران
خلاصه کنم این قسمت بحثم را: کاسبکاری پولی و فریب احساسی از حرکت حسینی، ادامهی واقعهی عاشورا نیست، که جنسس پیام و کلام و حقوق انسان بوده است، بلکه چنین شیوهای انحراف بزرگ از آن پدیدهی مذهبی در برابر خشونت عریان دینی است. در منطق این طرز سوگواران، آب و تازیانه در کربلا بزرگتر از فریاد رسای فکری امام حسین است که خروش داد که ای مردم، آزاده باشید، با آفریدگار به پرستش و عشق و کُرنش درآید نه با سلطان و حاکمان، گفت حتی اگر به دین در نیایید، آزادگی پیشه کنید. آزادی و آزادی به نظر من بالاتر از دین و مذهبی است. زیرا غایت انسان، آزادی و زیر بار نرفتن هر جنس از بردگی است. حسین، ضد بردگی بود.
سهشنبه : ۲ ، ۴ ، ۱۴۰۵ ، هشت محرم :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
هر سال نهِمروز را اوسا میرفتیم، همیشه هم پیاده از اوسصحرا. امسال هم (۳ تیر ۱۴۰۵) روی همان روال ما. عرض ادبی هم کردم به محترمان اوسا که بسیار مهماننوازانه برخورد کردند، اما ما قرارگاهمان خونهی دخترعمهام سدرباب - آقای اصغر مهاجر است. سپاس فراوان از پذیرایی و باز نیز خاطرات ایام ماضی. شیخ حمید مهاجر هم در همین حیاط خونهشون نماز ظهر را پیشنمازی کرد که عکسی ازین عبادت افراد ثبت کردم. دامنه
پاسداشت حرکت "حسینی" به چیست؟
تردیدی نیست که حرکت "حسینی" به یک مکتب (=آموزه) و به یک مسلک (=آئین) درآمده است اگر مکتب نتواند مسلک را تغذیه کند، کمکم مسلک از محتوای فکر و اندیشه تخلیه میشود و مکتب را میبلعد.
مسلکِ حرکت حسینی به سوگواری و ظاهر پاسداشت میانجامد که در حد عقلانی و اخلاقی و متعارف آن، امری قانعکننده است.
اما مکتبِ این حرکت عاشورایی شامل تفکر و "راه حسین" است که ملاک درجهی اول آن، انسانیت و آزادگی (=ضد بردگی) است. حال اگر سوگواری (=منبر، نوحه، نذر، ماتم، هیئت، دوره، علَم، کُتل، سنج، طبل، قمه، زنجیر، سینه، سنگ، گریه، اشک، مویه، مَشک، گلاب، دسته، و ...) شکل فقط ظاهری و حکومتی و سیاسی و چشمهمچشمی به خود بگیرد، پیام عاشورا محاصره میشود و نمیگذارد محرم، ماه آزادگی و آزادی و رستگاری و حضور عقل در صحنه باشد، بلکه ماهی برای مانور برخی ظاهرگرایان، جولان برخی مداحان و تقلای برخی روضهخوانان درمیآید که خروجی تمام این سه دسته، توقف فکری و تعطیلی تعلیمپذیری از نهضت فکری و اخلاقی و انسانی و سیاسی امام حسین است.
گرامیداشت عاشورا میتواند فرصت بزرگی باشد تا اندیشهها و اخلاقیات و معنویات، توسط هر متفکری از تریبون تکایای امام حسین درین مملکت، عرضه شود، نه اینکه پاتوق برخی آخوندهای حکومتزده شود که هر خرافه و تحریفی را به خورد مردم دهند و در عوض ازین راه، پول به کیسه بزنند و مردم را پای حکومت ذبح و خورد و خوار کنند. بلی، دستهروی بالاترین تشریفات زیبا برای حرکت حسینی است که میتواند مهمترین تریبون معرفی تفکر اخلاقی، انسانی و سیاسی امام حسین شود. اما... . بگذرم.
یک کژراهه مثال بزنم که چقدر انحراف میتواند سرشت انسان و سرنوشت مذهب را حتی صدمه و لطمه زند: در تاریخ آلمان هیتلری داریم که هاینریش هیلمر فرمانده سپاه آلمان و ریاست کل اردوگاهها و سرکردهی "اس.اس"ها میگفت ما دنبال رضایت پیشوا هستیم، هر کاری را را روا میدانیم که بر پیشوا پسند افتد. او حتی اجازه داده بود دانشمندان علمی آزمایشات خود را به جای موشها بر روی زندانیان اردوگاهها انجام دهند!!! تز هیلمر این بود: زندانیان سیاسی "ذهن بردهوار" دارند که باید تحت "انضباط بدنی سختی" باشند، زیرا از "آموزش عقیدتی و مکتبی" کاری ساخته نیست! او مخالفان پیشواهیتلر را رسماً "انگل" میدانست که باید با آنان پیکار کرد و از بین بُرد و نیست و نابودشان کرد.
بنابراین؛ وقتی پیشوا جای مذهب نشست، آلمان چنان شد که همگان خبر دارند سیر قهقرایی پیشوا، جهان را به ماتم فرو برده بود و میلیونها آدم در کوره و خیابان و جنگ و خانه و زندان و صحرا و دریا و هوا، به ذغالسوخته تبدیل شدند!!!
مثال زدم تا فقط به صورت ملموس و واقعی روشن کنم، مکتبها گاه توسط مسلکها مخصوصاً پیروهای مقلدوار، به کجاها کشانده میشود؛ زندگی را مُردگی میکنند و آزادی و آزادگی را به بردگی میکشانند و همهکارها میشود که بتوانند همه بشوند بردهی پیشوای دونپایه، نه آفریدهی آزاد آفریدگار بلندمرتبه. اما دنیا هیچگاه از آدمهای آزاد و آزاده و از تفکر گرایش به ← آفریدگار + عقلانیت + اخلاقیات (سه ضلع اصلی باور در انسان صاحب عقل) تهی نمیشود. چهارشنبه : ۳ ، ۴ ، ۱۴۰۵ ، نهم محرم :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
پاسداشت حرکت "حسینی" به چیست؟ ( ۶ )
حرکت حسینی. دمیدن روح در آزادی بود و آموخت تا مطیع زورمندان نباید بود. به عشق و پرستش معنا بخشید. به قول آقای مهندس مهدی بازرگان در کتاب عشق و پرستش (ص ۱۹۵) : "دینامیک (=تحرک و حرکت) برای بشر مهم است، نه ستاتیک (=سکون)." و از نظر من، حسین -علیهالسلام- حرکت بود رستاخیزانه و رستگارانه علیهی ظلم، نه سکوتی مرگبارانه و سازشکارانه برای سکون.
آری؛ حرکت حسینی ضد سکون و هر نوع استبدادی بود. مخالفان آزادی، سختگیران حقوق مردم، کُشندگان انسان و سرسپردگان ستمِ ستمگران اگر هم بر مصائب حسین گریه بکنند، روضه بخوانند، سوگوارش شوند، دم از عاشورا بزنند، در حقیقت صورت محرم را شعارشان میکنند اما حرکت امام حسین را هرگز نفهمیدهاند و اثر تفکر حسین علیهی ستم را درک نکردهاند و از کنار آن میگذرند. نمیشود حسینی بود، اما یزیدی عمل کرد. حسین هر معبودی جز آفریدگار را نفی مطلق کرد و کُرنش و هراس از حکومت دروغ و دغل و بیدادگر را ذلت زندگی و خواری انسانی اعلان کرد. حسین اشاعهی عدالت را فریاد کرد و علیهی اِعاشهی (=عیش و نوش) حیات!! ایستاد. او ایمان و انسان را به سیاست سرکوب و حکومت پلید نفروخت. او در برابر پسر نابکار معاویه سر خم نکرد و درس ماندنی تاریخ را از خود بر جای نهاد. مگر شاعر نگفت:
آدم از بیبصَری بندگیِ آدم کرد
گوهری داشت ولی قدر قُباد و جَم کرد
یعنی از خوی غلامی، ز سگان پستتر است
من ندیدم که سگی، پیش سگی سر خَم کرد
درکِ بزرگداشت دردِ روز بزرگ عاشورا بر دردمندانِ مصائب و مسائل آن انسان اُسوه و نمونه و بر عاشقان راه حسین و بر عاملان به پرستش آفریدگار و بر پیروان آزادی و آزادگی و بر برپادارندگان حقیقتگرای مکتب و مسلک امام حسین گوارا و تسلّا باد.
پنجشنبه : ۴ ، ۴ ، ۱۴۰۵ ، دهم محرم :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی