ابراهیم طالبی دارابی 1405/5/17 12:31
نقل است که "آغامحمدخانِ" قاجار در واپسین پند خویش به نایبالسلطنهاش -فتحعلیشاه- گفته بود:
"تداوم فرمانروایی بر ایران، در گِروِ نادانی یا ناداریِ رعیت است؛ مردم را یا در جهل نگه دار و یا در گرسنگی."
ابراهیم طالبی دارابی 1405/5/17 09:15
آرش (فریدون کمانگر) بازجو از او سؤال میکند فضل الله مجاهدین علی القاعدین چه کسانی هستند؟
علی شریعتی میگوید: با "فضُلاله مجاهدین" هیچ رابطهای نداشتم! اما "علیٖ قاعدین" من هستم!!!
زندیپور بازجو از او سؤال میکند تاکنون ترور هم کردی؟
علی شریعتی گفت: آری! در قتلِ هابیل توسط قابیل!! [لابد با بیل!!]
یک سرباز زندان از او پرسید جرمت چی بود، اسلحه داشتی؟
علی شریعتی گفت: آری.
سرباز گفت: آرمش چیه؟
علی شریعتی گفت: خودکار. [اشاره به قلم که اسلحهی نویسندگی زندهیاد دکتر علی شریعتی بود]
روزی زندیپور به او میگوید شاه سمبل کشور است و هر که با شاه مخالفت کند خائن است.
علی شریعتی گفت: پس همهی شاهها خائن هستند! چون همهی آنها علیهی شاههای قبلی مبارزه کردند به قدرت رسیدند.
در مورد خاطرهی یک و دو، دو نکته بگویم: ۱. جواب شریعتی نشان میدهد ساواک از رابطهی افراد متفکر با "سازمان مجاهدین خلق" عصر شاه واهمه و کنجکاوی داشت. ۲. شریعتی در مورد قابیل و هابیل خیلی مطالب نوشته بود و حرفش این بود قابیلها غلبه دارند بر مذهبها و ملتها.
منبع این چهار خاطره
ص ۱۸۳ کتاب "طرحی از یک زندگی"
نوشتهی پوران شریعت رضوی همسر دکتر علی شریعتی
یادداشت روز :: دامنه : ابراهیم طالبی دارابی
ابراهیم طالبی دارابی 1405/5/15 08:51
ی وقت آقای احمد شاملو در کنایه به سهراب سپهری در مورد شعر معروفش «آب را گِل نکنیم» گفته بود:
"وقتی انسانها چنین در ویتنام قتلعام میشوند، چگونه میشود شاعری نگران آب خوردنِ یک کبوتر باشد!"
و سهراب در پاسخ گفته بود:
"انسانی که نگران آب خوردنِ یک کبوتر نباشد، همان انسانی است که به راحتی آدم هم میکشد..."
ابراهیم طالبی دارابی 1405/4/29 17:18
پسران آقای احمد خمینی
پسران آقای اکبر رفسنجانی
پسران آقای مهدی کروبی - منتقد حکومت
پسر آقای فاضل لنکرانی
پسر آقای کاظم نورمفیدی - منتقد حکومت و باجناق آقای حسن خمینی
پسران آقای محمدتقی مصباح یزدی
پسر آقای خزعلی - منتقد حکومت
پسر آقای جنتی - منتقد حکومت و یکی هم اعدام توسط حکومت
پسر آقای علی شمخانی
پسر آقای عبدالله جوادی آملی - منتقد حکومت
پسران آقای محمدحسین بهشتی - منتقد حکومت و در حلقهی میرحسین
داماد آقای علی مشکینی - محمد ریشهری وزیر اطلاعات تابع حاکمیت
پسر آقای عبدالکریم موسوی اردبیلی - منتقد حکومت و در دانشگاه مفید قم
پسران آقای مرتضی مطهری - محمد منتقد و علی گاه مُنقاد حکومت
پسران آقای میرزاهاشم لاریجانی - همگی دور قدرت
پسر آقای محمدرضا سعیدی - متولی حرم قم تابع حکومت
پسران آقای روح الله خاتمی - هر سه منتقد حکومت
پسران آقای باروتی - حسین باروتی (برادرهمسر حسین شریعتمداری کیهان) عضو بالای سازمان مجاهدین خلق
همین مقدار بس است، میتوانم از روی حافظهام تا چندین ورق بنویسم چون تمام روابط نسلی آنان را در دفتر یادداشتم (عکس بالا که آپلود نمیشود) سالهاست نوشتهام. نکته اما آنکه هیچ نشانهایی نیست که آیا آقای احمد خمینی که تلاش کرده بود آقای منتظری را از قدرت کنار بزند، قصدی برای او شده بود که حاکم شود یا نه، اما پسرش حسن خمینی خیال میکرد به او حکومت هم میرسد این بود پیشنهاد داد حامیان حکومت خیابان بیایند، اما هنوز تصور میکند ممکن است هنوزم. بگذرم، داستان پسران در تاریخ مذهب -علیالخصوص حکومت- شنیدنی!!! است و خواندنی!!!
چاپ شب : ۲۹ تیر ۴۰۵ دامنه
ابراهیم طالبی دارابی 1405/4/26 18:48
زندهیاد خانم پروفسور "آن ماری شیمل" معتقد بود "صلح یک مسافرت است، یک روندِ هرگز تمامنشدنی." او که روی عرفان در مذهب کار کرد یک جمله دارد که وقتی روی آن تمرکز میکنم هرچهبیشتر به بیراههروی سبکمغزان مذهبی و تنگنظران مذهبی، مطمئنتر میشوم که چه چیزهایی بر این سه مذهب وارد کردند!!! جملهی "شیمل" این است:
"مذهب یهود، مسیحیت و اسلام تصویری از آخر زمان دارند که در پناه صلح، برّه در کنار شیر میخوابد."
او البته خودش گفته بود "من هنوز همعقیده با مارتین بوبِر هستم و ایمان دارم که ملتها میتوانند در نشستهای دوستانه به مکالمات واقعی و مسالمتآمیز برسند، مشروط بر اینکه به عقاید یکدیگر احترام گذارند."
بگذرم. به قول معروف "آب سبک در برخورد با زمان، سنگِ سخت را نرم خواهد کرد." اشاره کنم که شیمل (=جمیل) در مطالعات مذهبی بر پایهی عرفان و عارفان به این نتیجه رسیده بود که:
"بهترین اساس اسلام بر پایهی قانون اخلاقی است که این قانون اخلاق هرگز مجاز نمیداند که هیچ انسان متفکری در گوشهای از جهان به جرم جهانبینی خاص، تحت اعمال تهدیدآمیز یا شکنجه و آزار قرار گیرد و هیچ کس بیش از ما شرقشناسان خوشبخت نخواهد شد اگر احکام اعدام و یا مجازاتهای زندان برای اشخاص مختلف با اعتقادات متفاوت و با نظریات انتقادی آنها، از میان برداشته شود."
(متن خطابهی او هنگام دریافت جایزهی صلح، در نوامبر سال ۱۹۹۵ :: کیان ۲۸ چاپ آذر ۱۳۷۴)
۲۶ تیر ۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
ابراهیم طالبی دارابی 1405/4/25 20:36
آقای محسن مخملباف خودش گفته که سالها دغدغهاش این هفت چیز بود:
مذهب بود.
بعد اخلاق شد.
بعد به عدالت اجتماعی روی آورد.
بعدتر به نسبیت.
بعد به دموکراسی.
بعد هم شادی زندگی.
بعدِ بعد آخرسر، به غم انسانی رسیده است.
اهل مطالعه به "کارنامه مخملباف" ص ۶۰ :: چاپ ۸ ، ۷ ، ۸۶ "شهروند امروز" شماره ۴۹ رجوع کنند.
چاپ شب :: ۲۵ تیر ۱۴۰۵ دامنه
ابراهیم طالبی دارابی 1405/3/30 19:39
از نظر ابوالقاسم فردوسی ستم، نامهی عزل شاهان و حاکمان است:
"ستم، نامهی عزل شاهان بود
چو درد دل بیگناهان بود
بماناد تا جاودان این گهر
هنرمند و بادانش و دادگر
نباشد جهان بر کسی پایدار
همه نام نیکو بود یادگار"
ابراهیم طالبی دارابی 1405/3/29 13:13

اگر مذهب در باور کسی به حالت منظومهای نباشد، یک "معلومات متفرق" بیش نیست؛ عین اثاثیه، که ریخته شده باشد در حیاط خانه. هر مکتب مذهبی، حالتی منظومه باید به خود گیرد: احساسات فردی، رفتار اجتماعی، خصوصیات اخلاقی، عقاید مذهبی، اقدامات مناسکی و راه و روش انسانی، همه و همه هر کدام کُرهای باید باشند در گِرد آن منظومه. وگرنه وقتی یک مذهب در تصرف یک صنف ویژهخوار (کشیشان، راهبان، روحانیان، کاهنان) در آید و تحت تفسیرهای جاهلانه قرار گیرد، نه رسالت خود را میتواند پیاده کند و نه انسان را میتواند به سرمنزل مقصود برساند. آن مذهب، میشود موم زنبور و نیش زنبور و لانهی زنبور در دستان صنف خاص، که به هر شکل آن را خواستند درمیآورند، به هر کس خواستند نیش میزنند و به هر طریق خودشان را در لانهی آن پنهان میکنند.
چنین مذهب و مکتبی، مذهب نیست، بلکه یک ایدئولوژی منحطیست که به صورت "بستهبندیشده" و زورمند به جامعه تحمیل میشود. این جور مذهب بقای خود را در تراشیدن دشمن! میداند و کارکردش را بر تحریک احساسات پیروانش! میگذارد.
بگذرم. به قول فرزند سقراط خراسان (یعنی علی شریعتی) در کلاس اسلامیات مشهد سال ۴۸ : در چنان وضعی در مذهب، "یک چوپان آزاد و یک روستایی پاک و یک ایلاتی فطرت صاف، خیلی خیلی قابل تحملتر و حتی آدمتر از یک عدد علامهی پُرفیس و اِفادهی بیآرمان و بیمسئولیت و بیدرد" و خشکمغز است که "خود دردیست بیدرمان".
به مناسبت سالروز درگذشت زندهیاد دکتر علی شریعتی
جمعه : ۲۹ ، خرداد ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی