باور مذهبی اگر منظومهای نباشد
اگر مذهب در باور کسی به حالت منظومهای نباشد، یک "معلومات متفرق" بیش نیست؛ عین اثاثیه، که ریخته شده باشد در حیاط خانه. هر مکتب مذهبی، حالتی منظومه باید به خود گیرد: احساسات فردی، رفتار اجتماعی، خصوصیات اخلاقی، عقاید مذهبی، اقدامات مناسکی و راه و روش انسانی، همه و همه هر کدام کُرهای باید باشند در گِرد آن منظومه. وگرنه وقتی یک مذهب در تصرف یک صنف ویژهخوار (کشیشان، راهبان، روحانیان، کاهنان) در آید و تحت تفسیرهای جاهلانه قرار گیرد، نه رسالت خود را میتواند پیاده کند و نه انسان را میتواند به سرمنزل مقصود برساند. آن مذهب، میشود موم زنبور و نیش زنبور و لانهی زنبور در دستان صنف خاص، که به هر شکل آن را خواستند درمیآورند، به هر کس خواستند نیش میزنند و به هر طریق خودشان را در لانهی آن پنهان میکنند.
چنین مذهب و مکتبی، مذهب نیست، بلکه یک ایدئولوژی منحطیست که به صورت "بستهبندیشده" و زورمند به جامعه تحمیل میشود. این جور مذهب بقای خود را در تراشیدن دشمن! میداند و کارکردش را بر تحریک احساسات پیروانش! میگذارد.
بگذرم. به قول فرزند سقراط خراسان (یعنی علی شریعتی) در کلاس اسلامیات مشهد سال ۴۸ : در چنان وضعی در مذهب، "یک چوپان آزاد و یک روستایی پاک و یک ایلاتی فطرت صاف، خیلی خیلی قابل تحملتر و حتی آدمتر از یک عدد علامهی پُرفیس و اِفادهی بیآرمان و بیمسئولیت و بیدرد" و خشکمغز است که "خود دردیست بیدرمان".
به مناسبت سالروز درگذشت زندهیاد دکتر علی شریعتی
جمعه : ۲۹ ، خرداد ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی