دامنه‌ی داراب کلا

دامنه‌ی داراب کلا

مازندران ، میاندورود | در گستره‌ی داراب کلا ، اوسا ، مُرسم

پاکستان از میانجیگری اخیر دنبال چه پرستیژی بود؟

به نظر من دست‌کم چهار پرستیژ برای خود در نظر گرفته بود:

  • ۱. تلقین موقعیتی مثلاً قوی‌تر پاکستان در برابر حریف و دشمنش هندوستان
  • ۲. ایفای نقش کشوری باثبات و مثلاً امن و امان برای خاورمیانه‌ی در حال بحران
  • ۳. مشارکت فعال برای خاموش‌نگه‌داشتن جنگ نظام ایران با پادشاهی عربستان
  • ۴. سهم‌خواهی برای آینده‌ی بازسازی در کشورهای عرب مسلمان که نظام ایران به آنان در عوض دوررَس‌بودن خاکِ ایالات متحده آمریکا، نیابتانه موشک‌ها پَراند.

یک فاز مهم را نباید از نظر دور داشت که پاکستان به علت نظام مبتنی بر ارتش که دخالتگرترین ارتش جهان در سیاست است و مانند حکومت ژنرال السیسی مصر، ژنرال‌ها در آن، حکومت می‌رانند، تلاش دارد در اطراف خود دولت‌هایی را ببیند که تکیه بر نظامیان داشته باشند، نه بر دموکراسی، زیرا دموکراسی، هر چهار سال سیاست در کشورها را دستخوش تغییرات دموکراتیک می‌کند و این برای پاکستان آسیب حساب می‌آید.

در مورد بند ۳ اشاره کنم پاکستان و عربستان پیمان امنیتی و نظامی دارند که دو کشور را به لحاظ تعهدات حقوق بین‌الملل ،مکلّف می‌کند در زمان درگیرشدن به جنگ، هر کدام فوراً به کمک یکدیگر بشتابند، و پاکستان هنوز زود می‌داند تنش مُهلک دیگری غیر از جنگ و خصم میان آنان و هندوستان،

بر دوش خود بار کند.

اضاف کنم که اخیراً ارتش و دولت  پاکستان خود را در دَینِ دونالد ترامپ هم می‌بینند، زیرا ترامپ از یک جنگ مجدد میان هندوستان و پاکستان -که همین چندماه پیش به روی هم آتشباری گشوده بودند- جلوگیری کرد و همین باعث شد پاکستان مرهون (=زیر بار بدهی و رهن) ترامپ باشد. حتی ژنرال عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان دو یا سه ماه قبل به آمریکا رفت و از ترامپ رسماً در کاخ سفید تمجید و قدردانی پرشوری کرد.

شاید کسانی بپندارند که شهباز شریف نخست‌وزیر و عاصم منیر فرمانده ارتش اسلام‌آباد با نیت صلح‌طلبانه وارد قضیه‌ی "نبرد سه دولت جمهوری اسلامی، اسرائیل ، آمریکا" شده‌اند، حتی اگر این پندار را طبق الگوی تفکر زرتشت، نیک هم تفسیر کنیم، آن چند مورد که برشمردم، جایش تنگ نمی‌شود در تحلیلم، هرچند خود پاکستان اگر واقعاً دولتی صلح‌طلب است و ضد جنگ، پس چرا هر بار با افغانستان بی‌پناه می‌جنگد و کشتار می‌کند و نیز تنش خود با هندوستان را بر سر خِطٌه‌ی اختلافی کشمیر، مسالمت‌آمیز حل نمی‌کند؟!! لابد آگاهان می‌دانند نظام ج ، ا ، ایران پارسال از به قدرت رسیدن شهباز شریف در برابر رقیب ناراحت بود و بر تفکر حزب متعلق به او دلی خوش نداشت!!! گویا آن را دست‌نشانده‌ی عربستان و مذهب وهابیت می‌دانست!

و اما آخر کلام؛ لابد یاد سیاسیون هست که درست یک روز پیش از حمله‌ی جنگنده‌های اسرائیل به مجموعه‌ی پاستور که به ترور ۹ اسفند ۱۴۰۴ انجامید، مودی نخست‌وزیر هندوی هندوستان با بالاترین سطح و هیأت به اسرائیل رفت و قراردادهای بزرگی با بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر حاکم اسرائیل امضاء کرد و پاکستان ازین رابطه‌ی استراتژیک هند و تل‌آویو بسیار عصبانی‌ست و لذا نقش میانجی را بر گردن گرفت که به رخ هندوستان بکشد.

به‌هرحال، از متظر فکری من سیاست محل کسب منافع ملی است، هر کشور زیرک‌تر، همو هم پیشروتر و در رفاه‌تر. بگذرم.

بارها منتقدان در درون ایران به این نظام حاکم بر میهن، گوشزد کرده بودند که سیاست خاورمیانه‌ای ایران، ثمراتی به جز جنگ و کشیده‌شدن آن به درون ایران ندارد، اما نادیده و ناشنیده انگاشته شد. و شد آنچه که احتمال آن شدیداً گوشزد شده بود. چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۴ : دامنه ابراهیم طالبی دارابی