دامنه‌ی داراب کلا

دامنه‌ی داراب کلا

مازندران ، میاندورود | در گستره‌ی داراب کلا ، اوسا ، مُرسم

ظهور صلح‌طلبان

: شکی نیست نظام ج . ا . ایران را تقریباً دو جناح تا به اینجا رساندند؛ چپ (=که اسم خود را به "اصلاح‌طلبان" تغییر دادند) و راست (=که اسم خود را "اصول‌گرایان" گذاشتند) که کم کم به علت انحصار قدرت در دست نهاد سپاه و نهاد روحانیت و سیاست داخلی سرکوبگر، هم فساد گسترده این نظام را فرا گرفت و هم به خاطر سیاست خارجی ستیزه‌گر در خاورمیانه، رویارویی ویرانگر نظامی اسرائیل را با حکومتِ روحانیت باعث شد. ثمره‌ی این جور حکمرانی و کشورداری، هم به خسارت گسترده به میهن منجر شده است و هم هَدم و هتکِ مذهب سرازیر شده است. قطعی است که ملت، برایش میهن مهم است که تنها هویت این مرز و بوم است. و برای مذهب باید خود این دو نهاد سپاه و حوزه خود را شماتت کنند که چه‌ها که نکرده‌اند که این جور وحشتناک، مذهب را نابود و آلوده به قدرت و خرافات و تظاهر ساختند. بگذرم. وارد "جنگ سه دولت با همدیگر" هم نمی‌شوم که خردمندان بارها احتمال آن را به گوش قدرت و حاکمیت رسانده بودند تا تن به تغییر نگرش و شیوه‌ی مملکت‌داری دهند، اما گوش شنوایی نبود؛ زیرا کشور طی سی و هفت سال، فقط زیر حرف یک فرد فرو رفته بود و فردگرایی ریشه در نظریه "ولایت فقیه" دارد که یک فقیه را بر سرِ تمام ملت، اختیاردار می‌داند!!! که ملت زیر بار این نحوه حکومت نرفت تا یک نفر، به جای تک تک و فرد فرد میهن بنشیند و بقیه گوسفند شوند و او شبان آنان.

اینک با این وضع بسیار وخیم، نه آن دسته چپ (="اصلاح‌طلبان") درمانگر میهن است که زیر ولایتِ "پسر" رفته باشند جای "پدر" نشست که طی سی و هفت سال، صدها سؤال و فریاد مهم معترضان را نه جواب داد و نه اثری حتی برو گذاشت؛ نه این راست (="اصول‌گرایان") که اساساً چیزی جز تقلید کور و اطاعت و ستایشگری تقدس‌پرداز ندارد. به نظر بنده ظهور جریان "صلح‌طلبان" از دل این شکاف چپ و راست و از درون دوگانه‌ی "سلطنت از وارثت" و "ولایت از مذهب" به مشامم می‌رسد، که این تفکر صلح‌طلب به "حاکمیت ملت" نظر دارد؛ نه ولایت و سلطنت.

اما این‌که یک سازمان با اسم "سازمان اطلاعات سپاه" مستقیماً به گوشی‌های شخصی حریم خصوصی مردم و سایت‌های خبری، با ادبیات سخیف پیامک بفرستد و مردم را تهدید جانی کند و جمله‌ای صادر کند با این عنوان: "ضربه‌ای محکم‌تر از ۱۸ دی ۱۴۰۴ در انتظار نوداعشی هاست" یا چیزی جز الهام از ساواک شاه نیست و یا نفوذ موساد است در ارکان نظام. هیچ کس با تهدید مردم خودش، نتوانست راحت به حکومت ادامه دهد. این پیامک ناشیانه، خودبه‌خود لو داد و اثبات کرد معترف شدند کشتار وقیحانه‌ی ۱۸ دی و ۱۹ دی ۱۴۰۴ را؛ آن کشتاری که خون آن مظلومان متعرضان، را بهائی سنگین تبدیل کرد. کشور به ظهور جریان "صلح‌طلبان" محتاج شده است؛ ظهوری از حفره‌ی شکاف و از درز جنگ؛ "جنگی میان سه دولت ناسازگار با هم" بگذرم. خیلی دور نروم دو نفر با کمترین پایگاه اجتماعی یعنی آقای علی لاریجانی و آقای محمدباقر قالیباف (هر دو با عملکردهای بسیار بد و فسادآور) دارند به رجزخوانی کودکانه، میهن را درین شرائط بُغرنح با توئیت‌بازی خُردسالانه، به بدترین وضع می‌کشانند؛ دیگر نمی‌دانند که شلیک‌های موجی موشک مثل شوت‌های هزارباره‌ی توپ چمن فوتبال هست که هر هزار تا شوت، شاید یکی هم به تور دروازه نرود. آفرینش! میهن ایران را از دست جنگ و جنگ‌طلبان بِرَهان. دامنه ابراهیم طالبی دارابی.

ادامه مطلب

تنها راه نجات مملکت متمدن و کهن ایران

: از همان سال پنجاه و هفت تا صبح ساعتِ نُه و سی و نُه دقیقه‌ی نُهم اسفند ۱۴۰۴ -که مجموعه‌ی اصلی نظام در پاستور مورد ترور واقع شد- دو سیاست توسط نظام ج . ا . ایران پس از سقوط سلطنت پهلوی در ایران، معلوم بود کشور را به سمت خطرات رویارویایی و مشکلات حادّ اقتصادی و معیشتی خواهد بُرد؛ و بُرد: یکی مبارزه‌ی دائمی و بدون آشتی‌پذیرانه با آمریکا با شعار رسمی و حکومتی: "شیطان بزرگ" و دیگری "از بین بردن اسرائیل" با شعار حکومتی و رسمی: "غده‌ی سرطانی". لازمه‌ی هر دو سیاست این بود که دست‌کم نیمی از پول خزانه و توش و توان کشور، خرج اجرای این دو سیاست در دو بعد نظامی و امنیتی شود. از آن سو، آن دو نظام آمریکا و اسرائیل نیز در تمام این مدت، نظام ج . ا . ایران را زیر نظر داشتند تا این‌که یک تز درون‌گروهی در درون جنبش حماس، به‌طور سرّی و بشدت رمزآلود و مشکوک!! آن کار عملیاتی را با اسرائیل کرد. از آن ساعت به بعد مخاصمات، ابعاد خشن‌تری به خود گرفت. ابتدا لشگرکشی خاورمیانه‌ای نظام ج . ا . ایران در درون سوریه را منهدم و بکلی نابود کردند؛ سپس بساط باریکه‌ی غزه را -که متاسفانه از کرانه‌ی باختری فلسطین توسط جنبش حماس خودمختاری تجزیه‌‌طلبانه پیدا کرده بود- جمع کردند، در مرحله‌ی سوم جنبش حزب الله لبنان را که از دولت لبنان حرف‌شنوی نداشت، به این روز انداختند و سران آن را ترور کردند و سرانجام یمن بخش حوصی ها را از توان انداختند و سرآخر سراغ نظام ج . ا . ایران آمدند. پیشتر البته، بوش پسر، کار صدام‌حسین دیکتاتور وحشتناک عراق را یکسره کرد و بعد ترامپ تمام خاورمیانه را به چنگ خود درآورد و دست برتر و دراز اسرائیل بر آن چنبَر انداخت.

اسرائیل که زمان را مناسب دید با تکیه و تشبُّث بر این اصل حقوق بین‌المللی که نظام ج . ا . ایران جنگ نیابتی در خاورمیانه علیه‌ی اسرائیل به راه انداخته و در تهران و مشهد تابلوی بزرگ روزشمار نابودی و محو اسرائیل را نصب کرده است و به مرز ما نیرو و سلاح فرستاده، در خرداد ۱۴۰۴ استراتژی "چمن‌زنی" را (عین چمن فوتبال و پارک، که هر بار سرِ چمن‌ها هر چند بار زده می‌شود) با حمله‌ی نیروی هوایی بسیارپیشرفته‌ی خود آغاز کرد که البته دوازده‌روزه بود. هرچند مقامات مذهبی نظام ج . ا . ایران پس از آن جنگ دوازده‌روزه، خود را پیروز مطلق و آمریکا و اسرائیل را "شکست‌خورده"ی جنگ، معرفی کردند و حتی با ادبیات برآوُرد نظامی گفته شده بود اسرائیل "لِه" شد و "به زمین چسبید" (کنایه از در گِل فروماندن) اما من همان زمان تحلیلی ارائه داده بودم که اسرائیل نبردش را با فریب و سکوت عجیب پیش می‌برَد که حریف خود را در تمام ابعاد و برآوُرد به خطا بکشانَد و دیدیم که صبح ساعت نُه و سی و نُه دقیقه‌ی نهم اسفند ۱۴۰۴ کِشاند، و همه را غافلگیر کرد. زیرا تصور این بوده اسرائیل در وقت صبح، آن هم نُه صبح زود حمله نمی‌کند. جمع‌شدن در مجموعه‌ی پاستور با خیالی آسوده همانا و ترور سریع و در یک چشم به‌هم‌زدن توسط نیروهوایی ارتش اسرائیل همانا. بگذرم.

هر کشوری که به جای رشد اقتصادی و توسعه‌ی سیاسی مملکت خود، در کار کشورهای دیگر سرگرم شود، شاید به خیال خود درست و حق هم باشد، اما یقین است نهایتاً سردرگم می‌شود و برای خود بی‌جهت دشمن می‌تراشد. دشمن هم ذاتش ضربه‌زدن است، نه حلوا تقسیم‌کردن! تنها راه نجات ایران به نظر من سه چیز است:

ادامه مطلب