شپِش مروارید خدا !!! وای چه ادعا
سن پل (همان "پولس مقدّس" در مسیحیت قرن اول) طرز فکری جاهلانه را از سمت کلیسا اشاعه داده بود. کلیسا تحت تعالیم او با حمامرفتن به مبارزه برخاسته بود. دلیل این بود حمام، خطوط پوست بدن انسان را به سمت گناه میکشانَد! کلیسا چرک بدن را تحسین میکرد. به راحیهی بوی بد صورت (در زبان محلی ما: تِشّک) تقدس بخشیده بود. از منظر "سن پل" نظافت بدن و آرایش آن، با نظافت روح منافات داشت. و حتی از سوی این فرد مقدس در مسیحیت قرن یک، شپِش (در زبان محلی ما: اِسپیچ) "مروارید خدا" !!! شناخته شده بود.
اینهایی را که برشمردم از یادداشتهای دفترم در سالهای دور بود که راسل -فیلسوف شهیر و منتقد در مغربزمین- در کتابش "زناشویی و اخلاق" استناد ساخت و آقای مرتضی مطهری حتی این بحث راسل را در کتاب بسیار مهم خود "مسئلهی حجاب" صفحهی سی و چهار مورد دقت و استناد قرار داده بود. خطر این طور تفکر منحطِّ "سن پل"ها آیا این روزها در بیخ گوش شماها توسط خرافهگویان و خرافهدوستان، وِز وِز نمیکند؟! که توسط ظاهرگرایان و پولپرستان در درون دو جماعت روحانیان حکومت و مداحان حکومت، همانند آتشبار به سر و روی مردم میریزد تا بلکه مذهب را آشیانهی خود کنند و در آن لانه کنند و با جهالتگستری، جیب مردم و عقل مردم را، یکجا سرقت کنند. بگذرم.
شپش، حشرهای از حشرات خلقت است، کار خودش را به حکم طبیعت میکند، اما مروارید نیست. مروارید، خِرَد بشر است که به عنوان دُرّ لای صدف انسان، نمیگذارد فرد به تقلید مبلّغان عوام کلیسا یا مسجد و یا کنیسه و یا حوزه یا خانقا در آید و مُریدی برای مُرادهای ضد عقل شود که دوشندهی پستان مذهب هستند، نه دانندهی مخزن و مقصود و مقصد آن. شنبه ۱۲ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
ادامه مطلب :
حاشیه ها بر برخی کامنت ها:
آقای شیخ مالک رجبی سلام
ردیف ۱۱۰ آقای دهشت از مشاهیر حوزه مشهد بوده است و آوازهاش را شنیدم از یکی از شاگردانش. نمیدانم او هست یا درگذشت.
اما در مورد ردیف ۱۲۸ -که مرا "استاد" خودت معرفی کردهای- باید اظهار کنم، برات یک برادر و یک دوست بوده و هستم و علاقهام به ادب و آدابت همیشه رو به افزایش بوده است. و من، اهل تعلیم از تمام پارسایان هستم. از لطف و فروتنیات سپاس فراوان دارم.
دوست و رفیقت: دامنه ابراهیم طالبی.
یک شوخی کشکولی: تِ اَندِچی استاد دیدی!!! علم جِه نتِرکِسسی؟!!!
نیز آقای شیخ مالک ردیف ۵۶ آقاشیخ مرتضی مرواید برادر آقاشیخ مهدی مرواید هر دو فرزند آقای مرواید بزرگ، از بهترین پرهیزگاران مشهد بودهاند. پشت آقا شیخ مهدی مروارید در مسجد ملاحیدر رو به قبله ایستادم چندین بار. ممنوم از فرزند آقای مروارید یاد کردی. درود. دامنه.
سلام آقامعافی
مثال میزنم اساساً نیروی انتظامی در هر حکومتی، فلسفهی بودنش این است میان مردم و حکومت، نظم و امنیت برقرار کند، یعنی یک نیروی بیطرف که نظم و امنیت مردم و حکومت را بر عهده گیرد؛ برایش حضور منتقدان حکومت یا معتقدان به حکومت در خیابان نباید فرقی کند، زیرا این نیرو مال کشور است نه فقط حکومت. کشور شامل ملت و حکومت است. اما این حکومت مذهب را در اخیتار خود گرفته چه رسد به خیابان و جولان و مزاحمان و آزاررسان. این بدعت بد را آقای حسن خمینی برای خودشیرینی به حامیان حکومت پیشنهاد کرد از فردای ۹ اسفند ۴۰۴ که در سایت عصر ایران خوانده بودم که گفته بود شب تا چهل شب بیایید خیابان. بگذرم و زیاد به این متصدی و روزیخور یک قبر پر زرق و برق، وقتم را باطل نکنم. درود علیرضا.
فرهنگ لغت دارابکلا:
بَقه: یعنی فشاردادن. پیچدادن. ترسدادن
متن نقلی:
*💠 من چه می گویم؟ اصلاح یک انحراف*
*✍️ محمد مجتهد شبستری*
*1️⃣ نقش پیامبر و ماهیت احکام اجتماعی*
1 پیامبر اسلام نظام زندگی عرب جاهلی را برهم نزد ؛ بلکه همان شیوههای موجود را با اصلاحات اخلاقی تصحیح کرد.
2 احکام اجتماعی، حقوقی، سیاسی و جزایی قرآن ادامهٔ همان سنتهای عربیاند، نه احکام آسمانی ابدی.
3 هدف اصلی نبوت: ایمان به خدا و تکمیل مکارم اخلاق ، نه ارائهٔ سیستم حقوقی–سیاسی دائمی.
*2️⃣ انحراف بزرگ در تاریخ اسلام*
1 فقها در طول تاریخ این سنتهای عربی را تبدیل به احکام الهی جاودانه و جهانشمول کردند.
2 این تلقی، بزرگترین انحراف و منشأ بسیاری از مشکلات امروز جهان اسلام است.
3 این «اسلام تاریخی ــ به معنای تبدیل رسوم عربی به شریعت آسمانی ــ ریشهٔ خشونت، جمود، و عقبماندگی شده است.
*3️⃣ مشکل امروز مسلمانان*
1 مسلمانان امروز گمان میکنند سیستمهای اجتماعی و سیاسی و خانوادگیِ فقه، ابدی است.
2 نتیجه: ناتوانی در طرح شیوههای نو برای زیستن و تطبیق با دنیای مدرن.
3 مسلمانی با قوانین ارث، جزا یا سیاست تعریف نمیشود ؛
بلکه با ایمان و اخلاق ناشی از آن تعریف میشود.
*4️⃣ موانع اصلاح: مریدسالاری و ترس از آزادی*
1 فقها توسط شبکهٔ «مریدان» محاصره شدهاند؛ مریدانی که اجازهٔ اصلاح نمیدهند.
2 هر فقیهی بخواهد تجدیدنظر کند، مقلدان رهایش میکنند.
3 «گریز از آزادی» (اریک فروم): انسان از آزادی میترسد، پس به پناهگاههای سنتی چنگ میزند.
*5️⃣ ضرورت مواجههٔ مسلمانان با آزادی و مدرنیته*
1 مسلمانان باید با شجاعت آزادی را بپذیرند و مدلهای نوین زندگی، حقوق، حکومت و خانواده را خودشان طراحی کنند.
2 حقوق بشر، دموکراسی، عدالت اجتماعی—همه شیوههای کارآمد دنیای امروز اند و تعارضی با ایمان ندارند.
3 «خلاف اسلام است» گفتن نسبت به شیوههای کارآمد مدرن، تنها از برداشت غلط تاریخی ناشی شده است.
*6️⃣ سه لایهٔ سنت هر جامعهٔ مسلمان*
هر مسلمان در سه سطح زندگی میکند:
1. سنت ملی/فرهنگی (مثل ایرانیت) → واقعیتی پیشاداده و تغییرناپذیر
2. سنت دینی → قابل انتخاب و نقد
3. مدرنیته → واقعیتی جدید با شیوههای تازهٔ زیستن
زیست اجتماعی باید ابتدا در سطح ملیت سامان یابد، نه دین.
دین، گزینهٔ ثانوی و انتخابی است.
*7️⃣ ضرورت انتخاب آزادانهٔ ایمان*
1 ایمان باید انتخابی و آگاهانه باشد، نه موروثی.
2 پیامبر هم بتهای موروثی را نقد کرد و دعوت به انتخاب کرد.
3 امروز نیز یک «منادی» باید مسلمانان را از اعتقادات تقلیدی، فقه سنتی، و زندانهای فکری آزاد کند.
*8️⃣ سخن پایانی متن*
1 هر ملت مسلمان—ایران، مصر، سوریه، اندونزی…—باید ابتدا ملیت و شیوهٔ زیست خود را سامان دهد.
2 سپس ایمان را آزادانه انتخاب کند.
3 این سخن، نه «نواندیشی دینی» در چارچوب فقه سنتی، بلکه خروج از مبانی فقه سنتی است.
4 ایرانیت به دلیل داشتن حافظهٔ فرهنگی عمیق یک سرمایهٔ نادر است که باید برای ساختن زیست نوین به آن تکیه کرد.
*✅ نتیجهگیری*
1️⃣ دین = ایمان + اخلاق؛ نه نظام حقوقی و سیاسی
هدف پیامبر ایجاد سیستم حکومتی یا حقوقی دائمی نبود. تمام احکام اجتماعی صدر اسلام ادامهٔ سنتهای عربی است، نه امر الهی جاودانه.
2️⃣ فقه = عربیت تاریخی، نه شریعت ابدی
خطای بزرگ تاریخ اسلام، تبدیل عرف عربی به «حکم الهی» بوده.
این خطا امروز مانع اصلاح و نوگرایی شده است.
3️⃣ مسلمان امروز باید زندگیاش را "بهعنوان ایرانی" (یا مصری، سوری…) طراحی کند، نه «بهعنوان مسلمان»
ملیت و حافظهٔ فرهنگی، موضوع نخست است؛
ایمان، انتخاب ثانویه و آزادانهٔ فردی.
4️⃣ زیست مدرن—حقوق بشر، دموکراسی، عدالت—نه تنها ضد دین نیست، بلکه لازمهٔ یک زندگی انسانیِ عادلانه است
برای رفع استبداد و ظلم، باید مکانیزمهای مدرن را پذیرفت، نه انتظار اخلاق شخصی از حاکمان داشت.
5️⃣ ایمانِ آینده باید بر اساس انتخاب آگاهانه باشد
تقلید دینی، انسان را به داعش و القاعده و خشونت میکشاند.
ایمانِ اصیل = انتخاب آزاد + نقد سنت.
✅ جمعبندی در یک جمله
برای مسلمانِ امروز، راه نجات نه بازگشت به فقه گذشته، بلکه ساختن زیست عقلانی و عادلانه بر اساس ایرانیت/ملیت، دستاوردهای مدرنیته، و انتخاب آزادانهٔ ایمان است و این یعنی عبور شجاعانه از اسلام تاریخی.