جامعهشناسی سیاسی فعلی ایران از دی ۴۰۴ تا الآن
به نظر میرسد "نیروهای اجتماعی" در ایران، حالوروزِ ایرانِ اکنون را، تقریباً اینگونه تفسیر میکنند. در زیر ترسیم میکنم. ابتدا روشن کنم که در رشتهی علم "جامعهشناسی سیاسی"، نیروهای اجتماعی شامل دستکم ۱۹ نیروی فعال / خُفته در درون جامعه است که در تغییر و ثبات و یا دگرگونی سیاسی و نوسازی حکومت و سیاست، نقش ایفا میکنند. مثلاً در شیلی، اتحادیهی کامیونداران، قویترین، فعالترین و مفیدترین و از حیث حکومت حاکم، خطرناکترین نیروی اجتماعی است؛ زیرا شکل جغرافیایی شیلی، کشوری تنگ و بسیاردراز و شبیه لوله است و همین باعث است با یک اعتصاب کامیونداران، کشور از جنوب تا شمال فلج شود.
نیروهای اجتماعی در کشورها را ابتدا نام میبرم و سپس چند مثال میزنم:
نیروی اجتماعی احزاب
نیروی اجتماعی کارگران
نیروی اجتماعی روشنفکران
نیروی اجتماعی روحانیان
نیروی اجتماعی ارتش (=نظامیان)
نیروی اجتماعی زنان
نیروی اجتماعی زمینداران
نیروی اجتماعی بازاریان
نیروی اجتماعی معلمان
نیروی اجتماعی کشاورزان
نیروی اجتماعی دانشجویان
نیروی اجتماعی روزنامهنگاران
و ... نیروهای.... که چنانچه همه را شمارش کنم، متن به درازا میانجامد.
اینک چند مثال مطرح میکنم تا بحث بهتر روشن شود:
به نظر من اکنون نیروی اجتماعی بازاریان با بالاترین زیان و نوسان، نسبت به وضع حاکم بر ایران، دیدگاه سخت انتقادی و حتی دگرگونی سیاسی پیدا کرده است، چراکه اعتراضات دیماه -که از ۷ دی ۴۰۴ شروع شده بود- از بطن بازار تهران جرقه خورد و دامنهی آن کل کشور را فرا گرفته بود.
به نظر من اکنون نیروی اجتماعی روحانیان بهشدت در فشار روحی و فکری است، زیرا
ادامه مطلب : عموم آنان ازین نظام با این اوضاع بحران اقتصادی و شرائط حاد نظامی، دفاع بدون قید و شرط میکنند و طرفدار حکومت باقی ماندند، هر چند در دورن خود با تنوع افکار روبرو هستند، اما غلبه با روحانیونی است که حامی حکومت باقی ماندهاند. روحانیت تقریباً به محاق رفته است و از چشم افتاده است و نقش خود را از دست داده است. نظارهگر یا توجیهگر و یا حمابتگر تبدیل شده است.
به نظر من اکنون نیروی اجتماعی احزاب مضمحلترین عصر خود را شاهدند که هیچ کس درین نظام، آنان را به حساب هم نمیآورَد، زیرا احزاب ایران سالیان سال است توسط قدرت و حاکمیت -که از طریق "فقاهت" بر ملت حکمرانی میکند- تقریباً نابود و بیوجه و بلااثر شدهاند. احزاب ایران حتی توان صدور بیانیهی خشک و خالی در مورد مسائل مهم روز را ندارند مگر بیانیهای در حمایت بنویسند، و یک جبههی مطرح هم، یعنی "جبهی اصلاحات" حامیان آقای محمد خاتمی و حلقهی واسط آقای حسن روحانی که بیانیهای در مورد مذاکرات و مخاصمات و سیاست خاورمیانه و هستهای این نظام صادر کرده بود، توبیخ و تهدید شد و برخی از آنان در بازداشت رفتند و برخی هم در مظان اتهاماند و برخی هم دارای پرونده در دادگاه انقلاب. بگذرم.
جامعهشناسی سیاسی فعلی ایران از دی ۴۰۴ تا الآن، اگر با دقت و آزادی کامل بررسی شود به نظرم در حالت انتظار و احتضار قرار دارد. هم مبهم است که به این فکر فرو رفتهاند این باقیماندگان سران حکومت -که بیشرشان در ردهی دوم و سوم نظاماند و فعلاً جانِ سالم بهدر بُردند- با آیندهی ایران چه میکنند، جنگ یا صلح و اصلاح و تغییرات. و هم در حالت برزخی بهسر میبَرند، که به هر حال خودشان و حکومت حاکم چه سرنوشتی پیدا میکنند. چیزی شبیه هوای مغربیِ گرگ و میشی. تار . مات . گرد . غبار.
من به بررسی چند تا اشاره کردهام، مابقی حالات و تصورات و احتمالات را وامیگذارم به درایت و دانش هر فرد که مسائل روز را دنبال میکند. پنجشنبه ۳ ، ۲ ، ۱۴۰۵ دامنه ابراهیم طالبی دارابی
برآورد من
آنچه دسترسی مرا به جابجاییهای بسیار خطرناکِ تقریباً کل فضای خاکی، دریایی، هوایی و تجسُسی و اطلاعاتی خاورمیانه میسّر و ممکن میکند، برین برآورد و احتمال تقریباً قطعی میرسانَد، آن "جنگ اصلی" -که قرار بوده است، رخ دهد- رخ خواهد داد. زمان به شمارش افتاده است. هوشمند بمانید تمام کسانی که مسائل روز را در زندگی سیاسی و یا اجتماعی و یا حتی انفرادی خود دنبال میکنید. ریشهها و تحلیلها همچنان بماند برای روزی که بتوان آزاد پردازش کنم. ۳ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی.