شاخص مقبولیت سیاسی حکومتها
یکی از شاخصهای بررسی حکومتها این است ببینند چه کسانی آن حکومت را نمایندگی میکنند و اختیار ساختار سیاسی در دست آنان است. اگر آنانی که نمایندگی حکومت و قدرت را بر عهده دارند فکر میکنند مردم آنان را از دیریاز یا همچنان محبوب و مقبول خود میدانند، پس حکومت آن کشور هم از مقبولیت سیاسی (به مفهوم جامعهشناسی سیاسی آن) برخوردار است، و الّا، فَلا. دو نمونه را تست میکنم:
۱. حامد کرزای رئیسجمهور اسبق افغانستان تصور میکرد او و حامیان او حکومت افغانستان را نمایندگی میکنند، و مقبولیت دارند. اما جنگِ طالبان دوم با آنان و اشرف غنی، طی فقط سی روز بساطشان را بهکلی فرر ریخت و او و غنی به خارج گریختند و به دنبالش مدعیان دیگرش هم جمعی و یکی یکی گریختند و یا زیر تیغ انتقام رفتند.
۲. در نظام ج . ا . ایران، بر خلاف چارجوب اولیهی انقلاب -که قرار بود تمامی افکار و احزاب را حق بیان و دخالت در حکومت دهد- فقط و فقط دو صنف روحانیت و نهاد سپاه، حکومت را نمایندگی میکنند و هر دو نهاد مذهبی و نظامی، به گمانم این است تصور میکنند مقبولیت دارند. اگر این دو یعنی حوزه و سپاه واقعاً آمار وضع دِرام یا گِرام مقبولیت نظام را خبر دارند و یقین دارند که همچنان مردم آنان را مقبول و محبوب میدانند؛ که هیچ، اما اگر میدانند که مردم از یک جایی به بعد، راه و نظر و تفکر دیگری پیدا کردهاند و آنان همچنان خود را برخلاف تمایلات و مطالبات عمومی، حاکم بر کشور میدانند، آنگاه باید از شکافهای فعال و نیمهفعال و شکافهای خُفته و سر بر نیاوُرده در بستر ایران، بهشدت خوف کنند و خود را بر مردم و میهن، بیش ازین تحمیل نکنند. تحمیل دو اثر سوء دارد: ۱. زور را جای قانون مینشانَد. ۲. حکومت را در خلاء مشروعیت میگذارد. بگذرم.
جامعه وضعش روشن است. خیلی هم راحت میشود از گونههای متفاوت شهروند میهن، پرسید آیا روحانیت و سپاه نزد شما مقبولیت سالهای متمادی را دارد؟ یا نه، از چشم شما افتاد و دخالت آنان در سیاست و حکومت، کشور را به
روزهایی اینچنین دشوار و روبهوخامت کشانده است؟!
من نظرم این است مردم نسبت به سپاه پاسداران و حوزه علمیهی این نظام، به دیدگاه سخت انتقادی و حتی مخالفت اعتقادی و فکری رسیدهاند. این است که علم جامعهشناسی سیاسی میآموزد شاخص مقبولیت سیاسی حکومتها تنها راه ثبات و رفاه و تفکر توسعهگراست و هر بار این شاخص نادیده انگاشته شود، الیتِ اندک، جای ملت را در قدرت اشغال میکند. آنگاه فقط یک راهِ آرام باقی میمانَد و آن هم انتقال قدرت با رعایت عقلانیت و درایت، وگرنه سایر راهها خشونتبار و خطرآفرین است و حتی کشور و ملت، زیر آماج زور و حتی تهاجم بیرونی به بدترین وضعیتها دچار میشود. نگارش ۱۳ ، ۱ ، ۱۴۰۵ : انتشار: ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی