دامنه‌ی داراب کلا

دامنه‌ی داراب کلا

مازندران ، میاندورود | در گستره‌ی داراب کلا ، اوسا ، مُرسم

نفع و حق

آنچه سودمند به حال ملت یک سرزمین است و آنان را ایمن و در امنیت و رفاه نگه می‌دارد، تشخیص "نفع" است. باید هر روز سنجید چه سیاست و چه رفتاری به سود مردم است و همان، نفع است.

مثلاً چین ایغورها (جمعیت مسلمان غرب چین) را همچنان سرکوب می‌کند.

مثلاً روس چچن‌ها را در جنوب روسیه سرکوب کرد.

مثلاً میانمار خانه‌های مسلمانان را آتش زد و به شرق بنگلادش کوچ داد.

مثلاً بحرین بین شیعیان و سُنیان، ستیزه‌ی دیرین حکمفرما است.

مثلاً فلسطین بین مسلمانان کرانه و غزه، اختلاف عدیده است و غزه توسط گروه سُنی حماس از کرانه‌ی باختری تحت حاکمیت محمود عباس، جدا شد و این گروه مسلح کشور را تجزیه کرد و غزه را در جنگ وحشتناک اسرائیل فرو برد و همان باعث شد تمامی خاک این باریکه ویران شد.

در تمامی این مثال‌ها، نظام ج ، ا ، ایران متناقض رفتار کرد. در برخی موارد مثلاً جانب "حق" را گرفت و در برخی هم، سمت "نفع" ایستاد. مهم اما این است هیچ دولتی نباید به خاطر ترجیح "حق" -که آن حق هم، البته غبارآلود است و زوایای پنهان و گنگی دارد- نفعِ میهن را فرو گذارد و رفاه مردم را نادیده بگیرد و مردم و میهن را به زیر بار رنج و جنگ ببرد. بین حق و نفع، فقط نفع است که کشور را از خطر دور نگه می‌دارد.

از نظر من نفع بر حق پیشی دارد. حق را خود مردم آن منطقه باید ایفا کنند و خرج کشور نباید برای خارج از کشور خرج شود. نفع، حال میهن را خوب می‌کند، ولی حق، مرز و خاک و زیرساخت و خود ملت را زیر آماج جنگ و ویرانی می‌کشانَد و معیشت مردم را نابود می‌نماید. حتی پیامبر اسلام هم از نیمه‌راه به حج نرفت و صلح کرد که نفع مدینه را در برابر مکه‌ی در دست سران مشرکان حفظ کند که بعد راحت مکه را بدون جنگ فتح کند که کرد.

کشور بر پایه‌ی نفع یا همان منافع ملی به صلح پایدار و امنیت و توسعه و رفاه می‌رسد. حق، همواره گنگ و پر از ابهام و مفهومی ایدئولوژیک است و هر کس و هر کشوری آن را دلخواه خود بازتعریف می‌کند.

مثال می‌زنم: مثلاً حمایت علنی ج ا ایران از محمدباقر صدر در اول انقلاب به عنوان حق شکل گرفت، اما نفع میهن آن بود با صدام‌حسین باید تا می‌شد، تا آن مرد خشن و دارای توپ و تانک، نه به تاخت با ایران بیاید و جنگ کند و نه سمت کشتن سیدمحمدباقر صدر برود، که این روحانی مطرح و ذی‌نفوذ عراق، صدام را با آن حرف سنگینش، خشمگین کرد که در خاک عراق از مردم عراق خواست ذوب شوند در آقای خمینی. با این مضمون: ذوبوا فی‌الخمینی کما ذوبوا فی‌الاسلام. جمعه ۲۸ ، ۱ ، ۱۴۰۵ دامنه ابراهیم طالبی دارابی

حاشیه‌ها بر کامنت‌ها: ☝️👈 ::

چه صیدی بود، لذیذ و خوب؛ البته پیش از فرارسیدنِ فصل منعِ صیادی و صید و چنگک و تور.

 

سلام آقای محمد عبدی

در قسمت ۴۴۷ متنت جناب محمد آن سخن آقای رسول جعفریان در مورد آقای سیدمحمدعلی مبارکه‌ای که در زمان رضاشاه آن کتاب را در مورد ربط نداشتن طرز لباس به دین تدوین کرد، خیلی بااهمیت بود. این روحانی اهل مبارکه اصفهان چقدر هم کتاب نوشت. بگذرم. دامنه

 

سلام محمد عبدی سنه‌کوهی

دو تا جواب برات کفاف می‌کند در حد کتاب کفایه آخوند خراسانی! همو که می‌گفت حکومت دینی، به دین نمی‌انجامد بلکه به تخریب دین منتهی می‌شود. بگذرم این حاشیه بود. اما متن:

جواب یک: تو خودت سَم می‌فروشی در فروشگاه‌‌ات که هر چه دارِ تن هست، یا ریشه‌ی بِن، همه‌ی این جانورها را از دَم از هستی ساقط می‌کند، از لَل تا لسِک!

جواب دو: خودت به نظرت اگر چنین صیدی می‌کردی برای لفیدنِ ریزریزماهی که نه تیغ دارد، نه سِخ‌مِخ!!!، سوگ‌تپه نمی‌رفتی؟! می‌رفتی.

بگذرم. از آن دوست گرامی‌ام ممنونم که طرح مسئله کرد سر صید و جِلزو پِلز. درود. دامنه

 

آقای سید مصطفی سلام

چقدر قشنگ غفلت را مطرح کردی در وسط.

جقدر قشنگ زبان محلی را آوردی وسط.

جقدر قشنگ برمه و مکیدن شیر را نشاندی وسط.

جقدر قشنگ شیر را زَهره دادی و شخصیت سلطان بیشه را کشوندی مجمع وسط.

سپاس ازت سید ابن سعید دارابی آخوند خوب حوزه. درود. دامنه

 

جناب آقا جلیل سلام

البته اسم وزارتخانه‌ی "ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات" را به علت بستن اینترنت، دیگه باید گذاشت: وزارت "قطع ارتباطات و کنترل فن‌آوری اطلاعات" !!!!

یادآوری این حرفم ضروری‌ست در تمام مدت نبرد "سه دولت" از نهم اسفند تا آخرین ساعات آتش‌بس!! هیچ کشوری درین منطقه اینترنت را به روی ملت نبست، جز نظام ج . ا . ایران که از شب ۱۸ و ۱۹ دی ماه امسال مردم را شبیه کشور کره شمالی توتالیتری، اداره و کنترل و اذیت و آزار می‌کند. وحشت از ملت در حکومت‌های یکدست، از وحشت از دشمن، مَخوف‌تر است. کشوری که از اینترنت می‌ترسد اسم آن را چی باید گذاشت؟! بگذرم، درود. دامنه