کشور + حکومت
کشورها پابرجا هستند، حکومتها اما پا در هوا. هر حکومتی خود را با خواستههای مردمش میزان کرد، کمتر در خطر فروپاشی است. وگرنه به قول یک فیلسوف ایرانی که سه دهه پیش مطرح ساخته بود، حکومتها "آینده هستند و رونده." یعنی هر سلسلهی حکومت، میآید و سپس میرود. مثل زندیه، مثل غزنویه، مثل خاندان گاندیه در هندوستان و مثل خاندان بوتو در پاکستان.
در جمهوری اسلامی ایران، از انتقادها و اعتراضات چندین مرحلهای در دههی هفتاد تا اعتراضات به روند بیثباتی ریال در برابر دلار در دیماه ۱۴۰۴ و مخصوصاً دو شب سیاه ۱۸ و ۱۹ دی آن -که گلولهها بر کلّهها و قلبها شلیک شد- همه و همه، علائم بزرگی در بیان مُطالبات مدنی و ملی بوده است که به تعبیر یک تحلیلگر ایرانی نوعی "برگریزان" این نظام به حساب میآید. اما درِ حکومت روحانیت، با دیدن اینهمه فریاد ملت، نه فقط همچنان بر همان پاشنه چرخید، حتی بر سر اعتراضات ملت خودش که با نرمی و خویشتنداری، زبان به اعتراض گشودند، اسم هم گذاشت که آنان "سربازان اسرائیل" هستند. خیال کردند با انگزدن بر مردم، راحتترین راه را برای پاککردن صورت مسئله برگزیدند، اما بحرانها و شکافها در علم جامعهشناسی سیاسی، هم علل علمی و عارضی دارد و هم راهحلهای جامعهشناختی.
نادیدهگرفتن خواست ملت، بدترین نتیجهها را با خود حمل میکند و روزی را فرا میرسانَد که مسلماً برای حاکمان، دیر است، چون آن وقت، کشور پابرجا میمانَد، نظام اما از درون میپوکد. کاش هر حکومتی خود را با خواستههای ملتش، بالانس و همصدا میکرد و تنظیمات پخش صوت خود را، اکو و گوشنواز مینمود، نه گوشخراش و پر از زوزه و سوت. دوشنبه ۲۴ ، ۱ ، ۱۴۰۵ : دامنه ابراهیم طالبی دارابی
هفت حالت از نبرد سه دولت
نگارش ۱۴ ، ۱ ، ۱۴۰۵ : جدای از جانشین کردن "پسر" بر جای "پدر" که اصلیترین بحث و حرف ملت ایران است، اگر مهمترین مسئلهی بعدی مردم ایران، نبرد عملیاتی - نظامی "سه دولت" فرض شود، من فکر میکنم دستکم فعلاً هفت حالت را میشود فرض کرد و یک سؤال کلیدی را هم در پیاش طرح. هفت حالت را فقط برمیشمُرم:
حالت ۱ : تخریب و ویرانی هم میهن ایران، هم نظام ج . ا . ایران
حالت ۲ : دسترسی هوایی - دریایی کامل بر جنوب میهن ایران، کنترل کامل سیاست نظامی و خاورمیانهای نظام ج . ا . ایران
حالت ۳ : نبرد بیسرانجام و واگذاری میهن و این نظام، به خلاء و هراس در خطر فرجام
حالت ۴ : تشدید فازهای نبرد و پذیرفتن این نظام بر پایان نبرد و توافق از سر ناچاری و ترس
حالت ۵ : پایان نبرد و موکولکردن عمدی نبرد به چندماه بعد و برجایی این نظام با آخرین باقیماندگان سران
حالت ۶ : نبرد نهایی و ویرانگری بسیار مهیب و جابجایی قدرت و یا پایان این نظام
حالت ۷ : نبرد بیپایان و دنبالهدار دائمی با نظام و تقویت فروپاشی داخلی در فاز اقتصادی، مدیریتی و سیاسی و رویارو ساختن نظام با اعتراضات داخل ایران
من اما سؤال کلیدی را بسیار مهم میدانم که احتمال میدهم اذهان مردم ازین سؤال خالی نباشد و آن این است اگر امر دائر شود میان تخریب بسیار بسیار وحشتناک میهن با باقیماندن این نظام با باقیماندههای سران، مصلحت ملی و منفعت عمومی در چیست؟ آیا حاضر میشوند به قیمت نابودی قطعی میهن، این نظام را با همین تعداد باقیماندهی سران در نبرد حاضر نگه دارند که نتیجهی آن نه فقط هولناک که در هالهای ار ابهام است؛ مانند هرج و مرج و یا آمدن آنانی که جایی برای خود رزرو کردهاند و روز میشمارند. سادهتر بگویم عقلیست آیا حفظ این نظام را ولو با تخریب کل میهن ارجح بدانند این باقیماندگان سران؟! خودم فعلاً بنای بر ورود و تحلیل ندارم. هنوز مجال حرف، فراهم نیست. دامنه ابراهیم طالبی دارابی
دامنه: ☝️👇
البته حالتهای دیگری هم ازین نبرد -که از ۹ اسفند با ترور مجموعهی پاستور آغاز شد- قابل تصور است، من فقط در هفت حالت، احتمال را طرح کردم. بگذرم.
دامنه: و اینک این "پسرَک" !!!
نگارش ۱۵ ، ۱ ، ۱۴۰۵ : حالا در حالیکه نظام ج . ا . ایران از خوف و هراس از مردم، اینترنت را بازهم بهمدت طولانی از ۹ اسفند تا الآن -عین زمان اعتراضات مردمی دیماه که به کشتار دهشتناک ۱۸ و ۱۹ همان ماه منجر شد- به روی ملت ایران بست، و نه فقط آگاهیرسانی میان مردم را مسدود کرده، (بلکه کسب و کار دیجیتال میلیونها فعال در این فاز اقتصادی را نابود ساخته، و چند میلیون خانوده و خانوار از زن یا مرد و حتی فرزندان جوان و نوجوان را -که از راه فروش در اینترنت، درآمد و رزق و روزی حلال درمیآوُردند- در معرض فروپاشی معیشتی قطعی قرار داده است) اما خود حکومتییان و "آقازادگان"شان!!! به خط اینترنت متصلاند و حتی در شبکههای پیامرسان ایکس و تلگرام و واتساپ متعلق به آمریکا و روسیه و اسرائیل به بازی توئیتهای بچگانه مشغولاند. ازجمله این یوسف پزشکیان "پسرَکِ" تازهبهدوران رسیدهی آقای مسعود پزشکیان -که حتی به وی پست مشاور رئیسجمهور هم اعطاء کرده است- برای مردم، آنهم در اینترنت مسدودشده، تحلیل مینویسد و خاطره میبافد و جالب است به جَرگهی رجزخوانان و خالیبندان و حتابندان پیوسته است و بدجوری خالی میبندد.
کار این نظام را به کجاها کشاندهاند که یک پسرک امتیازطلب، برای کل مردمی خط و نشان میکشد که حتی به اینترنت دسترسی هم ندارند. کره جنوبی، مالزی، آفریقای جنوبی، هندوستان و حتی سنگاپور در حد یک شهر کوچک استان خراسان، هم اکنون به نسل نو کتاب مهم "راه رشد سرمایهداری" اثر برینگتن مور را یاد میدهند اما اینان طی این ۳۷ سال و همچنان دنبالهدار، خیال کرده و میکنند راه رشد، از جادهی حوار و گفتار و شعار و درگیرکردن میهن با انواع خطرات و نبردها و دخالت در خاورمیانه حاصل میشود. دریغ از عقل و درایت.. تماشا کنید !!! این افراد خام و خیالاتی را. حیف که میهن کهن ایران در دست پسرک مسعود پزشکیان و عدهای سران که از ۴۷ سال پیش به ساختار چسبیدهاند و اختیارداری میکنند، به خطرناکترین عصر تاریخ و تاریک خود افتاده است. علم سیاست به عنوان علم حل منازعه، نخستین هنرش این بوده است با عقل و علم برای ملت کشور خود رشد اقتصادی، رفاه عمومی، پیوند جهانی، آزادی و دموکراسی و مهمتر از همه صلح دائمی به ارمغان آورَد. اما سیاست در دست پسرک آقای مسعود پزشکیان بازی با اینترنت و خاطرهگویی و سخنهای در حد خردسالی شده است. بگذرم. دامنه ابراهیم طالبی دارابی