انسان های خرافاتی
در کتاب "نردبان شکسته ؛ نابرابری چگونه بر طرز زندگی تآثیر میگذارد" ص دوازده خواندم که "کیث پین" نویسندهی آن نوشته: "انسان های خرافاتی به منطق و استدلال گوش نمیدهند."
ادامه مطلب:
روز و شب با شعر (۱۹)
"نام بعضی نفرات، روشنم میدارد،
قوتم میبخشد،
ره میاندازد
نام بعضی نفرات، رزق روحم شده است،
وقت هر دلتنگی،
سویشان دارم دست"
نیما یوشیج
دامنه | آقای شیخ مالک رجبی سلام
چنان زیرپایههای روحانیت، کرمو شد و پوکید، هی دست و پا میکنند در هر بحث و سخنی، فقط مردم را با تمسک به روایات بیپایه یا مشروط، به پیروی و اطاعت و تقلید و وظیفه و تکلیف، تهدید کنند تا شاید مردم از روی خداترسییی که معمولاً دارند، فکر کنند نکند این روایات که ریسه میکنند سوی مردم، راست باشد!!!
اما همان خدایی که روحانیت ازو دم میزند به داوود گفت بین من و خود عالِم دنیازده را قرار مده! چونکه اینگونه عالِمان، رهزنانِ بندگانِ ارادتمندِ به مناند. (ر.ک: مفاتیحالحیات. عبدالله جوادی آملی، ص ۳۵۶) پس؛ آقای شیخ مالک رجبی یکسره نتاز که مردم باید و شاید و الا و لابد از روحانیت پیروی کنند، خدا اینان را "رهزنان بندگان" هم معرفی کرد. بگذرم. درود. دامنه
یک سخن، گاه هفتادوهفت سال، آدم را حفظ میکند !!!
کازانتزاکیس جملهای دارد طلایی، خواندن آن اهمیت دارد. میگوید: "صدقهی مادی ممکن است انسانی را به مدت هفت سال حفظ کند، اما یک سخنِ خوب، میتواند او را هفتادوهفت سال حفظ کند."
با توجه به این سخن وی، من درین ستون روزم به هشت سخن تکاندهنده و بااهمیت از بزرگان و مشاهیر اشاره میکنم، :
نقل میکنند علی بن ابی طالب پیشوای پارسایان به محمد حنفیه سفارشی اینچنین کرد:
"بهراستی زن شاخهی گل است و قهرمان نیست، پس در هر حال با وی مدارا کن و همراهی نیکو داشته باش تا زندگیات باشکوه گردد."
نقل میکنند محمد بن عبدالله پیغمبر خدا روزی گفت:
"عُلما اُمنای پیغمبراناند؛ تا وارد دنیا نشده باشند." سؤال شد ازو: "ای رسول خدا ! مراد از ورود آنان به دنیا چیست؟" گفت: "پیروی از پادشاه و حاکم سلطهگر. پس هرگاه چنین کردند از آنان نسبت به دین خود، برحذر باشید."
نقل میکنند حضرت صادق امام ششم تشیع هشدار داد:
"هر گاه عالمی دوستدار دنیا یافتید او را در کار دین خود متهم سازید (=به وی اعتماد نکنید)
نقل میکنند حضرت باقر امام پنجم تشیع گفت:
"از عابدان نادان و عالمان زشتکار برحذر باشید که این دو دسته، فریبندهی هر فریفتهاند."
نقل میکنند مسیح بن مریم پیامبر خدا گفت:
"دینار، آفت دین است و عالِم، طبیب دین است؛ پس هر گاه دیدید که عالم دین، آفت را به سوی خود میکِشد، به او اعتماد نکنید، که او خیرخواه دیگران نیست."
نقل میکنند حضرت علی سخنی بدین مضمون دارد:
"ملتی که آب و زمین کشاورزی دارد ولی محتاج گردد، از رحمت حق دور باد."
مفاتیحالحیات، عبدالله جوادی آملی، ص ۲۵۵ و ۳۵۵ و ۷۰۲ نگاه شود.
نقل میکنند فریدریش نیچه گفت:
"زمانی مرا شناختی، دیگر برایت مشکل نبود که مرا پیدا کنی! هماکنون گُمکردن من، مشکل است،
نقل میکنند شوپنهاور گفت:
"تمامی حقیقت از سه مرحله میگذرد:
اول، به مسخره گرفته میشود!
دوم، وحشیانه با آن مخالفت میشود!!
سوم، چنان پذیرفته میشود که انگار اظهر من الشمس و بدیهی است!!!
بگذرم! شاعر در اهمیت زادهشدن شاعر پس از موتش. گفته است:
ای بَسا شاعر که بعد از مرگ، زاد
چشم خود را بست و چشم ما، گشاد
یعنی یک شاعر شایسته وقتی میمیرد، تازه زاده و زنده میشود و چشم دل و هوش و ذهن مردم را باز میکند. مانند مولوی، مانند سعدی و مانند قیصر امینپور.
دوشنبه : ۱۸ ، ۳ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
یک علت عقاید تقلیدی و سنتی افراد مذهبی
آقای محمود طالقانی به ریشههای عقاید تقلیدی مذهبیون پرداخته و گفته بود:
"شک، اولین مرحلهی یقین است. انسانی که شک نکند، به یقین نمیرسد؛ یا به یک سری عقاید و آرای سنتی و تقلیدی تا آخر عمر و یا بیتفاوتی در تمام عمر، مبتلاست."
(منبع : دکتر شریعتی در آیینهی خاطرات، محمد لامعی. ص ۱۵۶)
متن شب : دامنه ابراهیم طالبی دارابی
جغرافیای "حرف"
حرفها هم چونان ابرها و مرتعها، مرتبه و جغرافیا دارند. کسی جغرافیای حرف را نفهمد، از فهم آن عاجز میمانَد. چه، کسی که سخن میگوید و چه، کسی که سخن را میخواند یا میشنود، باید از جغرافیای آن حرف باخبر باشد. جغرافیای حرف باعث میشود انسان با زمینه و اساس شکلگیری آن حرف آشنا شود. مثال بزنم:
آقای موسی صدر روزگاری گفته بود: "گرفتارترین مردم کسانیاند که حامل پیام مذهباند."
خُب با این مثال ممکن است اعضای علاقهمند به مباحث تئوریک، حرفم را متوجه شده باشن. این سخن موسی صدر از جغرافیای حرف برخوردار بود. اینکه:
۱. کجا این را حرف گفته بود.
۲. چرا گفته بود.
۳. منظورش چه بود.
۴. این حرف چیست که او گفته بود.
من وارد تفسیر و شرح و ماجرای حرفش نمیشوم. فقط خواستم گفته باشم جغرافیای "حرف" در تفسیر متن، چه مذهب، چه مسلک و چه مَسلَخ، مطلق مَدخلیت دارد.
سهشنبه : ۱۹ ، ۳ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
تقی آهنگر: سلام اقا ابراهیم
برخی متن هات رو سیو کردم سرفرصت بخوانم
ولی این متن شما مرا بران داشت تا نکته ای
عرض کنم
اون اینکه بین ده شرط شرط اول بسیار مهم
وکلیدی بنظر می رسد چراکه مهم تاثیر سخن
هست واین تاثیر گذشتن وبقول امروزی بر
دل نشیند همینکه فرمودی گفتار ورفتار (عامل
بودن ) است خواستم بگم حلقه ی گمشده ی سخنوران
امروزی جامعه ی ماست ،،،،،
درود
علیرضا معافی: با سلام ،جناب طالبی ،جغرافیای حرف که به جا و مهم ترش (زبان گفتگو )بزرگترین چالش ابعاد اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی جامعه ی فعلی ما به حساب می آید .پدر و مادر با فرزند ،معلم با دانش آموز ،استاد با دانشجو ،ارباب با رجوع ،فروشنده با مشتری ،راننده با مسافر ،حاکم با مردم ،مردم با حاکم ،شاطر با مردم ،در عین نیاز هیچ کدام حوصله و مهارت زبان گفتگو با هم را ندارند .در عرصه ی سیاسی الا ماشا ءالله ،چه با داخل ،چه با خارج کشور ،مثال فراوانه،چند وقتیه ذهن منو به خودش مشغول کرده و نیاز به بسط و استناد علمی داره .خدا رحم بکنه به حاکمان و مردمان کرو لال .این نقیصه شاید درفرایند اقتصاد و سیاست محسوس نباشد ولی زیاد تاثیر گذار می باشد .التماس ریکاوری
جناب آقاعلیرضا معافی سلام
به نظرم موارد مهمی از جامعهی اکنون ایران را برشمردی. با نظرت موافقم بسیار.
اما بعد در مورد زبان گفتوگو باید عرض کنم آقای عبدالعلی بازرگان (فرزند مهندس مهدی بازرگان) در موضوع دینشناسی بر پایهی قرآن خیلی گفتارهای خواندنی دارد. او در مورد لسان حرفی پخته دارد. نظرش اینه رسولان با توجه به لسان قومشان فرستاده شدند. میگوید لسان فقط زبان نیست، بلکه ارتباط و درک و پاسخ درخور به مردم است. نمیشود به قول شما مردم لال باشند و حاکمان یکسره مشغول پیام و بیان. لسان حق همهی مردم است که آن را برای بیان خواستهی خود بهکار گیرند. ممنونم. یک کف دست شد پاسخم، پس بسنده میکنم. درود. دامنه
علیرضا معافی: درود ،استفاده بردم ، دلمان برای حداقل های نیاز عقل و دل و روان و وجود و وجوب ،تنگ شده است .فعلا میآییم باغ و صحرا با درختان و حیوانات درد دل میکنیم تا فرصت به مجمع و حزب و NGO و تشکل و دانشکده برسد .
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: حکومتهای یککَش (=تکدنده و یکسونگر) جناب معافی بزرگوار میدانی که مردم را تا به آخرین پلهی فلاکت نرسانند، از میز ریاست و سلطهگری و هر نوع دیگر حکومت، دست بر نمیدارند. خوب میکنی میری در دامان گیا و زیا و صرا دلت را به دنیای ناآلوده میزنی. اساساً دامنهی هر چیزی برایم درس است، خصوصاً دامنهی تپهها. سلام و درود فراوان. دامنه