راه مردمی
ابوالقاسم فردوسی حکیم و ادیب ایرانی و زندهکنندهی باشهامت زبان پارسی -که روزگاری دراز شاید به حد "دو قرن سکوت"ش، در زیر هجوم واژههای غیرفارسی مخصوصاً عربی، در حال لِهشدن بود- یک رهنمود بزرگ و کوبنده و قابل قبول میدهد که نشان میدهد آن بزرگمردِ شرق ایران -توسِ خُراسان- چه آیندهنگر دانایی بوده است:
- هر آن کو گذشت از رهِ مردمی
- ز دیوان شِمُر، مَشمُر از آدمی
راه، راهِ مردم است. هر کس راهِ مردم را به قول فردوسی کنار گذارَد و بگوید به راه "من"، به حرف "من"، به دین "من"، به سوی "من"، به خوی "من"، به جوی "من"، به دستور "من"، درآیید، یقین کنیم او چونان "دیو" است در تفکر سیاسی فردوسی، که چنین دیوی بدخیم، غولی خفیفکننده برای ساحت و شخصیت و هویت انسان شده است. پنجشنبه ۱۰ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
ادامه مطلب:
حاشیهها: عکس خاطرهانگیز بالا پسزمینهی تبلت من، نوروز سال ۱۳۸۲ پای تپهی انارقلت دارابکلا (نماد قشنگ محل) است، از سمت جادهی صحرایی اوسا به اوسصحرا. ازین زاویه انارقلت تنها همین یک عکس است که در آلبومم مونده است.
عکس پایین -که اخیراً حمید طالبی انداخته است- تپهی "بَبِرخاسِه" است در مسیر "تیرنگگردی" دارابکلا که این یال و کوپال زیبا، از نظر جغرافیا و شکل و شمایلِ دلربا، به تپهی انارقلت، شباهت شدیدی میزند و معمولاً اشتباه میشود با آن جا. دامنه
دامنه: شب و روز با شعر (۴)
بیرون ز تو نیست هر چه در عالَم هست
در خود بطلب هر آن چه خواهی که تویی
مولوی محمد بلخ
جنایات و مکافات
اثر فئودور داستایوفسکی است. خانم "مهری آهی" آن را به فارسی، برگردان کرد. کتابی در ژانر فلسفی، روانشناختی، درام و جنایی. خلاصهی داستانش این است:
دانشجویی فقیر اما باهوش -به نام راسکولنیکف- در زندگی خود با بحران روحی بسیاری روبهروست و تحت فشار فقر و نیز بهخاطر درگیریهای ذهنیاش، میرود پیرزن رباخواری را به قتل میرسانَد و از آن پس، گرفتار بحرانهای شدید اخلاقی و روحی میشود... . بگذرم. فقرهای فلاکتباری که در اثر حکومتِ روحانیت (=صنف نابلَد اما دارای ادعای رُبوبیت) و تز فردساختهی "ولایت" بر مردم ایران پیش آمده است، چه سرانجامهایی دارد، در پسِ ابهام و بحرانهای بدتر از داستان داستایوفسکی قرار دارد. دامنه

منبع عکس : آفتاب
این شیخ با این اسحلهی شلیک به نزدیک!!! به نبرد با کی میخواهد برود؟! با معترضان؟!!! شوخی میکنی شیخ؟!! یا یا با نتانیاهو و ترامپ؟!!! جدّی میگی شیخ؟!!