شب و روز تلقین و تکرار بود
: نوشتهی ۶ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: از آن جا که از دیدِ من حضرت سعدی در اخلاق، در مطالعه، در مسائل جامعه، در خودداری از ریاکاری، در پرهیزگاری فردی و مهمتر از همه در پرهیز از دیوارکشی بین خود و مردم، تقریباً نظیری ندارد، و الگوی جامعهی اخلاقی است، پس چه در دورهی ثباتها و چه در بُرههی بحرانها، دَمی با او نشستن، غنیمت که سرِ جایش، آسودگی و نشاط درونی میآورَد. سعدی از دست مذهبیون اشعری به دامن عرفان و اخلاقیات پا گذاشت و از ظاهرگرایی اشعریون به والاترین تفکر انسانی و مهربانی رسید. خودش این راز را فاش کرده بود:
مرا در نظامیه اِدرار بود
شب و روز تلقین و تکرار بود
سعدی شاگرد مدرسهی "نظامیه" در بغداد بود که فلسفه در آن برای طلبه ممنوع بود و فقه سُنی فرقهی مذهب شافعی تدریس میشد و تفکر اشعری، غلبه داشت. لذا از آن مدرسه بیرون آمد و پا فراتر نهاد فقط بر طلبه تلقین میشد و تکرار. دامنه ابراهیم طالبی دارابی
و بهترین مراد مردم با هر کیش و آئین شد. مثل او، کم میتوان پیدا نمود. دقت دارید لابد که درین شعر، لفظ اِدرار به معنی حقوق شهریهی طلبه است، و گلایه دارد از علم فقه شافعی و علم کلام اشعری که