سازگاری با آفرینش
: خانم دُنیز ماسون در ص ۸۴۶ کتابش «قرآن و کتاب مقدس» با ترجمهی خانم فاطمهسادات تهامی، معتقد است کارهای نیک یعنی هر کاری که «سازگاری با رهنمودهای الهی» داشته باشد. دامنه ابراهیم طالبی دارابی
بُت و غُلوّ
سلام آقای سید احمد
چه عبارت قشنگی در پایان جملاتت ارمغان دادی. این گزارهات:
"دوستان من اینجا ایران است لختی آرامتر!"
آری لَختی اندیشیدن جناب احمدآقا، ای هاشمی در نسل و نسَب، به قول قشنگت این جا "ایران است"، که تمدن دیرین دارد و هزاران سال قِدمت. آنسان که مکه را جاهلیت و بُت و بُتپرست و غُلوّ پُر کرده بود، این سرزمین باتمدن اما، کوروش داشت و زرتشت. کوروش کبیر مثل اینان نبود که در پایتخت، سرِ تخت بنشیند و نیرو به جنگ بفرستد و به کُشت و کُشتن دهد، بلکه خود روی زین اسب مینشست و پا در رکاب میزد و پادشاه پیشوای پیشرو بود و جلوتر از سربازهایش به دل دشمن میزد و نه رُعب و خون و خونریزی، که مدارا به ملتها ارمغان میبُرد و فرهنگها و باورهای مردم را محترم میشمُرد و نمیکوشید ملتی یا حکومتی را محو کند. و زرتشتِ پیامآور هم، اهورا را مژده میداد و اهریمن را حذر. آن پیامآور نورآور ایران، نوید و مژدهی نور را میداد و میگفت تاریکی را از پندار و گفتار و کردار خود دور کنید و هر گاه هر مذهب و هر فردی برای روز و روزگاری نور آوُرد با او باید بود. تا تاریکی میهن را نپوشانَد. آری، مکه بُت داشت و بُت میساخت و غُلوّ مینمود، ایران اما کوروش داشت و اهورا میپرستید و با اهریمن میستیزید. این حا ایران است هر مذهب و هر فرد نور ارمغان بیاورد باید با او بود درآمیزید، اما اگر تاریکی و تباهی و تندی و تنش آوُرده باشد باید با او در آویخت. ۲۱ ، ۱ ، ۱۴۰۵ : دامنه ابراهیم طالبی دارابی
دامنه: چند و چون این چهره
او آقای حسین موسوی تبریزی است؛ اصل اسمش، پورمیرغفاری است. دیروز درگذشت. در اوائل انقلاب از دادستانهای تندِ تند انقلاب بود از فلفل هند تندتر. میگویند در اعدامهای اوائل انقلاب نقش داشت، در تبریز و تهران. یکی از تندروترین چهرههای جناج چپ در دههی شصت که در قوهی قضاییه دستِ درازی در برخورد با افراد و احزاب داشت. سپس پس از ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ به بعد، به یکی از منتقدین دورهی دوم نظام تبدیل شد. جریانی که در مؤسسهی کیهان حلقه زده بودند و با چهرههای منتقد نظام به شیوههای بسیار هتاکانه در میافتادند و مثلاً افشاگری میکردند، او را هم همیشه مورد هجوم قرار میدادند و هر بار که او به تحلیل وضع موجود میپرداخت، کیهان هم به سراغ او میرفت و او را حمله میکرد. بگذرم. او در تمام این ۳۷ سال از سال ۶۸ به بعد، به قم برگشت و عضو مجمع مدرسین شد که در برابر جامعهی مدرسین (نماد جناح راست نظام) تأسیس شده بود. هر چند حسین موسوی تبریزی سابقهی سرکوب دارد ولی در دستهی اصلاحطلب قرار گرفت و در حلقهی آقای محمد خاتمی جای داشت، و در دورهی دوم نظام با تقریبا" تمام سیاستهای حکمرانی نظام مخالف بود. اما از دید من چهرهای نبود که بشود او را قبول کرد. تا جایی که خبر دارم ذهن تحلیلگری وی بسیار بالا بود. عیب او تندییی بود در اوائل انقلاب ازو سر زد که البته عارضهای واگیردار بود. عکس و تیتر و عنوان و القاب بالا را یک روزنامهی چاپ امروز ۲۴ فروردین ۱۴۰۴ انتشار داد. دامنه ابراهیم طالبی دارابی
دامنه: جناب آقای عرب خزائلی سلام
با احترام و قدردانی بیکران به آن مقام محترم، بنا بر احتجاجتان، پس شما خودتان بفرمایید دلایل و علل فروپاشی نظام ایدئولوژیک اتحاد جماهیر شوروی چه بود؟ بههرحال آن فروپاشی یا معلّل بود. یعنی علتهای عینی و مخفی سقوط داشت و یا مدلّل بود یعنی دلیلهایی علمییی وجود دارد که منجر به پایان آن نوع حکومت خودکامه و توتالیتر ایدئولوژیک گردیده است. از نقدی هم که بر نوشتهی من زدهاید و متن خود را با اعضای مدرسه در میان گذاشتهاید و آنان را مخاطَب خود کردهاید، تا تبیین و روشنگری صورت داده باشید، بسیار سپاسگزارم. درود. دامنه
دامنه: به: آقای محمد عبدی
از : دامنه ابراهیم طالبی دارابی
بررسی قسمت ۴۳۸ متن امرور شما
سلام آقای عبدی سنهکوهی. در آن بحثت نوشتی: "الغا خلافت توسط آتاتورک ترکیه" از اقدامات مهم او بود. من معتقدم اساساً هر تأسیسی نوین، شامل دو چیز میشود: ۱. الغا (=لغو و پایاندادن) ۲. ایجاد و آغازکردن. مثلاً:
دین نوین اسلام ظهورش در مکه، اول الغای پرستش بُت بود و سپس ایجاد پرستش رَب.
رنسانس (=نوزایی) اروپا اول الغای حکومت مذهبی هزارسالهی کلیسا بود و سپس ایجاد دموکراسی و لیبرالیسم..
جمهوری اسلامی ایران اول سلطنت را لغو کرد و سپس "ولایت" بر اساس اسلام فقاهت را ایجاد کرد.
در آینده اما این امکان فراهم شده است این نسل "ولایت" را لغو و الغا کند و دموکراسی را ایجاد و تأسیس نماید.
بگذرم. بحث من نگاه به نظریهپردازی بود. که لغو و ایجاد دو متضاد کنار هم است. عین "تز، آنتیتز، سنتز" در نظریهی سهنفرهی مارکس و فوئرباخ و اَنگِلس.
اما در یک جای متن امروزت جالب بود که نوشتی تاجالملوک زن رضاخان چادرنماز را نشان داد به ثریا طرزی زن اماناللهخان پادشاه افغانستان. پس در دربار چادرنماز هم بود. مهم بود. درود. دامنه
دامنه:
زن هرچه نظر در آینه بیش کند
کمتر نظری به خانۀ خویش کند
مهدی احمدی شاعر
دامنه: سلام جناب احمد دوست گرانقدر
قَدرَت (به فتح قاف بخوان) را میدانم که پرسشگری توانا هستی.
امابعد در مورد خلافت، دو نگاه هست:
- نگاه کسانی که اهل سنت هستند این است حضرت محمد پیامبر اسلام. چون خاتم است، پس هر کس بعد از او بیاید اسمش خلیفه است یعنی فردی که فقط در جایگاه پیامیر مینشنید و از خود، "جایگاه جدید"ی ندارد. در واقع جانشین (=خیلفه) اوست نه مقامی جدید و باید سنت او را پایبند باشد و از خود، بدعت و نوآوری هرگز نکند.
- نگاه آنانی که شیعه هستند این است خلیفه، اصالت ندارد، بلکه ۱۲ نفر از نسل حضرت محمد پیامبر اسلام، امامت میکنند و حتی امامت را در نظام عملی و تئوری، بالاتر از نبی میدانند، زیرا استناد میکنند حضرت ابراهیم را آفریدگار پس از رتبهی نبوت، "امام" هم کرد. بگذرم.
در نگاه غیر از این دو مکتب خیزشکرده در اسلام، بحثی هم هست که در نگرش این قائلین، حکومت ناشی از شأن نبوت یا خلافت یا امامت نیست، امری مردمی است و قدرت آن واگذار شده است به خود مردم آن زمانه. لذا حضرت علی شأن حکومتش از رضایت و اجازت مردم سرچشمه گرفت و او یک حکومت بر پایهی عدالت و انسانیت و اخلاق ترتیب داد و که این هر سه عنصر، بروندینی هستند، نه دروندینی. حکومت ربط به مکتب و رسالت و امامت و نبوت ندارد، بلکه بروندینی است و جریان خلافت هم، امری بیراهه بود. مردم وقت پایتخت کوفه، وقتی علی بن ابی طالب را به حکومت بر خود، قبول کرده بودند و آن حضرت نیز با صدای رسا به جمع آنان گفته بود اگر حکومت را -که نزدم از عطسهی بُز و از استخوان یک جُذامی بر دهنِ یک گُراز بیارزشتر است- بپذیرم، آنگاه بر تمام شماها "عدالت" را پیشه میکنم و برای آن حضرت از حکومت مقصد و مقصودی جز عدالت، نداشت. و هرگر فرقی بین دینداران و حامیان و سایر مردم نمیگذاشت و به همه از بیتالمال سهمی میداد..
لازم میدانم بیفزایم که ایدئولوژی توسط تئوریسنهایی که خود را ایدئولوگ میپندارند صورت میگیرد که دین را به حالت مذهب و ایدئولوژی در میآورند و رنگ خود را بر تنِ دین میمالند و الماسِ درخشندهی دیانت را به سود خود میتراشند و آن را لاغر و نحیف میکنند تا طمّاعانه ازین مسیل و مسیر، بر جیب و قلب و احساس مردم سوار شوند و سوداگری و تجارتپیشگی کنند. دین را نوندونی میکنند.
سپاسگزارم از پرسش آن دوست که میدانم سؤال نبود بلکه پرسش بود. زیرا سؤال فرقش با پرسش این است، فرد از آن، چیزی نمیداند. ولی پرسش چیزی هست که پرسشگر هم، از آن مطلع هست. وقتی من از یک ناشناسی سؤال کنم اسم شما چیست؟ این میشود سؤال. ولی از همو بپرسم زیارت مکه بهتر است یا زیارت مَرام و مؤنس و مردم؟! این میشود پرسش. زیرا در این جا، خود پرسشگر هم، جواب آن را بلد است. خواستم گفته باشم خود آق سید احمد هاشمی از خود من، به این مسئلهی پرسیدهشده، مُشرِفتر است. درود. دامنه
دامنه:
بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
مولوی محمد بلخی
بهروز عرب خزائلی به من: جناب آقای طالبی بزرگوار
سلام و عرض ادب و احترام خدمت شریف تون دارم. مطالب عمومی شما در گروه رو می خونم و بهره می برم. حقیر به اقتضای دانشجویی و طلبگی و کنجکاوی و فقر مفرط علمی همراه باحرص دانستن، و نیز رشته ی تحصیلیم ، قدری موشکاف و متکدیانه پرسشگرم. همین خصال، بعضا" این گمان رو برای دیگران ایجاد و تقویت می کنه که این دانش آموز، شخصیتی چالشی دارم و یا حتی شاید، حرمت اکابر را( کما هو حقه)نمی فهمم و نگه نمی دارم. گمان و قضاوت و نیت خودم واقعا" اینگونه نیست. اما آنچه جناب عالی در این مدرسه مرقوم و ارائه می فرمایید رو با دقت می خونم و ضمن بهره بردن، اشکالات جدی را بر قسمت هایی از هر یک از آنها وارد می پندارم. طبیعی است که ممکنه برخی یا اکثر و یا همه ی تصوراتم نادرست باشند(و همین طور هم به عکس!). گرچه این دو سه ماه جاری و آتی مشغله های بسیار وقت گیری دارم که فرصتی برایم باقی نمی گذارد؛ مع الوصف خوش داشتم کاش ارتباط تلفنی داشتیم تا:
- هم نقطه نظرهام رو در مورد مطالب جناب عالی در این مدرسه به خود گرامی تون منعکس کنم.
- و هم از ظن مقابله و چالش متعصبانه و جاهلانه احتراز کنم.
- و هم از سفره ی پر خیر و برکت تفهیم و تفهم بی بهره نمونم.
الهی سالم و نیک فرجام و رستگار باشید. درود.🙏
دامنه: سلام جناب آقای عرب خزائلی
بیهیچ تردیدی یقین دان که من سبک و سیاق نقادانهی آن گرامیفرزانه را بهشدت شائقم و همین روال آن جناب را اثربخش میدانم حتی اگر در نقدها با بالاترین تصریح و چالش ورود کنید. من موبهمو مطالب غنی و لبریز از ادبیات وزین و پربار شما را نه فقط میخوانم، بلکه مطالعهاش میکنم و در ذهن طلوع میدهم. ممنونم.
جناب خزائلی گرانقدر در نقد متنهای من حتی انتقاد بر خود من، بسیار آسوده باشید که من هرگز ازین شیوه و نقش علمیات پرهیز و پرهیختی ندارم. نقد را نقل است که باید بیرحمانه باشد. از لطف و درسی که به من و صحن میآموزی بیکران، قدردانم. هیچ چیز برام لذیذتر از فکر و دانش نیست و من حتی در جبههها زیر نور ماه کتاب میخواندم. بگذرم.
مقیم قم هستم از دههی شصت به بعد، اما هر چند وقت، خونهام در محلم دارابکلا هم میآیم.
ارادتمندت: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
دامنه: یادآوری مدیریت مدرسه
گویا پیامرسان بله از ساعت ۹ و اندی صبح امروز تا همین دقایق قبل، مشکل فنی پیدا کرده بود که هماینک بخشی از آن برطرف شده است. امید است دستکم این پیامرسان بر نواقص پیشآمده فائق آید و حکومت، این ابزار داخلی را لااقل از دست ملت درین قطعی و قحطی! دستبُرد نزند!!!! جدیداً مردم چه هوشمندانه و منتقدانه وزارت "ارتباطات" را وزارت "قطع ارتباطات" لقب دادهاند.
مدیر مدرسه فکرت
دامنه ابراهیم طالبی دارابی
دامنه: نظری بر متن ۴۳۹ گفتار آقای محمد عبدی
سلام مهندس عبدی سنهکوه. درین قسمت سه مطلب از میان پنج پرده، برای من اهمیت درخور داشت: ۱. آن جا که آوردی ایران در سال ۱۳۰۸ کشف حجاب را از مظاهر تجدد اماناللهخان رهبر افغانستان تعلیم گرفت و سپس از آتاتورک. ۲. آن جا که مستند کردی "ملای لنگ" افغان در برابر تأسیس مدرسهی دختران توسط اماناللهخان در همان سال ۱۳۰۸ شورش کرد و رضاخان ازین شورش به این نتیجه رسید کشف حجاب را موکول کند به بعد. ۳. و نیز آن جا که مطرح کردی تیموتاش و بعضی از سران دولت پهلوی اول با دو زن یکی خارجی و یکی ایرانی ازدواج میکردند تا زن خارجی را بدون روسری به بیرون و تشریفات ببرند و زن ایرانی را در خانه و مطبخ حبس می کردند که خوراک بپزد و به قول محلی: لا بشورد. لا یعنی لباس. سپاس محمد. ردیف بحث میکنی. اطلاعات این مقطع برای من مرور میشود، مفید است. دامنه
دامنه: به قول خوانندهی مشهور داریوش به سبک بسیار آرام و دلارم:
"نون و پنیر و سبزی
تو بیش ازین میارزی.
نون و کره و گردو ..."
بقیه رو هیچی بلد نیستم! بگذرم. چه شامی شد سبزی و پندیر و نون!!!
دامنه::
آفرینش چه زیبایییی آفریده:
صبحا زود: مِهآلود = میاه
پیش از ظهرها: ابرآلود = سیاه
بعد از ظهرها: عین سفیدپمبهی زیبا
نماشونسرا: وارش و صدای کوبش بر خونههای حلببهسرِ پشتبومها.
این عکس و هوا حالت سوم است و فوقالعاده دلربا.
بهترین وضعیت درین حالت و آب و هوا، گشت هست و بارها گذارها.
دامنه ابراهیم طالبی دارابی مدیر صحن این جا.