باغ پیروزی سلطانِ غازی
از آن "غزنه"ی آباد و دستگاه پرشکوه سلطان محمود غزنوی به قول دکتر غلامحسین یوسفی در کتابش "چشمهی روشن؛ دیداری با شاعران" ص چهل و شش "جز دو مناره و سنگی و کتیبهای بر مزار او، چیزی بر جای نمانده است." آن سلطان -که در چهارصد و بیست و یک در غزنه درگذشت- وصیت کرد در "باغ پیروزی" دفن شود.
جالب است سلاطین حتی برای قبر خود هم وصیت میکنند که ظفرمند و باشکوه و پیدا و نمایان و درخشان و حتی پر زرق و برق به نظر برسند. بیعلت نبود که سلطان محمود غزنوی را به دلیل "جنگهای بسیار" "سلطان غازی" (=جنگجو) نام نهادند. بگذرم. پنجشنبه : ۲۴ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
اامه مطلب
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: سیرِ سیاست
سیاستمداران خردمند (نه آنهایی که مِرغانه چوبلاخ دلِه جِه تازه درآمدند!!!) به کسانی گفته میشود که در عاقلانهترین رفتارشناسی:
از حریف، رقیب بسازند.
از رقیب، رفیق بسازند.
از رفیق، دوست بسازند.
از دوست، همراه بسازند.
از همراه، همپیمان بسازند.
و با همپیمانان و این شیوه کشورداشتن، با جهان سازواری و مرابطه کنند. زیرا غایت سیاست، اقتصاد و معیشت و آسایش ملت است.
تمام کسانی که مدعیاند سرپرستِ! مذهب هستند و بارِ مذهب را به دوش! میکشند، چنین کسانی در واقع دروغ میگویند و از ابزار مذهب میخواهند بهآسانی سوار ملت شوند و خودشان را در حکمرانی و قدرتنمایی در بالا نگه دارند و تن به خواستههای مردم ندهند. بگذرم،
جمعه : ۱ ، ۳ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
ابراهیم طالبی دارابی دامنه: بررسی قسمت ۴۷۲
آقای مهندس عبدی سلام. از آقای علیرضا ذاکر اصفهانی نقلی انجام دادید که اهمیت داشت به آن ورود کنم. از نظر ذاکر حکومت پهلوی اول در سال ۱۳۱۷ کارهایی از قبیل ایجاد:
۱. هنرستان هنرپیشگی،
۲. سازمان پرورش افکار،
۳. تأسیس سازمان پیشاهنگی،
۴. شیر و خورشید سرخ ایران
۵. کانون بانوان ایران صورت داد
که فرمودی سازمان پرورش افکار مهمتر از همه بود و با اثرپذیری از تشکیلات سازمانهای تبلیغاتی نازیها در آلمان، شکل گرفت.
جالب این که دست گذاشتی روی "مأموریت ویژه سازمان پرورش افکار که "تبلیغ آرمانهای سیاسی حکومت پهلوی و در تعقیب آن شاهدوستی" بود.
خواستم گفته باشم همان نوع سیاست "شاهدوستی"، پس از انقلاب نیز توسط چندین سازمان تبلیغی شکل و رنگ عوض کرد و به "ولیفقیهپرستی"!!! تبدیل شد که حتی آقای فخرالدین حجازی داشت در آن مقر "حسینیهی جماران" پیش آقای خمینی او را در حد خدا و پروردگار میستود و بالابالا میبُرد و آفتاب لقبش داده بود که خود آقای خمینی تذکر داد این روش غُلو را ترک کن. حتی ماها یادمان میآید پایینتکیهی محل، داخل حیاط پس از شکستن اَشیر در شب محرم، مردم رو به آسمان شب، ماه را به همدیگر نشان میدادند که ببینید ببینید عکس آقای خمینی در ماه هست! حال آن که سایهی ناهمواریهای ماه بر سطح فسفری آن کره بود. راستی ذاکر اصفهانی استاد ما بود در دانشگاه تهران سال ۱۳۷۱ که من بیسوادتر ازو سراغ نداشتم!!! بگذرم. درود فراوان. دامنه
ابراهیم طالبی دارابی دامنه: ☝️👇::
به دوستداران آب و آبرو و آبادانی و آینه و آینده و به هر کسی که مخالف سرسخت هر جنس از آلایش و آلایندگی و آلودگیه. دامنه
ابراهیم طالبی دارابی دامنه: عکسی که خودم از جرعههای چشمهی جاری انداختم
و آهنگی از سهیل مهرزادگان:
که یک جا میگه: عشق آشوبه،
مثل فالِ کولیهاهه،
که دروغشَم عالیه!!!
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: نشست امشب پیش مهندس اندیک در مُرسم. مسائل روز ایران، مباحث مذهب و عرفان، رویدادهای جهان و تفکرات انسان، دیدار با هم و پذیرایی شام و میوه و آجیل و چای توسط میزبان. سپاسگزار و ممنون.
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: توحید چیست؟ واقعاً توحید چیست؟
به نظر من یک تعبیر دقیق و عمیق از علی بن ابی طالب وجود دارد و آن تعبیر میتواند مفهوم مهم توحید (=یکتاگرایی) را خیلی زیبا روشن کند و آن، این جملهی آن حضرت است:
"خدا، در بیرونِ اشیاء است، ← اما نه به بیگانگی؛ و در درون اشیاء است، ←و نه به یگانگی."
میشود خواهش مرا بپذیرد این عبارت حیرتانگیز و پربار بالا را، چندباره، بخوانید؟ ☝️
برای آنکه این جمله و مفهوم توحید بهتر فهمیده شود، یاد یک جمله از دکتر علی شریعتی افتادم. او میگفت: "من نه به وحدت وجود، قائلم، و نه به کثرت، و نه به تثلیث و نه به ثنویت، بلکه به توحید قائلم. زیرا توحید "تلقی ویژهیی از جهان" است. به کتاب "برگزیدهی آثار و اندیشههای دکتر شریعتی" تدوین محمد لامعی ص ۳۳۷ رجوع شود.
روشن سازم شریعتی توحید را به عنوان یک "جهانبینی" در نظر داشت، نه یک "عقیده". او معتقد بود جهان یک انداموارهی شاعر (=دارای شعور) و "دارای یک اراده و خرد و احساس و هدف" است.
خلاصهی حرف من این است وجود تفکر توحید در فرد، بدین معنی میباشد که کُرنش و ستایش و پرستش را فقط در پیشگاه آفریننده صورت میدهد و هیچ چیز و هیچ کس و هیچ نقشی را در داخل توحید قرار نمیدهد. این است که انسان اهل توحید، عزت نفس دارد، تابع انسان و فرمانیر فرمانروایان نمیشود و جز آفریدگار را، بلندمرتبه و قادر نمیداند.
پس، یک بار دیگر تعبیر حضرت علی را -سلام بر او باد- مرور میکنم:
همه چیز را بیرون از آفریندهی متعال (=بلندمرتبه) ببریم؛
با هدف باور آفریدگان به یگانهبودن و یکتابودنِ آفریدگار.
همه چیز را در درون آفریندهی متعال ببریم؛
با هدف باور به بیگانهنبودن آفریدگار با آفریدهها.
شنبه : ۲ ، ۳ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: سلام آقاجلیل
این عکسم مال سال ۱۳۵۶ است، دریای فرحآباد ساری.
امابعد؛ جواب من به شعر قشنگت، این شعر مولویست:
ای بَسا هِندو و تُرک، همزبان
وَی بَسا دو تُرک، چون بیگانگان
راستی، عرض کنم محل ما برای لفظ "گُلشن" در مصرع اول شعر منتخبت، "گالخَن" به کار میبرند. یعنی آتشخانهی حمام قدیمی هیزمی.
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: سلام آقاجلیل
تعبیر طنز تلخت در بند ۴ از تبدیل سازمان "برنامه" به سازمان "فرمانه"!!! بسیار چشمگیر بود. این فرمانپذیرکردن نهادها یا سازمانها از سوی حاکمیت، به تمام امور مملکت سرایت کرد، حتی حوزه روحانیت و نهاد دانشگاه، دو مرکز استقلال مذهبی و علمی را هم، به جاهایی برای تحت امر بردن و برای فرمانپذیرکردن، بدل کردند. اشارهی شما آقای قربانی به سازمان برنامه -که مغز اقتصاد کشورهاست- واقعاً اهمیت داشت که به یک معضل حادّ و غیرقابل حل، در آمده است. مردم زیر بار این جور فرمانهای ساختاری و دخالتهای بیجا در امور کارشناسان، در حال لِهشدن هستند و کم نمانده است که روزی فرا رسد از خرید چند تا نان هم، عاجز بمانند. بررسی شما مفید و لازم بود. درود فراوان. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: سلام جناب آقاجلیل
در مورد دوم خرداد ۷۶ با شما موافقم که قدرت شگفتانگیز "رأی آزاد مردم" در آن تاریخ، زلزله بر اندام حاکمیت انداخته بود که تمام اندوختههای خودشان را بر باد رفته میدیدند و همین شد که در برابر جنبش مدنی و سازمان رأی آزاد مردمی به انواع دسیسهها و دستاندازیها تمسُک جستند تا آن را نابود سازند. اما درین میان، خود آقای محمد خاتمی نیز به جنبش عظیم دوم خرداد پشت کرد و رفت با قدرت ساخت و توان خود را با دستان خود، به پایینترین حد تنزل داده بود. به نظر من، تاریخ نه قدرت حاکمیت را درینباره خواهد بخشید و نه آقای محمد خاتمی و آقای اکبر رفسنجانی را در آن مقطع. از شما بابت پرداختن به این مسئله ممنونم. درود. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: بند "توقف درگیریها در تمام جبههها" چه معنا میدهد؟
اگر خبر گزارشی روزنامهی "نیویورکتایمز" آمریکا خبر صحیحی باشد که گفته است: "ایران جزئیات موافقتنامه با ایالات متحده آمریکا را امضا کرده است"، یک بند این توافق امضاشده، یعنی "توقف درگیریها در تمام جبههها، از جمله لبنان" چه مفهومی دارد؟ اگرچه این بند بنا بر نقل محافل سیاسی، با اصرار و تقاضای اکید نظام ج . ا . ایران به بندهای توافقنامه اضافه شده است، اما در واقع، مفهوم حقوق بینالمللی آن این است سران جمهوری اسلامی به صورت غیرمستقیم، به ترک مبارزه و "مخاصمه" با "اسرائیل" صحّه گذاشتند. نمیدانم درین کار مذاکراتی، آیا تعمّد کردند و یا از بار مفهوم موسّع این بند، بیاطلاعی ورزیدند.
هر چه هست من ازین بند، این تفسیر موسّع (=گشاد و باز) را دارم که درگیری یا همان شعار "نابودی و محو اسرائیل" با این توافق، رسماً به پایان خود رسید. زیرا نابودی اسرائیل، مستلزم "درگیری" نظامی است، که عملاً با این بند، به اتمام میرسد. اینکه این توافق پا میگیرد یا نه، من ورود نمیکنم. زبرا این توافق در نگاه تندروهای جناح راست، "تسلیم ایران" محسوب میشود که حاصل مستقیم تز ترامپ: "صلح از طریق قدرت" و نیز دو بار "عملیات نظامی" اسرائیل و آمریکا با نظام ایران است، ولی نیروهای تندروی این جریان سیاسی مذهبی، همچنان خواهان "جنگ ایران با آن دو نظام" هستند و مذاکرهکنندگان را با ادبیات مخصوص به تفکر خود، هجوم میکنند. بگذرم و من به پدیدهی نبرد سه دولت با همدیگر، همچنان ورود نمیکنم زیرا هنوز زمانِ تحلیل آزاد، فرا نرسیده است که بشود حرفی زد که مشمول تمام جهات (=زوایا) این دو رویداد خرداد ۴۰۴ و اسفند ۴۰۴ باشد.
یکشنبه : ۳ ، ۳ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: ☝️👈 ::
گفتوگوی پربار و سرشار از صمیمیت با آقامحمد دباغیان. محمد با توجه به چند سال دهیاربودن محل، هم تجربیات و هم فهم و شناخت دقیقی از مسائل جامعه دارد. سالهاست من و محمد چه تلفن، چه پیامرسان و چه دیدار در ارتباط تنگاتنگیم. از خصوصیات محمد این است در بینش وی علاقه و اعتقاد به رفتار دوگانه نه تنها اعتبار ندارد، بلکه مایهی حیرت و تعجب و سرافکندگی است. ریاکاریهای مذهبی و تظاهر رفتاری رنگآمیزیشده در نزدش، دو کار بسیار ناپسند است و آن را خوش ندارد. با محمد بر سرِ مسائل آفرینش و عقلانیت و اخلاقیات مباحثه کردیم و نقل خاطراتی بااهمیت هم بینمان رد و بدل شد. نکتهی بارز این دیدار گرم، یکی این بود چقدر حادّشدن مشکلاتی که بر روی ملت ایران سنگینی میکند، دو انسان را به هم نزدیک میکند. از نظر وی و من، مردم گشایش زندگی خود را در گرهی کورگری (=پیچدرپیچ) میبینند که توقع نمیرود با این شیوه که مشاهده میشود، باز شود. محمدآقا دباغیان رفیق گرانقدرم سپاسگزارم ازت که زحمت آمدن به پیشم را تحمل نمودی و به قول مشهور: " قدم رنجه کردی. ۳ ، ۳ ، ۱۴۰۵ : درود. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: آقاجلیل سلام
من هم با نکتههایی که افزودی، با جنابعالی موافقت دارم. از نظر من آقایون این نظام حواسشون شاید نبود وقتی این بند را به توافقنامه وارد کردند، لازمهی حقوق سیاسی و بینالمللی آن این است که تلویحی و به عبارت فنی: دوفاکتو بر پایان آن سیاست شعاری "محو اسرائیل" صحه گذاشتند، زیرا توقف درگیری در تمام جبهههای "مقاومت" در واقع معنی دقیقش این است، دیگر درگیری با اسرائیل با این بند، منع حقوقی پیدا میکند و بارش بر دوش این نظام جمهوری اسلامی میافتد. بگذرم. درود. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: آقاعبدی سلام
ممنون از توجهی آن دوست خوبم.
من هم در شروع آن ستون روزم، نوشتم اگر خبر نیویورک تایمز صحیح باشد، که خواستم گفته باشم، من به خبرها با دید یقینی نگاه نمیکنم. لذا با فرض آن خبر، تحلیل خودم را نوشتم. درود. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: شکّاکان - شریعتگرایان - اخلاقمداران
شکّاکان برین عقیده بودند در تمام مسائل میتوان شکّ روا داشت. این عقیده از این آموزه ریشه داشته که فیلسوفان شکاک اساساً معتقد بودند انسان نمیتواند "در هیچ چیز" یقین حاصل کند. برخی از صاحبنظران شک را جادهای لازم به سوی یقین معرفی کردهاند.
شریعتگرایان خود را در وسط بهشت، پندار میکنند اما برخی از آنان ازجمله آگوستین -که در مسیحیت ازو به عنوان "قدّیس عظیمالشأن" کلیسای قرون وُسطیٰ یاد میشود- برین نظر بودند که صِرف عمل به شریعت، موجب رستگاری و بهشترَوی!!! انسان نمیشود. او معتقد به "قاعدهی لطف" بود. یعنی شریعت مذهبی کافی نیست، باید "لطف الهی"، آن هم از رهگذر "عیسی مسیح"، شامل حال آدمی شود.
اخلاقمداران اما انسان را موجودی فضیلتطلب و عامل به آموزههای انسانی معرفی میکنند که در چارچوب اخلاقیات، خود و جامعه را به فضائل و رشد و تربیت و ساختن آشنا و عامل میسازد. مانند این قاعدهی طلایی اخلاق که عبارت است از این آموزه: "چیزی را که بر خود نمیپسندی، بر دیگران هم مَپسند."
بگذرم. یک شعر بگویم از آقای محمد ضیاءآبادی نویسنده کتاب "برنامهی تکامل" که کفایت میکند:
همه هیچاند، هیچ، اوست که اوست
چون همه هستها، ز هستیِ اوست
اوائل انقلاب یک کتابی خواندم که آقای عبدالکریم هاشمینژاد نوشته بود. اسم کتاب بود "هستیبخش". منظورم این است لفظِ "اوست" در شعر بالا، نزد هر انسان، اسم خاصی ممکن است داشته باشد. ثلاً ایزد. مثلاً الله. مثلاً خدا. مثلاً یزدان. مثلاً آفریدگار. مثلاً پروردگار. مثلاً ربّ. مثلاً بلندمرتبهی متعال. مثلاً تعالی. مثلاً آفریننده. مثلاً خالق. مثلاً واجبالوجود. مثلاً اقد!س الَه. مثلاً همین "ذات هستیبخش" در لفظ هاشمینژاد. وی کتاب "مناظرهی دکتر و پیر" را هم نوشته بود. این روحانی بهشهری مقیم مشهد پس از ترور در سال ۶۰، در حرم مشهد دفن شد.
یک یادآوری: او و اخوی ارشدم آقای ابوطالب طالبی (شیخ وحدت) و یک فرد مبارز دیگر، سهتایی پیش از انقلاب، از مشهد راه افتاده بودند تا گنبد و گرگان و شاید هم تا بهمنمیر و بهشهر ، و درین مسیر، به دیدار برخی تبعیدیهای شهیر رژیم رفته بودند، از جمله آقای اسدالله مدنی، که پیش هر کی که میرفتند لابد به رمز و ایما صحبت میکردند.. بگذرم. این پاراگراف آخری، حاشیه بود و ربط به متن نداشت، فقط برای ذهنهای کنجکاو نگاشتمش.
دوشنبه : ۴ ، ۳ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: شکّاکان - شریعتگرایان - اخلاقمداران
شکّاکان برین عقیده بودند در تمام مسائل میتوان شکّ روا داشت. این عقیده از این آموزه ریشه داشته که فیلسوفان شکاک اساساً معتقد بودند انسان نمیتواند "در هیچ چیز" یقین حاصل کند. برخی از صاحبنظران شک را جادهای لازم به سوی یقین معرفی کردهاند.
شریعتگرایان خود را در وسط بهشت، پندار میکنند اما برخی از آنان ازجمله آگوستین -که در مسیحیت ازو به عنوان "قدّیس عظیمالشأن" کلیسای قرون وُسطیٰ یاد میشود- برین نظر بودند که صِرف عمل به شریعت، موجب رستگاری و بهشترَوی!!! انسان نمیشود. او معتقد به "قاعدهی لطف" بود. یعنی شریعت مذهبی کافی نیست، باید "لطف الهی"، آن هم از رهگذر "عیسی مسیح"، شامل حال آدمی شود.
اخلاقمداران اما انسان را موجودی فضیلتطلب و عامل به آموزههای انسانی معرفی میکنند که در چارچوب اخلاقیات، خود و جامعه را به فضائل و رشد و تربیت و ساختن آشنا و عامل میسازد. مانند این قاعدهی طلایی اخلاق که عبارت است از این آموزه: "چیزی را که بر خود نمیپسندی، بر دیگران هم مَپسند."
بگذرم. یک شعر بگویم از آقای محمد ضیاءآبادی نویسنده کتاب "برنامهی تکامل" که کفایت میکند:
همه هیچاند، هیچ، اوست که اوست
چون همه هستها، ز هستیِ اوست
اوائل انقلاب یک کتابی خواندم که آقای عبدالکریم هاشمینژاد نوشته بود. اسم کتاب بود "هستیبخش". منظورم این است لفظِ "اوست" در شعر بالا، نزد هر انسان، اسم خاصی ممکن است داشته باشد. مثلاً ایزد. مثلاً الله. مثلاً خدا. مثلاً یزدان. مثلاً آفریدگار. مثلاً پروردگار. مثلاً ربّ. مثلاً بلندمرتبهی متعال. مثلاً تعالی. مثلاً آفریننده. مثلاً خالق. مثلاً واجبالوجود. مثلاً اقد!س الَه. مثلاً همین "ذات هستیبخش" در لفظ هاشمینژاد. وی کتاب "مناظرهی دکتر و پیر" را هم نوشته بود. این روحانی بهشهری مقیم مشهد پس از ترور در سال ۶۰، در حرم مشهد دفن شد.
یک یادآوری: او و اخوی ارشدم آقای ابوطالب طالبی (شیخ وحدت) و یک فرد مبارز دیگر، سهتایی پیش از انقلاب، از مشهد راه افتاده بودند تا گنبد و گرگان و شاید هم تا بهمنمیر و بهشهر ، و درین مسیر، به دیدار برخی تبعیدیهای شهیر رژیم رفته بودند، از جمله آقای اسدالله مدنی، که پیش هر کی که میرفتند لابد به رمز و ایما صحبت میکردند.. بگذرم. این پاراگراف آخری، حاشیه بود و ربط به متن نداشت، فقط برای ذهنهای کنجکاو نگاشتمش.
دوشنبه : ۴ ، ۳ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: اما بررسی قسمت ۴۷۹
آقای مهندس ممد عبدی سلام. در ضمیمهی این قسمت اشاره داشتی به خرداد ۱۳۱۵ که هیئت وزیران رضاشاه آئیننامهی "مؤسسه وعظ و خطابه" را تصویب کردند که "تربیت اکابِر و همچین روشنساختن عامه به اوضاع عصر جدید ایران" از اهداف آن بود.
من معتقدم ایران هنوزم پس از ۹۰ سال بعد از آن مؤسسهی مهم، به "عصر جدید" وارد نشد. یعنی خرافهپرستان و سنتگرایان و خشکهمقدسان باعثاند میان ایران و عصر جدید حالت "امتناع" حاکم باشد. هنوزم میان شادزیشدن مردم و گریانداشتن مردم، تضاد عقیدتی باقی است. مذهبیون تظاهرگرا هنوزم برین نظرشان باقیاند، پیرو حسین بن علی -سلام بر او باد- یعنی آن کسی که باید برای آن واقعهی بزرگ تاریخی فقط گریه کند و از قطعی آب، فقط اشک بریزد. یعنی واقعهای را که توسط فرزند علی - سلام بر آنان باد- برای چگونهزیستن ایجاد شده بود، به یک اتفاقی صرفاً تراژدیک برای چگونهمردن بدل کردند و از این واقعه به جای آموزندگی، جیب خود را پُر کردند، چه آن دسته مداحان پولپرست و چه آن دسته روضهخوانان پولپرست که با مصیبتخوانیهای دروغین (=تحریفوارگی)، خود، به مصیبت بزرگتر تبدیل شدند. ایران به عصر جدید وارد نشد چون تفسیر مذهب مانع بود. ازت برای پرداخت به قضایای مدرنشدن و تضاد بر سر آن، سپاسگزارم. درود فراوان. دامنه
از سوی دیگر "روشنساختن عامه به اوضاع عصر جدید ایران" به نظرم یک پروسه است که هرگز نمیتواند خاموش شود. خاموششدنی نیست، گرچه مانعهایی مذهبی و خرافی بر سر آن سد میشود. ورود به عصر جدید خواهی نخواهی برای ایران رخ خواهد داد.
واقعهی کربلا را مثال زدم چون در قسمت قبلی به جریان تضاد اجتماعی گریه و خنده در عصر رضاخان و منع عزاداری در خیابان اشاره کردید آقای عبدی.
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: از سوی دیگر "روشنساختن عامه به اوضاع عصر جدید ایران" به نظرم یک پروسه است که هرگز نمیتواند خاموش شود. خاموششدنی نیست، گرچه مانعهایی مذهبی و خرافی بر سر آن سد میشود. ورود به عصر جدید خواهی نخواهی برای ایران رخ خواهد داد. دامنه
واقعهی کربلا را مثال زدم چون در قسمت قبلی به جریان تضاد اجتماعی گریه و خنده در عصر رضاخان و منع عزاداری در خیابان اشاره کردید آقای عبدی.
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: واقعهی کربلا را مثال زدم چون در قسمت قبلی به جریان تضاد اجتماعی گریه و خنده در عصر رضاخان و منع عزاداری در خیابان اشاره کردید آقای عبدی.