دامنه‌ی داراب کلا

دامنه‌ی داراب کلا

مازندران ، میاندورود | در گستره‌ی داراب کلا ، اوسا ، مُرسم

زندگی سه ضلع دارد

: نوشته‌ی  ۸ ، ۱ ، ۱۴۰۵ ::  به نظر من انسان با سه دارایی پایدار، می‌تواند زندگی خود را سامان ببخشد و با شایستگی بماند: اخلاقیات، دانش‌ها، اقتصاد یا همان معیشت و معاش. درین مسیر البته دو پیش‌نیاز هم باید فراهم باشد: آزادی و آگاهی.

حاشیه: امروزه در وسط ماجرای سه دولتِ در حال عملیات و پرتاب نسبت به هم، یک خبری از سایت‌ها می‌خوانیم که مثلاً یک فرد در قوه‌ی قضائیه گفته اموال آقایان: علی شریف زارچی استاد دانشگاه شریف، آقای برزو ارجمند هنرپیشه، آقای محسن یگانه خواننده‌ی پاپ و آقای آزمون ورزشکار رشته‌ی فوتبال، به خاطر فلان اظهارنظر مصادره شد. خُب خود آقای مسعود پزشکیان هم زمانی عضو "شورای موقت رهبری" شد گفت از کشورهای همسایه به خاطر حمله به خاک آنان عذرخواهی می‌کنیم و حتی گفته آن کار را کسانی کردند که "آتش‌به‌اختیار" شدند و شورای رهبری تصویب کرد دیگر به کشورهای همسایه حمله نظامی نشود. اما هم شورا کلّه‌پا شد و هم پزشکیان از دور خارج شد و هیچ هم حساب نمی‌شود  ولی آیا اموالش مصادره شد؟!

من این چهار تن را که اسمشان در سایت‌ها آمده، نه شناخت چندانی دارم و نه حتی به آن فکر می‌کردم، اما این کار قضایی نظام با آنان، مرا به فکر فرو برد و آن را وقتی با تاریخ مذهب در زمان صدر اسلام تطبیق دادم، دیدم کاملاً وارونه است. چون‌که این مشرکان و بت‌پرستان مکه بودند که تمام اموال مهاجرین به مدینه را مصادره کرده بودند و تمام خانه‌های آنانی را که دست به هجرت زده بوده و از مکه به مدینه رفته بوده و تحت حمایت انصار مدینه قرار گرفته بودند، غارت کردند. اینک به این وارونگی آشکار رفتاری درین "نظام ج . ا . ایران" نسبت به اموال افراد این مرز و بوم، تعجبی نکردم، زیرا از دیدِ من حکومت‌های مذهبی

از دسته حکومت‌هایی هستند که خود را در هر کاری، مُحقّ و به هر امری صاحب فتوا و در هر رفتاری مُجاز می‌پندارند و شعار نادرستِ حفظ نظام "از اوجبِ واجباب است" را ملاک کار خود می‌خوانند حال آن‌که اوجب واجبات حفظ حقوق انسانی و اخلاقیات و آزادی است.

بگذرم. منظورم این بود فقط اخلاقیات، دانش‌ها، اقتصاد، پایه‌ی انسان‌سازی و انسان‌ماندن است. این است که برین نظرم زندگی سه ضلع دارد با دو پیش‌نیاز آزادی و آگاهی. هر جامعه‌ای این دو پیش‌نیاز، ازو سلب شود، آن سه ضلع هم، سخت می‌شود گرچه انسان برین مدار به‌آسانی از پای در نمی‌آید. تاریخ پُر است از سخت‌گیران و متصلّبان که حتی مسیح پسر مریم را هم که فقط ندای صلح و اصلاح سر داده بود و شریعت و بدعت هم نیاورده بود، به صلیب کشیدند. دامنه ابراهیم طالبی دارابی