دامنه‌ی داراب کلا

دامنه‌ی داراب کلا

مازندران ، میاندورود | در گستره‌ی داراب کلا ، اوسا ، مُرسم

سه مسئله‌ی روز میان مردم ایران

: نوشته‌ی ۷ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: این روزها -از فردای کشتار دِهشتناک هجده و نوزده دی که شنیع‌ترین رویداد طی نزدیک نیم قرن در نظام ج . ا . ایران بود و روح مردم از آن آزُردگی غمبار، التیام نمی‌گیرد و از صدمه باز نمی‌ایستد- سه مسئله‌ی روز دیگر هم، میان مردم ایران یا پچ‌پچ می‌شود و یا به بحث در خلوت گذاشته می‌شود:

مسئله‌ی یک: حربه‌ی راحتِ مسدودکردن اینترنت توسط حکومت، هم در مقطع سرکوب در دی، و هم از نهم اسفند در زمانه‌ی درگیری نظامی "سه دولت" با همدیگر، که با ترور در مجموعه‌ی پاستور توسط اسرائیل شروع شد. این مسئله، تا جایی که من فضای عمومی و سیاسی را رصد می‌کنم تا از وخامت اوضاع، سر در بیاورم، از دید من مهترین مسئله‌ی مردم است که اولین وابستگی آنان، گوشی و دسترسی سهل و آسان به اینترنت و آگاهی آزاد از اخبار و رسیدن به تحلیل‌هاست. اما یک عده خودخواه در بالای حکومت، این فن‌آوری مدرن را -که مالک و سازنده‌ی آن در آن سوی جهان، این متاع بی‌رقیب را در مالکیت کل بشریت قرار داده است نه در ثد قدرت حکومت‌های انسدادگر- از مردم دریغ می‌دارند. کشورهایی مانند "کره شمالی" و "جمهوری اسلامی" حتی از غزه با آن‌همه هجوم، واپس ماندند که در بدترین اوضاع و نبردها، اینترنت اما داشت، بدون هیج روز مسدودیت و محدودیت.

مسئله‌ی دو: قضیه‌ی نصب "پسر" بر تخت ولایت "پدر" بوده و هست که ضریه‌ی کاری را بر پیکر این نظام دچار انواع فساد، زد و مردم را به یاد سال هشتاد و چهار زمانه‌ی یکه‌تازی آقای محمود احمدی‌نژاد بُرد که در آن زمان، بحث کم کم بین آگاهان شروع شده بود که این "پسر" را دارند برای پس از "پدر" مهیا می‌کنند. اما بلاخره دست دسیسه رو شد و در حالی نصب اتفاق افتاد، که نه یک روز سابقه‌‌ی مدیریت دارد، نه یک کلمه گفتارهای سیاسی و علمی ازو بین مردم حتی در سطح سیاسیون رواج یافته بود، و نه قرار بود انقلاب مردمی سال پنجاه و هفت، به ولایتِ موروثی، دگردیسی شود. هیچ کاری درین نظام روحانیت‌گرا و در دستان بعضاً سپاه، ضربه‌زننده‌تر ازین رفتار خبرگان نبود که نه خُبره هستند و نه نماینده‌ی واقعی اکثریت ملت و میهن. گوش به‌فرمان بودند و مترصّد رسیدنِ روزی که با یک نشست و برخاست صوری آن هم در قم، ولایت را -که تنه می‌زند به سلطنت- مُهر کنند!!! آن پسرِ بیرون کشور هم مثلاً تخت سلطنت می‌خواهد و حتی تهران، پایتخت! چه زمانه‌ایی را ملت دارد ریزریز می‌بیند و به حال و روز اینا می‌خندد!!!

مسئله‌ی سه:  سومی مسئله درگیری نظامی "سه دولت" با همدیگر است که روی همدیگر آتش گشودند و دارند عملیات می‌کنند. روی این جنگیدن، من فعلاً ورود نمی‌کنم و تا کنون نکردم. فقط یک حرف را ناگفته نگذارم:

ادامه مطلب: مهمترین استراتژی در جنگ‌های جدید، زدنِ سر و پا و بازو است که دولت و حاکمیت یک کشور را مانند یک ویلچرنشین، سخت و کم‌توان و نیازمند مدد دیگران در آوَرند تا حال نداشته حتی سیاست داخلی خود را بسازد چه رسد به سیاست خارجی‌اش بپردازد یا سایر ماجراجویی‌هایش. زیرا ساخت کشور پس از جنگ، دشوارترین کار در فردای هر جنگی است که روی دست دولت‌های درگیر باقی می‌گذارد. هرچند در هر نبردی، یک هدف اصلی پنهان و چند هدف فرعی آشکار جاسازی می‌شود؛ عین یک کار تحقیقی و پژوهشی نویسنده، که یک سؤال اصلی دارد و پنج شش تا سؤال فرعی. فصل یک آن کتاب، پاسخ به سؤال اصلی است و چند فصل بعدش، در پاسخ سؤالات فرعی چینش می‌شود. بگذرم. بررسی جنگ و درگیری نظامی، نظاره‌گری فعال می‌طلبد و صدچندان دسترسیِ آسان به اخبار و زیر و بَم آن. دامنه ابراهیم طالبی دارابی