دامنه‌ی داراب کلا

دامنه‌ی داراب کلا

مازندران ، میاندورود | در گستره‌ی داراب کلا ، اوسا ، مُرسم

جواب اخلاق و مذهب به "آزار"

: نوشته‌ی دامنه ۲ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: من جواب مذهب را درین‌باره بلد نیستم؛ چون عِلم آن را ندارم و علَم آن را هم بی‌جا راست نمی‌کنم، اما در جوانی داخل فیلم سینمایی "محمد رسول الله" -که لیبی ساخته بود- از حضرت حمزه عموی حضرت پیامبر شنیدم که از قول پیامبر به مردمِ در راه جنگ احُد یا بدر، ندا داده بود هیچ بوته‌ای را در مسیر راه آسیب نزنید، هیچ شاخه‌ی درختی را صدمه نرسانید. همین دو حرف حمزه نشان داد که قلب مذهب به آزار هر چیز و هر کس، جریحه‌دار می‌شود. اما جواب اخلاق را بلدم، زیرا هر جُنبنده‌ای وقتی به دلش رجوع می‌کند، مغزش به او می‌دمانَد که "آزار"، رفتاری کریه، کرداری شنیع و فکری پلید است و کننده‌ی آن، در بازخواست وجدان و در محاکمه‌ی اخلاق قرار دارد.

حالا با این سرنوشته‌ام، مقایسه کنید آزاررسانی ممتدّ عده‌ای را که از پس از افطاری تا دم‌دمای وقت سحری و حتی پس از پایان رمضان هم همچنان جاری، به همین میزان ساعات در برخی شهرها ازجمله این شهر ما با دسته و سنج و طبل و کُتل و باند بلندگوی پخش نوار ضبط‌شده‌ی مداحان حکومتی و شعارهای من‌درآوردی از پشت بلندگوی نیسانی آبی و لندکروز آن نهاد انقلابی!!!، موجب آزار مردم در خیابان و خانه‌ها می‌شوند؛ چرا، چون‌که نوه‌ی آقای خمینی یعنی حسن خمینی از فردای نُهم اسفند ۱۴۰۴ -که ترور مجموعه پاستور توسط اسرائیل رخ داد- از حامیان حکومت خواست تا چهل شب و شاید هم بیشتر شب‌ها بریزند خیابان. این حسن، که خود را آقازاده‌ای آق‌بالاسر و مدیر یک قبر پرهزینه‌ی سرسام‌آور می‌داند، لابد خود را "مجتهد" هم می‌پندارد!! هرچند شش فقیه شورای نگهبان او را برای کاندیداتوری خبرگان، رد صلاحیت کرده بودند و گفتند تو مجتهد نیستی! بیا امتحان کتبی! و شفاهی! بده و او لج کرد نرفت، ولی این اواخر هی خودشیرینی کرد و حتی پس از نُهم اسفند حرف‌های بدتر از حکومتی‌ها زد که مثلاً بلکُم خبرگان او را "رأس نظام" نصب کند! ولی دید نه، "ولی" را دادند به "پسرِ پدر".

آقای حسن خمینی! چرا فراخوانی زدی که که آزار شب‌هنگام برای مردم است و خواب راحت را برای شهروندان خراب کرد؟! شما اگر اخلاق را ملاک ندانی، پس برو مطالعه کن ببین مذهبت در مورد "آزار" چه می‌نالد؟! آری؛ حامیان حکومت در هر ساعت شب، خیابان بیایند و حتی با گوشخراش‌ترین صوت و نوار و ناهنجارترین شعار از بلندگوی موج آخر و با زدن دُهُل، موجب ایذاء و آزار مردم و شهروندان و حتی راهبندان رانندگان شوند، ثواب! دارد و مانور قدرت حساب می‌آید و حَمیّت. اما بیچارگان معترضان وقتی خیابان فریاد حق و حقیقت و ندای عدالت و آرزوی حکومت مردمی و ضد فساد و رفع رانت و برچیدن استبداد سر دهند، از زبان شماها و حکومتیان می‌شوند "سرباز اسرائیل" و "آشوبگر و اغتشاشگر" که باید شلیک شوند و بر زمین نعش گردند. بگذرم. اخلاق اگر برایتان معیار نیست، دست‌کم از فروپاشی مذهب خودتان نگران و انگشت به‌دهن باشید. تمام این شب‌ها آسایش مردم، بازیچه‌ی پیشنهاد خیابانی شما شد که آشکار ساخت در نزد شماها فقه و فقاهت، لقلقه بیش نبود. شما چه جور مجتهدی که معنی آزار را حتی بلد نیستی!! لابد خواستی خودتو بُلد (=پررنگ و برجسته) کنی. و چند صباحی در "رأس" بمانی!!! اما کِنف شدی وقتی دیدی "پسر" از پیش‌پیش رِزروْ شده بود برای تخت ولایت "پدر". ای دادوبیداد!!! دامنه ابراهیم طالبی دارابی؛ آری آری، پیام نخست مذهب و رشته‌کلام پایدار اخلاق، این بوده و هست که آزار نرسان! حتی به بوته و خارِ گُل و کژدُم و به مورچه و مور و مردُم.

ادامه مطلب : پیوست‌های این پست در صورت نیاز آورده خواهد شد. درود.