دامنه‌ی داراب کلا

دامنه‌ی داراب کلا

مازندران ، میاندورود | در گستره‌ی داراب کلا ، اوسا ، مُرسم

روزگار، بهترین آموزگار

  • مرا این روزگار، آموزگار است
  • کزین بِه نیست‌مان آموزگاری

این را ناصرخسرو قبادیانی گفت و معلوم بود روزگار او هم، چونان روزگار و زمانه‌ی ما، روزگار پر پیچ و خمی بود و او از سر درد و نقد قدرت و فساد زمانه این شِکوه را سر داد.

ناصرخسرو (اهل قُبادیان در نزدیکی بلخ در افغانستان) تفکرش این بود که انسان باید از "آز" آزاد باشد و "شاد و توانگر" زندگی کند و خودش هم گواهی داد جانش از بنده‌شدنِ آز، رها شده بود و همین شد اول کردار و عمل پیدا کرد و سپس با زبان کردار، سایر همنوعان را دعوت به ترک آز کرد:

  • آزاد شد از بندگیِ آز مرا جان
  • آزاد شو از آز و بزی شاد و توانگر

به قول شمش تبریزی: "آزادی، در بی‌آرزویی است." بگذرم.

رودکی، آموزگار بزرگ روزگار بود و چه درخشنده و جذبنده درین رابطه گفته بود:

ادامه مطلب

مقدس یا مفید؟!

از نظر "امیل دورکهیم" عمیق‌ترین افتراق و جدایی‌یی که در زندگی بشر رخ می‌دهد انفکاک میان دو امر "مقدس و مفید" است و سایر تمایزها عمدتاً از همین دو امر (مفید / مقدس) مشتَق می‌شود. برخی از نظریه‌پردازان همین مسئله را فرایندی برای عرفی‌شدن می‌دانند. من شخصاً در تضاد میان مقدس و مفید، جانبدار امر "مفید" هستم؛ زیرا اصل فایده است که بشر را در زندگی به سرمنزل رفاه، آسودگی و بالاترین لذت و بهبودی و مدارا و اخلاق می‌رساند و خشونت و ستیز و خون‌ریزی و فرمانپذیری بردگانه را از زندگی مردم دور می‌سازد. مقدس اغلب برساخته و برخاسته از ذهن و خرافه است و انسان را خام و خادم می‌کند. یکشنیه ۲۰ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی

ادامه مطلب