روزگار، بهترین آموزگار
- مرا این روزگار، آموزگار است
- کزین بِه نیستمان آموزگاری
این را ناصرخسرو قبادیانی گفت و معلوم بود روزگار او هم، چونان روزگار و زمانهی ما، روزگار پر پیچ و خمی بود و او از سر درد و نقد قدرت و فساد زمانه این شِکوه را سر داد.
ناصرخسرو (اهل قُبادیان در نزدیکی بلخ در افغانستان) تفکرش این بود که انسان باید از "آز" آزاد باشد و "شاد و توانگر" زندگی کند و خودش هم گواهی داد جانش از بندهشدنِ آز، رها شده بود و همین شد اول کردار و عمل پیدا کرد و سپس با زبان کردار، سایر همنوعان را دعوت به ترک آز کرد:
- آزاد شد از بندگیِ آز مرا جان
- آزاد شو از آز و بزی شاد و توانگر
به قول شمش تبریزی: "آزادی، در بیآرزویی است." بگذرم.
رودکی، آموزگار بزرگ روزگار بود و چه درخشنده و جذبنده درین رابطه گفته بود:
ادامه مطلب