دامنه‌ی داراب کلا

دامنه‌ی داراب کلا

مازندران ، میاندورود | در گستره‌ی داراب کلا ، اوسا ، مُرسم

واقعاً برّه در کنار شیر می‌خوابد؟!!!


زنده‌یاد خانم پروفسور "آن ماری شیمل" معتقد بود "صلح یک مسافرت است، یک روندِ هرگز تمام‌نشدنی." او که روی عرفان در مذهب کار کرد یک جمله دارد که وقتی روی آن تمرکز می‌کنم هرچه‌بیشتر به بیراهه‌روی سبک‌مغزان مذهبی و تنگ‌نظران مذهبی، مطمئن‌تر می‌شوم که چه چیزهایی بر این سه مذهب وارد کردند!!! جمله‌ی "شیمل" این است:

"مذهب یهود، مسیحیت و اسلام تصویری از آخر زمان دارند که در پناه صلح، برّه در کنار شیر می‌خوابد."

او البته خودش گفته بود "من هنوز هم‌عقیده با مارتین بوبِر هستم و ایمان دارم که ملت‌ها می‌توانند در نشست‌های دوستانه به مکالمات واقعی و مسالمت‌آمیز برسند، مشروط بر این‌که به عقاید یکدیگر احترام گذارند."

بگذرم. به قول معروف "آب سبک در برخورد با زمان، سنگِ سخت را نرم خواهد کرد." اشاره کنم که شیمل (=جمیل) در مطالعات مذهبی بر پایه‌ی عرفان و عارفان به این نتیجه رسیده بود که:

"بهترین اساس اسلام بر پایه‌ی قانون اخلاقی است که این قانون اخلاق هرگز مجاز نمی‌داند که هیچ انسان متفکری در گوشه‌ای از جهان به جرم جهان‌بینی خاص، تحت اعمال تهدیدآمیز یا شکنجه و آزار قرار گیرد و هیچ کس بیش از ما شرق‌شناسان خوشبخت نخواهد شد اگر احکام اعدام و یا مجازات‌های زندان برای اشخاص مختلف با اعتقادات متفاوت و با نظریات انتقادی آنها، از میان برداشته شود."
(متن خطابه‌ی او هنگام دریافت جایزه‌ی صلح، در نوامبر سال ۱۹۹۵ :: کیان ۲۸ چاپ آذر ۱۳۷۴)
۲۶ تیر ۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی

آن‌چه هست

دانشمندان خردمند گفته‌اند زندگی -حتی اگر مذهب هم در میان باشد- اصولش سه تا است:

- حقیقت

- خوبی

- زیبایی

دوری و ستیزه‌گری بر سر "آن‌چه هست" نیست، بلکه آن هنگام که "به آن‌چه باید باشد" می‌رسند، با هم دعوا می‌کنند، جنگ لفظی می‌کنند، همدیگر را تهدید می‌کنند و حتی به کشتار و جنگیدن می‌رسند. حال آن‌که به قول مولوی اگر رنگ را گوشه اندازند، موسی و فرعون هم مقابل و مقاتل هم نمی‌شوند: ↓

  • "چون که این رنگ از جهان برداشتی
  • موسی و فرعون کردند آشتی"

جای "رنگ" درین شعر را حالا هر چه می‌شود گذاشت: نفت، مرز، سلطه، سلیقه، سود، زور، تُپ‌تَشِر، رقابت، حسادت، مبارزه‌ی بی‌ثمر، جبر مذهب، جهل فرد، خرافات، خاک، دارایی، بی‌اخلاقی، بی‌عقلی، تحمیل دینی، تقلید خرافی، پیروی، بی‌تشخیصی، یکّه‌تازی، یکدست‌سازی، بُت‌سازی. فردمحوری، غرور، فخر غلط، قلدری، خودخواهی، نخوت، جاه‌طلبی، خودحق‌پنداری، تظاهر در عقیده، جولان بی‌وجه، فقر، فلاکت، حتی رنگ رُخ، طرز فکر، سطح پایین فهم، مو و پشم. مثلاً در یک عصری دو قبیله بر سر موی بُز و پشم گوسفن، صد سال خصومت ورزیدند که پنجاه سالش را علیه‌ی یکدیگر یا شعار دادند و یا خون و شبیخون بپا کردند.

بگذرم. دانش، دادگری، پارسایی :: حلّال هر کِش و قوسی. دانش محصول عقلانیت است. دادگری ثمر آفریدگار پاک است. و پارسایی برداشتِ پریارِ کِشت و زرعِ اخلاقیات.

شنبه : ۳۰ ، خرداد ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی

شرّ یعنی آنچه به مردم صدمه می‌زند

از سالک صلح (زنی از شرق آمریکا که جهان را بیست و هشت سال برای صلح و آشتی گشت و در سال هزار و نهصد و هشتاد و یک در مکزیک درگذشت) پرسیدند "چه چیز خیر و چه چیز شرّ است؟" جواب داد:

"به‌طور ساده خیر یعنی آنچه به مردم کمک می‌کند و شرّ یعنی آنچه به مردم صدمه می‌زند. در سطح بالاتر خیر آن چیزی است که در توازن با هدف آفرینش است و شرّ آن است که از این توازن خارج باشد." ص صد و نود و نه کتاب  "سالک صلح"

برای آشنای با اندیشه‌های زیبای این زن -که حتی نام خود را به هیچ کس نگفت و خود را سالک صلح نامید- می‌توانید کتابی با همین نام یعنی "سالک صلح" ترجمه‌ی میترا کامی را بخوانید. کتابی بسیار جذاب و اثرگذار است. چاپ انتشارات روزنامه "اطلاعات" است.

ادامه مطلب