ستم، نامهی عزل شاهان و حاکمان است
از نظر ابوالقاسم فردوسی ستم، نامهی عزل شاهان و حاکمان است:
"ستم، نامهی عزل شاهان بود
چو درد دل بیگناهان بود
بماناد تا جاودان این گهر
هنرمند و بادانش و دادگر
نباشد جهان بر کسی پایدار
همه نام نیکو بود یادگار"
ادامه مطلب:
شرحی بر عکس و کامنتها
دامنه: ☝️👈 :
این دو تا نر و ماده. عکاس: دامنه.
حالا شرحی بر احوالشان: ↓ ↓
برای این دو قُمری (=یاکریم) کنار هم، به نظر من:
نه یادداشت "تفاهم" مسئله هست !!!
نه امضاء خط خطی "متن توافق" !!!
نه فراروی "۶۰ روزه"ی بکش بکش مذاکره !!!
نه حتی آن رجَز و ترک مخاصمه !!!
برای این دو تا زن و شی، فقط چِکچینه مهم است و آب و آزادی و از همه مهمتر آشتی و آشیانه و لانه و دانه !!!
تفسیر سیاست این سه مسئلهی پردامنه (=نظام ج ا ایران + اسرائیل + آمریکا) بماند برای آینده !!!
فعلاً همین و تماشاگری پربار این دو تا پرندهی آزادیخواه !!!
دامنه ← شنبه ۴۰۵ سیام خردادماه.
دامنه: ☝️👈 : تنها تنگهی تنگ سنگفرش روستا دارابکلا.
مشهور به کوچهی حموم و تنگهی عشق و عاشقی و آشتی!!!
این جا چنان تاریک است حتی نماشون (=غروبسر) همه هراس دارند
از جنّوپری چه رسد دلِ ظلمات شب و سحر!!!
قدیم هر کس با یکدیگر قهر بود و هرگز قصد آشتی نداشت،
ازین کوچه، ماز میکرد اگر طرف را میدید!!! یعنی رم میکرد.
عکس بالا آن دهنهی تنگه، سمت پل میان حمومپیش و یورمله است
و عکس پایین هم، آن دهنهی تنگه، سمت چاه هفتروز (=افروز) است به سمت تَکّهپیش. دامنه
دامنه توحید: این تنگه، به روی تردد و عبور و مرور هر گونه ماشین و فارغون و ارّابه!!! بسته است، چون تنگ است، ول به روی آدم و حیوان و جنّ، و همچنین برای عاقل! و عاطل! و عابر! علیالسّویّه (=برابر و مُساو) بازِ باز است، بسته نیست؛ هچ وقت!!! دامنه
دامنه: یکی گفت: چرا گفتی زن و شی؟! مگر یقین داری این دو تا پرنده، زن و شوهرند؟!
گفتمش: من بر اساس باورم به اخلاقیات، حدسم را بر بهترین و آسانترین حدس قرار دادهام، و یقین کردم خواستگاری انجام شد و این دو به عقد دائم هم در آمدند؛ پس لازم نبود بگم این دو پرندهی عاشق و معشوق! که دِمتودِمتوی همدیگرند. بگذرم. قاعدهای میگوید دو نفر زن و مرد را دیدید حمل بر صحت کنید، یعنی فرض را بگذارید با هم نامزدند، یا خواهر برادرند و یا زن و شوهر. اخلاقیات چنان جهاننگر است که حتی آموزگار مذهبها هست. دامنه
دامنه: سه دختر مهندس میرحسین موسوی و زهرا رهنورد (دو چهرهی سیاسی در حصر از سال ۸۸ به فرمان حاکمیت) خبر دادند میرحسین از بیمارستان مرخص شد و همچنان در زندگی حصرانه به سر میبرَد. بگذرم. هیچ حکومتی با حصر افراد و کنترل افکار، به مقصود خود نخواهد رسید؛ حتی اون فرمانروا هارونالرشید!!! باشد که پشت قبر حضرت رضا در مشهد، یکّه افتاده است. دامنه
دامنه: روز و شب با شعر (۲۵)
مشورت ادراک و هوشیاری دهد
عقلها مَر عقل را یاری دهد
زانکه باعقلی چو عقلی جفت شد
مانع بدفعلی و بدگفت شد
نفس با نفسِ دگر چون یار گشت
عقل، جزوی عاطل و بیکار گشت
مولوی؛ معلم انسانهای عقلی و اخلاقی و معنوی
برداشت من: یک منظور از منطورهای مولوی از دید من این است هر آدم که عقل دارد، با عاقل جفت و جور میشود و از عقلش مشورت میگیرد، زیرا عقل است که عقل را مدد میدهد و از گفتار بد و کردار بد فرد را بازمیدارد. فرد خودخواه قدرتطلب و غرق غرور زور، عین نفس سرکش است که با نفس (=هوا و هوس و آز) دمخور میشود و عقل خودش را مختار و فعال، ولی عقل جامعه و خردمندان را عاطل و باطل میداند و بر مردم زور میرانَد. دامنه
پاسداشت حرکت "حسینی" به چیست؟ ( ۱ )
بنا دارم چند یادداشت کوتاه در مورد حرکت حسینی بنویسم. کوششم برین است از نوشتن حرف سنجیده، نقد انحرافات، رد خرافات و طرح اشتباهات ترسی به دل راه ندهم، زیرا هر فرد به حکم از اخلاق و حقوق اجتماعی، آزاد است علاقه یا عریضه یا عقیدهی خود را از حرکت "امام حسین" بیان کند و نیاز دیدم حرکتی را که به عاشورا انجامید و سپس دستاوردهای آن از راه سوگواری و آئین هیئتی و رفتارهای آخوندی به یغما رفت، به شیوهی عقلانی و اخلاقی و بر پایهی مقدار اطلاعاتی که در حافظهام دارم، مورد بررسی قرار دهم. شروع حرفم این است:
یک حاکمی که ستمگری و حیلهگری و دنیادوستی او بر بسیاری افراد بزرگ آن روزگار آشکار بود اما از ترس شکنجه و زندان و نفیِ بلَد و هزار مکافات دیگر با او همدستی و از او پیروی و سَر و سِری داشتند- شاهد بودند پسر نالایق خود را بر تخت خلافت گذاشت که ادعا داشت جای پیغمبر است که او نشست. اما یک نفر شهامت داشت در برابر این خلاف بزرگِ خلافت انحرافی بایستد و آگاه و آزاد بگوید این فرد ناشایست، حق حکومت بر ملت و تصرف مذهب را ندارد. دست بیعت به او دراز نباید کرد و اگر از مدینه و مکه آواره و یا توسط شمشیربهدستان حکومت کشته شود، و دشنه بر سینهاش فرو کنند، هرگز تن به خواری خفت و ذلیلی ذلت و تأیید حکومت خونریز را ندهد. آن فرد جز حسین نوهی پیغمبر هیچ کس دیگهای نبود. مرد آگاهی و آزادگی و رستگاری.
همین تحرک، نقطهی شروع حرکت بود که به قیام حسینی و حرکت حسینی و واقعهی تاسوعا-عاشورا شُهره شد؛ واقعهای رهاییبخش و انسانساز که اینک روزگاری است آن را از هویت و ماهیت اصلیاش خارج کردند و به نمایشهای ظاهرگرا و خرافاتی و انحرافی آویختند و قدرت پیام عاشورا را در قدرت حکومت و سلطه و خرافهپرستی و خامکردن پیروان خود، مدفون ساختند. خواهم گفت.
در قسمت دوم، بحث را با مثالهایی بارزتر پی میگیرم. لازمهی اخلاقی است از دوست خردمندم که مرا فرا خواند درین مورد، وارد شوم، سپاسگزاری کنم.
شبهنگام سی خرداد ۱۴۰۵ پنجم ماه محرم :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
پاسداشت حرکت "حسینی" به چیست؟ ( ۲ )
حکومت اسلامی وقت به سرکردگی پسر معاویه، قلمرو خود را با خنجر و سیاست خشونت، خونین نگه داشت تا در دل مردم هراس افکنَد و حکومتکردن را ازین راه سهل و آسان گردانَد و حسین برای آن که هیچ وقت، حتی در ذهنها، همدست و همدستهی حکومت خلافت (=جانشینی پیغمبر) توسط خاندان اموی به حساب نیاید، خود و بخشی از خویشاوندان وفادار و یاران شجاعاش را از آن قلمرو خارج کرد، زیرا مدینه و مکه نیز مانند شام (=دمشق) به رسم و شکل و شمایل حکومت پسر معاویه در آمده بود و پذیرش زور و اخلاق چاپلوسی میان مردم رواج یافته بود.
حسین کجا حرکت کرد؟ به دو جا. در دو جغرافیا؛ یک جا
ادامه مطلب:
سمت جغرافیای کوفه در جنوب عراق. یک جا به سمت جغرافیای "اعتراض" و "نه" علیهی حکومت جبار پسر معاویه و نپذیرفتن سلطه و سلطنت آن شخص. هر دو حرکت حسینی زیربنای یک مرام شد؛ مرام ترک همدستی با زور و ستم. مرام کمک به مردمی که استعانت خواستند.
حرکت حسینی در عمق و در سطح، یک حرکت فکری و صلحجویانه است؛ زیرا نه میخواهد در قلمرو حکومت وقت، خونی از دماغ کسی ریخته شود، تا آن حد حزم و احتیاط، که حاضر میشود زادگاه خود و زادگاه "دین جَدّ" خود را ترک کند. و نیز نه میخواهد مردم منطقهی بزرگ کوفه که در دعوت ازو شتافتند، دچار یأس و سرخوردگی شوند. در راه کوفه هم، وقتی دید طرفِ حکومت لشگر آراست و نبرد خونین مهیا ساخت، حاضر نشد به سمت شهر رود و مصاف رخ دهد تا خون کسی بر زمین نریزد. راهش را از کوفه در سمت جنوب عراق، درست ۱۸۰ درجه کج کرد و به کربلا در سمت شمال عراق رفت و تا ۸۰ کیلومتر مسافت پیمود تا مَصاف آنان را خنثی کند و سختیهای هجرتش را تشدید کرد که پیام حرکت فکری و عقلی و انسانی و اخلاقی خود را به همگان رسانده باشد که من اهل درگیری و جنگ و خونریزی میان مذهبیون نیستم، بنای من بر اصلاح در امت دین محمد بوده است و اجابت به دعوت یک ملت و کمک به زندگی باسعادت.
اما حرکت صلح و اصلاحی حسینی و مروت و مدارای انسانی و مذهب عرفانی و اخلاقی آن آموزگار انسانیت و آزادگی را تندروهای سفت و سخت مذهبی حاضر در سمتِ حکومت، به نمایندگی سه عنصر ناپاک و سه سرکردهی سرسپرده و اسیر پست و مقام و منصَب (ابن زیاد + ابن سعد + شمر بن ذیالجوشن) به سوی یکی از بدترین تراژدی تاریخ بردند؛ قساوت بر همه و کشتن حسین و حسینیان در آن کنارهی شط فرات و آوارگی و اسارت خویشاوندان آن پیشوای بزرگ صلح و دوستی و مرام انسانی.
در قسمت بعدی وارد پیامد حرکت حسینی و پاسداشت حقیقی آن و در یادداشتهای دنبالهاش وارد خطاها و خرافهها در نحوهی پاسداشت (سوگواری یا سوگیری) حرکت حسینی خواهم شد.
یکشنبه ۳۱ ، ۳ ، ۱۴۰۵ ، شش محرم :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی