خانم نصوح !!
نصوح مردی بود که سیما و چهرهی زنانه داشت! کارش دلّاکی در حمام زنانه بود! زنان شاهزادگان را میشُست! روزی انگشتر دختر امیر در گرمابه گم شد... قرار شد فوطه (=لُنگ) تمام دلّاکان را کاوش کنند! نصوح، وحشتزده پنهان شد! و با خدایش عهد کرد اگر انگشتر پیدا شود، ازین کار و شغلش توبهی بیبازگشت کند! چون همینطور هم شد (یعنی انگشتری پیدا شد) نصوح هم توبه کرد؛ توبهی ناشکستنی! ازینرو آن توبه به "توبهی نصوح" مشهور گشت.
من این داستان را -که اینک به قلم خودم نگارش و ویرایش کردم- در اردیبهشت سال نود و یک در مطالعهی کتاب "کشفالاسرار و عُدهالابرار" اثر دهجلدی حکیم میبُدی با شرح و ترجمهی دکتر حبیب الله آموزگار خوانده بودم که میبدی در صفحهی پانصد و سه این کتاب تفسیری ادبی و عرفانیاش، در ذیل آیهی شانزده سورهی حدید، ازین داستان پرده برداشت.
یادآوری کنم اوائل انقلاب آقای محسن مخملباف -که به این انقلاب بسیار امید و رجاء بسته بود و آخرسر سرخورده و بشدت نادم شد و حتی از ایران به افغانستان رفت- در فیلم سینمایی با عنوان "توبهی نصوح" به مضمون "توبه" (=بازگشت از کار زشت) پرداخته بود که بسیار تماشاگر داشت. فیلمهای مخلمباف در اواسط دههی شصت،
ادامه مطلب:
جزو فیلمهای اندیشه و تفکر و نقد قدرت بود. اینک نمیدانم محسن کجاست و چه فکری دارد. اما بخشی از تفکر جامعه بود و در نقدِ قدرت و حاکمیت و سیاست با زبان گزنده و آموزنده، فیلم میساخت و حتی در اوایل دههی هفتاد در روزنامهی جنبش دومخردادی "جامعه" ستون داشت. جمعه : ۲۵ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
ابراهیم طالبی دارابی دامنه: روز و شب با شعر (۱۷)
مرد مَصاف در همهجا یافت میشود
در هیچ عرصه مردِ تحمل ندیدهام!
سرودهی صائب
ابراهیم طالبی دارابی دامنه: جناب آقای شیخ مالک رجبی سلام
از قول "حسین کوهستانی" جملهای نوشتهای که او گفت: "ما مالِ این دنیا نیستیم ما مالِ آخرتیم". همین یک جملهی این حوزهعلمیهساز مشهد را در سردرگاه تمامی حوزههای علمیه تابلو کنید، تا آخوندهایی که دنیا را چهارچنگی گرفتهاند یاد بگیرند برای مال دنیا، مذهب را پُل نکنند تا جیب مردم را به لطائفالحیَل هی خالی کنند، بهشت به مردم بفروشند. انگار بهشت را قطعهبندی کردند و خودشان دفتر املاک برای زمینها و غرفههای بهشت زدند. بگذرم. درود. دامنه.
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: دو حرف بازرگان
مهندس بازرگان -دانشمند و سیاستمدار ایران- دو حرف داشت که از دیدِ من باید با آن بازرگانی کرد؛ یعنی سود جست:
یکی نیکنیازی.
دومی سازگاری.
در نیکنیازی خواست بگوید انسان آنقدر مقام، ارزش، کرامت و گنجایش دارد که لزوماً باید نیازهای خود را "نیک" کند و نزد هیچ انسانی خود را پست، مقلد، مُنقاد نسازد و هرگز دریوزگی نورزد. فشردهی همان شعار ژرف "پندار، گفتار، کردار نیک" در اندیشهی ایرانی.
در سازگاری نیز میخواست همگان را در سیاست بینالمللی و داخلی، به سازواری و همزیستی مسالمتآمیز بخواند، تا کشورداری سمت و سوی دستدرازی در منطقه و ستیزهگری و انتقامجویی و ماجراجویی پیدا نکند. زیرا از منظر وی، شیوههای افراطی و بیعقلی، جز بیهودگی و عقبماندگی نیست.
کاش آقای بازرگان مغضوب آقایون نمیشد؛ ساده و صاف بگویم: البته حسودی میکردند با این مرد صالح و مصلح ایرانی و چشم دیدن فردی قویتر از خود را نداشتند، چونکه هرگز جز نزد آفریدگار، پیش هیچ احدی کُرنش و چاپلوسی نداشت و سواد و تحصیلات و تجربیاتش هم، از همهی معاصرینش، سرتر بود و ژرفتر و صحیحتر. روح او جاویدان باد.
پنجشنبه : ۷ ، ۳ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: ☝️👈 :
گویا ۹ و ۱۰ خرداد یعنی دو سه شب دیگه ماه به مرحلهی کامل «بدر» میرسه و پدیدهی "ماه آبی" پدید میآید عین عکس بالا. باید آن شب، ماه را به ذوق و شوق و درنگ، به تماشا ایستاد. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: بررسی قسمت ۴۸۲
آقای مهندس ممد عبدی سلام.
فاشیسم را معرفی میکردی که فشردهی این ایدئولوژی این است فروپاشی تمام آزادیهای فردی برای یکهتازی پیشوا.
و چقدر خوب چهار ستون این تفکر را خلاصه "نقل قول" کردی و من میکوشم در زیر آن را همهفهم کنم با جناحبندی ساده و فشرده: 👇
ستون اول اتحاد اجباری؛ چیزی شبیه بستن مدادها با سیم فلزی تا مغزی مدادها نشکند!!!
ستون دوم دشمنتراشی؛ یعنی یک «لولو خورخوره»ی دائمی نیاز دارد تا مردم از ترسِ آن، دورِ پیشوا هی دور بزنند و بچرخند، عین چرخ فلک!!!
ستون سوم مقتدای بری از خطا؛ بدین معنی یک نفر در رأس قدرت انگار از معصومیت برخوردار است که اصلاً اشتباه نمیکند. پیشوا میشود پدر دلسوز ملت و ملت میشود بچههای بیسروصدای پیشوا!!
ستون چهارم ستایش قدرت و جنگ در فاشیسم، زیرا درین مکتب گفتوگو و صلح، ضعف به حساب میآید. قدرت از دید این ایدئولوژی، زورِ بازو و نظامیگری مطلق است که پیروان باید نوکرِ آرمانها شوند و بجنگند و حتی کشته شوند.
ممد از شما سپاسگزاری میکنم برای تدوین این قسمت از تحقیقاتت. درود فراوان. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: بررسی قسمت ۴۸۲
آقای مهندس ممد عبدی سلام.
درین بخش مطالبت، فاشیسم را معرفی کردی که فشردهی این ایدئولوژی این است:
فروپاشی تمام آزادیهای فردی برای یکهتازی پیشوا.
و چقدر خوب چهار ستون این تفکر را خلاصه "نقل قول" کردی البته منبع آن را ارجاع ندادی. و من درین صحن میکوشم در زیر، آن را همهفهم کنم با جملهبندی ساده و فشرده: 👇
ستون اول: اتحاد اجباری؛ چیزی شبیه بستن مدادها با سیم فلزی تا مغزی مدادها نشکند!!!
ستون دوم: دشمنتراشی؛ یعنی یک «لولو خورخوره»ی دائمی نیاز دارد تا مردم از ترسِ آن، دورِ پیشوا بدون وقفه دور بزنند و بچرخند، عین چرخفلک بچهها!!!
ستون سوم: مقتدای بَری از خطا؛ بدین معنی یک نفر در رأس قدرت، انگاری از معصومیت برخوردار است که اصلاً اشتباه نمیکند. پیشوا، میشود: پدر دلسوز ملت، ملت میشود: بچههای بیسروصدای پیشوا!!
ستون چهارم: ستایش قدرت و جنگ توسط افراد فاشیست، زیرا درین مکتب گفتوگو و صلح، ضعف به حساب میآید. قدرت از دید این ایدئولوژی، زورِ بازو و نظامیگری مطلق است که پیروان باید نوکرِ آرمانها شوند و تحت فرمان پیشوا بجنگند و حتی کشته شوند. آدولف هیتلر خود را پیشوا میدانست و نازیسم و فاشیسم ازو و موسولینی منشاء گرفت.
ممد از شما سپاسگزاری میکنم برای تدوینهای خوب تحقیقاتت. درود فراوان. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: بررسی قسمت ۴۸۲
آقای مهندس ممد عبدی سلام.
درین بخش مطالبت، فاشیسم را معرفی کردی که فشردهی این ایدئولوژی این است:
فروپاشی تمام آزادیهای فردی برای یکهتازی پیشوا.
و چقدر خوب چهار ستون این تفکر را خلاصه "نقل قول" کردی البته منبع آن را ارجاع ندادی. و من درین صحن میکوشم در زیر، آن را همهفهم کنم با جملهبندی ساده و فشرده: 👇
ستون اول: اتحاد اجباری؛ چیزی شبیه بستن مدادها با سیم فلزی تا مغزی مدادها نشکند!!!
ستون دوم: دشمنتراشی؛ یعنی یک «لولو خورخوره»ی دائمی نیاز دارد تا مردم از ترسِ آن، دورِ پیشوا بدون وقفه دور بزنند و بچرخند، عین چرخفلک بچهها!!!
ستون سوم: مقتدای بَری از خطا؛ بدین معنی یک نفر در رأس قدرت، انگاری از معصومیت برخوردار است که اصلاً اشتباه نمیکند. پیشوا، میشود: پدر دلسوز ملت، ملت میشود: بچههای بیسروصدای پیشوا!!
ستون چهارم: ستایش قدرت و جنگ توسط افراد فاشیست، زیرا درین مکتب گفتوگو و صلح، ضعف به حساب میآید. قدرت از دید این ایدئولوژی، زورِ بازو و نظامیگری مطلق است که پیروان باید نوکرِ آرمانها شوند و تحت فرمان پیشوا بجنگند و حتی کشته شوند. آدولف هیتلر خود را پیشوا میدانست و نازیسم و فاشیسم ازو و موسولینی منشاء گرفت.
ممد از شما سپاسگزاری میکنم برای تدوینهای خوب تحقیقاتت. درود فراوان. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: ☝️👈 :
گویا ۹ و ۱۰ خرداد یعنی دو سه شب دیگه ماه به مرحلهی کامل «بدر» میرسه و پدیدهی "ماه آبی" پدید میآید عین عکس بالا. باید آن شب، ماه را به ذوق و شوق و درنگ، به تماشا ایستاد. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: ☝️👈 :
امسال اینجوری توت دیدم، اسمش را پرسیدم، گفتند موزیتوت است. معطر و خوشمز. ممنون شدم از آورندهاش. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: سلام جناب مهندس مقتدایی
من هم همانندت تمام ۴۷ سال دوم + بخشی از ۴۷ سال اول را بشدت حس کردم. اما در مورد ستون یکم منظور فاشیسم این است اگر مدادها تک تک باشند، نوک مغزی مداد میشکنند اما اگر در بستهی فلزی، بسته شوند نمیشکنند. یعنی ملت، مداد است که باید به زنجیر فلز پیشوا بسته شوند، که اسمش را گذاشتند ملت متحد. مانند ژرمن. در واقع یعنی همه متحدالقول شوند که پیشوا فقط راست و درست میگوید و بس!!! بگذرم. درود دامنه.
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: جناب آقای شیخ مالک رجبی دارابی سلام
شما که از قم تا مشهد بیش از ۲ هزار کیلومتر مسافت برای رفت و برگشت طی کردید، به عنوان یک شیخ این مملکت فقط از مردگان نگو، از زندگان هم بگو.
بگو درد مردم مشهد چی هست؟
بگو چه موانعی برای مردم مشهد پدید آوردهاند؟
بگو بحران شهری مشهد چی هست؟
بگو در اعتراضات دیماه چرا آمار کشتهها در مشهد بسیار بالا بوده است؟
بگو نسل جوان مشهد همه یکدست نیستند و آخوندها فقط دنبال همان کسانیاند که دنبالهروند.
بگذرم. مردی مُرد و روح او با نیکی که کرد خشنود است، بزرگداشت افراد خوب، کاری نیک است، ولی شما چند است داری مردهستایی میکنی. مشهد در بحران غرق است و آخوندها دنبال کاریاند که مواجب گیرشان بیاد. بگذرم. بخش مثبت نگارشت جای تشکر دارد. درود. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: من نمیدانستم شاه "شب گشت" داشت!!
این را دیشب از کتابی که در دست مطالعه دارم، دانستم که خود شاه هم در خیابانهای پایتخت گشت شب میزد. دکتر ناصر میناچی از مؤسسان حسینیهی ارشاد ازین مسئله در ص ۲۲۵ این کتاب (دکتر شریعتی در آئینهی خاطرات) پرده برداشت. فشردهاش را مینویسم:
وارد قضیهی بستن حسینیهی ارشاد نمیشوم اما آن شبی که قرار شده بود آن را تعطیل کنند، تا یک و نیم بامداد دکتر علی شریعتی داشت سخنرانی (=تدریس) میکرد. حدود ۳۵۰۰ نفر دانشجو و اعضای کلاس در تالار و حتی بالکن و زیرزمین با دوربین و تلویزیون مداربسته سخنرانی را میشنیدند و میدیدند. نصف شب با پایان سخنان دکتر شریعتی، آن جمعیت عظیم وارد جادهی شمیران شد. شاه گشت شبش در همان خیابان بود بر حسب اتفاق از جلوی حسینیهی ارشاد گذشت و ناگهان صحنهی جمعیت را مشاهده کرد. در همین موقع به بازرس ویژهی خود دستور داد راجع به حسینیهی ارشاد تحقیق کنند و کار را به دست ادارهی اوقاف بسپُرند.
اوقاف هم با حملهی گازانبری (لابد به سبک قالیباف!!! در سرکوب خونین کوی دانشگاه در سال ۷۸)، به تمام مساجد و تکایا و از جمله حسینیهی ارشاد یورش آورد و همه جا را بستند و گرفتند.
آن زمان روشنفکرانی مانند دکتر شریعتی معتقد بودند جز با "زبان خود توده" (=مردم) و خود این نسل، "هیج زبان دیگری قادر نیست نسل سرگردان عصر پهلوی را هدایت کند." آقای میناچی علت را این میدانست چون "سازمانهای مطالعاتی و تدارکات اجتماعی" حکومت شاه "برای جوانان همه چیز فراهم کرده بودند. کاخ جوانان، مجالس تفریح، سرگرمیهای شبانه و ...". در آن شرائط که "دانشگاهها اجازه نمیدادند دخترها با روسری وارد دانشگاه شوند"، اما در حسینیهی ارشاد برنامههای فرهنگی و فکری پیاده شده بود که حتی "همهی دختران با روسری وارد تالار حسینیه" میشدند.
اهل فن همین دو نکته را با الآنِ نظام ج . ا . ایران مقایسه کنند! اولی: ۳۵۰۰ نفر میآمدند پای سخنرانی دکتر علی شریعتی آنهم در حکومت پهلوی. دومی: روسری. توی همین نظام مدعی مذهبی، تعداد بسیاری از مسجدها چون هیچ نمازگزاری پیدا نمیشود و مستمع ندارند، درِ آن بسته شد و آن تعداد هم که باز است، تعدادشان آنقدر کم است که دچار سرافکندگی گردیدند. روسری هم داستانش پیداست که حکومت روحانیت از اجبار در حجاب (با توسل به قانون عفاف!!!) به عجز آمد. میگویند عفاف، ولی پول پالایشگاه نفت را از روی اسکله قورت میدهند. دزدی نفت را غیرشرعی!! نمیدانند اما سهتاخال تار مو را حرام شرعی اعلان میکنند. هنجار خوب است، اما از سوی قدرت نباید پول ملت بهسهولت سرقت شود. بگذرم. چندین سال است، خیلی چیزها یغما میرود. مردم از نیرنگ و دروغ و کلاهبرداری شرعی بیزاری میجویند.
جمعه : ۸ ، ۳ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: ☝️👈 :جمعه ۸ خرداد ۴۰۵ الآن ساعت ۱۱ و ۳۳ صبح روستا سرتا و شالیزار بازیارخیل
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: مهندس جناب ممد عبدی سلام
بلی، بخشی از مسیر شنریز ماند و بخشی هم مخلوطریز. در جادهی آسفالتهی جنگل دارابکلا هم بخشی از مسیر بسیار چولهچاله است که راننده نمیداند کدام جهت فرمان بچرخاند. نقل بود چون از شنچال سنهکوه -زادگاه شما- شن دارند حمل میکنند به سمت نمیدادم کجا، ازین مسیر عبور میکنند آسفالت را بشدت آسیب زدند. بگذرم. پولهایی صرف شام و ناهار مجامعی میشود که جمع آن هدر دادنها تا کنون هزارها درمانگاه و کارگاه فن و مهارت و رشد کشت و صنعت میشد. این افراد در حکومت محتاج تبلیغات در حمایت خود هستند و تبلیغات پول میبلعد و یک عده هم هستند شب و روز در چنین مجامعی بروند، سیرمونی ندارند. بگذرم. سپاسگزارم از کامنت تو. یاد تو هم شد در مسیر. درود. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: شکست فکری
هر گاه قدرتمندان در صدد برآیند انسان را سرکوب کنند، ممکن است بپندارند انسان را سرکوبگرانه خاموش کردهاند، اما این سرکوب اسمش شکست انسان نیست، زیرا اندیشههای انسان ادامه پیدا میکند و مسائل اساسی جامعه مطرح میشود و آن که سرکوب کرده است فکرش شکست خورده است.
در آلمان چندین دولت از دو قرن پیش سر کار آمده است اما هر کاری که کند به قول کاظم کردوانی: "پشت سرش هگل خوابیده است." چون فکر و فلسفهی هگل در روح آلمان نفس میکشد، چنانچه فلسفهی دکارت، در فرانسه زنده است. ایرانی هم نزدیک دو قرن است دنبال "حکومت مشروطه" است و میخواهد ایران "آزادی و دموکراسی" داشته باشد. هر چند جواد طباطبایی قائل به امتناع اندیشه در ایران بود و دکتر حسین بشیریه برین نظر است توسعه سیاسی در جمهوری اسلامی ایران امتناع دارد و او هفت مانع برای توسعهی سیاسی و دموکراسی در ایران قائل است.
امروزه پرسشگریهای آقای محمد مجتهد شبستری در مورد مذهب، در مورد حکومت و در مورد انسان آزاد چنان عمیق است که در ماندهاند در برابر افکار زنده و پویای این روشنفکر بزرگ ایران چه کنند. یک جریان، کاملاً دچار شکست فکری شد ولی همچنان دارد به "قاعدهی اقلیت" حکومتش را میکند. این، جواب نمیدهد ولو برای حفظ خود تمام قواعد حکومتداری را واگذار کنند و نهاد!!!محور شوند. بگذرم.
شنبه : ۹ ، ۳ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: بررسی قسمت ۴۸۴
آقای مهندس عبدی سلام.
در بخشی ازین قسمت پژوهشت از محدودیتهای رضاخان بر کنترل مطبوعات و سانسور، نظارت بر محتوای نشریات و تعطیلی آن نوشتی. خواستم گفته باشم یک قانون هم چند سال پیش در مجلس ج . ا . ایران تصویب شده بود در کنترل شدید مطبوعات. روزنامهی "سلام" همان موقع افشاگری کرده بود این طرح توسط باند سعید امامی (رهبر قتلهای زنجیرهای) تهیه شده بود که همان باعث شد طبق دستور از بالا، شبانه "سلام" و سپس، چندین روزنامه و هفتهنامه را توقیف کنند و این کار را یک قاضی جوان تفتی به اسم سعید مرتضوی کرده بود که فاجعهی بازداشتگاه کهریزک زیر سر او بود، اما یک حلقهی مخفی! در حقیقت او را هدایت مینمود.
توقیف مطبوعات آنقدر زیاد بود میرحسین تعبیر "توقیف فلّهای" را به کار برده بود. بگذرم رضاخان و محمدرضاخان و صدام و دیگران ندارد، قدرتهای مطلقه از آزادی هراس دارند و بر دهن آزادیخواهان لِجام!!! میزنند. درود فراوان. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: روز و شب با شعر (۱۹)
این قسمت جملهای مینویسم از شعر برتر:
در قلمرو سیاست، قدرت خشنترین رفتار را با روابط انسانی ایجاد میکند! سیاست اصلاح نخواهد شد، مگر آنکه افراد "شریف" خود را وقف این وظیفهی ناخوشایند کنند.
ماهاتما ماحاندس گاندی
سیاستمدار سالم و انساندوست هندوستان
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: بررسی قسمت ۴۸۴
آقای مهندس عبدی سلام.
در بخشی ازین قسمت پژوهشت از محدودیتهای رضاخان بر کنترل مطبوعات و سانسور، نظارت بر محتوای نشریات و تعطیلی آن نوشتی. خواستم گفته باشم یک قانون هم چند سال پیش در مجلس ج . ا . ایران تصویب شده بود در کنترل شدید مطبوعات. روزنامهی "سلام" همان موقع افشاگری کرده بود این طرح توسط باند سعید امامی (رهبر قتلهای زنجیرهای) تهیه شده بود که همان باعث شد طبق دستور از بالا، شبانه "سلام" و سپس، چندین روزنامه و هفتهنامه را توقیف کنند و این کار را یک قاضی جوان تفتی به اسم سعید مرتضوی کرده بود که فاجعهی بازداشتگاه کهریزک زیر سر او بود، اما یک حلقهی مخفی! در حقیقت او را هدایت مینمود.
توقیف مطبوعات آنقدر زیاد بود میرحسین تعبیر "توقیف فلّهای" را به کار برده بود. بگذرم رضاخان و محمدرضاخان و صدام و دیگران ندارد، قدرتهای مطلقه از آزادی هراس دارند و بر دهن آزادیخواهان لِجام!!! میزنند. درود فراوان. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: روز و شب با شعر (۱۹)
این قسمت جملهای مینویسم از شعر برتر:
در قلمرو سیاست، قدرت خشنترین رفتار را با روابط انسانی ایجاد میکند! سیاست اصلاح نخواهد شد، مگر آنکه افراد "شریف" خود را وقف این وظیفهی ناخوشایند کنند.
ماهاتما ماحاندس گاندی
سیاستمدار سالم و انساندوست هندوستان
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: سلام جناب آقای شیخ مالک رجبی
از دیدگاه من یک طلبه پس از آموختن درس در حوزه و ممارست در پرهیزگاری، باید در دل مردم ایمان به آفریدگار و اخلاقیات نشاء کند، اما دیریست آخوندهای این نظام حتی اینمقدار مذهب را هم با افکار پوسیده و تقلید از حکومت و مردودشدن در اخلاق خود، از دل کثیری از ملت ایران -چه مُسن چه نوجوان- درو کردند. نشاء پیشکش. بگذرم. درود. دامنه
ابراهیم طالبی دارابی دامنه: 👆👈 : افراد سیاستمدار "شریف" مثلاً مانند آقای مهندس مهدی بازرگان که از بسیاری از جنبهها نظیری نداشت در ایران؛ انسان دانا و توانا و پارسا. که مورد حسادت شدیدِ روحانیت و قدرت قرار گرفته بود. روحش جاویدان باد. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: از فرق سر تا ناخن پا
به حسن تقیزاده ایراد گرفتهاند که قائل بود "از فرق سر تا ناخن پا" باید مدرن و غربی شد. این ایراد مشهور برین سخن مشهور یک رجال ایران در حالی گرفته میشود که خودشان در یک تفکر ارتجاعی منجمد، غرق در همین شعارند، منتهی بر عکس؛ یعنی "از فرق سر تا ناخن پا" سنتزده شدهاند. بنابراین شعار از هر دو سو ایراد دارد؛ چه غربزدهی مدرن که از فرق سر تا ناخن پا دوست دارد به شکل و قیافهی غرب درآید و چه سنتزدهی مقلد که خود از فرق سر تا ناخن پا در سنت و تفسیر راکد از آن، غرق است و در جهل و خرافه غوطه میخورَد..
انسان همواره نیازمند تجدیدنظر است، چون مسائل هر بار پیچیده میشود و در افکار نوین، پیچ میخورد و یک انسان عاقل خردمند از نوآوری و نوگرایی و نوسازی ویار نمیگیرد و از مقتضیات زمانه فرار نمیکند. همیشه تجدیدنظرطلبان در طول تاریخ به مدد انسان رسیدند. از نظر من "از فرق سر تا ناخن پا" باید عقلانیت داشت و اخلاقپیشه شد و در برابر تمام روایتگریهای مذهبیون و فرقههای گوناگون، بازبینی دایمی کند تا بشود در شاهراه آزادی و عدالت ماند و انسانیت پدید آید.
ایران، هم "بیستون" دارد -کرمانشاه- هم "چهلستون" دارد -اصفهان- و هم استبداد دیرین دارد - به درازای هزارها حکومت- حال بسته به این دارد یک ایرانی خردمند، با عقل و فهم و کیش خود کدام یکی را برآمده از روح تمدن ایرانی و انسانی بداند و خود را در جهالت و انحطاط و ارتجاع غرق نکند. بگذرم.
یکشنبه : ۱۰ ، ۳ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: متن نقلی: ☝️👇:
🔹 سایت امتداد گزارش داد مسعود پیاهو، شهروندی که تصویر نشستن یک معترض مقابل نیروهای سرکوب در اعتراضات بازار در دی ۱۴۰۴ را ثبت کرده بود، به اتهام «همکاری با اسرائیل» به ۱۰ سال حبس محکوم شده است.
🔹 حسن آقاخانی، وکیل این شهروند، عنوان کرده است موکل او این فیلم کوتاه را به صورت ناخودآگاه از آن صحنه ضبط کرده و قصد انتشار آن را نداشته و صرفا برای تعداد محدودی از دوستانش در استوری خصوصی اینستاگرام منتشر کرده است.
🔹 به گزارش امتداد و به نقل از وکیل مسعود پیاهو، حکم ۱۰ سال حبس در شعبه ۹ دیوان تایید شده و به اجرای احکام رفته است و این شهروند باید خود را به زندان معرفی کند."
پایان نقل قول مستقیم
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: سه ضلع خردمندان
خردمندان بزرگ سه ضلع داشتند:
۱. ضلع کتاب
۲. ضلع فقر
۳. ضلع آزادگی
این سه ضلع، سه خصوصیت بارز به آنان میبخشید که به دنیا نیالودند؛
از کتاب ← دانش،
از فقر ← رنج
از آزادگی ← شرف
در حیات خود پروراندند.
و در رأس این شش وجه، دلیری ورزیدند. دلیری البته از زاویهی دید عقلی ابوالقاسم فردوسی که فرمود:
چنین گفت مَر جفت را نرّه شیر
که فرزند ما گر نباشد دلیر
ببُرّیم ازو مِهر و پیوند پاک
پدرش آب دریا و مادرش خاک
من به تعدادی از خردمندان به دیدهی آموزگاران زندگی نگریستهام که فقط یاد آنان در من نماند، بلکه بالاتر، "نقش" آنان در ذهنم باقی ماند. به قول شعر معاصر که نمیدانم سُرایندهاش کیست: ↓
"شیشهی پنجره را باران شُست
از دل ما اما،
چه کسی نقش تو را خواهد شُست؟!"
عجالتا" پنج خردمند در نزدم را نام میبرم که از نقششان در ذهنم آگاهام: شیخ سعدی، مهندس مهدی بازرگان، دکتر علی شریعتی، محمد مجتهد شبستری، آقامنتظری
دوشنبه : ۱۱ ، ۳ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
یادآوری:
معنی شعر فردوسی از دید من این است: یک شیر نر به جفتش گفت تولهی ما باید دلیر دنیا بیاید تا در بیشهزار توسط چنگال قدرت، بلعیده نشود و نهراسد. تصمیم گرفتند اگر دلیری نکرد، رحم و پیوند را بهطور پاک (=یعنی کامل و مطلقا") از بچهشیر قطع کنند که انگاری مادرش خاک بود و پدرش آب.
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: جناب جلیل قربانی سلام
جواب من به "سؤال روز" (در واقع به پرسش شب) شما این است، گرچه خودت بهعمد کنسروات!!! شدی درین سؤال:
جنبش حزبالله لبنان تابع تئوری و حکومت "ولایت فقیه" نظام جمهوری اسلامی ایران است. ولایت فقیه هم در ایران نقل است که معتقدند "شعبهی رسولالله" هستند. اما حضرت رسول خدا ۱۳ سال در مکه در بالاترین حد آرامش کوشید مردم را به خود بخواند اما دید هرگز نمیشود، تا دید در یثرب مردمانی او را میخواهند، رفت و توسط اوس و خزرج و همراهان مهاجرش آن جا را محل کار خود قرار داد زیرا مردم ازو خواسته بودند. بعد هم، بر سر قلمرو مذهب و جغرافیای آن بلاد جنگها میان سران مکه و حکومت مسلمین در مدینه شد.
لبنان از نگاه من عین مکهی زمان حضرت رسول پیغمبر خداست، نمیشود در لبنان با یک حزب مسلح هر کاری کرد، گاه باید عین یثرب شد. بگذرم. کاش مردم لبنان هم، طعم اقتصاد دریای شکوهمند مدیترانه را میچشیدند، اما در جمهوری اسلامی ایران برای آنان سرنوشت دیگری رقم زده شد. چه از سوی علی اکبر محتشمی چهرهی تندروی جناح چپ، و چه چهرهای اکنون و قبلاً راستیهای حکومت. آری؛ بهتر است، یثرب را پیدا کرد. مکه جایی نبود که حتی رسولالله کاری تواند کند. فقط فکری رفتار کرد نه بیش از این. درود. دامنه