مقدس یا مفید؟!
از نظر "امیل دورکهیم" عمیقترین افتراق و جدایییی که در زندگی بشر رخ میدهد انفکاک میان دو امر "مقدس و مفید" است و سایر تمایزها عمدتاً از همین دو امر (مفید / مقدس) مشتَق میشود. برخی از نظریهپردازان همین مسئله را فرایندی برای عرفیشدن میدانند. من شخصاً در تضاد میان مقدس و مفید، جانبدار امر "مفید" هستم؛ زیرا اصل فایده است که بشر را در زندگی به سرمنزل رفاه، آسودگی و بالاترین لذت و بهبودی و مدارا و اخلاق میرساند و خشونت و ستیز و خونریزی و فرمانپذیری بردگانه را از زندگی مردم دور میسازد. مقدس اغلب برساخته و برخاسته از ذهن و خرافه است و انسان را خام و خادم میکند. یکشنیه ۲۰ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
ادامه مطلب:
حاشیه و نظر :
دامنه: ☝️👈 :
🛜 طالبان با موافقت راهاندازی اینترنت پیشرفتهی 5G در کابل افغانستان، نشان دادند از حاکمان نظام ج . ا . ایران -که ضد آزادی ملت گام برداشتهاند و شرم هم نمیکنند- پیشی گرفتهاند. آفرینشا!!! عقل برسان به میهن ایرانمان، به همراه باران به کاممان. دامنه
دامنه: ☝️👈 :
این باند مخفی فرودگاه روی یک دریاچهی خشک در بیابان عراق در نجف است که اسرائیل ایجاد کرده بود و یک چوپان گویا آن را دید و لو داد. نقل است پارلمان عراق، دو وزیر دفاع و کشور را به خاطر این قضیه فرا خواند!!!! دامنه. بگذرم. اسرائیل از آن در عملیات اخیر علیهی نظام ج . ا . ایران استفاده میکرد. عراق پس از صدام، نفع را فدای ایدئولوژی نمیکند، آقای سیستانی نیز قائل به ولایت فقیه و حکمرانی فقیهان بر کشور و دخالت دین در دولت نیست.
دامنه: ☝️👈 :
این پسرَک، رهبر مطلقالعنان کره شمالی است؛ یعنی "کیم جونگ اون". پُز بمب اتم میدهد اما مردمش را به قعر فقر و فلاکت فرو برد. آهان! راستی! لابد میدانید که در این کشور دیکتاتوری، رسم است شخصیتها برای نفوذ و مورد توجه قرار گرفتن، باید تنی چاق و چلّه، قدی کوتاه و کمپله و لباسی گشاد و آویزه داشته باشند. دامنه
جلیل قربانی به من: سلام آقاابراهیم،
روز به خیر
♦️این چوپانها چه کارها که نکردند و نمیکنند؛ تاریخ پر است از داستانهای کشف چوپانان. چند سوال از این چوپان کشّاف (بسیار کشفکننده)
۱- در این بیابان خشک و برهوت که آدم هم از تشنگی میگیرد چه برسد به دام؛ چوپان در این بیابان بی آب و علف چه کار میکرد؟
۲- در دوران ساخت این باند فرودگاه نسبتاً مهم، مسیر گله چوپان زرنگ به این طرفها نیفتاد؟
۳- دولت عراق در این دنیا که این همه پهپاد و ماهواره و جیپیاس در اختیار صغیر و کبیر است، هیچ ابزاری برای کشف این تاسیسات عریض و طویل نداشت؟
دامنه: سلام آقاجلیل
در تاریخ معاصر ایران یک نقل قشنگ رایج است که تظاهراتکنندگان، صبح طرفدار مصدق بودند، عصر طرفدار محمدرضاشاه!!! حالا عراق که میدانی بدتر از همهجاند. مردمی دارد بهشدت دَمدمیمزاج!!! من خودم نجف سال ۱۳۹۲ با عراقیهایی برمیخوردم، که طوری نگاهمان میکردند که انگار در ذهنشان قاتل! عراقیها بودیم در آن ۸ سال جنگ. پر از خشم بودند حتی در چشم. بگذرم. طنز سیاسیات هم تیز بود. درود. دامنه
حقوق دیجیتالی ملت
آیا هیچ نهادی ازین حق برخوردار است، خلاف حقوق ملت تصویبهایی داشته باشد؟ از نظر من نه. زیرا پایهی رسمیت هر حکومتی، ملت آن سرزمین است. حاکمان و حکمرانان هیچ حقی ندارند که ملت خود را تنبیه! و حقوقشان محدود کنند. بستن اینترنت به روی مردم، از سوی هر نهادی یا از فرمان هر حلقهی پشت پردهای صادر شده باشد، اقدامی ضد ملت بود.
اینک هم این آقایون (در عکس: وسط عارف، دو سمتش: راست وزیر علوم و فناوری (=ببخشید!!! قطع فنآوری) و چپ: وزیر ارتباطات (=ببخشید: قطع ارتباطات!!!) دستشان پیازپَر هم بر نمیآد پاره کنند، چه رسد به وصل اینترنت که حق قطعی و مسلّم تمام ملت است.
بگذرم. در حلقهی قدرت نه گوش شنوایی وجود دارد و نه چشم بینا و نه هیچ فکرِ باز و آزادمنشی. بروم همان حرفِ ستون امروزم را بزنم که دانشمندان برین نظرند ذهن قادر است چهار نوع احساس (یعنی اشتیاق، سُرور، ترس، اندوه) را ازهمه بیشتر تجربه کند.
قطعکردن اینترنت همانند قطعکردن آب در واقعهی کربلا، رفتاری شنیع و بیرحمانهی تاریخی بود که اندوه آن در ذهن مردم برای ابد ماند. ملت حتی در اوضاع فلاکتباری که بر کشور پدید آورده شد، از راه اینترنت معیشت و معاش حتی پول کلاس دانشجویان و دانشآموزان و خوراک و پوشاک زندگی خود را از راه فروش اینترنتی و از طریق پیامرسانهای قوی جهانی تأمین میکرد. ولی هیچوقت فراموش نخواهد شد عدهای خودخواهانه اینترنت را بر روی ملت بستند، تا ملت را کنترل کنند و در اصل تا چند صباحی بیشتر در بالای حکومت صدارت کنند، اما خبر ندارند مردم چه میکشند از اوضاع فضیح فروپاشی اقتصاد خانواده و تورم بازار و گرانی سرسامآور مایحتاج. حتی نمیدانند چه حد ملت را با این مسدودساختن اینترنت، عصبانی و معترض ساختند. حقوق دیجیتال ملت حقی است که دنیای مدرن آن را به بشریت بخشیده است، دریغداشتن این فن مدرن روزگار، همانقدر قبیح است که روزگاری ویدئو و حتی نوار ترانهی ضبط و پخش صوت را حرام دانسته و مردم را به جرم آن محاکمه میکردند، قباحت داشت.
سهشنبه : ۵ ، ۳ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: ☝️:
امروز سهشنبه ۵ خرداد ۴۰۵ به مدت سه ساعت در مزرعهی حضرت باجناقم بودم، رفیق و همبحثم از دبستان تا الآن. از مسائل گفتیم، از خاطرات، از مشکلات پیش پای ملت و از هر چه دل را مقداری از تنگیها، گشاد و افتتاح میکرد.
آن تپه هم دِبچاه است؛ مرز و قلمرو میان روستای دارابکلا و دِه اَسرم. یادم هست همش ازین تپه هراس داشتیم. میگفتند سرش سوراخ بزرگی هست که به چاه عمیق میرسد و دیوها در تَهِ آن حکومت دارند و غول بزرگ بینشان مردم را میدزد میبرَد در اعماق لقمه لقمه میکند. حتی دیوها هم اگر حکومت تشکیل دهند، باورهای عام این بوده که آدمکش میشوند. بگذرم. من در جوانی تا دم این دیوچاه رفته بودم، اما حاضر نشده بودم کمی بالاتر روَم، از ترس عین بید میلرزیدم که لشگر غول این دیوها، مرا به تهِ چاه نبرَد. درود بر دیوها و این تپهی بالا و سلام بر باجناق من آقاعیسای جعفرمرتضی.
👇:
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: جناب آقای شیخ مالک رجبی سلام
شما هدف ساخت حوزهی علمیهی ابوالفضل مشهد را تربیت مربی "اسلام ناب" اعلان کردی. مگر درین نظام حوزهی علمیهای هم هست که برای تبلیغ "اسلام غیر ناب" تأسیس شود. "ناب" و "غیرناب" دیگر چه نوع تقسیمبندی از مکتب اسلام است که طلبه را مکلف به آن میکند. من ازین هدف که برای مدرسه ابوالفضل مشهد تعیین کردی، سر در نیاوردم!! مشهد هم که گفتی رفتید، آرزومندم سلامت باشید. درود. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: ☝️:
گزارش یک دیدار و معرفی یک هممحلی بافکر
امروز سهشنبه ۵ خرداد ۴۰۵ یک دیدار دیگر هم صورت گرفت؛ آقاسعید شفیعی که زحمت کشید با آنکه از راه دور -یعنی بندرعباس آمد دارابکلا تا چند روزی تفریح و گشت و گذار کند- اما نگذاشت این دیدار به تأخیر افتد. سعید از تحصیلکردگان رشتهی روانشناسی است و از معاونان دلسوز و مسئولیتشناس ادارهی بهزیستی هرمزگان. مسائل کشور را سطحی نمینگرد. تفکرش بسیار پیشرفته است. به یک "ایران"ی فکر میکند که مردمانش مدرن، اخلاقگرا، توسعهپذیر، در رفاه و سرشار از احترام و حافظ حقوق یکدیگر باشند. معلوماتش خوب است و معقول میاندیشد. خرسندم دیداری پرگفتگو و مؤثر با سعید انجام گرفت. بندرعباس و جنوب را خیلی خوب وارد است و از سال ۷۶ در آن جا یعنی جنوب ایران شاغل است که در تاریخ این مملکت راه نفوذ افکار و فرهنگها و اتفاقات حساس بود. اطلاعات مفیدی از مردم آن خِطّه داشت و بهره بردم از مصاحبت با وی. درود به دوست خوبم سیدسعید. دامنه
👇:
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: سلام جناب مهندس مقتدایی
دقیقاً. موافقم. نقل است سرعت شایعه از سرعت واقعه چندین برابر سریعتر است. و من برین نظرم سرعت خرافه نیز از سرعت عقیده بیشتر است و جایی محکمی در دلهای ساده دارد. سپاسگزارم از روایتت از دِوْچاه. درود. دامنه
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی: شاه هم "الهام" میشد که بگوید با "امام قائم روبرو هست" !!!
من از دکتر حسین رزمجو در کتاب «شریعتی در دانشگاه مشهد" ص ۵۸ خواندم که نقل کرد که روزی سرتیپ زندیپور (مقام ردهبالای ساواک) پیش دکتر علی شریعتی در زندان بحث "امام زمان" را پیش کشید. شریعتی گفت: من هر چه میدانستم "برای اثبات امام عصر" برایش دلایل نقلی و عقلی آوردم. اما زندیپور مرا مسخره کرد و گفت: "من دلیلی محسوس درین ارتباط میخواهم."
شریعتی وقتی دید قصد سرتیپ، جدَل است، برای اینکه او را ساکت کند، و دست بیندازد! گفت برای اینکه دلیلی بسیار محسوس برایتان بیاورم و قانع شوید، بروید کتاب "مأموریت برای وطنم" نوشتهی شاهنامه آریامهر را ورق بزنید. آن جا شاهنشاه چنین گفت:
"روزی حوالی کاخ سلطنتی سعدآباد در کوچهیی که با سنگ مفروش بود، قدم میزدم. مردی را با چهرهی ملکوتی دیدم که بر گِردَش هالهیی از نور، مانند صورتی که نقاشان غرب از عیسی بن مریم میسازند، نمایان بود. در آن حین به من الهام شد که با خاتَم ائمه، حضرت امام قائم روبرو هستم. اما مواجههی من با امام آخرالزمان چند لحظه بیشتر به طول نینجامید، که ناگهان از نظر ناپدید شد و مرا در بُهت و حیرت گذاشت."
شریعتی سپس -با رندی خاصی که داشت- با نقل این قسمت کتاب شاه، به زندیپور گفت: ایشان [یعنی شاهنشاه] میتوانند دلیل ملموسی که خواستارید برای شما بیاورند. زندیپور ساکت شد و سرش را به علامت قبول تکان داد و از سلولم بیرون رفت."
بگذرم. در طول تشکیل نظام ج . ا . ایران از سال ۵۷ تا الآن هم، خیلیها مانند شاه ادعاهایی کردند که با "موعود شیعه" دیدار صورت دادند. حتی در یکی از دولتهای این نظام نقل است صندلی خالی!! در جلسات میگذاشتند، ظرف غذا!! روی میز یا سفره ردیف میکردند و حتی پشت جانماز خالی!! نماز اقتدا میکردند و مدعی بودند این دو تا کار را برای "حجت عصر" انجام میدهند و پشت سجادهی خالی هم به امامت "ولی عصرشان" نماز جماعت میبندند. لابد این تعداد معدود افراد آن دولت میدیدند، بقیهی اعضای دولت چشم بصیرت برای رؤیت و روبروشدن نداشتند.
امان از جهالات، امان از خرافات. شاه در کوچهی تنگ سنگفرش کاخ سعدآباد و دولت ۹ + ۱۰ ازین نظام در پاستور با "موعود پنهان و غائب" روبرو میشدند و الهامات اخذ میکردند!!! عقیدهی آلوده به خرافه، مغز استخوان را چنان میسوزانَد و عقل سر را چنان در خواب و خماری میکشانَد که حد ندارد. کشور واقعاً دست چه تیپ افرادی بود؛ دروغگو و خرافهباف؛ از "شاهِ منجی" در سلطنت پهلوی تا "پیروان منجی" در پی کسب الهام از "حضرت منجی" در تفکر شیعهی جمهوری اسلامی!!!
چهارشنبه : ۶ ، ۳ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی