دامنه‌ی داراب کلا

دامنه‌ی داراب کلا

مازندران ، میاندورود | در گستره‌ی داراب کلا ، اوسا ، مُرسم

قُرصِ جو

رباعی میرداماد به شیخ بهائی، پندش همچنان برای انسان، زنده است و دارد مژده و نوید و هشدار می‌دهد؛ بخوانیم:

از خوانِ فلک، قُرصِ جُوِی بیش مَجو

انگشت عسل مَخای و صد مَنش مَخور

از نعمتِ اَلوان شَهان دست بِدار

خون دلِ صد بیوه و درویش مَخور

(برگرقته‌ام از کتاب "شیخ بهائی" نوشته‌ی اسدالله بقایی ص ۲۵۷ که در ص ۱۷۹ کتاب "نونِ جو و دوغِ گو" اثر ابراهیم باستانی پاریزی نیز آمده است)

از دیدِ من معنی پند میرداماد این است: از این‌همه نعمت در جهان آفرینش، طوری خود را بساز که به یک نونِ جو هم بتوانی بسازی و بسنده کنی، تا حتی سمت یک انگشت یا صد مَن عسل هم نروی که در درگاه شاهان و حاکمان و قدرتمندان و چاپلوسان، دست به دریوزگی نزنی و از آنان پرهیز کنی که در حقیقت فراوانیِ پول و پرِ شاهان و قدرتمندان و پول‌پرستان، از سرقت حق هزاران بیوه‌زن و درویش و فقیر و مردم بینوا جمع‌آوری شده است. هر چه در دربارِ حاکمان و شاهان (چه تراکم ثروت، چه تراکم قدرت، و چه تراکم تفسیر مذهب) جمع شده باشد، همه و همه دغَل است و سرقت از حق ملت است و دزدی از سهم طبقات بینوا و مستمند. پنجشنبه ۱۷ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی

ادامه مطلب:

حاشیه و کامنت‌ها:

گریزی بر قسمت ۴۶۱ متن عبدی

آقای عبدی مهندس سلام. تو که در نوشته‌ی دنباله‌دارت وارد عصر رضاشاه شده بودی و آن دوره‌های قبلی را عبور کرده بودی، چرا فلاش‌بک کردی و این‌همه مفصل به عصر نادرشاه افشار برگشتی؟! انگار آدم را به باتلاق پاورقی فرو می‌بری. ارجاع تا حدی مفید است، نه این‌که از عصر رضاخان هی بپری بازم به نادرشاه‌زمان. تو ممد البته حرف گوش نمی‌کنی!! بارها نه من، بلکه اعضایی چند، چه صحن و چه حضورا" گفتند به خودت هم، که مُحسّنات کارت چیه و معایبش چیه، ولی تو همطی ادامه دادی هر جور خودت خواستی باشی. در تحقیق قُد هستی. کشکولی. باش قُد، ولی صدمه می‌زنی به خود و خواننده‌‌ی متون خود. اگرچه این شعر در وصف حکومت نادر، درین قسمت کار خوبت، بسیار مهم بود که از درج آن نگذشتی درست:

نگین دولت و دین چو رفته بود از جا

به نام نادر ایران قرار داد خدا

در واقع محمد دوست محققم هر کس بر ملت حاکم می‌شود می‌گوید "خدا"ی او، از آن بالامالاها !!!! او را بر کشور کاشته است، فرق ندارد، چه فقیه، چه سفیه، چه شقی، چه رهی، چه دعی، چه کهی! آخری همان کدو منظورم است. چه گیری ملت از دست حاکمان کرده است، همه مدعی‌اند از حکم آسمان، بر زمین حکمران شدند! چه ادعاهای سخیف و ابلق و اَبلهانه. درود. دامنه

 

سلام آقامحمد عبدی

از شیخ سعدی هر چه برای من و مخاطبان بنگاری، در سینه‌ام جای می‌گیرد، آن شیخ در تاریخ ایران و حتی زمین و زمان، مثل و مانندی در سواد و پرهیزگاری و پارسایی ندارد. چقدر قشنگ به درون دل سعدی نقب زدی و قنات، غُلغل کردی. آن مصرع آخر یعنی پیش هیچ قدرت و حاکمی نباید دولّا و خم شوی و کُرنش کنی. درود بر سعدی پند و اندرزش از عملش ناشی می‌شد نه جون حاکمان زورگو که فقط حرف، بلغورکردن به یاد داشته و دارند که نمک است بر زخم دل مردم. رودکی چه اندیشه‌ی نابی داشت. می‌گفت زندگانی چه کوتاه، چه دراز، سرنوشت همه یکی است؛ مرگ. پس عبدی صحیح صحبت کردی که من هم باورم به عنوان یک انسان در نظام آفرینش این است انسان نباید عمرش را در کُرنش هیچ احدی بگذراند. هر انسان خود یک جهان بزرگ است. به قول سعدی در صیف (=تابستان) و شتا (=زمستان) عمر گرانمایه‌ی انسان صرفاً نیاید در مصرف و پوشاک باشد، باید عقل و دلش را در برابر هیچ ستمگری نبازد. درود فراوان، دامنه

 

روشنفکر کیست؟

یک فرد روشنفکر بدون در نظرگرفتن منافع خود و قدرت حاکم، فقط با تکیه بر عقل و دانش، ساختارهای فکری، اجتماعی و سیاسی زمانه‌اش را نقد می‌کند و وضعیت عمومی جامعه شامل آزادی، عدالت، معنای زندگی را مورد توجه قرار می‌دهد تا به بهبودی بینجامد.

البته همین را از "دیپ‌سیک" (=هوش مصنوعی) بپرسند، شاید جور دیگر جواب ببینند. چون حکومت در مغز هوش مصنوعی دستبرد زد. به خاطر دستکاری چین و کشورهای خودکانه در هوش مصنوعی، این فن را به‌طنز "دوست مصنوعی"!!! لقب دادند. دامنه