آیا "انسان کامل" داریم؟
این سؤال، دائم باقیست؛ چه، کسی برای آن، جواب تقلا کند، چه، کسی از آن عبور کند. اما من وارد فاز دوم میشوم که ببینم لفظ "انسان کامل" را با چه نامهایی معادل ساختند:
زرتشت گفت: سوشیانت
بودا گفت: ارهات
کنفوسیوس گفت: کیون تسو
یوگا و بهاگی گفتند: آزاده
افلاطون گفت: فیلسوف
ارسطو گفت: فرزانه
اپیکور گفت: حکیم
پی چینگ گفت: دانا
نیچه گفت: ابَرمرد
ابن عربی گفت: نگین انگشتر
دکارت گفت: موجود کامل
مارکس گفت: سوسیال
اریک فروم گفت: خودانگیخته
کِه یَر کیگارد گفت: انتخابگر
کارل ماسپرس گفت: انسان هستیدار
ژان پل سارتر گفت: انسان مسئول
متون دین گفتند: خلیفهی خدا
فارابی گفت: رئیس اوّل
منصور حلاج گفت: مظهر خدا
بایزید بسطامی گفت: انسان تامّ
بگذرم. اما بیدل دهلوی و حافظ شیرازی دوتایی انسان را این طور خواستند: وارستگی، ریاستیزی، آزادمنشی، مداراهمزیستی، ستمستیزی، استبدادستیزی و ... . به نظرم دیدن کتاب "انسان کامل از دیدگاه عبدالقادر بیدل دهلوی" نوشتهی "دکتر عبدالغفور آرزو" درین موضوع، لذت دارد. من سراسر این کتاب را سه سال پیش خواندم. کتاب درخور توجهیست. چهارشنبه ۹ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی
ادامه مطلب:
☝️👈 :
آش اگه ماش داشته باشد، آش است. بیش از آش، به تاس آن فریفته شدم که برق درخشان آن، نور چشام را ربود. و کَندهکاریهای جذاب دور آن، دلم را از جا کَند. محلیهای ما در دارکلا و مُرسم و اوسا، این کشکآش یا دوبا را، تا یک بادیه!!! نخورند، از کُنج سُفره تکون نمیخوردند. بر تاس و بر آش و بر ماش و بر دوغماست درود میفرستم. خودم حین پختن هِدی (=هم) زده بودم که آش تَه نگیرد، اما حتی یک کَچه (=قاشق چوبی) هم، به من نرسید که نرسید!!! الآن نه، تقریباً سههفته پیش در زادگاه، نه زیستگاه. چاپ شب: دامنه.