بُت و غُلوّ
آری لَختی اندیشیدن؛ این جا "ایران است"، که تمدن دیرین دارد و هزاران سال قِدمت. آنسان که مکه را جاهلیت و بُت و بُتپرست و غُلوّ پُر کرده بود، این سرزمین باتمدن اما، کوروش داشت و زرتشت. کوروش کبیر مثل اینان نبود که در پایتخت، سرِ تخت بنشیند و نیرو به جنگ بفرستد و به کُشت و کُشتن دهد، بلکه خود روی زین اسب مینشست و پا در رکاب میزد و پادشاه پیشوای پیشرو بود و جلوتر از سربازهایش به دل دشمن میزد و نه رُعب و خون و خونریزی، که مدارا به ملتها ارمغان میبُرد و فرهنگها و باورهای مردم را محترم میشمُرد و نمیکوشید ملتی یا حکومتی را محو کند. و زرتشتِ پیامآور هم، اهورا را مژده میداد و اهریمن را حذر. آن پیامآور نورآور ایران، نوید و مژدهی نور را میداد و میگفت تاریکی را از پندار و گفتار و کردار خود دور کنید و هر گاه هر مذهب و هر فردی برای روز و روزگاری نور آوُرد با او باید بود. تا تاریکی میهن را نپوشانَد. آری، مکه بُت داشت و بُت میساخت و غُلوّ مینمود، ایران اما کوروش داشت و اهورا میپرستید و با اهریمن میستیزید. این حا ایران است هر مذهب و هر فرد نور ارمغان بیاورد باید با او بود درآمیزید، اما اگر تاریکی و تباهی و تندی و تنش آوُرده باشد باید با او در آویخت. دامنه ابراهیم طالبی دارابی
امانوئل کانت: «تمایل به توهّم، آدمهای ضعیف را خرافاتی و آدمهای خرافاتی را ضعیف میکند.» از وبلاگ آقای مهدی کریمی