کند و کاوِ عقلانی، نه!
: من از خود نه، که از کتاب "دربارهی تصوّف" اثر ویلیام چیتِک (عرفانپژوه و ابنعربیشناش آمریکایی و شاگرد آقای سید جلالالدین آشتیانی، بدیعالزمان فروزانفر، سید جعفر شهیدی و تحصیلکرده در ایران) از روی نسخهی برگردان فارسی آقای محمدرضا رجبی در ص ۶۷ش خواندم «در تصوف، ادراک خیالی مهم است، نه کَند و کاوَ عقلانی.» و حتی دو صفحهی بعدش نوشته است که «ابوبکر (خلیفهی نخست اهل سنت) گفته است: «عجز از ادراک، ادراک است.» دامنه ابراهیم طالبی دارابی
ادامه مطلب ::
محدّث و قطع و قحطی آن
نقل است سلمان محدّث امت پیامبر است. شخص پیامبر سلمان را محدّث امت خود خواند. در ص ۳۲۴ کتاب «سلمان فارسی استاندار مدائن» اثر احمد صادقی اردستانی مستند از ص ۲۶۹ کتاب «نفسالرحمان» خواندم که وقتی معنی محدّث را از پیامبر پرسیدند، گفت: «کسی است که از آنچه از نظر مردم پنهان است و بدان احتیاج دارند، خبر میدهد.» نقل است پیامبر افزود: «و علمی که در قلب محدّث قرار دارد، از علم من سرچشمه میگیرد.» راستی حوزویان و سایر پژوهشگران تالار مذهب برای من سؤال است، چرا دیگر محدّث نداریم! و قطع شد و قحطی سراغ بشر آمد. این قِسم فقر، فَقد تئوریک را دامن میزند؛ ولو کم. و کمکم. دامنه ابراهیم طالبی دارابی
عملِ اَعفٌا و عملِ اَسخیا
خواجه نصیرالدین طوسی در «اخلاق ناصری» در صفحات ۱۳۰ و ۱۳۱ از عملِ اَعفٌا (=عفیفان، پاکدامنان) و عملِ اَسخیا (=سخاوتمندان، بخشندگان) صحبت میکند. از شرحش بگذرم. اما در همان اثر دعایی دارد مندرج در ص ۲۸۰ که به نظرم خیلی ژرفا و پهنا دارد. عین دعای خواجه نصیر بدون دخل و تصرف:
«خدای -تعالی- همگِنان را توفیقِ اکتساب خیرات و اقتنای حسنَات کرامت کُناد و بر طلبِ مرضَات خود حریض گرداناد. انهُ الّطیف المُجیب»
من این کتاب را ۲۲ فروردین ۱۴۰۲ مطالعه و یادداشتبرداری کردم. حقیقتاً در ایران کتاب هر چه از گذشتهتر است، غنیتر است. دعاها هم عالیمضامینتر. الآنه، دعای روی منبرها اغلب چاپلوسی و لقلقهی لسانی است! فروکش تا کی؟! دامنه ابراهیم طالبی دارابی
علوم دینی
آقای مرتضی مطهری در کتابش "ده گفتار" ص ۴۰ برین نظر بود هر علمی که "به حالِ اسلام و مسلمین، نافع است و برای آن لازم است" آن را باید از «علوم دینی» بر شِمُرد. دامنه ابراهیم طالبی دارابی
حکمت کمال اعتدال
میر غیاثالدین امیرمنصور دشتکی شیرازی در کتاب «اخلاق منصوری» خود ترجمه و تصحیح محمدمهدی باقی در ص ۴۸ و ۵۰ از حکمت و صداقت تعریف عجیبی میدهد. حکمت را کمال قوهی عقلی و اعتدال معرفی میکند و از صداقت این سخن را سر میدهد: «صداقت مایهی رساندن هر نیکی است». باید پرسشگرانه خواست که آیا روحانیت حوزهی علمیهی ایران که همدست و متحد و تئوریپرداز «جمهوری اسلامی ایران» است، در درون قدرت، واقعاً این نوع از حکمت و این طرز از صداقت را میورزد؟! متن من سؤال نیست، اشکال است که دامن آنان را از دید ملت، فرا گرفته. دامنه ابراهیم طالبی دارابی
مذهب آیا پایدار میمانَد؟
نویسندهی کتاب "سالک صلح" -که یک زن ناشناس آمریکایی است- در ص ۲۲۲ میگوید «مذهب پایدار میمانَد چراکه بیانگر احساسات عمیق یک زندگی بهتر برای همهی انسانهاست.» نکته: روحانیون حوزه آیا کتاب نویسندگان جهان را هم میخوانند! چون میبینم بسیاریشون غرق مسائل فقهیِ بهدور از مشکلات نوین، هستند و این، ممکن است کاری با آنان کند که وقت را به بطالت کشانَد. باید کاوید که آیا مجامع علمی و مذهبی ایرانِ اکنون، به کَند و کاوِ عقلانی رو آوردهاند، یا نه همچنان باید شعر مولوی بلخی را به یادها آوَرد و زمزمه کرد: «مَر مرا تقلیدشان بر باد داد / که دو صد لعنت بر آن تقلید باد» دامنه ابراهیم طالبی دارابی