<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	version="2.0">
<channel>
	<title>دامنه‌ی داراب کلا</title>
	<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir</link>
	<atom:link href="https://damanehdarabkola.blogix.ir/rss.xml" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<description>مازندران ، میاندورود | در گستره‌ی داراب کلا ، اوسا ، مُرسم</description>
	<language>fa</language>
	<ttl>60</ttl>
	<generator>https://blogix.ir</generator>
	<lastBuildDate>Tue, 11 Aug 2026 13:10:31 +0330</lastBuildDate>
	<item>
		<title>ویژگی‌های تفکر انتقادی:</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/96</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/96</guid>
		<pubDate>Tue, 11 Aug 2026 13:10:31 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[نادر قنبری نکا:
۲۱ مرداد ۱۴۰۵ در صحن مدرسه فکرت شعبه‌ی بله:
اگر می‌خواهیم جامعه‌ای آگاه‌تر داشته باشیم، باید از مدرسه‌ها شروع کنیم؛ جایی که فقط اطلاعات نباید آموزش داده شود، بلکه شیوه درست فکر کردن هم باید یاد داده شود. ویژگی‌های یک ذهن منضبط در تفکر انتقادی:
۱. صداقت فکری
یعنی وقتی با شواهد جدید رو...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نادر قنبری نکا:<br>۲۱ مرداد ۱۴۰۵ در صحن مدرسه فکرت شعبه‌ی بله:</p><p>اگر می‌خواهیم جامعه‌ای آگاه‌تر داشته باشیم، باید از مدرسه‌ها شروع کنیم؛ جایی که فقط اطلاعات نباید آموزش داده شود، بلکه شیوه درست فکر کردن هم باید یاد داده شود. ویژگی‌های یک ذهن منضبط در تفکر انتقادی:</p><p>۱. صداقت فکری</p><p>یعنی وقتی با شواهد جدید روبه‌رو می‌شویم، حاضر باشیم باور خود را اصلاح کنیم.</p><p>۲. تواضع فکری</p><p>پذیرفتن اینکه دانسته‌های ما محدود است و ممکن است اشتباه کنیم.</p><p>۳. انصاف فکری</p><p>بررسی دیدگاه‌ها بدون تعصب و پیش‌داوری.</p><p>۴. عدالت‌خواهی فکری</p><p>قضاوت منصفانه درباره استدلال‌ها، حتی اگر مخالف ما باشند.</p><p>۵. پشتکار فکری</p><p>دنبال کردن حقیقت، حتی وقتی فکر کردن سخت می‌شود.</p><p>۶. اعتماد به عقل</p><p>باور به قدرت استدلال و تفکر منطقی.</p><p>۷. شهامت فکری</p><p>جرأت پرسیدن سؤال‌های سخت و نقد باورهای رایج.</p><p>۸. همدلی فکری</p><p>توانایی دیدن مسئله از زاویه نگاه دیگران.</p><p>۹. استقلال فکری</p><p>فکر کردن با ذهن خود، نه صرفاً تکرار نظر دیگران.</p><p>این‌ها مهارت‌هایی هستند که اگر در مدارس و دانشگاه‌ها آموزش داده شوند، نسلی آگاه‌تر، مسئول‌تر و خردمندتر شکل خواهد گرفت.</p><p>مدرسه علوم انسانی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/96/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>نوشته های دیگران</category>
	</item>
	<item>
		<title>وقتی خون انسان از سوی قدرت، به &quot;سه فنیگ&quot; نیَرزد</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/95</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/95</guid>
		<pubDate>Sun, 09 Aug 2026 08:44:09 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA["اس.اس"های جاسوس آلمان زمان هیتلر به زندانیان می‌گفتند:
"اگر این گلوله سه فنیگ قیمت نداشت، در کمال میل کلک‌تان را می‌کَندیدم!"
کتاب "تاریخ داخائو" نوشته‌ی پل برین،‌ ترجمه‌ی جمشید ترابی، ص ۷۸
نکته: وقتی انسان خونش از سوی قدرت، به "سه فنیگ" نیَرزد!!! به او شلیک هم می‌شود. دامنه]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>"اس.اس"های جاسوس آلمان زمان هیتلر به زندانیان می‌گفتند:<br>"اگر این گلوله سه فنیگ قیمت نداشت، در کمال میل کلک‌تان را می‌کَندیدم!"<br>کتاب "تاریخ داخائو" نوشته‌ی پل برین،‌ ترجمه‌ی جمشید ترابی، ص ۷۸<br>نکته: وقتی انسان خونش از سوی قدرت، به "سه فنیگ" نیَرزد!!! به او شلیک هم می‌شود. دامنه</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/95/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سیاست</category>
		<category>کتاب</category>
		<category>تاریخ</category>
	</item>
	<item>
		<title>نادانی + ناداری دو حربه‌ی فرمانروایی از نوع آغامحمدخان قاجاری!!!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/94</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/94</guid>
		<pubDate>Sat, 08 Aug 2026 12:31:50 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[نقل است که "آغامحمدخانِ" قاجار در واپسین پند خویش به نایب‌السلطنه‌اش -فتحعلیشاه- گفته بود:
"تداوم فرمانروایی بر ایران، در گِروِ نادانی یا ناداریِ رعیت است؛ مردم را یا در جهل نگه دار و یا در گرسنگی."]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نقل است که "آغامحمدخانِ" قاجار در واپسین پند خویش به نایب‌السلطنه‌اش -فتحعلیشاه- گفته بود:<br>"تداوم فرمانروایی بر ایران، در گِروِ نادانی یا ناداریِ رعیت است؛ مردم را یا در جهل نگه دار و یا در گرسنگی."</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/94/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>سیاست</category>
		<category>چهره ها</category>
		<category>تاریخ</category>
	</item>
	<item>
		<title>چهار خاطره‌ی طنز سیاسی</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/93</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/93</guid>
		<pubDate>Sat, 08 Aug 2026 09:15:06 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[آرش (فریدون کمانگر) بازجو از او سؤال می‌کند فضل الله مجاهدین علی القاعدین چه کسانی هستند؟
علی شریعتی می‌گوید: با "فضُل‌اله مجاهدین" هیچ رابطه‌ای نداشتم! اما "علیٖ قاعدین" من هستم!!!
زندی‌پور بازجو از او سؤال می‌کند تاکنون ترور هم کردی؟
علی شریعتی گفت: آری! در قتلِ هابیل توسط قابیل!! [لابد با بیل!!]...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آرش (فریدون کمانگر) بازجو از او سؤال می‌کند فضل الله مجاهدین علی القاعدین چه کسانی هستند؟<br>علی شریعتی می‌گوید: با "فضُل‌اله مجاهدین" هیچ رابطه‌ای نداشتم! اما "علیٖ قاعدین" من هستم!!!</p><p>زندی‌پور بازجو از او سؤال می‌کند تاکنون ترور هم کردی؟<br>علی شریعتی گفت: آری! در قتلِ هابیل توسط قابیل!! [لابد با بیل!!]</p><p>یک سرباز زندان از او پرسید جرمت چی بود، اسلحه داشتی؟<br>علی شریعتی گفت: آری.<br>سرباز گفت: آرمش چیه؟<br>علی شریعتی گفت: خودکار. [اشاره به قلم که اسلحه‌ی نویسندگی زنده‌یاد دکتر علی شریعتی بود]</p><p>روزی زندی‌پور به او می‌گوید شاه سمبل کشور است و هر که با شاه مخالفت کند خائن است.<br>علی شریعتی گفت: پس همه‌ی شاه‌ها خائن هستند! چون همه‌ی آنها علیه‌ی شاه‌های قبلی مبارزه کردند به قدرت رسیدند.</p><p>در مورد خاطره‌ی یک و دو، دو نکته بگویم: ۱. جواب شریعتی نشان می‌دهد ساواک از رابطه‌ی افراد متفکر با "سازمان مجاهدین خلق" عصر شاه واهمه و کنجکاوی داشت. ۲. شریعتی در مورد قابیل و هابیل خیلی مطالب نوشته بود و حرفش این بود قابیل‌ها غلبه دارند بر مذهب‌ها و ملت‌ها.<br>منبع این چهار خاطره<br>ص ۱۸۳ کتاب "طرحی از یک زندگی"<br>نوشته‌ی پوران شریعت رضوی همسر دکتر علی شریعتی</p><p>یادداشت روز :: دامنه : ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/93/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سیاست</category>
		<category>ایران</category>
		<category>چهره ها</category>
	</item>
	<item>
		<title>آشنایی با لغت</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/92</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/92</guid>
		<pubDate>Fri, 07 Aug 2026 06:03:34 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[۱. غیرت یعنی کسی امور شریف را از دستِ نااهل، دور نگه دارد. دامنه

۲. جوع یعنی سلبِ رفاه و معیشت ملت. خوف یعنی سلبِ امنیت جانی و فکری مردم. دامنه

۳. صبر در اصل به معنای "حبس‌کردن" است؛ چه حبس درد در دل فرد، چه حبس اندوه انبوه درد فقر و ستم توسط یک ملت. دامنه

۴. شهر جدّه در عربستان به این علت جده نا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>۱. غیرت یعنی کسی امور شریف را از دستِ نااهل، دور نگه دارد. دامنه</p><p><br>۲. جوع یعنی سلبِ رفاه و معیشت ملت. خوف یعنی سلبِ امنیت جانی و فکری مردم. دامنه</p><p><br>۳. صبر در اصل به معنای "حبس‌کردن" است؛ چه حبس درد در دل فرد، چه حبس اندوه انبوه درد فقر و ستم توسط یک ملت. دامنه</p><p><br>۴. شهر جدّه در عربستان به این علت جده نام گرفت چون حوّا آن جا مدفون است که در تلقی مذهبیون، جده‌ی آدمیان است. زن و مرد برابرند؛ چه آدم و چه حوا. دامنه</p><p><br>۵. عبرت به معنای عبور است. عبور از غرور. عبور از ستم. عبور از خودکامگی. عبور از تکاثر، عبور از تنافُس (=خودبینی) عبرت، اول از همه نیاز اصلی حاکمان است تا از بسیاری از عیب‌های خود عبور کنند. دامنه</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/92/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>واژگان</category>
	</item>
	<item>
		<title>چالش قشنگ بین احمد شاملو و زنده‌یاد سهراب سپهری</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/91</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/91</guid>
		<pubDate>Thu, 06 Aug 2026 08:51:20 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ی وقت آقای احمد شاملو در کنایه به سهراب سپهری در مورد شعر معروفش «آب را گِل نکنیم» گفته بود:
"وقتی انسان‌ها چنین در ویتنام قتل‌عام می‌شوند، چگونه می‌شود شاعری نگران آب خوردنِ یک کبوتر باشد!"
و سهراب در پاسخ گفته بود:
"انسانی که نگران آب خوردنِ یک کبوتر نباشد، همان انسانی است که به راحتی آدم هم می‌کش...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ی وقت آقای احمد شاملو در کنایه به سهراب سپهری در مورد شعر معروفش «آب را گِل نکنیم» گفته بود:</p><p>"وقتی انسان‌ها چنین در ویتنام قتل‌عام می‌شوند، چگونه می‌شود شاعری نگران آب خوردنِ یک کبوتر باشد!"</p><p>و سهراب در پاسخ گفته بود:</p><p>"انسانی که نگران آب خوردنِ یک کبوتر نباشد، همان انسانی است که به راحتی آدم هم می‌کشد..."</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/91/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>چهره ها</category>
	</item>
	<item>
		<title>مذهب عهده‌دار هیچ مملکتی نیست</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/90</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/90</guid>
		<pubDate>Sun, 02 Aug 2026 16:08:42 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[در عقلانیت، پدیده‌ی "دولت" مفهومی مدرن است و به قول بسیاری از عاقلان و خردمندان: "اجرای احکام فقه یا مذهب" به هیچ دولتی در هیچ مملکتی سپرده نشده است. مذهب، امری فراگیر و فردی است و بستگی به فرد فردِ آن ممالک دارد که آیا مذهب را بپذیرند یا نپذیرند. تازه اگر یک مذهب را پذیرفته هم باشند، مذهب حق حکومت...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در عقلانیت، پدیده‌ی "دولت" مفهومی مدرن است و به قول بسیاری از عاقلان و خردمندان: "اجرای احکام فقه یا مذهب" به هیچ دولتی در هیچ مملکتی سپرده نشده است. مذهب، امری فراگیر و فردی است و بستگی به فرد فردِ آن ممالک دارد که آیا مذهب را بپذیرند یا نپذیرند. تازه اگر یک مذهب را پذیرفته هم باشند، مذهب حق حکومت بر مملکت را ندارد. هر کس هم بگوید من از سمت مذهب بر شما حکومت می‌رانم، عقلانیت آن را رد می‌کند چون حکومت از آن خود ملت آن سرزمین است.</p><p>آری؛ مذهب عهده‌دار هیچ مملکتی نیست اگر اجرای احکام مذهب، شدنی بود، خودِ پیغمبر آخرین دین -که مسلمانان می‌گویند اسلام است- در قبیله‌ی خودش قُریش پیاده می‌کرد، نه فقط پیاده و اجرا نشد حتی از مکه به یک شهر دیگر پناه برد و قبیله هم چندین فرقه شدند. بگذرم. ایران مال خود تفکر ایرانی و خِرَد ایرانی است که نسل نو بی‌تردید آن را باز خواهد یافت؛ با آرامی و مدنی.</p><p>۱۱ مرداد ۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/90/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>سیاست</category>
		<category>مذهب</category>
		<category>عقلانیت</category>
	</item>
	<item>
		<title>چرا پول را سه قسمت می‌کرد آن دهقان روسیه!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/89</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/89</guid>
		<pubDate>Sat, 01 Aug 2026 07:59:39 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[پِتر اول (=تزار روسیه) از یک دهقان پرسید با پولت چه می‌کنی؟
دهقان گفت: سه قسمت می‌کنم:
۱. قرضم را می‌دهم!
۲. قرض می‌دهم!
۳. دور می‌ریزم!
پتر حاکم روسیه گفت: نفهمیدم مقصودت چیست.
دهقان جواب داد:
۱. با غذادادن به پدرومادرم، قرضم را پس می‌دهم!
۲. با غذادادن به پسرهایم، پولم را قرض می‌دهم!!
۳. با بزرگ‌ک...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پِتر اول (=تزار روسیه) از یک دهقان پرسید با پولت چه می‌کنی؟<br>دهقان گفت: سه قسمت می‌کنم:</p><p>۱. قرضم را می‌دهم!<br>۲. قرض می‌دهم!<br>۳. دور می‌ریزم!</p><p>پتر حاکم روسیه گفت: نفهمیدم مقصودت چیست.<br>دهقان جواب داد:</p><p>۱. با غذادادن به پدرومادرم، قرضم را پس می‌دهم!<br>۲. با غذادادن به پسرهایم، پولم را قرض می‌دهم!!<br>۳. با بزرگ‌کردن دخترهایم، پولم را دور می‌ریزم!!!</p><p>تزار گفت: عجیب تیزهوشی دهقان.<br>از داستان‌های تولستوی برداشتِ آزاد کردم و با ادبیات خودم بازنویسی کردم.<br>نکته: در طول تاریخ بشر، این نگاه سوم به خلقت وجود داشت. تولستوی این ضعف را نشان داد با این داستان. بگذرم. بند ۱ و ۲ پند و تعلیم است، بند ۳ نقد و گِله و شکایت بر رویکردی بد در طول خلقت.<br>۱۰ مرداد ۴۰۵ دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/89/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>کتاب</category>
		<category>جامعه</category>
		<category>تاریخ</category>
		<category>داستان</category>
	</item>
	<item>
		<title>خردمندی‌های پنج سیاستمدار زیرک</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/88</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/88</guid>
		<pubDate>Fri, 31 Jul 2026 11:26:12 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سیاستمدارانی که خرد پیشه کرده بودند و کشور خود را از خطرات بیشتر جنگ ویرانگر، یا تضاد داخلی، یا سلطه‌گری، یاخودکامگی بر مردم خود، نجات داده و اقتصاد را ساختند. این پنج نفر را، فقط نام می‌برم:
۱. امپراتور ژاپن در وقت جنگ جهانی دوم، که پذیرفت باید ترکِ جنگ کند.
۲. دنگ شیا پینگ رهبر چین بعد از مائو تسه...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سیاستمدارانی که خرد پیشه کرده بودند و کشور خود را از خطرات بیشتر جنگ ویرانگر، یا تضاد داخلی، یا سلطه‌گری، یاخودکامگی بر مردم خود، نجات داده و اقتصاد را ساختند. این پنج نفر را، فقط نام می‌برم:</p><p>۱. امپراتور ژاپن در وقت جنگ جهانی دوم، که پذیرفت باید ترکِ جنگ کند.<br>۲. دنگ شیا پینگ رهبر چین بعد از مائو تسه تونگ، که اقتصاد را بر ایدئولوژی نشانْد.<br>۳. بیسمارک صدر اعظم آلمان، که رشد و توسعه آلمان را بنیان نهاد.<br>۴. نلسون ماندلا مرد بزرگ تاریخ معاصر جهان در آفریقای‌جنوبی، که در حکومتش کسی را نکُشت!!!<br>۵. محمد انور سادات رهبر مصر، که فهمید جنگ با اسرائیل هیچ سودی برای مصر و خاورمیانه ندارد و تمامش زیان است و تندروی و خیال‌بافی محض جمال عبدالناصر.</p><p>بحثم این نیست این پنج نفر از هر نظر از نقص بری هستند، نه؛ اینان تشخیص درستی داده بودند که جنگ، تضاد داخلی، سلطه‌ی رهبر بر مردم، خودبسندگی رهبری، ایدئولوژیک‌سازی حکومت و نیز خصومت با هر کشور و اساساً ماجراجویی، زیانبارترین سیاست علیه‌ی مردم و اقتصاد کشور است. کوشیدند ملت خود از مَهلَکه‌ی هراسناک بیرون بردند و بر تن رنجور مردم خود لباس اقتصاد و آرامش و رفاه پوشاندند.<br>قم : جمعه :: ۹ مرداد ۴۰۵ :: دامنه</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/88/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>جهان</category>
	</item>
	<item>
		<title>سگ در کعبه !!! مرغ در زیر پلو آلو !!!کرامت مدعیان</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/87</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/87</guid>
		<pubDate>Tue, 21 Jul 2026 08:10:52 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[فشرده‌اش کردم: در بصره فردی مدعی کرامت!! هنگام نماز ناگهان گفت: چخه! چخه!
مردم تعجب کردند،
در جواب گفت: حین نماز دیدم سگی داخل کعبه شده، با چخ گفتن، سگ را بیرون کردم که کعبه را آلوده نکند.
مُریدانش به وجد آمدند آن را کرامتش! دانستند.
مُریدی در خانه برای همسرش ازین قضیه نقل کرد.
زن زیر این قبیل چرندی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فشرده‌اش کردم: در بصره فردی مدعی کرامت!! هنگام نماز ناگهان گفت: چخه! چخه!</p><p>مردم تعجب کردند،</p><p>در جواب گفت: حین نماز دیدم سگی داخل کعبه شده، با چخ گفتن، سگ را بیرون کردم که کعبه را آلوده نکند.</p><p>مُریدانش به وجد آمدند آن را کرامتش! دانستند.</p><p>مُریدی در خانه برای همسرش ازین قضیه نقل کرد.</p><p>زن زیر این قبیل چرندیات و حرف کذاب‌ها نمی‌رفت و برای این‌که دست آن فرد دغل‌باز را باز کند، با رضایت همسرش او و مریدانش را به مهمانی در خانه فراخواند.</p><p>آن شب برای هر یک ظرفی از برنج و بر روی آن، مرغی آکنده به آلو بخارا، گذاشت اما برای این فرد مرغ و آلو بخارا را زیر برنج پنهان ساخت و داد دست شوهرش غذاها را ببرَد سر سفره بچیند.</p><p>اون مدعی کرامت تا پلوی خود را دید عصبانی شد و گفت: چرا روی پلوی من مرغ و آلو بخارا نگذاشتی؟</p><p>شوهر آن زنِ زرنگ و زیرک با عقل و درایت رفت آشپزخانه به زنش عصبانیت آن فرد اهل کرامت!!! را گفت.</p><p>زن به شوهرش گفت برو با او حالی کن "تو که فرسنگ‌ها دورتر، از درون مسجد بصره، سگ را در کعبه می‌بینی چخ می‌کنی، پس چطور مرغ زیر مُشتی پلو را نمی‌بینی؟!"<br>.<br>مرد سخن حکیمانه و زیرکانه‌ی زنش را آیا به آن مدعی کرامت رسانید یا نه، نمی‌دانم. حدس می‌زنم بین راه آشپزخانه تا مهمونخانه حرف زنش را جِر (=قورت) داد چون مرید آن مدعی کرامت بود.</p><p>نکته: کرامت در لغت یعنی بزرگی‌کردن و ارجمندی و در اصطلاح در ردیف "معجزه" است اما پایین‌تر از آن، که نقل است برخی معتقدند از سوی برخی سر می‌زند. مثلاً می‌گویند کفش فلان فرد در مهمانی برمی‌گردد، اما اهل خِرد می‌گویند صاحبخانه معمولاً روی کفش مهمان را برمی‌گردانَد که جنبه‌ی احترام داشته باشد. بگذرم. بازار عقل وقتی کساد شود، چهارسوق خرافه رونق می‌گیرد، از جمعه‌بازار بازیارخیل سرتا هم پررونق‌تر. و از اِزّاردار جامخانه هم، پرکرامت‌تر. دریغا از اِت سِسکه خِرَد. مذهب توسط زنان و مردان در طول تاریخ به خرافات تزئین شد و می‌شود و دنباله‌دار است این جهت.</p><p>راستی!! من اگر بودم برای آن مدعی کرامت!! شِل‌کتِه با نخودِ نپَجا درست می‌کردم!! نه پلو با آلو. برای او، آلوپلو خیلی خیلی زیاد بود. اینان عقل‌دُزد مردم‌اند و مُریدپرورِ نسل‌ها.<br>۳۰ تیر ۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/87/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>مذهب</category>
		<category>جامعه</category>
		<category>خرافه</category>
	</item>
	<item>
		<title>ج ، ا ، ایران پسران!!!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/86</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/86</guid>
		<pubDate>Mon, 20 Jul 2026 17:18:52 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[پسران آقای احمد خمینی
پسران آقای اکبر رفسنجانی
پسران آقای مهدی کروبی - منتقد حکومت
پسر آقای فاضل لنکرانی
پسر آقای کاظم نورمفیدی - منتقد حکومت و باجناق آقای حسن خمینی
پسران آقای محمدتقی مصباح یزدی
پسر آقای خزعلی - منتقد حکومت
پسر آقای جنتی - منتقد حکومت و یکی هم اعدام توسط حکومت
پسر آقای علی شمخانی
پ...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پسران آقای احمد خمینی<br>پسران آقای اکبر رفسنجانی<br>پسران آقای مهدی کروبی - منتقد حکومت<br>پسر آقای فاضل لنکرانی<br>پسر آقای کاظم نورمفیدی - منتقد حکومت و باجناق آقای حسن خمینی<br>پسران آقای محمدتقی مصباح یزدی<br>پسر آقای خزعلی - منتقد حکومت<br>پسر آقای جنتی - منتقد حکومت و یکی هم اعدام توسط حکومت<br>پسر آقای علی شمخانی<br>پسر آقای عبدالله جوادی آملی - منتقد حکومت<br>پسران آقای محمدحسین بهشتی - منتقد حکومت و در حلقه‌ی میرحسین<br>داماد آقای علی مشکینی - محمد ری‌شهری وزیر اطلاعات تابع حاکمیت<br>پسر آقای عبدالکریم موسوی اردبیلی - منتقد حکومت و در دانشگاه مفید قم<br>پسران آقای مرتضی مطهری - محمد منتقد و علی گاه مُنقاد حکومت<br>پسران آقای میرزاهاشم لاریجانی - همگی دور قدرت<br>پسر آقای محمدرضا سعیدی - متولی حرم قم تابع حکومت<br>پسران آقای روح الله خاتمی - هر سه منتقد حکومت<br>پسران آقای باروتی - حسین باروتی (برادرهمسر حسین شریعتمداری کیهان) عضو بالای سازمان مجاهدین خلق</p><p>همین مقدار بس است، می‌توانم از روی حافظه‌ام تا چندین ورق بنویسم چون تمام روابط نسلی آنان را در دفتر یادداشتم (عکس بالا که آپلود نمی‌شود) سال‌هاست نوشته‌ام. نکته اما آن‌که هیچ نشانه‌ایی نیست که آیا آقای احمد خمینی که تلاش کرده بود آقای منتظری را از قدرت کنار بزند، قصدی برای او شده بود که حاکم شود یا نه، اما پسرش حسن خمینی خیال می‌کرد به او حکومت هم می‌رسد این بود پیشنهاد داد حامیان حکومت خیابان بیایند، اما هنوز تصور می‌کند ممکن است هنوزم. بگذرم، داستان پسران در تاریخ مذهب -علی‌الخصوص حکومت- شنیدنی!!! است و خواندنی!!!<br>چاپ شب : ۲۹ تیر ۴۰۵ دامنه</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/86/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>چهره ها</category>
	</item>
	<item>
		<title>کسی آدم کشته -ولو به فرمان من- نمی‌تواند معبد - مسجد بسازد!!!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/85</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/85</guid>
		<pubDate>Mon, 20 Jul 2026 08:31:25 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[تورات و روایات اسلامی و فصوص‌الحکم ابن‌عربی این داستان را نقل کرده‌اند که داوود پیغمبر از سوی خدا فرمان داشت بیت‌المقدس را -که ویران شده بود- دوباره بسازد. چند بار آن را ساخت هر بار که می‌ساخت، فرو می‌ریخت و گِلشن نمی‌گرفت. به درگاه آفریدگار ناله کرد. ولی جواب شنید از خدا که "به خاطر این است تو آدم...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تورات و روایات اسلامی و فصوص‌الحکم ابن‌عربی این داستان را نقل کرده‌اند که داوود پیغمبر از سوی خدا فرمان داشت بیت‌المقدس را -که ویران شده بود- دوباره بسازد. چند بار آن را ساخت هر بار که می‌ساخت، فرو می‌ریخت و گِلشن نمی‌گرفت. به درگاه آفریدگار ناله کرد. ولی جواب شنید از خدا که "به خاطر این است تو آدم کُشتی". داوود نبی گفت: "به فرمان تو کُشتم". گفت: "درست است، اما من به‌هرحال بندگانم را دوست دارم، کسی که کسی آدم کشته است -ولو به فرمان من- نمی‌تواند معبد - مسجد بسازد."!!! بگذرم. مطلب واضح است و درس از داستان، واضح‌تر. بنابرین یک بیت از حافظ است که این مجلس را گرم می‌سازد:</p><p>نکته‌ای دارم ز دانشمندِ مجلس باز پُرس<br>توبه‌فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند؟!</p><p>جواب به حافظ را خود خوانندگان زیرک به یاد دارند که چرا مردم را فرمان می‌دهند توبه کنید، اما خودشان را از همین توصیه و سفارش، بی‌نیاز می‌بینند. توبه ریشه‌اش دوستیِ دوباره با آفریدگار است در بازگشتِ از کاری ناصحیح. اما آنان خود را "صحیح‌کاران" می‌پندارند؛ گویی توبه در شأن!!! آنان نیست، چون پر شدند از نخوت و غرور کاذب و عادت کاذب‌تر.<br>۲۹ تیر ۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/85/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>مذهب</category>
		<category>شعر</category>
		<category>اخلاقیات</category>
	</item>
	<item>
		<title>آزادی عقلی انسان</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/84</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/84</guid>
		<pubDate>Sun, 19 Jul 2026 09:30:23 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[در مغرب‌زمین -زیستگاه آزاد فیلسوفان بزرگ جهان- عقل طی سه مرحله به فهم خود رسیده است:
مرحله‌ی اول ← قرون وُسطیٰ
در عصر سِنت آگوستین که قائل بودند وحی واقع می‌شود و از عقل ایمان می‌طلبد؛ گویی، از خارج از عقل، به عقل دستور و خطاب صادر می‌شود.مرحله‌ی دوم ← قرون جدید
در عصر رِنسانس که مرز عقل از وحی فرو...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در مغرب‌زمین -زیستگاه آزاد فیلسوفان بزرگ جهان- عقل طی سه مرحله به فهم خود رسیده است:</p><ul><li>مرحله‌ی اول ← قرون وُسطیٰ<br>در عصر سِنت آگوستین که قائل بودند وحی واقع می‌شود و از عقل ایمان می‌طلبد؛ گویی، از خارج از عقل، به عقل دستور و خطاب صادر می‌شود.</li><li>مرحله‌ی دوم ← قرون جدید<br>در عصر رِنسانس که مرز عقل از وحی فرو می‌ریزد؛ که عقل، خودش را در یک کوشش بی‌پایان برای فهم جهانی بی‌مرز برای فهم خود بی‌مرز، می‌فهمد.</li><li>مرحله‌ی سوم ← عصر معاصر<br>در عصر نو که از آن دو مرحله‌ی ۱ و ۲ عبور می‌کند و عقل خودش یک واقعیت می‌شود و این عقل آدمی است که جهان را جهان می‌کند و اصول اخلاق را می‌سازد. این عقل، خودش تأسیس‌کننده است. همه‌چیز از عقل شروع می‌شود و قبل از عقل چیزی نیست. چون هیچ حقیقت و دستوری از قبل وجود ندارد.</li></ul><p>درین عقل مرحله‌ی سوم فهم، ریشه‌ی غیبی و معجزه‌آسایی و وحی و بشارت معنی ندارد. چون‌که عقل در فهم خود در مرحله‌ی سوم دریافت که بیرون از عقل، هر چه رنگ معجزه و دستور و ... دارد، در واقع ساخته و پرداخته‌ی ذهنِ آرزومندانه‌ی خودِ آدمی است.</p><p>دانشوران پرتلاش‌تر می‌توانند این بحث را در گفتار "وحی و آزادی عقلی انسان" ارائه‌شده در "انجمن حکمت و فلسفه" سال ۱۳۷۳ مندرج در مجلع کیان شماره ۲۵ ص ۱۶ چاپ تیر ۱۳۷۴ رجوع کنند. بگذرم.</p><p>۲۸ تیر ۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/84/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>مذهب</category>
		<category>اخلاقیات</category>
		<category>عقلانیت</category>
		<category>فیلسوفان</category>
	</item>
	<item>
		<title>ویرانی و آبادانی</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/83</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/83</guid>
		<pubDate>Sat, 18 Jul 2026 09:02:06 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[به بهانه حرف آقای حمیدرضا حاجی‌بابایی نماینده همدان که گفت: "در ایران، با وجود حملات اخیر به پایگاه‌های نظامی و تبادل آتش، مردم ایران احساس جنگ نمی‌کنند." کمی در مورد مسائل روز بنویسم.
وقتی صدام و ایران به مدت ۸سال با هم جنگیدند، نهایتاً پای میز برای پایان جنگیدن نشستند. دو کشور آنگاه وقتی سر راست ک...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به بهانه حرف آقای حمیدرضا حاجی‌بابایی نماینده همدان که گفت: "در ایران، با وجود حملات اخیر به پایگاه‌های نظامی و تبادل آتش، مردم ایران احساس جنگ نمی‌کنند." کمی در مورد مسائل روز بنویسم.</p><p>وقتی صدام و ایران به مدت ۸سال با هم جنگیدند، نهایتاً پای میز برای پایان جنگیدن نشستند. دو کشور آنگاه وقتی سر راست کردند، دیدند خسارت بسیاربسیار دیدند و هزاران نفر جان باختند و هیچکدام بر یکدیگر پیروز نشدند. ما آن‌زمان جوان بودیم و در کنار بزرگسالان و کم‌سن‌سالان در جبهه شرکت می‌جُستیم که میهن ایران حفظ شود. اما مقامات اکثراً در جنگ نمی‌رفتند، اگرهم می‌رفتند یا بازدید بود و یا سخنرانی‌کردن و فوری به تهران برگشتن و خود را خانه‌های مصادره‌ای جادادن. شعار هم پرطمطراق بود و دور از واقعیت، چه از سوی صدام -که گفته بود سه‌روزه تهران می‌رسد- و چه آقای خمینی -که می‌گفت: "جنگ جنگ تا رفع کل فتنه در جهان"!!! و نیز "راه قدس از کربلا می‌گذرد."- اما عملاً هر دو مقام دو کشور از حرف خود مجبورا" کوتاه آمدند و وزرای خارجه‌ی خود را پای میز مذاکره فرستادند. صدام و ایران پس از ۸سال جنگ، در پی حکم قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل آتش را بستند، مجدداً راه جدا از هم پیمودند. زیرا در ایران یک چهره‌ی پراگماتیست (=عملگرایی به تشخیص منفعت فوری) میداندار کشور شد، حتی نفر دوم نظام بود؛ آقای اکبر رفسنجانی. و صدام سمت تصرف کویت رفت.</p><p>اکبر رفسنجانی سکان کشور را در دست گرفت و گفت کشور نیاز به آبادانی دارد. او به رشد اقتصادی وفا نشان داد اما به توسعه سیاسی اعتنایی نکرد و همین موجب شد کشور به سمت خودکامگی بیشتر سیر کند و او مورد انتقاد شدید افرادی از جناح چپ و سایر گروه‌های منتقد نظام جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد و در عوض محبوب جناح راست شود که در تقدیسش شعار ساخته بودند در نمازجمعه و تجمعات سر می‌دادند: "مخالف هاشمی، مخالف پیغمبر است" و از آن سو منتقدین او را "اکبرشاه" لقب دادند. او پس از بحران ۸۸ به ملت پیوست و این بار حکومتی‌ها او را "اکبرفتنه و فتنه‌ی اکبر" لقب دادند و نهایتاً وی را از سیستم سیاسی حذف و رد صلاحیت کردند.</p><p>با آن‌که فضای کشور با روش رشد اقتصادی منهای توسعه‌ی سیاسی، دوقطبی شد، اما در اهمیت آبادانی کسی تردید نکرد، مردم در ۲ خرداد ۷۶ با رد آقای علی‌اکبر ناطق‌نوری نامزد مورد حمایت مقامات بالا، آقای محمد خاتمی را به قدرت رساندند و این بار</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/83/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>خاورمیانه</category>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>جهان</category>
	</item>
	<item>
		<title>دخالت ولایتی در امور عراق</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/82</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/82</guid>
		<pubDate>Fri, 17 Jul 2026 19:51:41 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[آقای علی‌اکبر ولایتی یکی از رهبران مادام‌العمری ج ، ا ، ایران، امروز در گفتاری خارج از پروتکل سیاست خارجی، رفتن آقای زیدی نخست‌وزیر عراق به آمریکا را نپذیرفته است و حتی گفته در دیدار با ترامپ، اندوه برای همدردی با مقامات ترورشده‌ی ایران در قیافه‌اش نبود.
نکته: رفتن یا نرفتن مقام سیاسی یک کشور به آمر...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای علی‌اکبر ولایتی یکی از رهبران مادام‌العمری ج ، ا ، ایران، امروز در گفتاری خارج از پروتکل سیاست خارجی، رفتن آقای زیدی نخست‌وزیر عراق به آمریکا را نپذیرفته است و حتی گفته در دیدار با ترامپ، اندوه برای همدردی با مقامات ترورشده‌ی ایران در قیافه‌اش نبود.</p><p>نکته: رفتن یا نرفتن مقام سیاسی یک کشور به آمریکا و یا هر جا، هیچ ربطی به مقامات سایر کشورها ندارد. او هر که هست و هر فکری دارد، با رایزنی ترامپ نخست‌وزیر عراق شد و رفت به کاخ سفید تا اقتصاد عراق را رونق دهد که دینارش در برابر پول ایران از بعد از سقوط صدام، قدرت عجیبی پیدا کرده است. او رفت شرکت‌های آمریکایی را وارد اقتصاد عراق کند. عقل در این است کشورها جنگ‌ها و تحریم‌های فلج‌کننده را از خود دور نگه دارند و شکوفایی اقتصاد و بازار را تقویت کنند و در شریان‌های کشور خون تازه جاری کنند، زیدی این کاره است. آقای ولایتی بهتر است جای خود را با این‌همه سال در رهبریت نظام، برای دیگران باز کنی و برای کشور خسارات بیشتر ازین وارد نسازی. به زبان محلی: تو مگه وکیل وصی دولت عراقی؟!! تو برای ایران حتی مفید نبودی و نیستی و بدون ضابطه در رأس نظام نشستی.<br>چاپ شب :: ۲۶ تیر ۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/82/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>سیاست</category>
	</item>
	<item>
		<title>واقعاً برّه در کنار شیر می‌خوابد؟!!!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/81</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/81</guid>
		<pubDate>Fri, 17 Jul 2026 18:48:31 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[زنده‌یاد خانم پروفسور "آن ماری شیمل" معتقد بود "صلح یک مسافرت است، یک روندِ هرگز تمام‌نشدنی." او که روی عرفان در مذهب کار کرد یک جمله دارد که وقتی روی آن تمرکز می‌کنم هرچه‌بیشتر به بیراهه‌روی سبک‌مغزان مذهبی و تنگ‌نظران مذهبی، مطمئن‌تر می‌شوم که چه چیزهایی بر این سه مذهب وارد کردند!!! جمله‌ی "شیمل"...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><br>زنده‌یاد خانم پروفسور "آن ماری شیمل" معتقد بود "صلح یک مسافرت است، یک روندِ هرگز تمام‌نشدنی." او که روی عرفان در مذهب کار کرد یک جمله دارد که وقتی روی آن تمرکز می‌کنم هرچه‌بیشتر به بیراهه‌روی سبک‌مغزان مذهبی و تنگ‌نظران مذهبی، مطمئن‌تر می‌شوم که چه چیزهایی بر این سه مذهب وارد کردند!!! جمله‌ی "شیمل" این است:</p><p>"مذهب یهود، مسیحیت و اسلام تصویری از آخر زمان دارند که در پناه صلح، برّه در کنار شیر می‌خوابد."</p><p>او البته خودش گفته بود "من هنوز هم‌عقیده با مارتین بوبِر هستم و ایمان دارم که ملت‌ها می‌توانند در نشست‌های دوستانه به مکالمات واقعی و مسالمت‌آمیز برسند، مشروط بر این‌که به عقاید یکدیگر احترام گذارند."</p><p>بگذرم. به قول معروف "آب سبک در برخورد با زمان، سنگِ سخت را نرم خواهد کرد." اشاره کنم که شیمل (=جمیل) در مطالعات مذهبی بر پایه‌ی عرفان و عارفان به این نتیجه رسیده بود که:</p><p>"بهترین اساس اسلام بر پایه‌ی قانون اخلاقی است که این قانون اخلاق هرگز مجاز نمی‌داند که هیچ انسان متفکری در گوشه‌ای از جهان به جرم جهان‌بینی خاص، تحت اعمال تهدیدآمیز یا شکنجه و آزار قرار گیرد و هیچ کس بیش از ما شرق‌شناسان خوشبخت نخواهد شد اگر احکام اعدام و یا مجازات‌های زندان برای اشخاص مختلف با اعتقادات متفاوت و با نظریات انتقادی آنها، از میان برداشته شود."<br>(متن خطابه‌ی او هنگام دریافت جایزه‌ی صلح، در نوامبر سال ۱۹۹۵ :: کیان ۲۸ چاپ آذر ۱۳۷۴)<br>۲۶ تیر ۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/81/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>اندیشه</category>
		<category>مذهب</category>
		<category>چهره ها</category>
	</item>
	<item>
		<title>هفت سیر مخملباف</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/80</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/80</guid>
		<pubDate>Thu, 16 Jul 2026 20:36:26 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[آقای محسن مخملباف خودش گفته که سال‌ها دغدغه‌اش این هفت چیز بود:
مذهب بود.
بعد اخلاق شد.
بعد به عدالت اجتماعی روی آورد.
بعدتر به نسبیت.
بعد به دموکراسی.
بعد هم شادی زندگی.
بعدِ بعد آخرسر، به غم انسانی رسیده است.
اهل مطالعه به "کارنامه مخملباف" ص ۶۰ :: چاپ ۸ ، ۷ ، ۸۶ "شهروند امروز" شماره ۴۹ رجوع کنند....]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><br>آقای محسن مخملباف خودش گفته که سال‌ها دغدغه‌اش این هفت چیز بود:<br>مذهب بود.<br>بعد اخلاق شد.<br>بعد به عدالت اجتماعی روی آورد.<br>بعدتر به نسبیت.<br>بعد به دموکراسی.<br>بعد هم شادی زندگی.<br>بعدِ بعد آخرسر، به غم انسانی رسیده است.<br>اهل مطالعه به "کارنامه مخملباف" ص ۶۰ :: چاپ ۸ ، ۷ ، ۸۶ "شهروند امروز" شماره ۴۹ رجوع کنند.<br>چاپ شب :: ۲۵ تیر ۱۴۰۵ دامنه</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/80/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>مذهب</category>
		<category>چهره ها</category>
		<category>اخلاقیات</category>
	</item>
	<item>
		<title>از شمشیر گذشت و کشور را به دست دانش و رشد سپُرد</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/79</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/79</guid>
		<pubDate>Wed, 15 Jul 2026 09:52:00 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سال ۱۳۷۱ یک کتاب مهم به بازار ایران راه یافت با عنوان "پیکار بزرگ؛ ژاپن و جهان خارج" از نویسنده‌ای روزنامه‌نگار آمریکایی که در ژاپن مدت‌ها زیست؛ "ادوین . پی . هووویت"، با برگردان به فارسی "فرید جواهرکلام". این کتاب تصویر دیگر از ژاپن به جهان نشان داد، هر کس پیش از آن نام ژاپن را می‌شنید یاد سامورایی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><br>سال ۱۳۷۱ یک کتاب مهم به بازار ایران راه یافت با عنوان "پیکار بزرگ؛ ژاپن و جهان خارج" از نویسنده‌ای روزنامه‌نگار آمریکایی که در ژاپن مدت‌ها زیست؛ "ادوین . پی . هووویت"، با برگردان به فارسی "فرید جواهرکلام". این کتاب تصویر دیگر از ژاپن به جهان نشان داد، هر کس پیش از آن نام ژاپن را می‌شنید یاد سامورایی‌های موبلندِ شمشیربه‌دست! و زن‌های کیمونو پوش در کمر و خانه‌های چوبی و کاهی با درهای کشویی می‌افتاد، اما ژاپن هوشمندانه شمشیر را با پیشرفت و توسعه و دموکراسی چندحزبی و رشد حیرت‌انگیز در اقتصاد و اخلاق، جابه‌جا کرد که اینک صنعت و روحیات آن ملت اخلاق‌گرا، زبانزد ایرانیان و جهان شد. این سرزمین، نه صِنف عریض و طویل روحانیت ج ، ا ، ایران را داشت که تبلیغ‌گری آنها گوش فلک را کر کرده‌است! و نه ایدئولوژی مطلقه‌ی دخالت‌گرا را دارد، بلکه روی عقل و اخلاق و علم و روابط آشتی‌جویانه جهان برگشت و به این روزهای شکوهمند رسید.</p><p>یاد که نمی‌گرفتند و نمی‌گیرند یک‌دندگان و خودکامگان. درود بر هر سرزمینی که حاکمان خود را با اراده و آزادی عوض می‌کنند و قانون حاکم است و رونق اخلاق و اقتصاد.<br> ۲۴ ، ۴ ، ۱۴۰۵ :: دامنه : ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/79/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>سیاست</category>
		<category>جهان</category>
	</item>
	<item>
		<title>دوستی پول و قدرت</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/78</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/78</guid>
		<pubDate>Wed, 15 Jul 2026 09:40:05 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ضرب‌المثلی جهانی هست که می‌گوید:
کسی که قدرت را با پول می‌خرد!! عدالت را هم به پول می‌فروشد!!!
۲۴ تیر ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ضرب‌المثلی جهانی هست که می‌گوید:</p><p>کسی که قدرت را با پول می‌خرد!! عدالت را هم به پول می‌فروشد!!!<br>۲۴ تیر ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/78/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سیاست</category>
		<category>اخلاقیات</category>
	</item>
	<item>
		<title>سه پایه‌ی اخلاق</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/77</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/77</guid>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2026 09:36:19 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[اخلاق بحث "چگونه زیستن" و "چگونه بودنِ" آدمی است. و بر سه پایه‌ی مهم استوار است:
۱. فرد منافع خود را سخاوتمندانه و پارسایانه و بدون چشم‌داشت، به دیگری ببخشد.
۲. فرد عملی که صورت می‌دهد، خیر و خوب باشد، نه شرّ و زشت.
۳. فرد اگر بدی و زشتی را تشخیص داد، از زشتی‌کردن خود را نهی کند و به خوبی‌کردن خود ر...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اخلاق بحث "چگونه زیستن" و "چگونه بودنِ" آدمی است. و بر سه پایه‌ی مهم استوار است:</p><p>۱. فرد منافع خود را سخاوتمندانه و پارسایانه و بدون چشم‌داشت، به دیگری ببخشد.</p><p>۲. فرد عملی که صورت می‌دهد، خیر و خوب باشد، نه شرّ و زشت.</p><p>۳. فرد اگر بدی و زشتی را تشخیص داد، از زشتی‌کردن خود را نهی کند و به خوبی‌کردن خود را امر کند.</p><p>متن عصرگاهی: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/77/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<category>اخلاقیات</category>
	</item>
	<item>
		<title>ستم، نامه‌ی عزل شاهان و حاکمان است</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/76</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/76</guid>
		<pubDate>Sat, 20 Jun 2026 19:39:48 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[از نظر ابوالقاسم فردوسی ستم، نامه‌ی عزل شاهان و حاکمان است:
"ستم، نامه‌ی عزل شاهان بود
چو درد دل بی‌گناهان بود
بماناد تا جاودان این گهر
هنرمند و بادانش و دادگر
نباشد جهان بر کسی پایدار
همه نام نیکو بود یادگار"]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از نظر ابوالقاسم فردوسی ستم، نامه‌ی عزل شاهان و حاکمان است:</p><p>"ستم، نامه‌ی عزل شاهان بود</p><p>چو درد دل بی‌گناهان بود</p><p>بماناد تا جاودان این گهر</p><p>هنرمند و بادانش و دادگر</p><p>نباشد جهان بر کسی پایدار</p><p>همه نام نیکو بود یادگار"</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/76/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>سیاست</category>
		<category>چهره ها</category>
		<category>شعر</category>
	</item>
	<item>
		<title>آن‌چه هست</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/75</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/75</guid>
		<pubDate>Sat, 20 Jun 2026 10:28:26 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[دانشمندان خردمند گفته‌اند زندگی -حتی اگر مذهب هم در میان باشد- اصولش سه تا است:
- حقیقت
- خوبی
- زیبایی
دوری و ستیزه‌گری بر سر "آن‌چه هست" نیست، بلکه آن هنگام که "به آن‌چه باید باشد" می‌رسند، با هم دعوا می‌کنند، جنگ لفظی می‌کنند، همدیگر را تهدید می‌کنند و حتی به کشتار و جنگیدن می‌رسند. حال آن‌که به...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دانشمندان خردمند گفته‌اند زندگی -حتی اگر مذهب هم در میان باشد- اصولش سه تا است:</p><p>- حقیقت</p><p>- خوبی</p><p>- زیبایی</p><p>دوری و ستیزه‌گری بر سر "آن‌چه هست" نیست، بلکه آن هنگام که "به آن‌چه باید باشد" می‌رسند، با هم دعوا می‌کنند، جنگ لفظی می‌کنند، همدیگر را تهدید می‌کنند و حتی به کشتار و جنگیدن می‌رسند. حال آن‌که به قول مولوی اگر رنگ را گوشه اندازند، موسی و فرعون هم مقابل و مقاتل هم نمی‌شوند: ↓</p><ul><li><span style="color:hsl(188,53%,46%);">"چون که این رنگ از جهان برداشتی</span></li><li><span style="color:hsl(188,53%,46%);">موسی و فرعون کردند آشتی"</span></li></ul><p>جای "رنگ" درین شعر را حالا هر چه می‌شود گذاشت: نفت، مرز، سلطه، سلیقه، سود، زور، تُپ‌تَشِر، رقابت، حسادت، مبارزه‌ی بی‌ثمر، جبر مذهب، جهل فرد، خرافات، خاک، دارایی، بی‌اخلاقی، بی‌عقلی، تحمیل دینی، تقلید خرافی، پیروی، بی‌تشخیصی، یکّه‌تازی، یکدست‌سازی، بُت‌سازی. فردمحوری، غرور، فخر غلط، قلدری، خودخواهی، نخوت، جاه‌طلبی، خودحق‌پنداری، تظاهر در عقیده، جولان بی‌وجه، فقر، فلاکت، حتی رنگ رُخ، طرز فکر، سطح پایین فهم، مو و پشم. مثلاً در یک عصری دو قبیله بر سر موی بُز و پشم گوسفن، صد سال خصومت ورزیدند که پنجاه سالش را علیه‌ی یکدیگر یا شعار دادند و یا خون و شبیخون بپا کردند.</p><p>بگذرم. دانش، دادگری، پارسایی :: حلّال هر کِش و قوسی. دانش محصول عقلانیت است. دادگری ثمر آفریدگار پاک است. و پارسایی برداشتِ پریارِ کِشت و زرعِ اخلاقیات.</p><p>شنبه : ۳۰ ، خرداد ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/75/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>اندیشه</category>
		<category>مذهب</category>
		<category>شعر</category>
		<category>انسان</category>
	</item>
	<item>
		<title>باور مذهبی اگر منظومه‌ای نباشد</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/74</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/74</guid>
		<pubDate>Fri, 19 Jun 2026 13:13:30 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[اگر مذهب در باور کسی به حالت منظومه‌ای نباشد، یک "معلومات متفرق" بیش نیست؛ عین اثاثیه، که ریخته شده باشد در حیاط خانه. هر مکتب مذهبی، حالتی منظومه باید به خود گیرد: احساسات فردی، رفتار اجتماعی، خصوصیات اخلاقی، عقاید مذهبی، اقدامات مناسکی و راه و روش انسانی، همه و همه هر کدام کُره‌ای باید باشند در گِ...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/9/98/Shariati2.jpg/960px-Shariati2.jpg" alt="" /></p><p>اگر مذهب در باور کسی به حالت منظومه‌ای نباشد، یک "معلومات متفرق" بیش نیست؛ عین اثاثیه، که ریخته شده باشد در حیاط خانه. هر مکتب مذهبی، حالتی منظومه باید به خود گیرد: احساسات فردی، رفتار اجتماعی، خصوصیات اخلاقی، عقاید مذهبی، اقدامات مناسکی و راه و روش انسانی، همه و همه هر کدام کُره‌ای باید باشند در گِرد آن منظومه. وگرنه وقتی یک مذهب در تصرف یک صنف ویژه‌خوار (کشیشان، راهبان، روحانیان، کاهنان) در آید و تحت تفسیرهای جاهلانه قرار گیرد، نه رسالت خود را می‌تواند پیاده کند و نه انسان را می‌تواند به سرمنزل مقصود برساند. آن مذهب، می‌شود موم زنبور و نیش زنبور و لانه‌ی زنبور در دستان صنف خاص، که به هر شکل آن را خواستند درمی‌آورند، به هر کس خواستند نیش می‌زنند و به هر طریق خودشان را در لانه‌ی آن پنهان می‌کنند.</p><p>چنین مذهب و مکتبی، مذهب نیست، بلکه یک ایدئولوژی منحطی‌ست که به صورت "بسته‌بندی‌شده" و زورمند به جامعه تحمیل می‌شود. این جور مذهب بقای خود را در تراشیدن دشمن! می‌داند و کارکردش را بر تحریک احساسات پیروانش! می‌گذارد.</p><p>بگذرم. به قول فرزند سقراط خراسان (یعنی علی شریعتی) در کلاس اسلامیات مشهد سال ۴۸ : در چنان وضعی در مذهب، "یک چوپان آزاد و یک روستایی پاک و یک ایلاتی فطرت صاف، خیلی خیلی قابل تحمل‌تر و حتی آدم‌تر از یک عدد علامه‌ی پُرفیس و اِفاده‌ی بی‌آرمان و بی‌مسئولیت و بی‌درد" و خشک‌مغز است که "خود دردی‌ست بی‌درمان".</p><p>به مناسبت سالروز درگذشت زنده‌یاد دکتر علی شریعتی</p><p>جمعه : ۲۹ ، خرداد ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/74/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/9/98/Shariati2.jpg/960px-Shariati2.jpg" type="image/jpeg" />
		<enclosure url="https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/9/98/Shariati2.jpg/960px-Shariati2.jpg" length="0" type="image/jpeg" />
		<category>مذهب</category>
		<category>چهره ها</category>
	</item>
	<item>
		<title>تضاد در درون جناح راست</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/73</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/73</guid>
		<pubDate>Thu, 18 Jun 2026 20:39:02 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یک تحلیل خیلی فشرده و فوری
از ۲۳ خرداد ۴۰۴ تا اکنون ۲۴ خرداد ۴۰۵ که اسرائیل عملیات ترور سران نظامی و سیاسی و امنیتی و اطلاعاتی نظام ایران را از درون سوریه و لبنان به درون مرز ایران کشانده و همچنان وضعیت بد "نه صلح، نه جنگ" بر نظام ج . ا . ایران حکمفرما کرده، حکومت درین مدت در کشور به طرز خاصی اداره...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color:hsl(150,75%,60%);">یک تحلیل خیلی فشرده و فوری</span></p><p>از ۲۳ خرداد ۴۰۴ تا اکنون ۲۴ خرداد ۴۰۵ که اسرائیل عملیات ترور سران نظامی و سیاسی و امنیتی و اطلاعاتی نظام ایران را از درون سوریه و لبنان به درون مرز ایران کشانده و همچنان وضعیت بد "نه صلح، نه جنگ" بر نظام ج . ا . ایران حکمفرما کرده، حکومت درین مدت در کشور به طرز خاصی اداره می‌شود؛ حلقه‌ی بسته و پشت پرده.</p><p>درین میان، بین‌شان بر سر دو اقدام نظام، تضاد است. این تضاد، تضادی دیرین در درون جناح راست بوده است که اکنون به علت ترورهای آشکار، آشکار شده است: برخی ازین جناح، به‌هرحال به این نتیجه رسیدند باید با آمریکا مذاکره کنند و برخی دیگر همچنان جولان می‌دهند، نه، باید به همین شیوه‌ی این یک سال، موشک زد و پهپاد پرتاب کرد. جالب این است هر دو کار را خود افراد دخیل جناح راست نظام دارند پیش می‌برند، اما آن دسته از جناح راست (=باند خیلی تند) که مذاکرات را زیر سؤال می‌برند، اسم خودشان را مثلاً انقلابیِ انتقامی گذاشته‌اند که گویی رگ غیرت را دارند نشان می‌دهند. ولی آن دسته از جناح راست (=باند کمی کُند) که ادامه‌ی کِشدار نبرد موشک و پهپاد را لازم نمی‌دانند و مذاکرات را تن دادند، اسم‌شان از سوی همان باند می‌شود فراموش‌کنندگان خونِ ترورشدگان. به عبارتی سازشکاران.</p><p>بگذرم. این جناح که کامل کشور در اختیارشان قرار گرفت -چه باند تند، چه باند کُند- بین خود شرم می‌کنند که نکند با این وضعیت در حال وقوع ارزان و لرزان و لغزان، پیش آن "برجام" که فرجامِ مذاکرات بدون جنگِ «ظریف - روحانی» بود، کم آورند و مردم به رُخ‌شان کِشند پس چی شد؟! همان شد و حتی بدتر از آن شد که!!!</p><p>در واقع سیاست در منظر این دو باندِ طیف راست، حالت حیثیت پیدا کرده است، و برای‌شان تشخیص منفعت و آرامش و رفاه ملت چندان درخور اهمیت نیست. هنوز زود است اصل ماجرا، تحلیل نهایی شود. تا آن روز باید روز شٌمرد. و من روزی که مقدور و مفید شد به تحلیل تفکر دو جناح چپ و راست بر سر مسائل حاد و حال ج . ا .  ایران خواهم پرداخت. البته باند وسط از جناح راست که روزنامه‌ی خراسان -بخشی از آن است- حتی برین نظرند تمام رفتار اسرائیل و آمریکا تاکتیکی هست برای تمدید فرصت در جنگی که بر روی نظام ایران خواهند گشود. </p><p>نکته‌ی سیاسی: عملاً در نبودِ جناح چپ بر مصادر کشور، جناح راست با تشویش درون‌جناحی، سه باند گردیده‌اند: ۱. تند، ۲. کند ، ۳. اندر میون.</p><p>نوشته‌ی چندی پیش من در یکشنبه : ۲۴ ، ۳ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/73/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>مسائل روز</category>
	</item>
	<item>
		<title>شرّ یعنی آنچه به مردم صدمه می‌زند</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/72</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/72</guid>
		<pubDate>Thu, 18 Jun 2026 09:05:08 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[از سالک صلح (زنی از شرق آمریکا که جهان را بیست و هشت سال برای صلح و آشتی گشت و در سال هزار و نهصد و هشتاد و یک در مکزیک درگذشت) پرسیدند "چه چیز خیر و چه چیز شرّ است؟" جواب داد:
"به‌طور ساده خیر یعنی آنچه به مردم کمک می‌کند و شرّ یعنی آنچه به مردم صدمه می‌زند. در سطح بالاتر خیر آن چیزی است که در تواز...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از سالک صلح (زنی از شرق آمریکا که جهان را بیست و هشت سال برای صلح و آشتی گشت و در سال هزار و نهصد و هشتاد و یک در مکزیک درگذشت) پرسیدند "چه چیز خیر و چه چیز شرّ است؟" جواب داد:</p><p>"به‌طور ساده خیر یعنی آنچه به مردم کمک می‌کند و شرّ یعنی آنچه به مردم صدمه می‌زند. در سطح بالاتر خیر آن چیزی است که در توازن با هدف آفرینش است و شرّ آن است که از این توازن خارج باشد." ص صد و نود و نه کتاب  "سالک صلح"</p><p>برای آشنای با اندیشه‌های زیبای این زن -که حتی نام خود را به هیچ کس نگفت و خود را سالک صلح نامید- می‌توانید کتابی با همین نام یعنی "سالک صلح" ترجمه‌ی میترا کامی را بخوانید. کتابی بسیار جذاب و اثرگذار است. چاپ انتشارات روزنامه "اطلاعات" است.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/72/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>اندیشه</category>
		<category>چهره ها</category>
		<category>کتاب</category>
	</item>
	<item>
		<title>بزرگترین بلای سلوک عارفان چیست؟!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/71</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/71</guid>
		<pubDate>Wed, 17 Jun 2026 15:20:30 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[بایزید بسطامی معتقد بود اگر عوام از گناه توبه (=بازگشت) می‌کند، توبه‌ی خواص از غفلت است؛ و غفلت شاید بزرگترین بلایی باشد که سلوک عارفان را تهدید می‌کند.
نگاه شود به صفحه‌ی سی و یک کتاب "شِبلی" نوشته‌ی کاظم محمدی وایقانی.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بایزید بسطامی معتقد بود اگر عوام از گناه توبه (=بازگشت) می‌کند، توبه‌ی خواص از غفلت است؛ و غفلت شاید بزرگترین بلایی باشد که سلوک عارفان را تهدید می‌کند.</p><p>نگاه شود به صفحه‌ی سی و یک کتاب "شِبلی" نوشته‌ی کاظم محمدی وایقانی.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/71/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>کتاب</category>
		<category>معنویت</category>
		<category>اخلاقیات</category>
	</item>
	<item>
		<title>انسان های خرافاتی</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/70</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/70</guid>
		<pubDate>Tue, 16 Jun 2026 19:27:58 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[در کتاب "نردبان شکسته ؛ نابرابری چگونه بر طرز زندگی تآثیر می‌گذارد" ص دوازده خواندم که "کیث پین" نویسنده‌ی آن نوشته: "انسان های خرافاتی به منطق و استدلال گوش نمی‌دهند." ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در کتاب "نردبان شکسته ؛ نابرابری چگونه بر طرز زندگی تآثیر می‌گذارد" ص دوازده خواندم که "کیث پین" نویسنده‌ی آن نوشته: "انسان های خرافاتی به منطق و استدلال گوش نمی‌دهند." </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/70/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>مذهب</category>
		<category>کتاب</category>
	</item>
	<item>
		<title>روزگار، بهترین آموزگار</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/69</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/69</guid>
		<pubDate>Sat, 16 May 2026 06:46:05 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مرا این روزگار، آموزگار استکزین بِه نیست‌مان آموزگاریاین را ناصرخسرو قبادیانی گفت و معلوم بود روزگار او هم، چونان روزگار و زمانه‌ی ما، روزگار پر پیچ و خمی بود و او از سر درد و نقد قدرت و فساد زمانه این شِکوه را سر داد.
ناصرخسرو (اهل قُبادیان در نزدیکی بلخ در افغانستان) تفکرش این بود که انسان باید از...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<ul><li>مرا این روزگار، آموزگار است</li><li>کزین بِه نیست‌مان آموزگاری</li></ul><p>این را ناصرخسرو قبادیانی گفت و معلوم بود روزگار او هم، چونان روزگار و زمانه‌ی ما، روزگار پر پیچ و خمی بود و او از سر درد و نقد قدرت و فساد زمانه این شِکوه را سر داد.</p><p>ناصرخسرو (اهل قُبادیان در نزدیکی بلخ در افغانستان) تفکرش این بود که انسان باید از "آز" آزاد باشد و "شاد و توانگر" زندگی کند و خودش هم گواهی داد جانش از بنده‌شدنِ آز، رها شده بود و همین شد اول کردار و عمل پیدا کرد و سپس با زبان کردار، سایر همنوعان را دعوت به ترک آز کرد:</p><ul><li>آزاد شد از بندگیِ آز مرا جان</li><li>آزاد شو از آز و بزی شاد و توانگر</li></ul><p>به قول شمش تبریزی: "آزادی، در بی‌آرزویی است." بگذرم.</p><p>رودکی، آموزگار بزرگ روزگار بود و چه درخشنده و جذبنده درین رابطه گفته بود:</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/69/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>شعر</category>
		<category>انسان</category>
		<category>زندگی</category>
	</item>
	<item>
		<title>خانم نصوح !!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/68</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/68</guid>
		<pubDate>Fri, 15 May 2026 07:07:22 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[نصوح مردی بود که سیما و چهره‌ی زنانه داشت! کارش دلّاکی در حمام زنانه بود! زنان شاهزادگان را می‌شُست! روزی انگشتر دختر امیر در گرمابه گم شد... قرار شد فوطه (=لُنگ) تمام دلّاکان را کاوش کنند! نصوح، وحشت‌زده پنهان شد! و با خدایش عهد کرد اگر انگشتر پیدا شود، ازین کار و شغلش توبه‌ی بی‌بازگشت کند! چون همی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نصوح مردی بود که سیما و چهره‌ی زنانه داشت! کارش دلّاکی در حمام زنانه بود! زنان شاهزادگان را می‌شُست! روزی انگشتر دختر امیر در گرمابه گم شد... قرار شد فوطه (=لُنگ) تمام دلّاکان را کاوش کنند! نصوح، وحشت‌زده پنهان شد! و با خدایش عهد کرد اگر انگشتر پیدا شود، ازین کار و شغلش توبه‌ی بی‌بازگشت کند! چون همین‌طور هم شد (یعنی انگشتری پیدا شد) نصوح هم توبه کرد؛ توبه‌ی ناشکستنی! ازین‌رو آن توبه به "توبه‌ی نصوح" مشهور گشت.</p><p>من این داستان را -که اینک به قلم خودم نگارش و ویرایش کردم- در اردیبهشت سال نود و یک در مطالعه‌ی کتاب "کشف‌الاسرار و عُده‌الابرار" اثر ده‌جلدی حکیم میبُدی با شرح و ترجمه‌ی دکتر حبیب الله آموزگار خوانده بودم که میبدی در صفحه‌ی پانصد و سه این کتاب تفسیری ادبی و عرفانی‌اش، در ذیل آیه‌ی شانزده سوره‌ی حدید، ازین داستان پرده برداشت.</p><p>یادآوری کنم اوائل انقلاب آقای محسن مخملباف -که به این انقلاب بسیار امید و رجاء بسته بود و آخرسر سرخورده و بشدت نادم شد و حتی از ایران به افغانستان رفت- در فیلم سینمایی با عنوان "توبه‌ی نصوح" به مضمون "توبه" (=بازگشت از کار زشت) پرداخته بود که بسیار تماشاگر داشت. فیلم‌های مخلمباف در اواسط دهه‌ی شصت،</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/68/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<category>مذهب</category>
		<category>چهره ها</category>
		<category>انسان</category>
	</item>
	<item>
		<title>سد آب زیر خونه ما در داراب کلا</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/67</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/67</guid>
		<pubDate>Thu, 14 May 2026 14:17:21 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[رَف بِن رودخانه‌ی خونه‌ی ما نمایی از حموم‌پیش داراب‌کلا. (رَف بِن یعنی زیر پرتگاه رودخانه)]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<figure class="image"><a href="https://s33.picofile.com/file/8484224868/photo_2025_05_03_06_08_31.jpg" target="_blank" rel="nofollow"><img style="aspect-ratio:1280/576;" src="https://s33.picofile.com/file/8484224868/photo_2025_05_03_06_08_31.jpg" width="1280" height="576"></a></figure><p>رَف بِن رودخانه‌ی خونه‌ی ما نمایی از حموم‌پیش داراب‌کلا. (رَف بِن یعنی زیر پرتگاه رودخانه)</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/67/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		<category>جغرافیای دارابکلا</category>
		<category>عکس ها</category>
	</item>
	<item>
		<title>سه عکس از روستای ما داراب کلا</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/66</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/66</guid>
		<pubDate>Thu, 14 May 2026 08:20:35 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<div class="swiper"><div class="swiper-wrapper"><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" src="https://up.20script.ir/file/2a46-photo-2026-02-23-17-21-59.jpg"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" src="https://up.20script.ir/file/d3d6-photo-2026-02-23-17-25-06.jpg"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" src="https://up.20script.ir/file/7a12-photo-2026-02-23-17-29-00.jpg"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div></div><div class="swiper-button-prev"></div><div class="swiper-button-next"></div><div class="swiper-pagination"></div></div>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/66/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<category>جغرافیای دارابکلا</category>
		<category>عکس ها</category>
	</item>
	<item>
		<title>باغ پیروزی سلطانِ غازی</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/65</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/65</guid>
		<pubDate>Thu, 14 May 2026 07:57:56 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[از آن "غزنه"ی آباد و دستگاه پرشکوه سلطان محمود غزنوی به قول دکتر غلامحسین یوسفی در کتابش "چشمه‌ی روشن؛ دیداری با شاعران" ص چهل و شش "جز دو مناره و سنگی و کتیبه‌ای بر مزار او، چیزی بر جای نمانده است." آن سلطان -که در چهارصد و بیست و یک در غزنه درگذشت- وصیت کرد در "باغ پیروزی" دفن شود.
جالب است سلاطین...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از آن "غزنه"ی آباد و دستگاه پرشکوه سلطان محمود غزنوی به قول دکتر غلامحسین یوسفی در کتابش "چشمه‌ی روشن؛ دیداری با شاعران" ص چهل و شش "جز دو مناره و سنگی و کتیبه‌ای بر مزار او، چیزی بر جای نمانده است." آن سلطان -که در چهارصد و بیست و یک در غزنه درگذشت- وصیت کرد در "باغ پیروزی" دفن شود.</p><p>جالب است سلاطین حتی برای قبر خود هم وصیت می‌کنند که ظفرمند و باشکوه و پیدا و نمایان و درخشان و حتی پر زرق و برق به نظر برسند. بی‌علت نبود که سلطان محمود غزنوی را به دلیل "جنگ‌های بسیار" "سلطان غازی" (=جنگجو) نام نهادند. بگذرم. پنجشنبه : ۲۴ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/65/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>چهره ها</category>
		<category>کتاب</category>
		<category>انسان</category>
		<category>تاریخ</category>
	</item>
	<item>
		<title>سنگلاخ خرافه و گزافه</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/64</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/64</guid>
		<pubDate>Wed, 13 May 2026 08:03:29 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ماکس وبِر بر آن است که هر چه یک دین بر شناخت تکیه کند و به دینِ عقیدتی تبدیل شود، جنبه‌های جادویی، عرفانی، را از دست می‌دهد. رجوع شود به کتاب "دین‌شناسی" اثر همایون همتی، صفحه‌ی ۱۴۸ که دکتر حمیرا زمردی آن را در صفحه‌ی ۱۴ مقدمه‌ی کتابش "نقد تطبیقی ادیان و اساطیر در شاهنامه فردوسی، خمسه‌ی نظامی گنجوی،...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ماکس وبِر بر آن است که هر چه یک دین بر شناخت تکیه کند و به دینِ عقیدتی تبدیل شود، جنبه‌های جادویی، عرفانی، را از دست می‌دهد. رجوع شود به کتاب "دین‌شناسی" اثر همایون همتی، صفحه‌ی ۱۴۸ که دکتر حمیرا زمردی آن را در صفحه‌ی ۱۴ مقدمه‌ی کتابش "نقد تطبیقی ادیان و اساطیر در شاهنامه فردوسی، خمسه‌ی نظامی گنجوی، منطق‌الطیر عطار نیشابوری" آورده است. </p><p>اسطوره اساساً به این می‌پردازد که واقعیاتی چون جهان، گیاه، کردار، تمدن و... در سایه‌ی اعمال برجسته‌ی موجودات فراطبیعی به وجود آمده‌اند. الیاده میرچا می‌گوید اسطوره "همیشه دربردارنده‌ی روایت یک خلقت است." خلاصه، مذهب وقتی به خرافه آلوده شود، مسیر طبیعی انسان توسط خرافه‌پرستان سنگلاخ می‌شود. که با عقل و خردمندی باید از سنگلاخ خرافه و گزافه گذشت، تا از گزند آن و آنان بشود دور ماند. چهارشنبه : ۲۳ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/64/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		<category>مذهب</category>
		<category>کتاب</category>
		<category>انسان</category>
	</item>
	<item>
		<title>دین شماره ۱ و ۲ و ۳</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/63</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/63</guid>
		<pubDate>Mon, 11 May 2026 08:25:52 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[هر سنت دینی به سه قسمت قابل تقسیم است:
دین شماره ۱ مجموعه متون اولیه‌ی آن دین.
دین شماره ۲ مجموعه شرح و تفسیر آن دین.
دین شماره ۳ مجموعه عملکرد و بازخورد رفتار دینداران آن دین.
آقای مصطفی ملکیان بحث مفصلی درین‌باره دارد، و گویا در ایران اولین‌بار او این تقسیم را مطرح و تشریح کرد. امروزه بیشترین صدما...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هر سنت دینی به سه قسمت قابل تقسیم است:<br>دین شماره ۱ مجموعه متون اولیه‌ی آن دین.<br>دین شماره ۲ مجموعه شرح و تفسیر آن دین.<br>دین شماره ۳ مجموعه عملکرد و بازخورد رفتار دینداران آن دین.</p><p>آقای مصطفی ملکیان بحث مفصلی درین‌باره دارد، و گویا در ایران اولین‌بار او این تقسیم را مطرح و تشریح کرد. امروزه بیشترین صدمات به دین‌ها از ناحیه‌ی شماره‌ی ۲ و ۳ صورت می‌گیرد و باعث مذهب‌گریزی و حتی مذهب‌زدایی گردیده است.</p><p>در دومی تفسیرهای خرافی وجه غالب پیدا کرد و مذهب توسط مفسران ناپرهیزگار و دنیادوست و ظاهرگرا آسیب عمیق دید.</p><p>و در سومی قساوت و آزار و اذیت مردم و پایمال‌کردن اخلاق و حقوق انسانی توسط دینداران، سکه‌ی رایج شده است و رنگ و صفت مذهب را تقریباً از میان برده است و جذبه‌یی از آن باقی نماند!!! دوشنبه ۲۱ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/63/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>مذهب</category>
	</item>
	<item>
		<title>مقدس یا مفید؟!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/62</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/62</guid>
		<pubDate>Sun, 10 May 2026 06:40:14 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[از نظر "امیل دورکهیم" عمیق‌ترین افتراق و جدایی‌یی که در زندگی بشر رخ می‌دهد انفکاک میان دو امر "مقدس و مفید" است و سایر تمایزها عمدتاً از همین دو امر (مفید / مقدس) مشتَق می‌شود. برخی از نظریه‌پردازان همین مسئله را فرایندی برای عرفی‌شدن می‌دانند. من شخصاً در تضاد میان مقدس و مفید، جانبدار امر "مفید"...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از نظر "امیل دورکهیم" عمیق‌ترین افتراق و جدایی‌یی که در زندگی بشر رخ می‌دهد انفکاک میان دو امر "مقدس و مفید" است و سایر تمایزها عمدتاً از همین دو امر (مفید / مقدس) مشتَق می‌شود. برخی از نظریه‌پردازان همین مسئله را فرایندی برای عرفی‌شدن می‌دانند. من شخصاً در تضاد میان مقدس و مفید، جانبدار امر "مفید" هستم؛ زیرا اصل فایده است که بشر را در زندگی به سرمنزل رفاه، آسودگی و بالاترین لذت و بهبودی و مدارا و اخلاق می‌رساند و خشونت و ستیز و خون‌ریزی و فرمانپذیری بردگانه را از زندگی مردم دور می‌سازد. مقدس اغلب برساخته و برخاسته از ذهن و خرافه است و انسان را خام و خادم می‌کند. یکشنیه ۲۰ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/62/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>مذهب</category>
		<category>انسان</category>
		<category>زندگی</category>
	</item>
	<item>
		<title>رمان خرمگس</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/61</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/61</guid>
		<pubDate>Sat, 09 May 2026 06:26:55 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[در یادداشت امروزم در ستون روز، این رُمان اثر "اتل لیلیان وینیچ" را مورد توجه قرار دادم. رمان مربوط به حرکت دگم و جهالت‌بار کلیسا در ایتالیای قرن نوزده است. او این ذهنیت که "کلیسا راهنمای ملت است" را زیر سؤال می‌برَد و پوچی این پندار را بیان می‌کند. کاری که عده‌ای دیگر با اسم مذهب شیعه دارند با مسجد...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در یادداشت امروزم در ستون روز، این رُمان اثر "اتل لیلیان وینیچ" را مورد توجه قرار دادم. رمان مربوط به حرکت دگم و جهالت‌بار کلیسا در ایتالیای قرن نوزده است. او این ذهنیت که "کلیسا راهنمای ملت است" را زیر سؤال می‌برَد و پوچی این پندار را بیان می‌کند. کاری که عده‌ای دیگر با اسم مذهب شیعه دارند با مسجد در نظام ج . ا . ایران می‌کنند و این معبد و ستایشگاه انسان در درگاه آفرینش را به بدترین وضع درآوردند؛ حکومتی، جناحی، دستوری، ظاهری، خرافی، و از جمعیت و حتی از محتوا و پیام اصیل مذهبی خالی. بگذرم. ابوسعید ابوالخیر چه قشنگ می‌گفت "پیک انسان، قلب اوست". مهم این است این قماش قادر نیستند قلب انسان را تسخیر کنند و او را به اسارت گیرند. آسیب اینان به مذهب وارد شد نه انسان، زبرا انسان عقل دارد و در برابر آنان می‌ایستد. فقط مذهب است که اسیر فهم غلط این قماش شده است. شنبه ۱۹ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/61/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		<category>مذهب</category>
		<category>کتاب</category>
		<category>انسان</category>
	</item>
	<item>
		<title>چند تا عکس از روستای ما داراب کلا</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/60</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/60</guid>
		<pubDate>Fri, 08 May 2026 15:34:21 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<div class="swiper"><div class="swiper-wrapper"><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" src="https://up.20script.ir/file/6ecc-photo-2026-02-23-17-22-07.jpg"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" src="https://up.20script.ir/file/6ecc-photo-2026-02-01-16-59-18.jpg"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" src="https://up.20script.ir/file/6ecc-photo-2022-06-24-19-58-38.jpg"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" src="https://up.20script.ir/file/6ecc-photo-2026-02-23-17-23-35.jpg"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" src="https://s33.picofile.com/file/8484197418/photo_2025_05_02_09_36_58.jpg"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div></div><div class="swiper-button-prev"></div><div class="swiper-button-next"></div><div class="swiper-pagination"></div></div>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/60/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>جغرافیای دارابکلا</category>
		<category>عکس ها</category>
	</item>
	<item>
		<title>وقتی عقل از سرِ سیاستمداران کشوری بپّرد!!!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/59</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/59</guid>
		<pubDate>Fri, 08 May 2026 06:50:38 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[دیروز پوتین رئیس‌جمهور (بهتر است گفته شود: رهبر همه‌کاره‌ی) روسیه گفت: "ما نفت روسیه را به هر کشوری که خودمان بخواهیم می‌فروشیم. نه از کسی اجازه می‌گیریم، نه کسی می‌تواند برای روسیه تعیین تکلیف کند. روسیه زیر دست هیچ کشوری نمی‌رود." پایان نقل قول
حالا سه کلمه هم من بگویم:
آقای پوتین! وقتی عقل از سیا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دیروز پوتین رئیس‌جمهور (بهتر است گفته شود: رهبر همه‌کاره‌ی) روسیه <a href="https://www.asriran.com/fa/news/1161304/%D9%BE%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D9%86%D9%81%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%D9%85" target="_blank" rel="nofollow">گفت</a>: "ما نفت روسیه را به هر کشوری که خودمان بخواهیم می‌فروشیم. نه از کسی اجازه می‌گیریم، نه کسی می‌تواند برای روسیه تعیین تکلیف کند. روسیه زیر دست هیچ کشوری نمی‌رود." پایان نقل قول</p><p>حالا سه کلمه هم من بگویم:</p><p>آقای پوتین! وقتی عقل از سیاستمداران کشوری بپّرد، تو خیلی خوب بلدی منافع ملی خودت را جمع‌جور کنی!!!</p><p>آقای پوتین! بله درست می‌گویی که از کسی اجازه نمی‌گیری ولی یک "ظریف"ی فلَش پر کرده و "لیلاز"ی هم آن را لو داده بود که روسیه در امور راهبردی ایران دخالت می‌کند و حتی برای سیاست آن تعیین تکلیف می‌کند!!! من حتی می‌گویم به امور داخلی نظام ج . ا . ایران هم علاقه‌ی دخالت نشان می‌دهد و شاید هم نفوذ و رصد می‌کند و هر بار پی هر نبرد و عملیات آتشباری، مترصّد فرصت می‌مانَد که نفع ببرد و نفت بفروشد. زیرا روسیه همواره از تزار به این سو، کشوری فرصت‌طلب (=اُپورتونیست) بود؛ خصوصاً به همجواران.</p><p>آقای پوتین! گفتی: "روسیه زیر دست هیچ کشوری نمی‌رود" این جمله‌ی "پایه" است، جمله‌ی "پیرو" آن را جا انداخته‌ای! می‌دانی چیه؟! ایرانی‌ها می‌دانند و می‌گویند: اما نظام ج . ا . ایران را زیر دست خودت خواسته و می‌خواهی و خودت را رفیق حکومت مذهبی!! ایران می‌دانسته و می‌دانی، هر چند خودت یک لائیک شایدم، "کمونیست" هستی؛ البته مکتب کمونیسم، یک تزهای پرقدرت فلسفی و حرف‌های جهان‌شناختی محکمی دارد که مغفول مانده است و توسط دیکتاتوری ژوزف استالین به کژراهه رفته است. بگذرم. وقتی عقل از سرِ سیاستمداران کشوری بپّرد!!! البته اگر عقلی در سر باشد!!! جمعه ۱۸ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/59/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>سیاست</category>
		<category>جهان</category>
	</item>
	<item>
		<title>قُرصِ جو</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/58</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/58</guid>
		<pubDate>Thu, 07 May 2026 07:01:38 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[رباعی میرداماد به شیخ بهائی، پندش همچنان برای انسان، زنده است و دارد مژده و نوید و هشدار می‌دهد؛ بخوانیم:
از خوانِ فلک، قُرصِ جُوِی بیش مَجو
انگشت عسل مَخای و صد مَنش مَخور
از نعمتِ اَلوان شَهان دست بِدار
خون دلِ صد بیوه و درویش مَخور
(برگرقته‌ام از کتاب "شیخ بهائی" نوشته‌ی اسدالله بقایی ص ۲۵۷ که در...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>رباعی میرداماد به شیخ بهائی، پندش همچنان برای انسان، زنده است و دارد مژده و نوید و هشدار می‌دهد؛ بخوانیم:</p><p>از خوانِ فلک، قُرصِ جُوِی بیش مَجو</p><p>انگشت عسل مَخای و صد مَنش مَخور</p><p>از نعمتِ اَلوان شَهان دست بِدار</p><p>خون دلِ صد بیوه و درویش مَخور</p><p>(برگرقته‌ام از کتاب "شیخ بهائی" نوشته‌ی اسدالله بقایی ص ۲۵۷ که در ص ۱۷۹ کتاب "نونِ جو و دوغِ گو" اثر ابراهیم باستانی پاریزی نیز آمده است)</p><p>از دیدِ من معنی پند میرداماد این است: از این‌همه نعمت در جهان آفرینش، طوری خود را بساز که به یک نونِ جو هم بتوانی بسازی و بسنده کنی، تا حتی سمت یک انگشت یا صد مَن عسل هم نروی که در درگاه شاهان و حاکمان و قدرتمندان و چاپلوسان، دست به دریوزگی نزنی و از آنان پرهیز کنی که در حقیقت فراوانیِ پول و پرِ شاهان و قدرتمندان و پول‌پرستان، از سرقت حق هزاران بیوه‌زن و درویش و فقیر و مردم بینوا جمع‌آوری شده است. هر چه در دربارِ حاکمان و شاهان (چه تراکم ثروت، چه تراکم قدرت، و چه تراکم تفسیر مذهب) جمع شده باشد، همه و همه دغَل است و سرقت از حق ملت است و دزدی از سهم طبقات بینوا و مستمند. پنجشنبه ۱۷ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/58/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		<category>کتاب</category>
		<category>شعر</category>
		<category>انسان</category>
	</item>
	<item>
		<title>موگادیشو نشود؟!!!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/57</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/57</guid>
		<pubDate>Wed, 06 May 2026 07:36:38 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[پلن "موگادیشونیزه"کردن را باید مد نظر داشت. یعنی سومالیزه‌سازی.. سومالی، شاخ آفریقا را می‌گویم. (عکس بالا) قاره‌ی آفریقا شبیه کله‌ی گاو است، شاخ آن، سومالی است. حالا چند سالی است به علت وجود اسلام‌گرایان افراطی که به خون همدیگر تشنه بودند و دست به کشتار همدیگر می‌زدند و تا چندین مسافت در دریا، کشتی‌...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://www.khodkarabi.com/wp-content/uploads/2019/03/%D8%A7%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%82%D8%A7-2.jpg" alt="" /></p><p>پلن "موگادیشونیزه"کردن را باید مد نظر داشت. یعنی سومالیزه‌سازی.. سومالی، شاخ آفریقا را می‌گویم. (عکس بالا) قاره‌ی آفریقا شبیه کله‌ی گاو است، شاخ آن، سومالی است. حالا چند سالی است به علت وجود اسلام‌گرایان افراطی که به خون همدیگر تشنه بودند و دست به کشتار همدیگر می‌زدند و تا چندین مسافت در دریا، کشتی‌ها را می‌ربودند و اجناس آن را به‌سرقت می‌بردند حتی چند بار کشتی تجاری ایران را هم سرقت کرده بودند، اینک شده است سرزمینی تنها و فاقد دولت و دچار هرج و مرج و انواع سختی و فقر و فلاکت. بیچاره ملتش اسیر یک مشت سردمداران خشن و عوام شده است.</p><p>توماس هابز فیلسوف سیاسی غرب در تزش در کتاب مهم "لویاتان" چنین وضعیتی را که دولت در یک کشور به ورطه‌ی نابودی برود، "وضع طبیعی" معرفی می‌کرد؛ یعنی شبیه حکومت جنگل که در چنان وضعی "انسان، گرگِ انسان می‌شود." همدیگر را می‌کشند و به دهن می‌گیرند و پاره می‌کنند او معتقد به "قرارداد اجتماعی" بود که در اثر آن مردم به دموکراسی می‌رسند. لویاتان، غول پهن‌پیکر است و او دولت‌های مطلقه و خودکامه را لویاتان نامید.</p><p>هیچ کس حالا از سومالی و موگادیشو پایتخت آن کشور، حتی اسمی هم نمی‌برَد، زیرا خودشان توسط اسلام‌گرایان افراطی‌شان کشورشان را با بهترین موقعیت جغرافیایی ،به این روز مُهلک، قهقهرا، کشت و کشتار، ناامنی، قتل، فقر و  عقب‌ماندگی ۱۰۰ در ۱۰۰ رساندند. پنهان‌داشتن فروپاشی دولت‌ها درین زمان‌ها از راه بسته‌نگه‌داشتن شدید فضای آزادی، ناممکن است. زیرا مردم خود لمس می‌کنند که جیب و حساب آنان تا چقدر وحشتناک، سولاخ‌سولاخ شده است و سقوط کرده است، تا آن حد که سه کیلو بینگوم (=بادمجون) هم بخواهند بخرند به خوردِ خود و فرزندانشان بدهند، زجر نداری آن و توان پایین خود را می‌چشند. بگذرم.</p><p>کسی حق ندارد میهن خود را با بی‌عقلی به کام هلاکت و فلاکت برساند که خیال می‌کنند شهامت است، حتی شِبه‌شهامت نیست. کشور دولتِ عقل می‌خواهد و سیاستمداران واقع‌گرا و سازوار با جهان. واقعاً چقدر نیازمان افتاده است به پنجاه نفر مانند مهندس مهدی بازرگان، آن انسان خردمند میهن که عقل داشت و معاش مردم را معیار می‌دانست و از شعار و دروغ و نیرنگ، بد داشت. حیف، حیف، که</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/57/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://www.khodkarabi.com/wp-content/uploads/2019/03/%D8%A7%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%82%D8%A7-2.jpg" type="image/jpeg" />
		<enclosure url="https://www.khodkarabi.com/wp-content/uploads/2019/03/%D8%A7%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%82%D8%A7-2.jpg" length="0" type="image/jpeg" />
		<category>مسائل روز</category>
		<category>سیاست</category>
		<category>جهان</category>
	</item>
	<item>
		<title>تماشا و صحرا</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/56</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/56</guid>
		<pubDate>Tue, 05 May 2026 07:38:58 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[حافظ، هفت قرن قبل ندا سر داده بود که:
"خلوت‌گزیده را، به تماشا چه حاجت استچون کوی دوست هست، به صحرا چه حاجت است"تماشا و صحرا محصول گرایش برون‌گراست، ولی خلوت‌گزیدن و با تنهایی در خود سَیرکردن ثمره‌ی شخصیت درون‌گراست که وقتی انسان در کوی دوستش (مثلاً کتاب، مثلاً استاد، مثلاً مُراد، مثلاً کسب سواد و م...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حافظ، هفت قرن قبل ندا سر داده بود که:</p><ul><li>"خلوت‌گزیده را، به تماشا چه حاجت است</li><li>چون کوی دوست هست، به صحرا چه حاجت است"</li></ul><p>تماشا و صحرا محصول گرایش برون‌گراست، ولی خلوت‌گزیدن و با تنهایی در خود سَیرکردن ثمره‌ی شخصیت درون‌گراست که وقتی انسان در کوی دوستش (مثلاً کتاب، مثلاً استاد، مثلاً مُراد، مثلاً کسب سواد و مثلاً ذهن در حین دریافت) است چه نیازی دارد به صحرا و تماشا برود. تماشای درون باید کرد و به صحرای درون باید رفت. البته؛ هم دیدنِ جهان، هم پاییدنِ جان، هر دو، باید باشد و بالانس (=میزان و موزون) نیز باشد.</p><p>بگذرم. به گُل نیلوفر باید نگریست و آموخت که وقتی شکوفه‌اش  را باز نکند، یعنی آن روز از بارانی‌شدن هوا به درون خود پناه می‌برَد. درونگرا در روز بارانی، برونگرا در روز آفتابی. باران درون و آفتاب بیرون خود را باید شناخت. پوریای ولی چه زیبا گفته بود در مورد درون و برون:</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/56/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		<category>شعر</category>
		<category>انسان</category>
	</item>
	<item>
		<title>شیر اسلام !!!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/55</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/55</guid>
		<pubDate>Mon, 04 May 2026 07:06:43 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[آقای محسن قرائتی -روحانی مبلّغ رسمی حکومتی- سی‌ام فروردین سال هشتاد (مندرج در همین روزِ روزنامه رسالت) سخنی گفته بود که خواندن دارد!!! او گفته بود:
"ما هنوز شیر اسلام را به کام مردم عرضه نکرده‌ایم، اگر مردم شیر اسلام را بنوشند، پستانِ دایه‌ها را به دهان نمی‌گیرند."
منظور آقای قرائتی این است پیام واق...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای محسن قرائتی -روحانی مبلّغ رسمی حکومتی- سی‌ام فروردین سال هشتاد (مندرج در همین روزِ روزنامه رسالت) سخنی گفته بود که خواندن دارد!!! او گفته بود:</p><p>"ما هنوز شیر اسلام را به کام مردم عرضه نکرده‌ایم، اگر مردم شیر اسلام را بنوشند، پستانِ دایه‌ها را به دهان نمی‌گیرند."</p><p>منظور آقای قرائتی این است پیام واقعی مذهب توسط "ما" (یعنی روحانیت شیعه) به مردم به‌درستی گفته یا نوشته نشده است که آنان رفتند دین دیگر یا باورهای دیگر را برگزیدند که او از آن دین‌ها و باورها به "دایه‌ها" تعبیر کرد که با خشک‌شدن پستان مادر کودک یا مُردن مادر، به کودک شیر می‌دهد و مزد و شیربهاء می‌گیرد. اما قرائتی نمی‌داند شیرِ اسلام توسط این آخوندهای حکومت‌پرست، دیربازی است که غش در آن شده است (آب به داخل خمره و بادیه‌ی شیر بسته‌اند) و مذهب را وارنه نموده‌اند. صاحب‌نظرِ دانا و پارسا در آن نیست و اگر هست آزادی بیان و پیام مذهب ازو توسط قدرت بسته و متسلّط و متصلّب، سلب شده است.</p><p>حافظ آن تحصلیکرده‌ی عقل و عاقل چه رندانه گفته بود که:</p><ul><li>"میخانه اگر ساقیِ صاحب‌نظری داشت</li><li>میخواری و مستی، ره و رسم دگری داشت"</li></ul><p>به قول آقای مرتضی مطهری در کتاب ده گفتار (ص یکصد و پنجاه)  در بررسی عبارت کارل مارکس گفته است: "دین تریاک اجتماع است، اما کدام دین؟! آن معجونی که ما امروز ساخته‌ایم." آن زمان مطهری این حرف را گفته بود، باز لااقل وضع عرضه‌ی مذهب مقداری رو به راه بود، اما از سی چهل سال پیش تا اکنون، خود مفسران و مبلغان مذهب، خوره برای مذهب شدند و سُفره‌اش کردند و به سلّاخه‌اش کشیدند. زیر و رو کردند همه‌چیز این میهن را. سخنران ثابت قبل از خطبه‌های نمازجمعه‌ی تهران در سال پنجاه و هشت، یک روحانی عاقل و روشنفکر دانا بود؛ یعنی آقای محمد مجتهد شبستری. اما از سال هفتاد و هفت به بعد، سخنران ثابت همین نمازجمعه‌ی تهران -که آقای طالقانی آن مرد بزرگ تاریخ معاصر را در خود به یادگار داشت- چه کسی شده بود؟! یک تحصلیکرده‌ی تندروی عَبوس حوزه از جنس خشونت و اسلام ظاهرگرا و مذهب خون و شمشیر؛ یعنی آقای</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/55/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>مذهب</category>
		<category>چهره ها</category>
	</item>
	<item>
		<title>نگاهی به گفتار دو چهره مرتضی مطهری و عبدالکریم سروش</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/54</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/54</guid>
		<pubDate>Sun, 03 May 2026 06:54:28 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[آقای مرتضی مطهری -مدرس الهیات دانشگاه در دوره‌ی شاه- و آقای عبدالکریم سروش -فیلسوف حامی نظام ج . ا . ایران در گذشته و حالا- دو سخن دارند که مرور موشکافه‌ی آن را خالی از لطف! نمی‌دانم. سروش که در دهه‌ی هفتاد تا همین چند سال پیش به نقش فردی به‌شدت منتقد جمهوری اسلامی ایران ظاهر شده بود، در مقاله‌ای بس...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای مرتضی مطهری -مدرس الهیات دانشگاه در دوره‌ی شاه- و آقای عبدالکریم سروش -فیلسوف حامی نظام ج . ا . ایران در گذشته و حالا- دو سخن دارند که مرور موشکافه‌ی آن را خالی از لطف! نمی‌دانم. سروش که در دهه‌ی هفتاد تا همین چند سال پیش به نقش فردی به‌شدت منتقد جمهوری اسلامی ایران ظاهر شده بود، در مقاله‌ای بسیار شفاف و منتقدانه با عنوان "بعثت و بحران هویت" در شماره‌ی ۴۹ ماهنامه‌ی "کیان" مهر و آذر ۱۳۷۸ ص ۶ نوشته بود:</p><p>به نحو عمده سه دسته گفتمان (=دیثکورث) در دل اندیشه‌های اسلامی و قرآنی حضور دارد که این سه دسته گفتمان را گفتمان بازرگانی، گفتمان کاروانی، گفتمان سلطانی نام نهاده‌اند.</p><p>آقای مرتضی مطهری نیز در چند جای آثارش بر عدل و احسان سخن راند. از جمله این عبارات:</p><p>عدل در اجتماع به منزله‌ی پایه‌های ساختمان است و احسان به منزله‌ی رنگ‌آمیزی و نقاشی و زینت ساختمان. اول باید پایه درست باشد، بعد نوبت رنگ‌آمیزی می‌رسد. اگر "خانه از پای‌بست ویران است"، دیگر چه فایده که "خواجه! در بند نقش ایوان" است.</p><p>کاری به تفکر یا نقد و نظر روی این دو متفکر و حتی این دو عبارت آن دو ندارم که چه فراز و فرودی داشته‌اند و حق انتخاب هر فرد است که دچار تحول و تغییر فرود و فراز شود، اما چنین دیدگاه‌هایی مترقی و متأملانه از سوی آن دو، در تطبیق با رویکرد + عملکرد این نظام جمهوری اسلامی ایران -که با شگرد و دسیسه به دست یک اقلیت اندک و دارای افکار متحجر و خشک‌مغز و دنیاستیز افتاده است- فرقش از آسمان تا زمین گردیده است. گردش روزگار، گرد و غبار را افشا (=عیان و آشکار) می‌سازد. بگرد چرخ روزگار قشنگ می‌گردی و می‌گردانی و می‌چرخی و می‌چرخانی. بگذرم. یکشنبه ۱۳ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/54/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>سیاست</category>
		<category>چهره ها</category>
	</item>
	<item>
		<title>سه سخن با کسانی که معلم اند</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/53</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/53</guid>
		<pubDate>Sun, 03 May 2026 06:20:04 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سه سخن با کسانی که درین صحن مقام رفیع یا استاد، یا معلم، یا آموزشگر و یا تسهیلگر دارند
سلام و احترام و ادب و ارادت
۱. من به عنوان یک جستجوگر دانش -که از گهواره‌ی مادرم تا گور خاک دفنم، به دریافت علمِ وافر، علاقه‌ی غیر قابل اتمام، دارم و سیری ندارم- به شما بزرگواران این صحن که ازین چهار مقام، برخوردا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سه سخن با کسانی که درین صحن مقام رفیع یا استاد، یا معلم، یا آموزشگر و یا تسهیلگر دارند</p><p>سلام و احترام و ادب و ارادت</p><p>۱. من به عنوان یک جستجوگر دانش -که از گهواره‌ی مادرم تا گور خاک دفنم، به دریافت علمِ وافر، علاقه‌ی غیر قابل اتمام، دارم و سیری ندارم- به شما بزرگواران این صحن که ازین چهار مقام، برخوردارید، روز قشنگ‌تان را خجسته‌باد می‌گویم و آرزومندم دانش از گنجینه‌ی علوم‌تان به سینه‌ی فراگیران، به‌وُفور فرو ریزد؛ چونان الهام که از آن سوی آفرینشِ پیچیده، نازل می‌شود و فرو می‌آید.</p><p>۲. تا جان در بدن دارید در برابر چهار جهالت بزرگ بایستید: جهل مذهبی، جهل خانگی، جهل اخلاقی و جهل قدرت سیاسی. زیرا پله‌ی بلند شما چهار صاحب مقام، نقد قدرت است، تا به فساد نگراید.</p><p>۳. نگذارید شأن آموزندگی‌تان حتی تا ثانیه‌های جان‌کندن ازین دنیا، از شاکله‌ی وجودی‌تان رَخت بر بندد. من نه فقط بر کسانی که بر من آموزگاری کردند، فکر می‌کنم، حتی به هر کسی که نقش آموزش بر گردن خود می‌گذارد و دست از تعلیم و دانایی مردم نمی‌کِشد، شأن زیبا و جذاب قائلم. شما درین مقام هرگز خلع ید نمی‌شوید، زیرا تمام دلبستگان و حاکمان حکومت هم، ابتدا درس را پیش شماها گذراندند. پس حتی رهبران سیاسی هم شاگردان شماها هستند و بر شماها برتری ندارند. تمنا دارم خود را ازین شأن ارجمند، فروتر نخواهید که فروهَر و فراتر از هر پست و جاه و شغل و مقام‌اید. شنبه. ۱۲ ، ۲ ، ۱۴۰۵ چاپ شب :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/53/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>جامعه</category>
	</item>
	<item>
		<title>شپِش مروارید خدا !!! وای چه ادعا</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/52</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/52</guid>
		<pubDate>Sat, 02 May 2026 07:25:19 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سن پل (همان "پولس مقدّس" در مسیحیت قرن اول) طرز فکری جاهلانه را از سمت کلیسا اشاعه داده بود. کلیسا تحت تعالیم او با حمام‌رفتن به مبارزه برخاسته بود. دلیل این بود حمام، خطوط پوست بدن انسان را به سمت گناه می‌کشانَد! کلیسا چرک بدن را تحسین می‌کرد. به راحیه‌ی بوی بد صورت (در زبان محلی ما: تِشّک)  تقدس ب...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سن پل (همان "پولس مقدّس" در مسیحیت قرن اول) طرز فکری جاهلانه را از سمت کلیسا اشاعه داده بود. کلیسا تحت تعالیم او با حمام‌رفتن به مبارزه برخاسته بود. دلیل این بود حمام، خطوط پوست بدن انسان را به سمت گناه می‌کشانَد! کلیسا چرک بدن را تحسین می‌کرد. به راحیه‌ی بوی بد صورت (در زبان محلی ما: تِشّک)  تقدس بخشیده بود. از منظر "سن پل" نظافت بدن و آرایش آن، با نظافت روح منافات داشت. و حتی از سوی این فرد مقدس در مسیحیت قرن یک، شپِش (در زبان محلی ما: اِسپیچ) "مروارید خدا" !!! شناخته شده بود.</p><p>اینهایی را که برشمردم از یادداشت‌های دفترم در سال‌های دور بود که راسل -فیلسوف شهیر و منتقد در مغرب‌زمین- در کتابش "زناشویی و اخلاق" استناد ساخت و آقای مرتضی مطهری حتی این بحث راسل را در کتاب بسیار مهم خود "مسئله‌ی حجاب" صفحه‌ی سی و چهار مورد دقت و استناد قرار داده بود. خطر این طور تفکر منحطِّ "سن پل"‌ها آیا این روزها در بیخ گوش شماها توسط خرافه‌گویان و خرافه‌دوستان، وِز وِز نمی‌کند؟! که توسط ظاهرگرایان و پول‌پرستان در درون دو جماعت روحانیان حکومت و مداحان حکومت، همانند آتشبار به سر و روی مردم می‌ریزد تا بلکه مذهب را آشیانه‌ی خود کنند و در آن لانه کنند و با جهالت‌گستری، جیب مردم و عقل مردم را، یکجا سرقت کنند. بگذرم.</p><p>شپش، حشره‌ای از حشرات خلقت است، کار خودش را به حکم طبیعت می‌کند، اما مروارید نیست. مروارید، خِرَد بشر است که به عنوان دُرّ لای صدف انسان، نمی‌گذارد فرد به تقلید مبلّغان عوام کلیسا یا مسجد و یا کنیسه و یا حوزه یا خانقا در آید و مُریدی برای مُرادهای ضد عقل شود که دوشنده‌ی پستان مذهب هستند، نه داننده‌ی مخزن و مقصود و مقصد آن. شنبه ۱۲ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/52/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		<category>مذهب</category>
		<category>کتاب</category>
		<category>خرافه</category>
	</item>
	<item>
		<title>اعدامِ ساسان آزادوار!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/51</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/51</guid>
		<pubDate>Fri, 01 May 2026 07:10:33 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[آفتاب به نقل از خبرگزاری "میزان" -وابسته به قوه قضائیه- خبر اعدامِ ساسان آزادوار از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه سال ۱۴۰۴ در اصفهان را داد. عین خبر از "آفتاب" :
"ساسان آزادوار فرزند ناصر در جریان طرح کودتای موساد در دی ماه سال ۱۴۰۴ در اصفهان، ضمن حضور فعال در اغتشاشات اقدام به حمله و سنگ پراکنی به...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://aftabnews.ir/files/fa/news/1405/2/10/1727668_360.jpg" alt="" /></p><p>آفتاب به نقل از خبرگزاری "میزان" -وابسته به قوه قضائیه- خبر اعدامِ ساسان آزادوار از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه سال ۱۴۰۴ در اصفهان را داد. عین خبر از "<a href="https://aftabnews.ir/fa/news/1047583/%D9%82%D9%88%D9%87-%D9%82%D8%B6%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF" target="_blank" rel="nofollow">آفتاب</a>" :</p><p>"ساسان آزادوار فرزند ناصر در جریان طرح کودتای موساد در دی ماه سال ۱۴۰۴ در اصفهان، ضمن حضور فعال در اغتشاشات اقدام به حمله و سنگ پراکنی به نیروهای تامین امنیت، سنگ‌پراکنی و ایراد خسارت به خودروهای شخصی با چماق و سنگ، حمله به نیروهای انتظامی حافظ امنیت، تحریک و تشویق افراد حاضر در صحنه به آشوب و اغتشاش به دار مجازات آویخته شد." پایان نقل قول.</p><p>گیریم که آقای ساسان آزادوار (۲۱ ساله - عکس بالا قهرمان کاراته) را اعدام، یعنی از هستی "نیست" کردید، در عوض چه چیزی به "هست"های نظام‌تان افزوده می‌شود؟! ها؟!!! شما که اعتراضات مردم را "طرح کودتای موساد" می‌نامید، دست‌کم نقشه‌ها، رهبرها، سرتیم‌ها، تجهیزات تانک و نفربرها، پادگان‌ها و فرمانده‌ها را هم برای مردم شفاف با ذکر اسم باز کنید!!! بیچاره ساسان! که خبر نداشت اعتراضِ ولو خشمگینانه‌اش، از سوی نظام "کودتا" نام می‌گیرد.</p><p>یاد حرف آقای محسن رضایی افتادم که توی آفتاب چاپ <a href="https://aftabnews.ir/fa/news/1047480/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DB%B6%DB%B2-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D8%A8%D8%B3-%D8%B4%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%7C-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%D8%A7%D9%81%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D9%87%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7-%7C-%D9%82%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%81-%DB%B3-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%88-%D9%87%DB%8C%DA%86-%DA%86%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%AF-%7C-%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%DA%A9%D9%86%D8%AF-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D9%88-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85#comments" target="_blank" rel="nofollow">دیروز</a> خواندم که گویا گفته بود "آتش‌بس‌های مقطعی ترامپ برای تجدید قواست... اگر باز حمله کند گوش او را می‌بُرّیم و در دریای عُمان خواهیم انداخت."</p><p>فعلاً که آقای محسن! جناب مبدع "عملیات کربلای چهار" !!! و نظریه‌پرداز "در کیسه‌کردن" !!! و طراح "اژدهای حلزونی" !!! دارید گوش بچه‌های خود میهن را می‌بُرّید که کمترین سنین را دارند. بس کنید و میهن را بیش ازین گرفتار هیاهوی‌های خود نکنید. مردم در اوج فلاکت در دنیایی که برای‌شان پدید آوردید، "مزرعه" می‌خواهند که زیست کنند و رفاه داشته باشند و گشت و گذار کنند و با تمام دنیا سر و کار داشته باشند؛ آخرتِ آنان را در همین دنیا، خیمه بپا نکنید. بگذارید مردم کِشت کنند بعد خود آن را در روز واپسین، دِرو کنند.</p><p>ای نظام! اعدام نکنید! روی رفتار مردم اسم بد نگذارید! آقای صادق خلخالی و قاضی‌هایی از همین حکومت، کردند و هنوز هم تخم نفرت آن اعدام‌های‌شان در این سرزمین، بوته‌زاری شد که قابل دِروکردن (=به زبان محلی: تاشِش) هم نیست. جمعه ۱۱ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/51/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>24</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://aftabnews.ir/files/fa/news/1405/2/10/1727668_360.jpg" type="image/jpeg" />
		<enclosure url="https://aftabnews.ir/files/fa/news/1405/2/10/1727668_360.jpg" length="0" type="image/jpeg" />
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>مسائل روز</category>
	</item>
	<item>
		<title>راه مردمی</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/50</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/50</guid>
		<pubDate>Thu, 30 Apr 2026 08:30:41 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ابوالقاسم فردوسی حکیم و ادیب ایرانی و زنده‌کننده‌ی باشهامت زبان پارسی -که روزگاری دراز شاید به حد "دو قرن سکوت"ش، در زیر هجوم واژه‌های غیرفارسی مخصوصاً عربی، در حال لِه‌شدن بود- یک رهنمود بزرگ و کوبنده و قابل قبول می‌دهد که نشان می‌دهد آن بزرگمردِ شرق ایران -توسِ خُراسان- چه آینده‌نگر دانایی بوده اس...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ابوالقاسم فردوسی حکیم و ادیب ایرانی و زنده‌کننده‌ی باشهامت زبان پارسی -که روزگاری دراز شاید به حد "دو قرن سکوت"ش، در زیر هجوم واژه‌های غیرفارسی مخصوصاً عربی، در حال لِه‌شدن بود- یک رهنمود بزرگ و کوبنده و قابل قبول می‌دهد که نشان می‌دهد آن بزرگمردِ شرق ایران -توسِ خُراسان- چه آینده‌نگر دانایی بوده است:</p><ul><li>هر آن کو گذشت از رهِ مردمی</li><li>ز دیوان شِمُر، مَشمُر از آدمی</li></ul><p>راه، راهِ مردم است. هر کس راهِ مردم را به قول فردوسی کنار گذارَد و بگوید به راه "من"، به حرف "من"، به دین "من"، به سوی "من"، به خوی "من"، به جوی "من"، به دستور "من"، درآیید، یقین کنیم او چونان "دیو" است در تفکر سیاسی فردوسی، که چنین دیوی بدخیم، غولی خفیف‌کننده برای ساحت و شخصیت و هویت انسان شده است. پنجشنبه ۱۰ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/50/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		<category>سیاست</category>
		<category>شعر</category>
		<category>انسان</category>
	</item>
	<item>
		<title>آیا &quot;انسان کامل&quot; داریم؟</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/49</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/49</guid>
		<pubDate>Wed, 29 Apr 2026 08:05:02 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[این سؤال، دائم باقی‌ست؛ چه، کسی برای آن، جواب تقلا کند، چه، کسی از آن عبور کند. اما من وارد فاز دوم می‌شوم که ببینم لفظ "انسان کامل" را با چه نام‌هایی معادل ساختند:
زرتشت گفت: سوشیانت
بودا گفت: ارهات
کنفوسیوس گفت: کیون تسو
یوگا و بهاگی گفتند: آزاده
افلاطون گفت: فیلسوف
ارسطو گفت: فرزانه
اپیکور گفت: ح...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این سؤال، دائم باقی‌ست؛ چه، کسی برای آن، جواب تقلا کند، چه، کسی از آن عبور کند. اما من وارد فاز دوم می‌شوم که ببینم لفظ "انسان کامل" را با چه نام‌هایی معادل ساختند:</p><p>زرتشت گفت: سوشیانت</p><p>بودا گفت: ارهات</p><p>کنفوسیوس گفت: کیون تسو</p><p>یوگا و بهاگی گفتند: آزاده</p><p>افلاطون گفت: فیلسوف</p><p>ارسطو گفت: فرزانه</p><p>اپیکور گفت: حکیم</p><p>پی چینگ گفت: دانا</p><p>نیچه گفت: ابَرمرد</p><p>ابن عربی گفت: نگین انگشتر </p><p>دکارت گفت: موجود کامل</p><p>مارکس گفت:  سوسیال</p><p>اریک فروم گفت: خودانگیخته</p><p>کِه یَر کیگارد گفت: انتخابگر</p><p>کارل ماسپرس گفت: انسان هستی‌دار</p><p>ژان پل سارتر گفت: انسان مسئول</p><p>متون دین گفتند: خلیفه‌ی خدا</p><p>فارابی گفت: رئیس اوّل</p><p>منصور حلاج گفت: مظهر خدا</p><p>بایزید بسطامی گفت: انسان تامّ</p><p>بگذرم. اما بیدل دهلوی و حافظ شیرازی دوتایی انسان را این طور خواستند: وارستگی، ریاستیزی، آزادمنشی، مداراهمزیستی، ستم‌ستیزی، استبدادستیزی و ... . به نظرم دیدن کتاب "انسان کامل از دیدگاه عبدالقادر بیدل دهلوی" نوشته‌ی "دکتر عبدالغفور آرزو" درین موضوع، لذت دارد. من سراسر این کتاب را سه سال پیش خواندم. کتاب درخور توجهی‌ست. چهارشنبه ۹ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/49/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<category>کتاب</category>
		<category>انسان</category>
	</item>
	<item>
		<title>قابل توجه‌ی شعاردهندگانِ &quot;جانم فدای لبنان&quot;</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/48</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/48</guid>
		<pubDate>Tue, 28 Apr 2026 13:01:15 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[جوزف عون رئیس‌جمهور لبنان "شیخ نعیم قاسم" رهبر حزب الله لبنان را دیروز مورد مؤاخذه قرار داد و گفت: «کاری که ما انجام می‌دهیم خیانت نیست، بلکه خیانت را کسی مرتکب می‌شود که کشورش را برای منافع خارجی به جنگ بکشاند... تا کی فرزندان جنوب باید بهای جنگ‌های دیگران را در سرزمین ما بپردازند، آخرین آن، جنگ پش...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جوزف عون رئیس‌جمهور لبنان "شیخ نعیم قاسم" رهبر حزب الله لبنان را دیروز مورد مؤاخذه قرار داد و گفت: «کاری که ما انجام می‌دهیم خیانت نیست، بلکه خیانت را کسی مرتکب می‌شود که کشورش را برای منافع خارجی به جنگ بکشاند... تا کی فرزندان جنوب باید بهای جنگ‌های دیگران را در سرزمین ما بپردازند، آخرین آن، جنگ پشتیبانی از غزه و جنگ نیابتی برای ایران بود؟ برخی می‌گویند ما بدون اجماع ملی تصمیم به مذاکره گرفتیم، آیا کسانی که به جنگ رفتند با اجماع ملی رفتند؟" (منبع "<a href="https://aftabnews.ir/fa/news/1047098/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DB%B5%DB%B9-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D8%A8%D8%B3-%D8%B4%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%7C-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82%DA%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%7C-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%7C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%7C-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%B3%DB%B8%DB%B0-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7" target="_blank" rel="nofollow">اینجا</a>")</p><p>پایان نقل قول.</p><p>سه کلمه حرف خِرَد بگویم و بس:</p><p>چگونه است نظام ایران در برابر دولت رسمی لبنان، یک "جنبش" را تغذیه و تقویت پولی یا سلاحی می‌کند؟ اما در کشور خودش تا حزبی حتی بیانیه می‌دهد، افراد بیانیه‌نویس را بازداشت و رهسپار دادگاه انقلاب!!! می‌کند. حرف عون داد می‌زند دولت رسمی آن کشور، جریان حزب‌الله را وابسته به نظام ایران می‌داند و به قول او تحت فرمان تهران دو تا جنگ خانمانسوزان را طی همین دو سال، برای منافع باریکه‌ی غزه و و منافع جمهوری اسلامی ایران، با اسرائیل صورت داده است. من می‌پرسم آیا جمهوری اسلامی ایران حاضر می‌شود لبنان هم در ایران یک جنبش تأسیس کند؟!</p><p>این است که بارها گفتم سیاست خاورمیانه‌ای ایران، خلاف منافع ملت است و میهن ایران را به زیر بحران و حتی جنگ مستقیم اسرائیل با ایران می‌برَد، و دیدیم که بُرده است. تازه، من هنوز هم می‌گویم، آن جنگ اصلی، هنوز شروع نشده است، این دو تا قبلی، به قول محلی: دستگرمی بود و عین پیشگفتار کتاب، که معمولاً نویسندگان در آغاز کتاب، آن را چینش می‌کنند تا</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/48/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>16</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>خاورمیانه</category>
		<category>خبر</category>
	</item>
	<item>
		<title>خاطره از گاردی های کوی دانشگاه تهران</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/47</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/47</guid>
		<pubDate>Tue, 28 Apr 2026 06:55:34 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[آقای جلال رفیع از نویسندگان بنام ایران کتابی دارد با عنوان "از دانشگاه تهران تا شکنجه‌گاه ساواک" و این خاطره که می‌نویسم ازوست. او شبی در کوی دانشگاه امیرآباد شمالی دانشگاه تهران سرگیجه داشت و صدای غلامحسین بنان گوش می‌داد. گاردی‌ها کنترل کوی دانشگاه و خود دانشگاه را تشدید کرده بودند و کسی را بدون "...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای جلال رفیع از نویسندگان بنام ایران کتابی دارد با عنوان "از دانشگاه تهران تا شکنجه‌گاه ساواک" و این خاطره که می‌نویسم ازوست. او شبی در کوی دانشگاه امیرآباد شمالی دانشگاه تهران سرگیجه داشت و صدای غلامحسین بنان گوش می‌داد. گاردی‌ها کنترل کوی دانشگاه و خود دانشگاه را تشدید کرده بودند و کسی را بدون "کارت" راه نمی‌دادند. او به همین خاطر تن دیوار اتاقش نوشت: "من کارت دارم! پس هستم." اشاره‌ی ملیحی بود به جمله‌ی "رِنه دِکارت" فیلسوف شکاک که عبارت فلسفی مشهوری دارد: "من شک می‌کنم! پس هستم!"</p><p>جلال شبی دیگر دید گاردی‌های "ساواکی" ریختند به اتاق یک دانشجویی کمونیست که عکس "کارل مارکس" -بنیانگذار مکتب مارکسیسم- را به دیوار تختش چسبانده بود. با دیدن عکس ریشوی مارکس، سرش داد زدند: "لااقل به پدر پیرت! رحم کن و خرابکار نباش". و در اتاق خوابگاه یک دانشجوی دانشکده فنی کتاب درسی "مقاومت مصالح" را می‌بینند و او را کتک‌زنان می‌برند که تو مقاومت مسلح!!! می‌کنی. چون در لیست کتاب‌های ممنوعه که ساواکی داشتند نام کتاب "مقاومت مسلحانه" هم بود؛ از نوشته‌های بیژن جزنی عضو پایه‌گذار و تئوریسین "سازمان چریک‌های فدایی خلق"</p><p>آقای جلال رفیع این را هم در خاطراتش گفته که "غالباً گاردی‌ها و ساواکی‌ها سوادی نداشتند". بگذرم. او آن شب -که سیزده دی ۱۳۵۴ بود- به چنگ آنها (گارد دانشگاه) افتاد. جلال رفیع  پس از انقلاب از زندان شاه که آزاد شد، در روزنامه‌ی "اطلاعات" کنار آقای محمود دعایی، چندین سال ستون‌نویس مطرح این جریده بود. و من در تمام آن سال‌ها، از خوانندگان پروپا قُرصِ هر روز این مطبوعه بودم.</p><p> محصولات این پستم:</p><p>رژیم‌ها همگی سرِ مخالفان خود اسم می‌گذارند؛ خصوصاً حکومت‌های سلطنتی، ولایتی، پاپی، کلیسایی و هر نوع مذهب و ایدئولوژی‌یی. مثلاً شاه می‌گفت: یک مشت خرابکار. یا مثلاً آخوند و عمله‌ی حکومتی این زمانه می‌گوید: "یک مشت گوساله‌ی ضد ولایت فقیه" و یا "یک عده خس و خاشاک" و یا "فتنه‌گرهای سرباز اسرائیل"</p><p>مأمور "ساواک" و یا "شاباک" و یا "شانتاژ" حتی نمی‌داند کتاب "مقاومت مصالح" درس علمی است در مورد مصالح ساختمانی. و فرق آن را با کتاب "مقاومت مسلحانه" کمونیست‌های مبارز تشخیص نمی‌دهد. و نمی‌داند آن مارکس است، نه پدر پیرِ آن دانشجویی کمونیست که با نخبگی خود از شهر و روستا برخاست و آمد دانشگاه دانشمند شود و نخبه‌ی علمی میهن.</p><p>آخرین حرفم درین خاطره‌نگاری بیتی از مولوی: "چون عصا شد آلتِ جنگ و نفیر / آن عصا را خُرد بشکن ای ضریر". ضریر یعنی کور. سه‌شنبه ۸ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/47/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>22</slash:comments>
		<category>ایران</category>
		<category>کتاب</category>
		<category>خاطرات</category>
	</item>
	<item>
		<title>میوه‌های تلخ و ادعایی تلخ‌تر</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/46</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/46</guid>
		<pubDate>Mon, 27 Apr 2026 06:41:58 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[این کتاب "نقش تغذیه در انسان ؛ سعادت و شقاوت" توسط "مهندس مهدی کرمانی کارشناس بهداشت - کشاورزی و تغذیه‌ی مدارس و مسئول تندرستی آموزش پرورش قم" تهیه شده است. حرف‌هایی از جنس خرافه و عجایب، زیاد نقل کرد. من مطالعه‌اش نکردم، اخیراً اما چشمم به جلدش خورد و تحریک شدم ببینم چی دارد. ۲۱۲ صفحه است. ص ۱۵۳ از...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این کتاب "نقش تغذیه در انسان ؛ سعادت و شقاوت" توسط "مهندس مهدی کرمانی کارشناس بهداشت - کشاورزی و تغذیه‌ی مدارس و مسئول تندرستی آموزش پرورش قم" تهیه شده است. حرف‌هایی از جنس خرافه و عجایب، زیاد نقل کرد. من مطالعه‌اش نکردم، اخیراً اما چشمم به جلدش خورد و تحریک شدم ببینم چی دارد. ۲۱۲ صفحه است. ص ۱۵۳ از همه عجیب‌تر است. عین عبارتش را تایپ می‌کنم:</p><p>"در کل ائمه علیهم السلام به داروها و میوه‌های تلخ روی خوش نشان نداده‌اند."</p><p>تا این جا حرفی نیست، چون غذا اثرگذار بر جسم و فکر است؛ اما ادامه‌ی عباراتش را ببیند:</p><p>"شاید مواد تلخ بر اعتقاد ما به ولایت و تضعیف آن مؤثر باشند زیرا در روایتی آمده میوه‌های تلخ به ولایت ائمه علیهم السلام ایمان نیاورده‌اند."</p><p>بار دیگر همین دو عبارت نقلی را مرور کنید. این‌که انسان به میوه‌های تلخ گرایش ندارد، امری طبیعی است؛ حتی حیوان هم برخی علوفه و خوارکی‌هایش را بو می‌کشد و پس می‌زند. خود ماها اگر گوشت لذیذ بوقلمون حتی، خوب‌ْپخت نشود، پس می‌زنیم چون طعم می‌دهد. و حتی تخم‌اردک -که پِک می‌دهد- را بیشتر افراد حتی لب هم نمی‌زنند. در محل ما تا گوشت قصابی کمی بو بزند می‌گویند: هع بِزِ گوشت دادی به من؟!! چون گوشت بُز مقداری با خود بو حمل می‌کند. اما کسی بیاید بگوید "مواد تلخ بر اعتقاد به ولایت و تضعیف"اش مؤثر است، پس این فرد جهان را از لوله‌ی تنگش می‌بیند و سری به هند و چین ماچین نزده است که همه‌چیزخوری باب است و تلخ و شیرین ملاک نیست.</p><p>آهان میوه‌های تلخ، پس بی‌ایمان‌اند و ما نمی‌دانسته‌ایم؟!!! امان از جهل. امان از خرافه‌پرست! از نظر من بزرگان مذهب بزرگترین صدمات را از داخل مکتب به دست معتقدان خرافه‌پرست مکتب دیده‌اند. بگذرم دوشنبه ۷ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/46/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		<category>مذهب</category>
		<category>کتاب</category>
	</item>
	<item>
		<title>ابن زیاد؛ اینترنت !!! و آب!!!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/45</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/45</guid>
		<pubDate>Sun, 26 Apr 2026 06:52:11 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[در واقعه‌ی تراژدیک (=جانسوز و غمبار) کربلا آن فرماندار، آن فرمانده، آن جنگنده و آن نماینده‌ی تام‌الاختیار یزید بن معاویه، یعنی "ابن زیاد" -که فردی خشن و شلّاقی بود و سیاستِ "تازیانه‌"ای داشت- آب!!! را بر روی هفتاددو تن و آن تعداد زنان، فرزندان، شیرخوارگان و همراهان بدونِ سلاحِ امام حسین -سلام بر او...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در واقعه‌ی تراژدیک (=جانسوز و غمبار) کربلا آن فرماندار، آن فرمانده، آن جنگنده و آن نماینده‌ی تام‌الاختیار یزید بن معاویه، یعنی "ابن زیاد" -که فردی خشن و شلّاقی بود و سیاستِ "تازیانه‌"ای داشت- آب!!! را بر روی هفتاددو تن و آن تعداد زنان، فرزندان، شیرخوارگان و همراهان بدونِ سلاحِ امام حسین -سلام بر او باد- بست. به نظر می‌رسد اگر آن روز اینترنت از سوی مغرب‌زمین ساخته شده بود، این "ابن زیاد عُبیدالله" پسر "مرجانه" به جای آب، اینترنت را می‌بست و از روی دستِ "وزارت ارتباطات" (=بخوانید وزارت "قطع ارتباطات") به امر آن "جا"ی خاصِ دستوردهنده‌ی!! حکومت، چقدر آسان، آسوده و راحت، کپی برمی‌داشت!!!</p><p>چه بد بود !! در وقتِ حکمرانی "عُبیدالله بن زیاد" آن سرسپرده‌ی یزید پسر معاویة بنِ ابی سفیان بنِ حَرب، اینترنت نبود، در عوض شَریعه‌ی پرآبِ فُرات بود. بستن و تشنگی‌دادن، کاری بَسّ غیرانسانی و فاقد رفتار اخلاقی است، حتی ملتی را که به جای آب، اینک تشنه‌ی اینترنت شده باشد؛</p><ul><li>چه برای اِمرار معاش و کسب و کار،</li><li>چه برای تبادل ایده و افکار،</li><li>چه برای دریافت راست‌ترین تحلیل و اخبار،</li><li>و چه برای تفریح و سرگرمی و ابتکار.</li></ul><p>بستن اینترنت، عین بستنِ آب است؛ زشت، ضدآزادی و قباحت‌آمیز. یک‌شنبه ۶ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/45/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>تاریخ</category>
	</item>
	<item>
		<title>آیا &quot;بَلا&quot; برای &quot;وَلا&quot; است؟!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/44</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/44</guid>
		<pubDate>Sat, 25 Apr 2026 07:14:52 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یک حدیثی هست که آقای منتظری آن را در کتابش "جلوه‌های ماندگار" ص ۶۷ نقل کرده بود: "البَلاء لِلوَلاء" یعنی "بلا مال دوستان است". خود کتاب زیر این عبارت آورده است: "خدا هر که را بیشتر دوست دارد، بیشتر مبتلا می‌کند." من کاری به درستی یا نادرستی این عبارت ندارم؛ اما این مسئله‌ی فلسفی برای من، همچنان غامض...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یک حدیثی هست که آقای منتظری آن را در کتابش "جلوه‌های ماندگار" ص ۶۷ نقل کرده بود: "البَلاء لِلوَلاء" یعنی "بلا مال دوستان است". خود کتاب زیر این عبارت آورده است: "خدا هر که را بیشتر دوست دارد، بیشتر مبتلا می‌کند." من کاری به درستی یا نادرستی این عبارت ندارم؛ اما این مسئله‌ی فلسفی برای من، همچنان غامض و "حل‌نشده" باقی مانده است. یعنی‌چه که آفرینش / آفریدگار بر سرِ دوستان خود، بیشتر بلا نازل می‌کند!!! هرچند در داستان حضرت ابراهیم، ابتلائات زیادی روایت شده است، اما این‌که خالقی حکیم و "رحمانِ رحیم" از میان مخلوقات، بگردد آن مخلوقِ محبوبِ خودش را دائمی بَلاباران کند، چون‌که دوستش دارد، قضیه‌ای پخته و مسموع به نظر نمی‌رسد. ممکن است من از</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/44/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>مذهب</category>
		<category>انسان</category>
	</item>
	<item>
		<title>فردوسی حذف‌شدنی نیست</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/43</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/43</guid>
		<pubDate>Fri, 24 Apr 2026 07:35:40 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یک "سردار"ی به اسم "اسدی" نام، -که عنوان شغلش را مطبوعات ایران "معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتم‌‌الانبیا" ذکر کردند- دیروز گویی گفته است:
"وقتی به قله رسیدیم، کسانی می‌‌آیند تا شاهنامه را ببندند و پاسدارنامه و بسیجی‌نامه کشورمان را بنویسند"
به این مقام که در جرگه‌ی حکیم ابوالقاسم فردوسی ورود کرده می...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یک "سردار"ی به اسم "اسدی" نام، -که عنوان شغلش را مطبوعات ایران "معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتم‌‌الانبیا" ذکر کردند- دیروز گویی گفته است:</p><p>"وقتی به قله رسیدیم، کسانی می‌‌آیند تا شاهنامه را ببندند و پاسدارنامه و بسیجی‌نامه کشورمان را بنویسند"</p><p>به این مقام که در جرگه‌ی حکیم ابوالقاسم فردوسی ورود کرده می‌گویم کتاب شاهنامه‌ی فردوسی شبیه نام خود "ایران" است و شعرهای درون شاهنامه شبیه نام خود "زبان پارسی"مان که هرگز زدودنی نیست، که کسی عُرضه‌ی آن را داشته باشد که درِ این کتاب عظیم و لبریز از پیام والا را ببندد و حتی به ادعای این آقا "پاسدارنامه" یا "بسیج‌نامه" بسُرایند. نمی‌دانم چرا این فرد "ارتش‌نامه" و حتی "نیروانتظامی‌نامه" را از گفتارش انداخته! او حتی ادبِ سخن‌گفتن با حکیم سخن ابوالقاسم فردوسی را هم مراعات نکرده. سی سال رنج برده تا کتاب را نوشته.</p><p>یقین دارم مردم ایران شاهنامه‌ی فردوسی را حتی سال به سال هم ورق نزنند، اما آن اثر را دوست می‌دارند و برای جلدش حتی ارج قائل‌اند، چه رسد به شعرش. من یک بیت شعرش را برای پاسداری از این اثر ملی می‌نویسم. زیرا فردوسی بسته‌شدنی و حذف‌شدنی نیست حتی با "نظارت استصوابی" آخوندی!!!</p><p>فردوسی انسان را به آسمان فرا می‌خواند که آسمان در نگاه ایرانیان همان "نیروی اعظم" است در آفرینش:</p><ul style="list-style-type:disc;"><li>همه سر نهاده سوی آسمان</li><li>سوی کردگار مکان و زمان</li></ul><p>من به تأسی (=پیروی) از روح ایرانی فردوسی، به آسمان و زمین می‌نگرم و پیام زمین و آسمان را با هم می‌گیرم. بگذرم. جمعه ۴ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/43/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>24</slash:comments>
		<category>ایران</category>
		<category>کتاب</category>
		<category>نقد</category>
	</item>
	<item>
		<title>جامعه‌شناسی سیاسی فعلی ایران از دی ۴۰۴ تا الآن</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/42</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/42</guid>
		<pubDate>Thu, 23 Apr 2026 08:41:04 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[به نظر می‌رسد "نیروهای اجتماعی" در ایران، حال‌وروزِ ایرانِ اکنون را، تقریباً این‌گونه تفسیر می‌کنند. در زیر ترسیم می‌کنم. ابتدا روشن کنم که در رشته‌ی علم "جامعه‌شناسی سیاسی"، نیروهای اجتماعی شامل دست‌کم ۱۹ نیروی فعال / خُفته در درون جامعه است که در تغییر و ثبات و یا دگرگونی سیاسی و نوسازی حکومت و سی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به نظر می‌رسد "نیروهای اجتماعی" در ایران، حال‌وروزِ ایرانِ اکنون را، تقریباً این‌گونه تفسیر می‌کنند. در زیر ترسیم می‌کنم. ابتدا روشن کنم که در رشته‌ی علم "جامعه‌شناسی سیاسی"، نیروهای اجتماعی شامل دست‌کم ۱۹ نیروی فعال / خُفته در درون جامعه است که در تغییر و ثبات و یا دگرگونی سیاسی و نوسازی حکومت و سیاست، نقش ایفا می‌کنند. مثلاً در شیلی، اتحادیه‌ی کامیون‌داران، قوی‌ترین، فعال‌ترین و مفیدترین و از حیث حکومت حاکم، خطرناک‌ترین نیروی اجتماعی است؛ زیرا شکل جغرافیایی شیلی، کشوری تنگ و بسیاردراز و شبیه لوله است و همین باعث است با یک اعتصاب کامیونداران، کشور از جنوب تا شمال فلج شود.</p><p>نیروهای اجتماعی در کشورها را ابتدا نام می‌برم و سپس چند مثال می‌زنم:</p><p>نیروی اجتماعی احزاب</p><p>نیروی اجتماعی کارگران</p><p>نیروی اجتماعی روشنفکران</p><p>نیروی اجتماعی روحانیان</p><p>نیروی اجتماعی ارتش (=نظامیان)</p><p>نیروی اجتماعی زنان</p><p>نیروی اجتماعی زمین‌داران</p><p>نیروی اجتماعی بازاریان</p><p>نیروی اجتماعی معلمان</p><p>نیروی اجتماعی کشاورزان</p><p>نیروی اجتماعی دانشجویان</p><p>نیروی اجتماعی روزنامه‌نگاران</p><p>و ... نیروهای.... که چنانچه همه را شمارش کنم، متن به درازا می‌انجامد.</p><p>اینک چند مثال مطرح می‌کنم تا بحث بهتر روشن شود:</p><p>به نظر من اکنون نیروی اجتماعی بازاریان با بالاترین زیان و نوسان، نسبت به وضع حاکم بر ایران، دیدگاه سخت انتقادی و حتی دگرگونی سیاسی پیدا کرده است، چراکه اعتراضات دی‌ماه -که از ۷ دی ۴۰۴ شروع شده بود- از بطن بازار تهران جرقه خورد و دامنه‌ی آن کل کشور را فرا گرفته بود.</p><p>به نظر من اکنون نیروی اجتماعی روحانیان به‌شدت در فشار روحی و فکری است، زیرا</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/42/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>احزاب</category>
	</item>
	<item>
		<title>تجربه‌ی تعجب!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/41</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/41</guid>
		<pubDate>Wed, 22 Apr 2026 07:49:29 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[برتراند راسل در ص ۱۱۲۵ کتاب خود "تاریخ فلسفه غرب" مطرح کرده بود "عقیده‌ی کاذب عقیده‌ای است که در شرایط مناسب، باعث شود دارنده‌ی آن تعجب را تجربه کند." چهارشنبه ۲ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>برتراند راسل در ص ۱۱۲۵ کتاب خود "تاریخ فلسفه غرب" مطرح کرده بود "عقیده‌ی کاذب عقیده‌ای است که در شرایط مناسب، باعث شود دارنده‌ی آن تعجب را تجربه کند." چهارشنبه ۲ ، ۲ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/41/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>مذهب</category>
		<category>کتاب</category>
	</item>
	<item>
		<title>شاخص مقبولیت سیاسی حکومت‌ها</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/40</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/40</guid>
		<pubDate>Tue, 21 Apr 2026 15:55:58 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یکی از شاخص‌های بررسی حکومت‌ها این است ببینند چه کسانی آن حکومت را نمایندگی می‌کنند و اختیار ساختار سیاسی در دست آنان است. اگر آنانی که نمایندگی حکومت و قدرت را بر عهده دارند فکر می‌کنند مردم آنان را از دیریاز یا همچنان محبوب و مقبول خود می‌دانند، پس حکومت آن کشور هم از مقبولیت سیاسی (به مفهوم جامعه...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از شاخص‌های بررسی حکومت‌ها این است ببینند چه کسانی آن حکومت را نمایندگی می‌کنند و اختیار ساختار سیاسی در دست آنان است. اگر آنانی که نمایندگی حکومت و قدرت را بر عهده دارند فکر می‌کنند مردم آنان را از دیریاز یا همچنان محبوب و مقبول خود می‌دانند، پس حکومت آن کشور هم از مقبولیت سیاسی (به مفهوم جامعه‌شناسی سیاسی آن) برخوردار است، و الّا، فَلا. دو نمونه را تست می‌کنم:</p><p>۱. حامد کرزای رئیس‌جمهور اسبق افغانستان تصور می‌کرد او و حامیان او حکومت افغانستان را نمایندگی می‌کنند، و مقبولیت دارند. اما جنگِ طالبان دوم با آنان و اشرف غنی، طی فقط سی روز بساطشان را به‌کلی فرر ریخت و او و غنی به خارج گریختند و به دنبالش مدعیان دیگرش هم جمعی و یکی یکی گریختند و یا زیر تیغ انتقام رفتند.</p><p>۲. در نظام ج . ا . ایران، بر خلاف چارجوب اولیه‌ی انقلاب -که قرار بود تمامی افکار و احزاب را حق بیان و دخالت در حکومت دهد- فقط و فقط دو صنف روحانیت و نهاد سپاه، حکومت را نمایندگی می‌کنند و هر دو نهاد مذهبی و نظامی، به گمانم این است تصور می‌کنند مقبولیت دارند. اگر این دو یعنی حوزه و سپاه واقعاً آمار وضع دِرام یا گِرام مقبولیت نظام را خبر دارند و یقین دارند که همچنان مردم آنان را مقبول و محبوب می‌دانند؛ که هیچ، اما اگر می‌دانند که مردم از یک جایی به بعد، راه و نظر و تفکر دیگری پیدا کرده‌اند و آنان همچنان خود را برخلاف تمایلات و مطالبات عمومی، حاکم بر کشور می‌دانند، آنگاه باید از شکاف‌های فعال و نیمه‌فعال و شکاف‌های خُفته و سر بر نیاوُرده در بستر ایران، به‌شدت خوف کنند و خود را بر مردم و میهن، بیش ازین تحمیل نکنند. تحمیل دو اثر سوء دارد: ۱. زور را جای قانون می‌نشانَد. ۲. حکومت را در خلاء مشروعیت می‌گذارد. بگذرم.</p><p>جامعه وضعش روشن است. خیلی هم راحت می‌شود از گونه‌های متفاوت شهروند میهن، پرسید آیا روحانیت و سپاه نزد شما مقبولیت سال‌های متمادی را دارد؟ یا نه، از چشم شما افتاد و دخالت آنان در سیاست و حکومت، کشور را به</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/40/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>مسائل روز</category>
	</item>
	<item>
		<title>حکومتی‌کردن مسجدها چرا زیانبار است؟</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/39</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/39</guid>
		<pubDate>Sat, 18 Apr 2026 07:33:38 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[اگر نخواهد متن به درازا کِشد، می‌توان در کمترین عدد، سه علتِ زیانباربودن مسجدهای حکومتی را برشِمُرد. این بحثم ناشی ازین است چرا نباید حکومت به مذهب مردم و مکان‌های مذهبی متعلق به همه‌ی مردم سرَک بکشد و آن جاها را به اشغال خود درآورَد. چنین کاری توسط حکومت موجب می‌شود مردم به ترک آن مکان‌ها همت کنند...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اگر نخواهد متن به درازا کِشد، می‌توان در کمترین عدد، سه علتِ زیانباربودن مسجدهای حکومتی را برشِمُرد. این بحثم ناشی ازین است چرا نباید حکومت به مذهب مردم و مکان‌های مذهبی متعلق به همه‌ی مردم سرَک بکشد و آن جاها را به اشغال خود درآورَد. چنین کاری توسط حکومت موجب می‌شود مردم به ترک آن مکان‌ها همت کنند زیرا نمی‌خواهند جاهایی بروند که رنگ و بوی حکومت و تقلید محض از قدرت و حاکمیت می‌دهد.</p><p>یکم این‌که حکومت همواره مخالفین و موافقین دارد. جمعی از مردم از رأی دادگاه‌ها تنفر پیدا می‌کنند. جمعی دیگر از گرانی‌ها به گلایه و کلافه می‌افتند. عده‌ای دیگر از پارتی‌بازی‌ها در دادن شغل و کار به فرزندان خانواده‌های خاص به ستوه می‌آیند. پاره‌ای هم آرمان و مرام خود را کم‌کم از حکومت در فاصله و تضاد حس می‌کنند. نیز گونه‌هایی از جامعه هم اساساً با هیچ حکومتی خود را وابسته نمی‌کنند و بالاخره همآره بخشی از متفکرین جامعه، به سمت حکومتی بر پایه‌ی فکر نوین زمانه می‌روند و با حکومت مستقر زاویه پیدا می‌کنند، تمام اینها ثابت می‌کند حکومت نباید مساجد را به رنگ و تبعیت از خود درآورَد، زیرا جمعیت مسجد اندک اندک به کاستی می‌گراید و از کمیت و کیفیت می‌افتد.</p><p>دوم این‌که نمی‌شود در محل و مکانِ عبادت‌هایی که مردم فقطوفقط در پیشگاه آفریدگارشان حاضرند سر به سجده، تن به کُرنش، دل به دلدار و قلب به قبله‌ی آمال دهند، مردم حاضر در آن را گروگان کسانی در آوُرد که مسجد را بر حسب دستور از بالا می‌چرخانند و نمی‌گذارند مسجدها به صورت آزاد و یگانه‌پرست پیش برود. مسجدی که به ستودن قدرت در آید، ستایش خالق در آن مخدوش می‌شود.</p><p>سوم آن‌که در شهرها، مسجدها در واقع به پایگاه نظامی اعضای سازمان‌دهی شده‌ی نهاد سپاه درآمده است که این صِبغه (=رنگ و صفت) بر سابقه‌ی صرفاً پرستشگاهِ مسجدها غلبه کرد و بخشی از جامعه را از چنین مساجدی کاملاً دور کرد. گرچه امنیت داخلی جامعه باید بدون جناح‌بندی تأمین شود، اما مشاهده شد که مسجدها از خیلی از مردم، خالی شده است، دست‌کم بدین جهت که پرستشگاه، آغشته به سیاست یکدست و دستوری شده است و مسجدها قَیّم و اختیاردارهای حکومتی پیدا کرده‌اند.</p><p>بگذرم. عقلی‌ترین و منطقی‌ترین کار آن است پرستشگاه را نباید اولاً: از هویت ذاتی‌اش انداخت. ثانیاً: نباید طوری آن را اداره کرد که سیاست بر مذهب سوار شود و جامعه‌ی پرهیزگارِ پرستشگر، میلش به سمت مسجد فروکش کند. این لطمات، در نظام ج . ا . ایران با بالاترین شدت بر مسجد فرو آمده است. چاره‌ی کار هم دیگر چاره‌ساز نیست. کار از کار گذشت. یک مثال بزنم و بروم:</p><p>روزی آقای اکبر رفسنجانی خود را در برابر جریان دوم خرداد (که آقای محمد خاتمی را ظهور داد و او به قدرتمندترین و محبوب‌ترین فرد ایران در آن مقطع کوتاه تبدیل شده بود) قرار داد و او در نمازجمعه تهران خطبه‌ای -که در واقع خُدعه بود- خواند و در آن با زبان عریان تهدید، به جناح اصلاح‌طلبان وفادار خاتمی گفته بود شما کاری نکنید من هزار مسجد سراسر ایران را علیه‌ی شما وارد میدان کنم. آری، منظور هاشمی رفسنجانی، مسجد که نبود، پایگاه نظامی در مسجد بود. همان حرف ستَبر او نشان داده بود، مسجدهای ایران در شهرها مسلح هستند. و از دید من مسجد مسلّح، مسجد مُصلِح نتوانَد بود. آن‌هم اگر فقط از یک جناح امر و نهی کسب و کاسبی کند. چنین مسجدی، پرآسیب خواهد بود و تهی از پرستشگران پرشمار. شنبه ۲۹ ، ۱ ، ۱۴۰۵ دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/39/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>مذهب</category>
	</item>
	<item>
		<title>نفع و حق</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/38</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/38</guid>
		<pubDate>Fri, 17 Apr 2026 09:52:35 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[آنچه سودمند به حال ملت یک سرزمین است و آنان را ایمن و در امنیت و رفاه نگه می‌دارد، تشخیص "نفع" است. باید هر روز سنجید چه سیاست و چه رفتاری به سود مردم است و همان، نفع است.
مثلاً چین ایغورها (جمعیت مسلمان غرب چین) را همچنان سرکوب می‌کند.
مثلاً روس چچن‌ها را در جنوب روسیه سرکوب کرد.
مثلاً میانمار خانه...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آنچه سودمند به حال ملت یک سرزمین است و آنان را ایمن و در امنیت و رفاه نگه می‌دارد، تشخیص "نفع" است. باید هر روز سنجید چه سیاست و چه رفتاری به سود مردم است و همان، نفع است.</p><p>مثلاً چین ایغورها (جمعیت مسلمان غرب چین) را همچنان سرکوب می‌کند.</p><p>مثلاً روس چچن‌ها را در جنوب روسیه سرکوب کرد.</p><p>مثلاً میانمار خانه‌های مسلمانان را آتش زد و به شرق بنگلادش کوچ داد.</p><p>مثلاً بحرین بین شیعیان و سُنیان، ستیزه‌ی دیرین حکمفرما است.</p><p>مثلاً فلسطین بین مسلمانان کرانه و غزه، اختلاف عدیده است و غزه توسط گروه سُنی حماس از کرانه‌ی باختری تحت حاکمیت محمود عباس، جدا شد و این گروه مسلح کشور را تجزیه کرد و غزه را در جنگ وحشتناک اسرائیل فرو برد و همان باعث شد تمامی خاک این باریکه ویران شد.</p><p>در تمامی این مثال‌ها، نظام ج ، ا ، ایران متناقض رفتار کرد. در برخی موارد مثلاً جانب "حق" را گرفت و در برخی هم، سمت "نفع" ایستاد. مهم اما این است هیچ دولتی نباید به خاطر ترجیح "حق" -که آن حق هم، البته غبارآلود است و زوایای پنهان و گنگی دارد- نفعِ میهن را فرو گذارد و رفاه مردم را نادیده بگیرد و مردم و میهن را به زیر بار رنج و جنگ ببرد. بین حق و نفع، فقط نفع است که کشور را از خطر دور نگه می‌دارد.</p><p>از نظر من نفع بر حق پیشی دارد. حق را خود مردم آن منطقه باید ایفا کنند و خرج کشور نباید برای خارج از کشور خرج شود. نفع، حال میهن را خوب می‌کند، ولی حق، مرز و خاک و زیرساخت و خود ملت را زیر آماج جنگ و ویرانی می‌کشانَد و معیشت مردم را نابود می‌نماید. حتی پیامبر اسلام هم از نیمه‌راه به حج نرفت و صلح کرد که نفع مدینه را در برابر مکه‌ی در دست سران مشرکان حفظ کند که بعد راحت مکه را بدون جنگ فتح کند که کرد.</p><p>کشور بر پایه‌ی نفع یا همان منافع ملی به صلح پایدار و امنیت و توسعه و رفاه می‌رسد. حق، همواره گنگ و پر از ابهام و مفهومی ایدئولوژیک است و هر کس و هر کشوری آن را دلخواه خود بازتعریف می‌کند.</p><p>مثال می‌زنم: مثلاً حمایت علنی ج ا ایران از محمدباقر صدر در اول انقلاب به عنوان حق شکل گرفت، اما نفع میهن آن بود با صدام‌حسین باید تا می‌شد، تا آن مرد خشن و دارای توپ و تانک، نه به تاخت با ایران بیاید و جنگ کند و نه سمت کشتن سیدمحمدباقر صدر برود، که این روحانی مطرح و ذی‌نفوذ عراق، صدام را با آن حرف سنگینش، خشمگین کرد که در خاک عراق از مردم عراق خواست ذوب شوند در آقای خمینی. با این مضمون: ذوبوا فی‌الخمینی کما ذوبوا فی‌الاسلام. جمعه ۲۸ ، ۱ ، ۱۴۰۵ دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/38/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>جهان</category>
	</item>
	<item>
		<title>یک حکومت ایدئولوژیک دیگر که پیش از فروپاشی دست به اصلاحات زد</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/37</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/37</guid>
		<pubDate>Thu, 16 Apr 2026 11:09:07 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[چند دهه پیش، چین با انقلاب کمونیستی، به حکومتی کاملاً ایدئولوژیک به رهبری مائو -مقتدرترین کمونیست چینی- دست یافت. او حتی با سیاست کمونیستی‌کردن تمامِ تار و پود کشور، کوشیده بود چین را سراسر -حتی در توالت و در کاشت گندم و در شیوه‌ی کشت و کار کشاورزی دهقان‌ها- به رنگ و محتوای ایدئولوژی مارکسیستی - مائ...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چند دهه پیش، چین با انقلاب کمونیستی، به حکومتی کاملاً ایدئولوژیک به رهبری مائو -مقتدرترین کمونیست چینی- دست یافت. او حتی با سیاست کمونیستی‌کردن تمامِ تار و پود کشور، کوشیده بود چین را سراسر -حتی در توالت و در کاشت گندم و در شیوه‌ی کشت و کار کشاورزی دهقان‌ها- به رنگ و محتوای ایدئولوژی مارکسیستی - مائویستی در آورَد. بدتر آن‌که چندسال پس از انقلاب پیروز، با شعار "انقلاب فرهنگی" چند میلیون مخالف را با خشونت عریان و وحشتناک، کُشت و سربه‌نیست و سرکوب کرد. بااین‌همه باز هم، مائو خود به صورت یک مکتب و ایدئولوژی ظاهر شد و جریان مائویسم بخشی از جهان را فرا گرفت و در ایران هم، یک گروه به گرایش به انقلاب دهقانی، مائویست شد و در فضای کشور فعال گردیده بود. آری مائو که دستور داده بود هر روز سمت چپ بالای تمام روزنامه‌های چین باید عکس و خبر او را تیتر و چاپ کنند، آنقدر مخالفین را کشت و کشت و کشت و سرانجام دیری نپایید، دنگ شیا پینگ جانشین بعد از او، ظهوری جسورانه کرد و با چهار اصل ترقی و پیشرفت، بنیاد تز مائو را زد و طرز تفکر او را از مدیریت کشور محو کرد و چین را از یک حکومت ایدئولوژیک صرف توتالیتر، به یک حکومت حزبی عملگرا در اقتصادی شکوفا مبدل کرد و معیار رابطه‌ی خود با تمام جهان را اقتصاد و تجارت و درآمد و انباشت دلار تعیین کرد و حتی جیانگ زمین بعد از دنگ شیا پینگ، راه او را طی کرد و مائو و مکتب تند و خشن او را از چین کاملاً کنار زد و بر اساس اصول چهارگانه‌ی دنگ، اعلان کرد چین طی صد سال آینده فقط به اقتصاد و اصلاحات و صادرات تکیه خواهد زد و با هیچ کجای جهان هرگز نمی‌جنگد. چین با این تغییرات، از حکومت ایدئولوژیک مخاطره‌پذیر رهایی یافت.</p><p>نظام ج . ا . ایران اما با صدارت روحانیت بسته‌ی حکومتی، هیچ درس و عبرتی از هیچ کجای جهان و حتی چین مائویی نگرفت و بدتر از مائو، از طریق تصلب و تغلب و نوعی نظارت استصوابی خودکامه، ایران را در کام حکومتی بشدت ایدئولوژیک راستگرا و خودخواه و فاقد مدارا، فرو برد و بین خود و مردم و مذهب شکاف خطرناک بلکه دره‌ی عمیق پدید آوُرد و چندین بار برای حفظ حکومت ایدئولوژیک آخوند، مردم را به بدترین رفتار سرکوب کرد. حال آن‌که خودِ انقلاب ۵۷ از اعتراضات مردم نسبت به حکومت سلطنت پهلوی دوم، نشئت و قوام گرفت. اینک پس از سه دهه و نیم که اعتراضات و انتقادات به حکومت مذهبی راستگرا بالا گرفت، چنان کمر حکومت ایدئولوژیک روحانیت راستگرا که با جریان ضد عقلی تاریخ مذهبی "اخباریگری"!!! مو نمی‌زند، خم و خمیده گردیده است که ستون فقرات آن و حتی هویت آن با واقعه‌ی سیاه و دیجور شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی ۴۰۴ ترَگ خورد و بشدت شکست و شکافت؛ حادثه‌های تکان‌دهنده و فراموش‌نشدنی، که بنیاد حکومت آخوندی را به لرزه در آوُرد و مبدأ یک تغییری شد که هنوز به نظرم به سمت تکمیل روند تغییرات درون‌زا، پیش می‌رود. به‌طوری که حکومت حتی از خیابان این شارع عام!!! در هراس و خوف افتاده است و آن را از شامگاهان تا بامدادان توسط باقی‌ماندگان حامیان خود، نوعی اتراق‌گاه خود ساخته است. اما راه نهایی و عقلی، فقط بازگشت به نوعی از حکومت است که مردم درون ایران آن را بنا و مدیریت کنند، نه یک جناح و یا سه نهاد خاص! پنجشنبه ۲۷ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/37/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>جهان</category>
	</item>
	<item>
		<title>پاکستان از میانجیگری اخیر دنبال چه پرستیژی بود؟</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/36</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/36</guid>
		<pubDate>Wed, 15 Apr 2026 09:08:58 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[به نظر من دست‌کم چهار پرستیژ برای خود در نظر گرفته بود:
۱. تلقین موقعیتی مثلاً قوی‌تر پاکستان در برابر حریف و دشمنش هندوستان۲. ایفای نقش کشوری باثبات و مثلاً امن و امان برای خاورمیانه‌ی در حال بحران۳. مشارکت فعال برای خاموش‌نگه‌داشتن جنگ نظام ایران با پادشاهی عربستان۴. سهم‌خواهی برای آینده‌ی بازسازی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به نظر من دست‌کم چهار پرستیژ برای خود در نظر گرفته بود:</p><ul><li>۱. تلقین موقعیتی مثلاً قوی‌تر پاکستان در برابر حریف و دشمنش هندوستان</li><li>۲. ایفای نقش کشوری باثبات و مثلاً امن و امان برای خاورمیانه‌ی در حال بحران</li><li>۳. مشارکت فعال برای خاموش‌نگه‌داشتن جنگ نظام ایران با پادشاهی عربستان</li><li>۴. سهم‌خواهی برای آینده‌ی بازسازی در کشورهای عرب مسلمان که نظام ایران به آنان در عوض دوررَس‌بودن خاکِ ایالات متحده آمریکا، نیابتانه موشک‌ها پَراند.</li></ul><p>یک فاز مهم را نباید از نظر دور داشت که پاکستان به علت نظام مبتنی بر ارتش که دخالتگرترین ارتش جهان در سیاست است و مانند حکومت ژنرال السیسی مصر، ژنرال‌ها در آن، حکومت می‌رانند، تلاش دارد در اطراف خود دولت‌هایی را ببیند که تکیه بر نظامیان داشته باشند، نه بر دموکراسی، زیرا دموکراسی، هر چهار سال سیاست در کشورها را دستخوش تغییرات دموکراتیک می‌کند و این برای پاکستان آسیب حساب می‌آید.</p><p>در مورد بند ۳ اشاره کنم پاکستان و عربستان پیمان امنیتی و نظامی دارند که دو کشور را به لحاظ تعهدات حقوق بین‌الملل ،مکلّف می‌کند در زمان درگیرشدن به جنگ، هر کدام فوراً به کمک یکدیگر بشتابند، و پاکستان هنوز زود می‌داند تنش مُهلک دیگری غیر از جنگ و خصم میان آنان و هندوستان،</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/36/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>خاورمیانه</category>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>سیاست</category>
	</item>
	<item>
		<title>لبنان هم از دست نظام ج . ا . ایران رفت!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/35</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/35</guid>
		<pubDate>Tue, 14 Apr 2026 16:49:06 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[حالا که یوسف رجی رک گفت ج . ا . ایران "حق دخالت در امور لبنان را ندارد و تصمیم‌گیری با دولت لبنان است، نه با جمهوری اسلامی ایران" آیا باز هم شعار "هم غزه ، هم لبنان ..." برای حامیان نظام ج . ا . ایران، می‌تواند موضوعیت داشته باشد؟! آخه این وزیر خارجه‌ی لبنان به همراه ارتش لبنان دو راهبرد نوین لبنان...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حالا که یوسف رجی رک گفت ج . ا . ایران "حق دخالت در امور لبنان را ندارد و تصمیم‌گیری با دولت لبنان است، نه با جمهوری اسلامی ایران" آیا باز هم شعار "هم غزه ، هم لبنان ..." برای حامیان نظام ج . ا . ایران، می‌تواند موضوعیت داشته باشد؟! آخه این وزیر خارجه‌ی لبنان به همراه ارتش لبنان دو راهبرد نوین لبنان را رهبری می‌کنند: یکی خلع سلاح جنبش شیعی حزب‌الله لبنان که طی چند دهه در جنوب لبنان آرایش نظامی گرفته بود و چند بار به شمال اسرائیل موشک زد. یکی هم رابطه‌ی سیاسی با اسرائیل و پیوستن به کشورهای عرب که با اسرائیل رابطه برقرار کرده‌اند.</p><p>حال که لبنان و اسرائیل با حضور آمریکا به توافق دارند می‌رسند، دست‌کم یک پایه از شعار "هم غزه ، هم لبنان ..." ترَگ برمی‌دارد، مگر آن‌که </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/35/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>خاورمیانه</category>
	</item>
	<item>
		<title>کشور + حکومت</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/34</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/34</guid>
		<pubDate>Mon, 13 Apr 2026 10:24:09 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[کشورها پابرجا هستند، حکومت‌ها اما پا در هوا. هر حکومتی خود را با خواسته‌های مردمش میزان کرد، کمتر در خطر فروپاشی است. وگرنه به قول یک فیلسوف ایرانی که سه دهه پیش مطرح ساخته بود، حکومت‌ها "آینده هستند و رونده." یعنی هر سلسله‌ی حکومت، می‌آید و سپس می‌رود. مثل زندیه، مثل غزنویه، مثل خاندان گاندیه در هن...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کشورها پابرجا هستند، حکومت‌ها اما پا در هوا. هر حکومتی خود را با خواسته‌های مردمش میزان کرد، کمتر در خطر فروپاشی است. وگرنه به قول یک فیلسوف ایرانی که سه دهه پیش مطرح ساخته بود، حکومت‌ها "آینده هستند و رونده." یعنی هر سلسله‌ی حکومت، می‌آید و سپس می‌رود. مثل زندیه، مثل غزنویه، مثل خاندان گاندیه در هندوستان و مثل خاندان بوتو در پاکستان.</p><p>در جمهوری اسلامی ایران، از انتقادها و اعتراضات چندین مرحله‌ای در دهه‌ی هفتاد تا اعتراضات به روند بی‌ثباتی ریال در برابر دلار در دی‌ماه ۱۴۰۴ و مخصوصاً دو شب سیاه ۱۸ و ۱۹ دی آن -که گلوله‌ها بر کلّه‌ها و قلب‌ها شلیک شد- همه و همه، علائم بزرگی در بیان مُطالبات مدنی و ملی بوده است که به تعبیر یک تحلیلگر ایرانی نوعی "برگ‌ریزان" این نظام به حساب می‌آید. اما درِ حکومت روحانیت، با دیدن این‌همه فریاد ملت، نه فقط همچنان بر همان پاشنه چرخید، حتی بر سر اعتراضات ملت خودش که با نرمی و خویشتنداری، زبان به اعتراض گشودند، اسم هم گذاشت که آنان "سربازان اسرائیل" هستند. خیال کردند با انگ‌زدن بر مردم، راحت‌ترین راه را برای پاک‌کردن صورت مسئله برگزیدند، اما بحران‌ها و شکاف‌ها در علم جامعه‌شناسی سیاسی، هم علل علمی و عارضی دارد و هم راه‌حل‌های جامعه‌شناختی.</p><p>نادیده‌گرفتن خواست ملت، بدترین نتیجه‌ها را با خود حمل می‌کند و روزی را فرا می‌رسانَد که مسلماً برای حاکمان، دیر است، چون آن وقت، کشور پابرجا می‌مانَد، نظام اما از درون می‌پوکد. کاش هر حکومتی خود را با خواسته‌های ملتش، بالانس و هم‌صدا می‌کرد و تنظیمات پخش صوت خود را، اکو و گوشنواز می‌نمود، نه گوشخراش و پر از زوزه و سوت. دوشنبه ۲۴ ، ۱ ، ۱۴۰۵ : دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/34/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>مسائل روز</category>
	</item>
	<item>
		<title>نگاه ایدئولوژیک خسارت‌بار است</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/33</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/33</guid>
		<pubDate>Sun, 12 Apr 2026 09:26:59 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[با نگاه ایدئولوژیک نمی‌شود نه کشوری را اداره کرد و نه با جهان در صلح و رابطه و داد و سِتد بود. نمونه‌ی عبرت‌آموز آن "اتحاد جماهیر شوروی" بود که هفتاد سال کوشید ۱۵ کشور اطراف خود را در شوروی ادغام کند و با ایجاد "بلوک شرق" بر پایه‌ی ایدئولوژی کمونیسم در برابر "بلوک غرب" با گرایش مسیحی، بایستد؛ اما جز...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با نگاه ایدئولوژیک نمی‌شود نه کشوری را اداره کرد و نه با جهان در صلح و رابطه و داد و سِتد بود. نمونه‌ی عبرت‌آموز آن "اتحاد جماهیر شوروی" بود که هفتاد سال کوشید ۱۵ کشور اطراف خود را در شوروی ادغام کند و با ایجاد "بلوک شرق" بر پایه‌ی ایدئولوژی کمونیسم در برابر "بلوک غرب" با گرایش مسیحی، بایستد؛ اما جز هزینه و نفرت، عایداتی نداشت. ابتدا خروشچف نسبت به نظام خونین استالینی شوروی بدبین شد و در مقام "صدر هیأت رئیسه"ی شوروی -که عنوان دهن پُر کنِ رهبریت کشور شوروی بود- اصلاحاتی ولو خفیف صورت داد و تا حدی ترس و وحشت از خرس قدرت را از دل مرذم ریخت. و سپس دو دهه بعد، میخائیل گورپاچف ظهور کرد، تقریباً تمام بساط لئونید برژنف رهبر قبلی شوروی را جمع کرد و اتحاد جماهیر فرو پاشید و آن جمهورها، کشور جداگانه شدند و بلوک شرق اروپا در بلوک غرب محو شد و از شوروی فقط تاریخ تاریک ماند که به اصول و آرمان خودِ مارکس و لنین هم به‌وفایی شده بود.</p><p>منظورم این است هیچ کشوری از راه ایدئولوژی نمی‌تواند منافع ملی و رفاه اجتماعی مردم سرزمین خود را فراهم کند. زیرا ایدئولوژی یک سری چارچوب‌های آهنین است که درکی از زمان و تشخیص سود و زیان در آن نیست. تنها راه رفاه و آرامش و شادابی و رشد و توسعه‌ی کشور، ترک نگاه ایدئولوژیک و ذخیره‌ی دائمی تشخیص منافع ملی و آسایش مردم در گیتی است. ایدئولوژی‌های سخت‌گیرانه مرام‌هایی هستند که به مردم رحم نمی‌کنند و حتی آنان را عین آن‌دسته حیوانات -که برای بردن به قربانگاه، روزانه و شبانه علف می‌خورند تا فوری فرِبه و پروار شوند که گوشت و دُمبه و کله‌پاچّه‌ی پرباری داشته باشند- برای خود فدایی و کُشته می‌خواهد.</p><p>سیاست جایی نیست که ایدئولوژی بخواهد آن را فرمان براند. معاش مردم اگر نخواهد به خطر افتد، سیاست باید ایدئولوژی را ترک گوید. امروزه حتی با سیاست دلاریزه هم نمی‌شود لشگر نیابتی آراست، زیرا</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/33/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>سیاست</category>
	</item>
	<item>
		<title>آیا مردم ایران زیاده‌خواه بودند؟!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/32</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/32</guid>
		<pubDate>Sat, 11 Apr 2026 10:25:00 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[تئوری: اول از "اگزیستانسیالیست"ها به نمایندگی از ژان پُل سارتر و کی یَر کِگارد وام بگیرم که حرف مهم و پیچیده‌ای دارند و من به برداشت آزاد خودم آن را این‌طور ساده، باز می‌کنم: وجود و ماهیت. وجودِ هر چیزی را ماهیت آن چیز، تغییر می‌دهد، تغییر، یا بد و زشت است، و یا خوب و زیبا. جسمِ انسان، وجود اوست اما...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تئوری: اول از "اگزیستانسیالیست"ها به نمایندگی از ژان پُل سارتر و کی یَر کِگارد وام بگیرم که حرف مهم و پیچیده‌ای دارند و من به برداشت آزاد خودم آن را این‌طور ساده، باز می‌کنم: وجود و ماهیت. وجودِ هر چیزی را ماهیت آن چیز، تغییر می‌دهد، تغییر، یا بد و زشت است، و یا خوب و زیبا. جسمِ انسان، وجود اوست اما رفتار و کردار و پندار او، ماهیت اوست. ماهیت باید وجود را گرامی بدارد تا هویت آن، دستخوش زشتی و سقوط به درّه‌ی بدی نگردد.</p><p>تشریح: خوب که نگه کنیم می‌بینیم مردم ایران دست‌کم طی ۳۷ سال اخیر تا همان دی‌ماه ۱۴۰۴ در دو مسیر ۱. قانونی رسمی و ۲. انتقادهای لصلاحی و اعتراضی، سعی کردند مطالبات خود را مدام و متناوب به سمت حاکمیت مطرح کنند.</p><p>- در مسیر قانونی رسمی، شاهد بودیم در چندین مرحله سرِ صندوق‌های اخذ رأی حضور پیدا کردند و با آن‌که از اصلِ انتخاباتِ بر پایه‌ی دخالت شورای نگهبان با ابزار کنترلی "نظارت استصوابی" -که در شباهت با تصفیه‌خانه و پالایشگاه مو نمی‌زند- بیزاری می‌جستند، اما برای ممانعت عملی از انتخاب‌شدن کاندیداهای جانبدار حاکمیت، هر بار پای صندوق آمدند و سرانجام چندبار رأی متفاوت خود را به رخ نظام کشاندند که در همین ۳۷ سال، توسط سه نهاد کاملاً مصادره شد: نهاد روحانیت، نهاد سپاه، نهاد شورای نگهبان. اما هر بار، این نظام با این ماهیت! آن رأی‌های معنادار را -که بو و طعم رفراندوم را هم داشت- به هیچ انگاشت و حتی هر ۹ روز یک بحران به دست نیروهای خودسرِ جناح اقلیت محض نظام، برای دولت‌های متفاوت‌اندیش، خلق می‌کرد و یا برای آنان مسئله می‌ساخت مانند اشغال خشونت‌بار کوی دانشگاه تهران در عصر آقای محمد خاتمی و تخریب و اشغال سفارت عربستان در دوره‌ی آقای حسن روحانی. فشارهای حاکمیت و نیروهای سرکوبگر موازی، بر دولت‌های تقریباً زاویه‌دار با حاکمیت در سه امر سیاست داخلی، سیاست فرهنگی و سیاست خارجی و حمایت علنی و مخفی سران قدرت ازین نیروهای خودسر خشونت و رُعب و وحشت، نشان داد که حاکمیت خود را به کَری و کوری می‌زند و نمی‌خواهد به روند تغییرات آرام و مفید به حال میهن، تن دهد. و عاقبت کار، تن هم نداد. آنچه پیش آمد محصول همین رفتار حاکمیت با رأی مردم است.</p><p>- در مسیر انتقادهای اصلاحی و اعتراضی نیز، ملت به چشم خود به‌عینه و بُهت‌زده دید که این نظام حاکم بر ایران، در تمام جنبش‌های اعتراضی مانند جنبش دانشجویی در اعتراض به توقیف فوری روزنامه‌ی "سلام" در سال ۱۳۷۸ و در جنبش سبز در بحران ۱۳۸۸ و در جنبش‌های دیگر در سال‌های دهه‌ی ۹۰ و حتی حرکت‌های تقریباً خشن‌تر اعتراضی به مسائل معیشتی شبیه گران‌شدن شبانه‌ی بنزین و نیز حرکت شدید خیزش تقریبا" عمومی و هیجانی بر اثر شنیدن جان‌باختنِ خانم مهسا ژینا امینی دختر کُرد در تهران، بر اثر شوک نوع برخورد خام و خشنِ گشت ارشاد با ایشان، و نیز چند جنبش اعتراضی صنفی شبیه اعتراضات معلمان ایران و نیز اعتصابات کامیون‌داران و همین‌طور چندین حرکت اعتراضی دیگر، نه تنها نخواست به خواسته‌های معترضان گوش فرا دهد، بلکه در سریع‌ترین تصمیم و در شتاب‌آلودترین رفتار، یگان‌های سازماندهی‌شده‌ی سرکوب را با فریادهای به‌حق مردم، به سبک مسلح، دیم‌به‌دیم می‌کرد. دیم‌به‌دیم در لفظ محلی یعنی بدترین برخورد دو چیز از روبرو با همدیگر که جراحت یا مرگ همراه دارد. عین تصادف دو تریلی در جاده‌‌ی باریک از رو‌به‌رو به همدیگر. در واقع، دیم‌به‌دیم یعنی شاخ‌به‌شاخ شدن. آیا حکومت که مولود مردم است، مگر حق دارد هر بار در برابر اعتراضات، نیروهای سرکوب را با آنان شاخ‌به‌شاخ کند که در یک سمت آخرین حد فشار، فریاد رسا و سالم در حلقوم است و اما در سمت دیگر، فرستادن گلوله بر سر و حلقوم؟! بگذرم من و وارد واقعه‌ی خونین شبای پُرشبَخ!!! ۱۸ + ۱۹ دی‌ماه ۴۰۴ نمی‌شوم که بوی باروتِ دِهشَت آن دو شب، هرگز از مشام ملت خشمگین اما خویشتندار و صبّار، فرو نمی‌نشیند!</p><p>تکمیل: به سؤال اصلی یادداشتم برگردم: "آیا مردم ایران زیاده‌خواه بودند؟!" جوابم این است:</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/32/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>مسائل روز</category>
	</item>
	<item>
		<title>وقت دقیق حرف‌ها، وسط بحران‌ها</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/31</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/31</guid>
		<pubDate>Fri, 10 Apr 2026 14:07:47 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[حکومت‌های صاحب عقل از حرف‌های صاحبنظران و تحلیلگران کشورشان، نه فقط واهمه نمی‌کنند بلکه آن را زمینه‌ساز برطرف‌کردن و ترمیم عیب و ایرادهای نظام سیاسی می‌کنند تا از بروز بحران‌های عمیق‌تر جلوگیری کنند. چه فایده‌ای دارد وقتی بحران‌ها از آخرین حد خود عبور کند و آن‌گاه تازه بخواهند نظریه‌پردازان و صاحب‌ن...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حکومت‌های صاحب عقل از حرف‌های صاحبنظران و تحلیلگران کشورشان، نه فقط واهمه نمی‌کنند بلکه آن را زمینه‌ساز برطرف‌کردن و ترمیم عیب و ایرادهای نظام سیاسی می‌کنند تا از بروز بحران‌های عمیق‌تر جلوگیری کنند. چه فایده‌ای دارد وقتی بحران‌ها از آخرین حد خود عبور کند و آن‌گاه تازه بخواهند نظریه‌پردازان و صاحب‌نظران و خردمندان را مثلاً کاری نداشته باشند که نظریات خود را مطرح کنند. وقتی کار از کار گذشته باشد، آن‌گاه چه سود که تحلیلگران به حرف بیایند. در مورد همین نبرد سه دولت بارها تیزبینان هشدار دادند اما نقل است چشم حکومت‌ها کور و گوش حکومت‌ها کر است. تحلیلگران حتی اگر حرف‌هایشان تلخ و دردآور هم باشد، وقتِ دقیق حرف‌شان در همان لحظه‌ها و درون بحران‌هاست تا واقع‌گرایانه مسائل مورد کاوش، کنکاش و بررسی و پردازش قرار گیرد. البته که حکومت‌های خودخواه مانند پُل‌پوت کاموج، استالین شوروی، تیتوی یوگسلاوی، صدام‌حسین عراق و جاهایی شبیه اینها از شنیدن آن، خوف می‌کنند و خیال می‌کنند حرف تحلیلگران، زیانبار است و حکومت‌شان را تضعیف می‌سازد! حال آن‌که تحلیلگر چون ذهن خلاق و رفتار غیروابسته به حکومت و ساختار قدرت دارد، مسائل را ژرف‌تر و آزادنگرانه می‌فهمد و به دروغ و فریب و اطلاعات غلط، تمسک نمی‌جوید.</p><p>من نظرم این است وقت دقیق حرف‌ها، وسط بحران‌هاست. صدام حسین دهن تمام اقوام عراق و مذاهب آن جا را لگام زده بود تا فقط خود به‌تنهایی و حزب بعثش، عراق را رهبری کند و دیدیم چگونه کشور عراق.را طی حکومت چندین ساله‌ی دیکتاتوری وحشتش، با سه جنگ هولناک و چندین مرتبه سرکوب خونین اعتراضات مردم مظلوم و ستمکش درگیر کرد و سرانجام در دام ارتش مجهز آمریکا افتاد و نهایتاً به دار آویخته شد. هر حکومتی نگذارد تحلیلگران و خردمندان، حرف‌های خود را در دل بحران‌ها و به‌هنگام بزنند، در واقع کشور را از حقایق و واقعیات دور نگه می‌دارند که چند صباح بیشتر، حکومت متزلزل‌شان بر سر قدرت باقی بماند.</p><p>حکومت‌های صاحب عقل از نظر دیدگاه شخصی من دست‌کم هفت نشانه دارد. برمی‌شمارم:</p><p>۱. تورم یک رقمی را قاموس قدرت می‌کند و آن را بشدت مواظبت می‌کند و از تورم دو رقمی به لرزه در می‌آید تا مردم آسیب نبیند و فوری دست به اصلاحات اقتصادی می‌زند. و از ترس رسیدن تورم سه رقمی، جست و خیز می‌کند تا با جهان از در سازگاری در آید که مردم و میهن را زیر آماج بدترین بحران‌ها و جنگ‌ها و آوارگی‌ها رها نکند.</p><p>۲. وقتی سیل انتقاد و اعتراض از سوی مردم را روانه‌ی حکومتش ببیند، تن به تغییر نگرش می‌دهد تا از تشدید شکاف ممانعت کند.</p><p>۳. احزاب و فعالیت‌های سیاسی را به اندازه‌ی خود حکومت آزاد می‌گذارد تا ضربه‌گیر اختلافات درونی شود.</p><p>۴. مشاورین ارشد خود در امور اقتصادی، سیاسی، نظامی، فکری، خارجی و حقوقی را از میان افراد ترسو و چاپلوس و امتیازطلب برنمی‌گزیند بلکه دنیال افراد جدی و رک و حق‌گو می‌رود که بدون تعارف و ترس، مشورت واقعی دهند و حکومت را از بدکاری و از بدفکری حذر دهند.</p><p>۵. بحران‌های داخلی را کلید برون‌رفت‌ها می‌داند، نه قفل‌زدن بر روی آن‌ها و سرکوب مردم، که روزی تراکم آن عین حجم گاز درون چاه نفت، منفجر نشود که حکومت را با خود به هوا ببرد!!!</p><p>۶. آزادی را عامل امنیت جامعه می‌داند. نه این‌که بسته‌شدن فضا را امنیت بداند. زیرا آزادی همواره جامعه را تخلیه می‌کند و نمی‌گذارد عقده‌ها و کینه‌ها و نفرت‌ها تولید شود.</p><p>۷. اصلی‌ترین کارش را سازگاری با تمام جهان می‌داند که همه بیایند سرمایه‌گذاری کنند و در صلح و امنیت بمانند و شریان کشور، به رگ جهان وصل باشد، نه تحریم و قطع. و مردم، ملاک همه‌پرسی‌ها و انتخابات شوند و هر چه اکثریت مردم گفتند همان باید پیاده شود.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/31/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		<category>مسائل روز</category>
	</item>
	<item>
		<title>صحیح‌ترین سیاست خارجی برای میهن ایران</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/30</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/30</guid>
		<pubDate>Thu, 09 Apr 2026 14:19:10 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[دست‌کم به سه علت، من فکر می‌کنم صحیح‌ترین سیاست خارجی برای میهن ایران در آینده این است که به‌طور همزمان روابطی پایدار و اقتصادپایه و فاقد تنش، با اعراب، با آمریکا، با روسیه، با چین و کره جنوبی و ژاپن و با اروپا داشته باشد و خود را به‌تمامه از تمام تنش‌های خونین و درگیرانه‌ی منطقه‌ای، بیرون نگه دارد...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دست‌کم به سه علت، من فکر می‌کنم صحیح‌ترین سیاست خارجی برای میهن ایران در آینده این است که به‌طور همزمان روابطی پایدار و اقتصادپایه و فاقد تنش، با اعراب، با آمریکا، با روسیه، با چین و کره جنوبی و ژاپن و با اروپا داشته باشد و خود را به‌تمامه از تمام تنش‌های خونین و درگیرانه‌ی منطقه‌ای، بیرون نگه دارد و از ایدئولوژیک‌کردن آن کامل پرهیز کند و دیپلماسی اقتصادی را بر دیپلماسی مکتبی غلبه دهد و هرگز منافع ملی و رفاه مردم خود را با هیچ دولت یا جنبش منطقه و جهان، همپیوند نکند. سه علت این است:</p><p>۱. ایران در خاورمیانه قرار دارد، جای که مرزها خونین بود و حتی ادیان نیز با هم نمی‌ساختند. پس بهتر است سیاست خارجی ایران بر پایه‌ی اقتصاد باشد، نه مذهب و جنبش‌گرایی ایده‌آلیستی.</p><p>۲. ایران بیش از یک قرن است دچار مجموعه تحولات فکری بی‌نتیجه، شده است. پس لازم است تا زمانی که سیر تحول ایرانی به تکامل خود نزدیک نشده است، سیاست خارجی خویشتندار پیشه کند.</p><p>۳. جبر جغرافیا باعث شد ایران از سر شانس بد در مجاورت روسیه قرار گرفت. همین ایجاب می‌کند که ایران سیاست خارجی متوازن با جهان برقرار کند، زیرا روسیه همواره ایران را حیاط خلوت خود فرض می‌کند و مرموزانه آن را برای خود، مهره‌ای برای بازیگری جهانی می‌داند. فقط یک سیاست خارجی روابط‌محور همه‌جانبه با تمام جهان، می‌تواند نفوذ روس را تقریباً کم‌اثر کند و نقش تخریبگر آن کشور در ایران را خنثی کند.</p><p>این متنم را از آن رو نوشتم که اگر روزی "دولتِ عقل" بر میهن حاکم شد، راه ایران کدام سو باشد. روشن کنم "دولت عقل" از</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/30/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>سیاست</category>
	</item>
	<item>
		<title>بُت و غُلوّ</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/29</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/29</guid>
		<pubDate>Sun, 29 Mar 2026 19:09:01 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[آری لَختی اندیشیدن؛ این جا "ایران است"، که تمدن دیرین دارد و هزاران سال قِدمت. آن‌سان که مکه را جاهلیت و بُت و بُت‌پرست و غُلوّ پُر کرده بود، این سرزمین باتمدن اما، کوروش داشت و زرتشت. کوروش کبیر مثل اینان نبود که در پایتخت، سرِ تخت بنشیند و نیرو به جنگ بفرستد و به کُشت و کُشتن دهد، بلکه خود روی زین...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آری لَختی اندیشیدن؛ این جا "ایران است"، که تمدن دیرین دارد و هزاران سال قِدمت. آن‌سان که مکه را جاهلیت و بُت و بُت‌پرست و غُلوّ پُر کرده بود، این سرزمین باتمدن اما، کوروش داشت و زرتشت. کوروش کبیر مثل اینان نبود که در پایتخت، سرِ تخت بنشیند و نیرو به جنگ بفرستد و به کُشت و کُشتن دهد، بلکه خود روی زین اسب می‌نشست و پا در رکاب می‌زد و پادشاه پیشوای پیشرو بود و جلوتر از سربازهایش به دل دشمن می‌زد و نه رُعب و خون و خون‌ریزی، که مدارا به ملت‌ها ارمغان می‌بُرد و فرهنگ‌ها و باورهای مردم را محترم می‌شمُرد و نمی‌کوشید ملتی یا حکومتی را محو کند. و زرتشتِ پیام‌آور هم، اهورا را مژده می‌داد و اهریمن را حذر. آن پیام‌آور نورآور ایران، نوید و مژده‌ی نور را می‌داد و می‌گفت تاریکی را از پندار و گفتار و کردار خود دور کنید و هر گاه هر مذهب و هر فردی برای روز و روزگاری نور آوُرد با او باید بود. تا تاریکی میهن را نپوشانَد. آری، مکه بُت داشت و بُت می‌ساخت و غُلوّ می‌نمود، ایران اما کوروش داشت و اهورا می‌پرستید و با اهریمن می‌ستیزید. این حا ایران است هر مذهب و هر فرد نور ارمغان بیاورد باید با او بود درآمیزید، اما اگر تاریکی و تباهی و تندی و تنش آوُرده باشد باید با او در آویخت. دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/29/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ایران</category>
	</item>
	<item>
		<title>ذوب مذهب از دست قدرت</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/28</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/28</guid>
		<pubDate>Sun, 29 Mar 2026 08:52:56 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[:: نوشته‌ی ۹ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: در کتاب "عارفی از الجزایر" ترجمه‌ی نصرا... پورجوادی چاپ ۱۳۶۰ خوانده بودم که گفته بود: "آن کس که جانش همانند برف در دستِ دین ذوب نشود، دین در دستان او همچون برف ذوب می‌شود."
این طرز فکر در طول تاریخ همواره بوده که قدرتمندان برای تقویت مقام خود حاضر شدند، نه فقط مذهب را پای...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><strong><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;height:auto;width:26.875px;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></strong></a> :: نوشته‌ی ۹ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: در کتاب "عارفی از الجزایر" ترجمه‌ی نصرا... پورجوادی چاپ ۱۳۶۰ خوانده بودم که گفته بود: "آن کس که جانش همانند برف در دستِ دین ذوب نشود، دین در دستان او همچون برف ذوب می‌شود."</p><p>این طرز فکر در طول تاریخ همواره بوده که قدرتمندان برای تقویت مقام خود حاضر شدند، نه فقط مذهب را پای اَمیال خود عین برف ذوب کنند که حتی مذهب را مادرْخرجِ راه و روش‌شان سازند. در واقع راضی‌اند به هر قیمتی، قدرت را فقط در چنگ خود داشته باشند، مهم نیست مردم و میهن به کجا کشیده شوند؛ به بدبختی و هلاکت، به سختی و فلاکت، به تنگی اقتصاد ومعیشت، به نبودِ حق و عدالت، به انبوه معضل و درد، به آواره‌شدن و هزار غصه و دغدغه‌اش، به کشته‌شدن و دردهای زخم، حتی به زیر بمب بودن و پرتاب پی در پی جنگنده در جنگ. اصل آن است قدرت تحت حکمشان قرار داشته باشد و حکومت از آن آنان!!! آری؛ چون برف برای مذهب، ذوب نمی‌شوند! در عوض چون برف، مذهب پای قدرت ذوب می‌شود. برای این تیپ تفکر، هارون‌الرشید الگوست، نه روانشاد نلسون ماندلا. دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/28/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>16</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>مذهب</category>
		<category>کتاب</category>
	</item>
	<item>
		<title>زندگی سه ضلع دارد</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/27</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/27</guid>
		<pubDate>Sat, 28 Mar 2026 09:13:56 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: نوشته‌ی  ۸ ، ۱ ، ۱۴۰۵ ::  به نظر من انسان با سه دارایی پایدار، می‌تواند زندگی خود را سامان ببخشد و با شایستگی بماند: اخلاقیات، دانش‌ها، اقتصاد یا همان معیشت و معاش. درین مسیر البته دو پیش‌نیاز هم باید فراهم باشد: آزادی و آگاهی.
حاشیه: امروزه در وسط ماجرای سه دولتِ در حال عملیات و پرتاب نسبت به هم،...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : نوشته‌ی  ۸ ، ۱ ، ۱۴۰۵ ::  به نظر من انسان با سه دارایی پایدار، می‌تواند زندگی خود را سامان ببخشد و با شایستگی بماند: اخلاقیات، دانش‌ها، اقتصاد یا همان معیشت و معاش. درین مسیر البته دو پیش‌نیاز هم باید فراهم باشد: آزادی و آگاهی.</p><p>حاشیه: امروزه در وسط ماجرای سه دولتِ در حال عملیات و پرتاب نسبت به هم، یک خبری از سایت‌ها می‌خوانیم که مثلاً یک فرد در قوه‌ی قضائیه گفته <a href="https://eaglenosw.blogix.ir/post/138/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87" target="_blank">اموال</a> آقایان: علی شریف زارچی استاد دانشگاه شریف، آقای برزو ارجمند هنرپیشه، آقای محسن یگانه خواننده‌ی پاپ و آقای آزمون ورزشکار رشته‌ی فوتبال، به خاطر فلان اظهارنظر <a href="https://www.asriran.com/fa/news/1152235/%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D9%82%DB%8C%D9%81-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%A7%D9%84" target="_blank" rel="nofollow">مصادره</a> شد. خُب خود آقای مسعود پزشکیان هم زمانی عضو "شورای موقت رهبری" شد گفت از کشورهای همسایه به خاطر حمله به خاک آنان عذرخواهی می‌کنیم و حتی <a href="https://www.asriran.com/fa/news/1147278/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AA%D9%88%D9%82%D9%81-%D8%AD%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%B1%D9%81-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%B1%D9%81-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D8%B9%D8%B0%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85" target="_blank" rel="nofollow">گفته</a> آن کار را کسانی کردند که "آتش‌به‌اختیار" شدند و شورای رهبری تصویب کرد دیگر به کشورهای همسایه حمله نظامی نشود. اما هم شورا کلّه‌پا شد و هم پزشکیان از دور خارج شد و هیچ هم حساب نمی‌شود  ولی آیا اموالش مصادره شد؟!</p><p>من این چهار تن را که اسمشان در سایت‌ها آمده، نه شناخت چندانی دارم و نه حتی به آن فکر می‌کردم، اما این کار قضایی نظام با آنان، مرا به فکر فرو برد و آن را وقتی با تاریخ مذهب در زمان صدر اسلام تطبیق دادم، دیدم کاملاً وارونه است. چون‌که این مشرکان و بت‌پرستان مکه بودند که تمام اموال مهاجرین به مدینه را مصادره کرده بودند و تمام خانه‌های آنانی را که دست به هجرت زده بوده و از مکه به مدینه رفته بوده و تحت حمایت انصار مدینه قرار گرفته بودند، غارت کردند. اینک به این وارونگی آشکار رفتاری درین "نظام ج . ا . ایران" نسبت به اموال افراد این مرز و بوم، تعجبی نکردم، زیرا از دیدِ من حکومت‌های مذهبی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/27/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>سیاست</category>
	</item>
	<item>
		<title>سه مسئله‌ی روز میان مردم ایران</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/26</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/26</guid>
		<pubDate>Fri, 27 Mar 2026 09:42:06 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: نوشته‌ی ۷ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: این روزها -از فردای کشتار دِهشتناک هجده و نوزده دی که شنیع‌ترین رویداد طی نزدیک نیم قرن در نظام ج . ا . ایران بود و روح مردم از آن آزُردگی غمبار، التیام نمی‌گیرد و از صدمه باز نمی‌ایستد- سه مسئله‌ی روز دیگر هم، میان مردم ایران یا پچ‌پچ می‌شود و یا به بحث در خلوت گذاشته می‌ش...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : نوشته‌ی ۷ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: این روزها -از فردای کشتار دِهشتناک هجده و نوزده دی که شنیع‌ترین رویداد طی نزدیک نیم قرن در نظام ج . ا . ایران بود و روح مردم از آن آزُردگی غمبار، التیام نمی‌گیرد و از صدمه باز نمی‌ایستد- سه مسئله‌ی روز دیگر هم، میان مردم ایران یا پچ‌پچ می‌شود و یا به بحث در خلوت گذاشته می‌شود:</p><p>مسئله‌ی یک: حربه‌ی راحتِ مسدودکردن اینترنت توسط حکومت، هم در مقطع سرکوب در دی، و هم از نهم اسفند در زمانه‌ی درگیری نظامی "سه دولت" با همدیگر، که با ترور در مجموعه‌ی پاستور توسط اسرائیل شروع شد. این مسئله، تا جایی که من فضای عمومی و سیاسی را رصد می‌کنم تا از وخامت اوضاع، سر در بیاورم، از دید من مهترین مسئله‌ی مردم است که اولین وابستگی آنان، گوشی و دسترسی سهل و آسان به اینترنت و آگاهی آزاد از اخبار و رسیدن به تحلیل‌هاست. اما یک عده خودخواه در بالای حکومت، این فن‌آوری مدرن را -که مالک و سازنده‌ی آن در آن سوی جهان، این متاع بی‌رقیب را در مالکیت کل بشریت قرار داده است نه در ثد قدرت حکومت‌های انسدادگر- از مردم دریغ می‌دارند. کشورهایی مانند "کره شمالی" و "جمهوری اسلامی" حتی از غزه با آن‌همه هجوم، واپس ماندند که در بدترین اوضاع و نبردها، اینترنت اما داشت، بدون هیج روز مسدودیت و محدودیت.</p><p>مسئله‌ی دو: قضیه‌ی نصب "پسر" بر تخت ولایت "پدر" بوده و هست که ضریه‌ی کاری را بر پیکر این نظام دچار انواع فساد، زد و مردم را به یاد سال هشتاد و چهار زمانه‌ی یکه‌تازی آقای محمود احمدی‌نژاد بُرد که در آن زمان، بحث کم کم بین آگاهان شروع شده بود که این "پسر" را دارند برای پس از "پدر" مهیا می‌کنند. اما بلاخره دست دسیسه رو شد و در حالی نصب اتفاق افتاد، که نه یک روز سابقه‌‌ی مدیریت دارد، نه یک کلمه گفتارهای سیاسی و علمی ازو بین مردم حتی در سطح سیاسیون رواج یافته بود، و نه قرار بود انقلاب مردمی سال پنجاه و هفت، به ولایتِ موروثی، دگردیسی شود. هیچ کاری درین نظام روحانیت‌گرا و در دستان بعضاً سپاه، ضربه‌زننده‌تر ازین رفتار خبرگان نبود که نه خُبره هستند و نه نماینده‌ی واقعی اکثریت ملت و میهن. گوش به‌فرمان بودند و مترصّد رسیدنِ روزی که با یک نشست و برخاست صوری آن هم در قم، ولایت را -که تنه می‌زند به سلطنت- مُهر کنند!!! آن پسرِ بیرون کشور هم مثلاً تخت سلطنت می‌خواهد و حتی تهران، پایتخت! چه زمانه‌ایی را ملت دارد ریزریز می‌بیند و به حال و روز اینا می‌خندد!!!</p><p>مسئله‌ی سه:  سومی مسئله درگیری نظامی "سه دولت" با همدیگر است که روی همدیگر آتش گشودند و دارند عملیات می‌کنند. روی این جنگیدن، من فعلاً ورود نمی‌کنم و تا کنون نکردم. فقط یک حرف را ناگفته نگذارم:</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/26/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>سیاست</category>
	</item>
	<item>
		<title>شب و روز تلقین و تکرار بود</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/25</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/25</guid>
		<pubDate>Thu, 26 Mar 2026 09:59:55 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: نوشته‌ی ۶ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: از آن جا که از دیدِ من حضرت سعدی در اخلاق، در مطالعه، در مسائل جامعه، در خودداری از ریاکاری، در پرهیزگاری فردی و مهمتر از همه در پرهیز از دیوارکشی بین خود و مردم، تقریباً نظیری ندارد، و الگوی جامعه‌ی اخلاقی است، پس چه در دوره‌ی ثبات‌ها و چه در بُرهه‌ی بحران‌ها، دَمی با او ن...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : نوشته‌ی ۶ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: از آن جا که از دیدِ من حضرت سعدی در اخلاق، در مطالعه، در مسائل جامعه، در خودداری از ریاکاری، در پرهیزگاری فردی و مهمتر از همه در پرهیز از دیوارکشی بین خود و مردم، تقریباً نظیری ندارد، و الگوی جامعه‌ی اخلاقی است، پس چه در دوره‌ی ثبات‌ها و چه در بُرهه‌ی بحران‌ها، دَمی با او نشستن، غنیمت که سرِ جایش، آسودگی و نشاط درونی می‌آورَد. سعدی از دست مذهبیون اشعری به دامن عرفان و اخلاقیات پا گذاشت و از ظاهرگرایی اشعریون به والاترین تفکر انسانی و مهربانی رسید. خودش این راز را فاش کرده بود:</p><blockquote><p>مرا در نظامیه اِدرار بود</p><p>شب و روز تلقین و تکرار بود</p></blockquote><p>سعدی شاگرد مدرسه‌ی "نظامیه" در بغداد بود که فلسفه در آن برای طلبه ممنوع بود و فقه سُنی فرقه‌ی مذهب شافعی تدریس می‌شد و تفکر اشعری، غلبه داشت. لذا از آن مدرسه بیرون آمد و پا فراتر نهاد فقط بر طلبه تلقین می‌شد و تکرار. دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/25/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>مذهب</category>
		<category>چهره ها</category>
		<category>اخلاق</category>
		<category>شعر</category>
	</item>
	<item>
		<title>چرا حکومت‌های مذهبی زیانبارند؟!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/24</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/24</guid>
		<pubDate>Wed, 25 Mar 2026 10:28:34 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: نوشته‌ی ۵ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: از نظر من حکومت‌های مذهبی -با هر ریشه و شاخه‌ای- به این علت‌ها به ملت و خود مذهب زیان می‌رسانند:
۱. تکالیف‌محورند. یعنی حکومت، خود را مکلف می‌داند برای همه دستور بنویسد. چه مردم داخل کشور و چه مردم خارج کشور. نوعی اختیادارپنداری جهانی!
۲. ارشادگرند. از آن جا که آنها ریشه‌ی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : نوشته‌ی ۵ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: از نظر من حکومت‌های مذهبی -با هر ریشه و شاخه‌ای- به این علت‌ها به ملت و خود مذهب زیان می‌رسانند:</p><p><span style="color:hsl(0,75%,60%);">۱.</span> تکالیف‌محورند. یعنی حکومت، خود را مکلف می‌داند برای همه دستور بنویسد. چه مردم داخل کشور و چه مردم خارج کشور. نوعی اختیادارپنداری جهانی!</p><p><span style="color:hsl(0,75%,60%);">۲.</span> ارشادگرند. از آن جا که آنها ریشه‌ی حکومت خود را به غلط از آسمان!! تصور می‌کنند و می‌پندارند جای "خدا" نشسته‌اند، دست به ارشاد داخلی و ارشاد جهانی می‌زنند و کشور را در مسیر تنش داخلی و خارجی می‌اندازند.</p><p><span style="color:hsl(0,75%,60%);">۳.</span> خودحق‌پندارند. و به همین دلیل، همه را به کیش خود فرا می‌خوانند و سایر ملت و مِلل و دُول جهان را باطل و به‌دور از حق می‌خوانند و اهل دوزخ. گویی خود انگاری در وسط بهشت و جنت و فردوس غُرفه!! گرفته‌اند.</p><p><span style="color:hsl(0,75%,60%);">۴.</span> آرمانگرای تخیّل‌بافند. هنوز حالِ روزگار فعلی مردم را بهبود نبخشیده، به سراغ آینده و وعده و آرمان و خیالات می‌روند و همین موجب می‌شود از واقع‌گرایی در دام ایده‌های تخیلی بیفتند.</p><p><span style="color:hsl(0,75%,60%);">۵.</span> نائب‌گرایند. در اصل بر پایه‌ی یک جریان مهدوی‌گرایانه در دل شیعه و موعودگرایانه در برخی از ادیان و مکاتب، خود را جانشین و نائب تصور می‌کنند و حتی گاه با آن "موعود" ادعای رابطه دارند و حتی نقل است خط و ربط می‌گیرند!!! و سیاست‌ورزی ازین موهوم‌تر و مَهیب‌تر نمی‌شود.</p><p><span style="color:hsl(0,75%,60%);">۶.</span> دوقطبی‌سازند. یک قطب را حق و قطب دیگر جهان را باطل می‌دانند. حتی در داخل کشور هم، قطب مخصوص خود را خالص‌سازی می‌کنند و شهروندان را به خودی و غیرخودی و درجه یک و دو و سه تقسیم می‌کنند و مَناصب و پِست‌های ریز و دُرشت حکومتی را فقط بین خودشان عین لاشه‌ی ذبح‌شده، تقسیم و تسهیم می‌کنند و فساد می‌گُسترانند.</p><p>یک چنین حکومتی، از دید من اسمش "حکومت درگیر" است که رشد و توسعه را از منافع ملی به دور می‌ریزد. درگیر حق و باطل. درگیر آرمان و واقعیت. درگیر خودی و غیرخودی. درگیر تکالیف و حقوق. درگیر ارشاد و انحراف. درگیر دائمی با تمام کشورها. و انواع درگیری‌ها که از بس زیاد است، شمارش نمی‌شود کرد. در همین مدت چند سال اخیر، مثلاً در حکومت روحانیت ایران چه بحران‌هایی با دولت‌های جهان و حتی چه درگیری‌های چندین‌باره‌ای با معترضان داخل میهن رخ داده است که نِقار و شِقاق آفریده است و همچنان لاینحل باقی مانده است؛ به‌ویژه سرکوب و کشتار بی‌رحمانه با اسم‌گذرای "کودتا" در هجده و نوزده دی ۱۴۰۴ که ذهن ملت از آن خونریزی بیرون نمی‌افتد و یاد آن مظلومان به زمین افتاده هرگز فراموش نمی‌شود که حتی سوگواری هم بر آنان قدغن و به‌شدت دشوار و کنترل‌شده بود.</p><p>روزگاری سه نفر مطرح در مذهب شیعه، خبر از خطربودن "نظام ج. ا . ایران" داده بودند:</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/24/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>سیاست</category>
		<category>چهره ها</category>
	</item>
	<item>
		<title>دوران پسر بر سر تخت حکومت پدر سپری شده است</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/23</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/23</guid>
		<pubDate>Tue, 24 Mar 2026 09:31:00 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: نوشته‌ی ۴ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: چه سلطنت‌طلب، چه ولایت‌طلب، هر دو تلاش، امری ارتجاعی است. جامعه رو به جلو است و در پی حکومت مردمی و کسب رشد و توسعه و آزادی. واپس‌گرایی، نشان عقب‌ماندگی و استبداد شاهی و استبداد مذهبی است. این‌که همین مذهبیون بالای حکومت، سالیان دراز روی منبر و محفل، معاویه را سرزنش می‌کردن...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : نوشته‌ی ۴ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: چه سلطنت‌طلب، چه ولایت‌طلب، هر دو تلاش، امری ارتجاعی است. جامعه رو به جلو است و در پی حکومت مردمی و کسب رشد و توسعه و آزادی. واپس‌گرایی، نشان عقب‌ماندگی و استبداد شاهی و استبداد مذهبی است. این‌که همین مذهبیون بالای حکومت، سالیان دراز روی منبر و محفل، معاویه را سرزنش می‌کردند که "خلافت اسلامی" را به "سلطنت اموی" تبدیل و قدرت سیاسی را با نصب پسر کم‌سن و سالش یزید، حکومتی موروثی ساخته است، ناشی ازین بود که تلاش امویان برای به حکومت‌رساندن پسری از آن خاندان، خلاف چارچوب دین اسلام بوده است که به اعتقاد مسلمانان، حاکم را باید اکثریت مردم رضایت دهند تا تشکیل حکومت دهد، حتی اگر علی در کوفه باشد. و یا حتی قضیه‌ی ظهور "موعود" هم رخ دهد -که باوری از مهدویت‌گرایان است- باز نیز آن "موعود" بدون رأی و حضور و رضایت اکثریت مردم نمی‌تواند حکومت تشکیل دهد و خود را حاکم معرفی کند. بنابرین؛ چه آن پسر -که می‌کوشد سلطنت پهلوی پدر و پدربزرگش را بازتولید کند- و چه این "پسر" -که به همت و جست‌وخیز حامیان "نظام ج . ا . ایران" به ولایت پدرش نصب شده است- هر دو، حرکتی خلاف میل و رأی اکثریت مردم ایران است که مردم پچ‌پچِ این روزهایشان به همدیگر، این است که دیدی سال‌های سال نمی‌گفتیم دارند برای پسر جاده باز می‌کنند که قدرت از "بیت" به جای دیگر نرود؟! حتی طی این سال‌ها، نیروهای جناح راست وقتی در معرض نقد نیروهای جناح چپ و سایر مردم و نیروهای سیاسی و اجتماعی با گرایش‌های مختلف قرار می‌گرفتند که سران شماها دارند جایِ پای "<a href="https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/20/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-quot-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-quot" target="_blank">پسر</a>" را برای ادامه ولایت "<a href="https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/17/%DB%8C%DA%A9-quot-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-quot-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85-%D9%87%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86" target="_blank">پدر</a>" زمینه‌سازی می‌کنند، بعضاً جواب می‌دادند نه این طور نیست و هیچ کس چنین خطایی و چنین بلایی سر نظام نمی‌آورد که بخواهد قدرت را موروثی کند و در یک خاندان و بیت دست به دست نماید. اما هفدهم اسفند ۱۴۰۴ دیدند که کردند. آن‌هم به صورت مشکوک. زیرا چند روز پیش از هفده اسفند هم، یک فرد در مشهد در خطبه‌ی دستوری‌اش! گفته بود آن کسی را که انتخاب شد و اسمش هم مشخص شد، هر چه زودتر معرفی کنید!! یعنی چند روز پیش از نشست یک ساعت و ربعه‌ی مشکوک قم، او خبر از نصب پسر داده بود که اینک پس از نزدیک سه هفته است همچنان در پس پرده است و حامیان او هم، ازو نه نشان و نه خبر موثقی دارند و نه دیداری صورت دادند و بدون دیدن، بیعت خیابانی!!! کردند.</p><p>روزگاری هم، هم‌اینان، رهبر طالبان افغان را گیر می‌دادند که چرا هرگز خودش را به مردم نشان نمی‌دهد!! و در پس پرده‌ی غیب است. "مِلاعُمَر افغان ره خنده زوونه، واشون رِه سَر بوردِه". برگردان برای فارسی‌زبان: ملاعمر را تمسخر می‌کردند که چرا از دیده‌ها پنهان است، روی خودشان هم به سر آمد. آن خبرگان در سال شصت و هشت هم به جای رأی‌گیری، تابع سفارش و دستوری از آقای خمینی شد که آقای رفسنجانی نقل کرد که</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/23/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
	</item>
	<item>
		<title>همدستی ساسانیان و روحانیان، دولت و دین را به باد فنا داد</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/22</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/22</guid>
		<pubDate>Mon, 23 Mar 2026 09:46:10 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: نوشته‌ی ۳ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: یک خاندان در ایران بود که معبدها را از دیرباز ریاست می‌کرد. اینان ساسانیان بودند که از طریق دین به حکومت رسیدند و در آخر کار هم، با حربه‌ی دین نابود شدند. خاندان ساسان به کمک روحانیان زرتشت، حکومت پانصدساله‌ی اشکانیان را برانداختند که دولتی ایالت‌محور بود؛ یعنی در دوره‌ی اش...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : نوشته‌ی ۳ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: یک خاندان در ایران بود که معبدها را از دیرباز ریاست می‌کرد. اینان ساسانیان بودند که از طریق دین به حکومت رسیدند و در آخر کار هم، با حربه‌ی دین نابود شدند. خاندان ساسان به کمک روحانیان زرتشت، حکومت پانصدساله‌ی اشکانیان را برانداختند که دولتی ایالت‌محور بود؛ یعنی در دوره‌ی اشکانی، ایران از ۱۸ ایالت به ۲۴۰ ایالت تبدیل شده بود. به همین علت، حکومت اشکانیان بر محور استقلال ایالات و تسامح دینی (=آسانگیری مذهبی) استوار بود که روحانیون زرتشتی با آن مخالف بودند. وقتی دولت ساسانی با روحانیون زرتشتی همدست شدند، هم دولت توسط حاکمان به فساد کشیده شد و هم دین توسط روحانیان به انحراف. مطلب من روشن است. پس دو بیت از حضرت سعدی بگویم که هزاران‌هزار بار می‌ارزد بر هزاران‌هزار مرتبه رجز رجزخوانان و خالی‌بندی خالی‌بافان: اگر پیل‌زوری وگر شیرجنگ / به نزدیک من، صلح بهتر که جنگ ... چو شاید به‌نرمی گرفتن دیار / به پیکار، خون از مَشامی مَیار. برای اطلاعات بیشتر، کتاب مهم «دین و دولت در عهد ساسانی» نوشتۀ دکتر شیرین بیانی دیده شود.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/22/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		<category>ایران</category>
		<category>مذهب</category>
		<category>شعر</category>
	</item>
	<item>
		<title>جواب اخلاق و مذهب به &quot;آزار&quot;</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/21</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/21</guid>
		<pubDate>Sun, 22 Mar 2026 09:59:53 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: نوشته‌ی دامنه ۲ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: من جواب مذهب را درین‌باره بلد نیستم؛ چون عِلم آن را ندارم و علَم آن را هم بی‌جا راست نمی‌کنم، اما در جوانی داخل فیلم سینمایی "محمد رسول الله" -که لیبی ساخته بود- از حضرت حمزه عموی حضرت پیامبر شنیدم که از قول پیامبر به مردمِ در راه جنگ احُد یا بدر، ندا داده بود هیچ بوت...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : نوشته‌ی دامنه ۲ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: من جواب مذهب را درین‌باره بلد نیستم؛ چون عِلم آن را ندارم و علَم آن را هم بی‌جا راست نمی‌کنم، اما در جوانی داخل فیلم سینمایی "محمد رسول الله" -که لیبی ساخته بود- از حضرت حمزه عموی حضرت پیامبر شنیدم که از قول پیامبر به مردمِ در راه جنگ احُد یا بدر، ندا داده بود هیچ بوته‌ای را در مسیر راه آسیب نزنید، هیچ شاخه‌ی درختی را صدمه نرسانید. همین دو حرف حمزه نشان داد که قلب مذهب به آزار هر چیز و هر کس، جریحه‌دار می‌شود. اما جواب اخلاق را بلدم، زیرا هر جُنبنده‌ای وقتی به دلش رجوع می‌کند، مغزش به او می‌دمانَد که "آزار"، رفتاری کریه، کرداری شنیع و فکری پلید است و کننده‌ی آن، در بازخواست وجدان و در محاکمه‌ی اخلاق قرار دارد.</p><p>حالا با این سرنوشته‌ام، مقایسه کنید آزاررسانی ممتدّ عده‌ای را که از پس از افطاری تا دم‌دمای وقت سحری و حتی پس از پایان رمضان هم همچنان جاری، به همین میزان ساعات در برخی شهرها ازجمله این شهر ما با دسته و سنج و طبل و کُتل و باند بلندگوی پخش نوار ضبط‌شده‌ی مداحان حکومتی و شعارهای من‌درآوردی از پشت بلندگوی نیسانی آبی و لندکروز آن نهاد انقلابی!!!، موجب آزار مردم در خیابان و خانه‌ها می‌شوند؛ چرا، چون‌که نوه‌ی آقای خمینی یعنی حسن خمینی از فردای نُهم اسفند ۱۴۰۴ -که ترور مجموعه پاستور توسط اسرائیل رخ داد- از حامیان حکومت خواست تا چهل شب و شاید هم بیشتر شب‌ها بریزند خیابان. این حسن، که خود را آقازاده‌ای آق‌بالاسر و مدیر یک قبر پرهزینه‌ی سرسام‌آور می‌داند، لابد خود را "مجتهد" هم می‌پندارد!! هرچند شش فقیه شورای نگهبان او را برای کاندیداتوری خبرگان، رد صلاحیت کرده بودند و گفتند تو مجتهد نیستی! بیا امتحان کتبی! و شفاهی! بده و او لج کرد نرفت، ولی این اواخر هی خودشیرینی کرد و حتی پس از نُهم اسفند حرف‌های بدتر از حکومتی‌ها زد که مثلاً بلکُم خبرگان او را "رأس نظام" نصب کند! ولی دید نه، "ولی" را دادند به "پسرِ پدر".</p><p>آقای حسن خمینی! چرا فراخوانی زدی که که آزار شب‌هنگام برای مردم است و خواب راحت را برای شهروندان خراب کرد؟! شما اگر اخلاق را ملاک ندانی، پس برو مطالعه کن ببین مذهبت در مورد "آزار" چه می‌نالد؟! آری؛ حامیان حکومت در هر ساعت شب، خیابان بیایند و حتی با گوشخراش‌ترین صوت و نوار و ناهنجارترین شعار از بلندگوی موج آخر و با زدن دُهُل، موجب ایذاء و آزار مردم و شهروندان و حتی راهبندان رانندگان شوند، ثواب! دارد و مانور قدرت حساب می‌آید و حَمیّت. اما بیچارگان معترضان وقتی خیابان فریاد حق و حقیقت و ندای عدالت و آرزوی حکومت مردمی و ضد فساد و رفع رانت و برچیدن استبداد سر دهند، از زبان شماها و حکومتیان می‌شوند "سرباز اسرائیل" و "آشوبگر و اغتشاشگر" که باید شلیک شوند و بر زمین نعش گردند. بگذرم. اخلاق اگر برایتان معیار نیست، دست‌کم از فروپاشی مذهب خودتان نگران و انگشت به‌دهن باشید. تمام این شب‌ها آسایش مردم، بازیچه‌ی پیشنهاد خیابانی شما شد که آشکار ساخت در نزد شماها فقه و فقاهت، لقلقه بیش نبود. شما چه جور مجتهدی که معنی آزار را حتی بلد نیستی!! لابد خواستی خودتو بُلد (=پررنگ و برجسته) کنی. و چند صباحی در "رأس" بمانی!!! اما کِنف شدی وقتی دیدی "پسر" از پیش‌پیش رِزروْ شده بود برای تخت ولایت "پدر". ای دادوبیداد!!! دامنه ابراهیم طالبی دارابی؛ آری آری، پیام نخست مذهب و رشته‌کلام پایدار اخلاق، این بوده و هست که آزار نرسان! حتی به بوته و خارِ گُل و کژدُم و به مورچه و مور و مردُم.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/21/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>مذهب</category>
		<category>چهره ها</category>
		<category>اخلاق</category>
	</item>
	<item>
		<title>پیشنهاداتی برای حکومت &quot;جمهوری مردمی ایران&quot;</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/20</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/20</guid>
		<pubDate>Sat, 21 Mar 2026 09:50:40 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: نوشته‌ی دامنه ۱ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: با تبریک و شادباش نوروز زیبای ایرانی و سال نو بهاری. در صورت تشکیل مجلس مؤسسان قانون اساسی جدید، از شهروندان ایران هم پیشنهاد بخواهند، من هم به عنوان یک شهروند ایران، حرف‌هایی و پیشنهاداتی دارم که فعلاً فقط به نُه بند آن اشاره، فشرده‌ای از آن، ارائه می‌کنم:]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : نوشته‌ی دامنه ۱ ، ۱ ، ۱۴۰۵ :: با تبریک و شادباش نوروز زیبای ایرانی و سال نو بهاری. در صورت تشکیل مجلس مؤسسان قانون اساسی جدید، از شهروندان ایران هم پیشنهاد بخواهند، من هم به عنوان یک شهروند ایران، حرف‌هایی و پیشنهاداتی دارم که فعلاً فقط به نُه بند آن اشاره، فشرده‌ای از آن، ارائه می‌کنم:</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/20/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>سیاست</category>
		<category>ایران</category>
	</item>
	<item>
		<title>کند و کاوِ عقلانی، نه!</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/19</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/19</guid>
		<pubDate>Fri, 20 Mar 2026 18:51:46 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: من از خود نه، که از  کتاب "درباره‌ی تصوّف" اثر ویلیام چیتِک (عرفان‌پژوه و ابن‌عربی‌شناش آمریکایی و شاگرد آقای سید جلال‌الدین آشتیانی، بدیع‌الزمان فروزانفر، سید جعفر شهیدی و تحصیلکرده در ایران) از روی نسخه‌ی برگردان فارسی آقای محمدرضا رجبی در ص ۶۷ش خواندم «در تصوف، ادراک خیالی مهم است، نه کَند و کا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : من از خود نه، که از  کتاب "درباره‌ی تصوّف" اثر ویلیام چیتِک (عرفان‌پژوه و ابن‌عربی‌شناش آمریکایی و شاگرد آقای سید جلال‌الدین آشتیانی، بدیع‌الزمان فروزانفر، سید جعفر شهیدی و تحصیلکرده در ایران) از روی نسخه‌ی برگردان فارسی آقای محمدرضا رجبی در ص ۶۷ش خواندم «در تصوف، ادراک خیالی مهم است، نه کَند و کاوَ عقلانی.» و حتی دو صفحه‌ی بعدش نوشته است که «ابوبکر (خلیفه‌ی نخست اهل سنت) گفته است: «عجز از ادراک، ادراک است.» دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/19/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>مذهب</category>
		<category>چهره ها</category>
		<category>کتاب</category>
		<category>جامعه</category>
	</item>
	<item>
		<title>روح ایرانی</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/18</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/18</guid>
		<pubDate>Fri, 20 Mar 2026 10:46:05 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: آقای مرتضی مطهری در ص ۱۰۹ کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» تصریحاً گفته است اسلام که «ایرانیان تدریجاً آن را پذیرفته‌اند»، با «روح ایرانی سازگار بود و جاذبه داشت.» خواستم گفته باشم هم آن سازگاری و جاذبه را و هم آن روح ایرانی را این زمانه می‌بایست نگه می‌داشت، که البته پژوهش نیاز است که نگه داشت؟...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : آقای مرتضی مطهری در ص ۱۰۹ کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» تصریحاً گفته است اسلام که «ایرانیان تدریجاً آن را پذیرفته‌اند»، با «روح ایرانی سازگار بود و جاذبه داشت.» خواستم گفته باشم هم آن سازگاری و جاذبه را و هم آن روح ایرانی را این زمانه می‌بایست نگه می‌داشت، که البته پژوهش نیاز است که نگه داشت؟ یا نداشت؟ تقویت شد؟ یا به تضعیف گرایید؟ به نظر من همه -به‌ویژه هر کجا دین و علم دین می‌آموزند و می‌آموزانندـ نیازمند این پژوهش هستند. دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/18/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ایران</category>
		<category>کتاب</category>
	</item>
	<item>
		<title>یک پسر دیگر در تاریخ معاصر ایران</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/17</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/17</guid>
		<pubDate>Thu, 19 Mar 2026 11:42:25 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: نگارش ۲۸ ، ۱۲ ، ۱۴۰۴ :: در دنباله‌ی سلسله‌نوشتارم در مورد پسر جای پدر (اینجا) متن دیگری می‌نویسم: این "پسر" نوپا "احمدشاه" است؛ تَه‌سلسله‌ی قاجار که سرسلسله‌اش "آغامحمدخان" قاجار بود؛ شاهی مستبد و شمشیربه‌دست، که کور می‌کرد! کر می‌کرد! لال می‌کرد! خار می‌کرد! لنگ می‌کرد! جنگ می‌کرد! اما نواده‌اش ا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : نگارش ۲۸ ، ۱۲ ، ۱۴۰۴ :: در دنباله‌ی سلسله‌نوشتارم در مورد پسر جای پدر (<a href="https://qaqom.blog.ir/post/%D9%BE%D8%B3%D8%B1-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%AF%D8%B1" target="_blank" rel="nofollow">اینجا</a>) متن دیگری می‌نویسم: این "پسر" نوپا "احمدشاه" است؛ تَه‌سلسله‌ی قاجار که سرسلسله‌اش "آغامحمدخان" قاجار بود؛ شاهی مستبد و شمشیربه‌دست، که کور می‌کرد! کر می‌کرد! لال می‌کرد! خار می‌کرد! لنگ می‌کرد! جنگ می‌کرد! اما نواده‌اش احمدشاه جوان و خام، سرآخر، سلطنت را سه‌دستی تحویل رضاخان، سرسلسله‌ی پهلوی! داد. تمام. زیرا انقلاب مشروطیت بنیاد حکومت فردی قجَری را متزلزل و آن را به حکومتی مشروطه، (=یعنی غیرمطلقه) مشروط کرد. اما "محمدعلی شاه" وابسته به روسیه، مجلس شورای ملی آن را با سرفرماندهی لشگر لیاخوف روس، به توپ بست و سرانجام استبداد کبیر که در دل مشروطه هضم شده بود، مجدداً توسط ممدلی‌شاه به استبداد صغیر (= یعنی دوره‌ی کوتاه) باز گشت؛ اما دیری نپایید که فروپاشید؛ زیرا آنقدر پسر" نوپای او یعنی "احمدشاه" خام و خوار و خائف بود؛ حتی بلد نبود حکومت با "حا" نوشته می‌شود؟! یا "ها"ی دو چشم!!! حتی موقع انتقال یا وسطای آن، از اَنظار غائب بود! چون خارج بود و کم‌کم به ایران آورده شد و از پرده در آمد ولی اما آنقدر ناشی بود و نامشروع، رضاخان حکومت را ازو ربود و سلسله‌ی قجری را با ترفندش، گول زد و کامل کنار گذاشت و خود شد شاه مستبد و یکه‌سالار ایران. ایران اما، با پدیده‌ی عصر (یعنی انقلاب مردمی سال پنجاه و هفت) بساط غلط دوران شاه و شاهی و سیستم پسر والیِ و وارثِ پدر را به‌کلی برچید و بر بستر آن قرار شده بود سیستم مردمی سرِ قدرت بیاید اما زیر قول را زدند و سیستم "ولایت مطلقه" را با "سلطنت مطلقه" معاوضه کردند که در هر دو نوع این جور حکومت، "حق حکومت" با استدلال سُست و واهی، از پیش پیش، مال شاه و فقیه می‌شود و مردم رَمه بیش فرض نمی‌شوند. بماند که از هفده اسفند ۱۴۰۴ با نصب "پسر"، حتی آن را موروثی!!! هم کردند؛ چیزی که در مذهب سنی و شیعه و فَرِق‌های دیگه، مسبوق به سابقه!!! بوده است با صف طویل خلافت و اِمارت.</p><p>و اینک، با حرکت تزلزلی این نظام (هم در بُعد نظارت استصوابی و هم در بُعد بی‌اعتبارکردن مظاهر دموکراسی مثل نهاد ریاست‌جمهوری و مجلس شورای اسلامی!) میهن همچنان در آرزوی وضع مطلوب خود (یعنی: حکومت "مردم بر مردم، برای مردم") منتظر مانده است و طی چند سال جنبش اعتراضی و مدنی، از خود صبر و مدنیت و رفتار مسالمت‌آمیز نشان می‌دهد، زیرا می‌داند از سال هشتاد و هشت به بعد با  "دستور"، وسیع‌ترین "یگان ویژه" با بالاترین تجهیزات برای سرکوب اعتراضات تأسیس شده است و حکم اسلحه هم دارد و اخیراً هم فرمانده‌ کل آن رسماً گفته بود ما دستور تیر!!! به روی معترضین داریم کما آن که در هجده و نوزده دی دِهشت پلید رخ داد. بگذرم. فعلاً دو "پسر" یکی از "سلطنت" و دیگری از "ولایت" حکومت را از آن خود ساخته‌اند. پهلوی پسر اما دارد از میانه‌ی جنگ "سه دولت مذهبی با همدیگه" دست و پا می‌کند تا ارث پدر را حفظ کند؛ یعنی حکومت، ارث اوست!! چه وهم و فهمی! ولی اوضاع این روزها همچنان در پس متغیّرهای پیچیده، مات و تیره و مبهم مانده است و مردم میان خود با ایده‌های بهتر غوطه می‌خورند و به خود می‌گویند کی می‌شود میهن جامه‌ی آسایش و عقلانیت و حکومتِ "مردم بر مردم، برای مردم" بر تن کند، تا از ستیزه‌گری و رجزخوانی به بستر سیاست خردمندانه با هدف رفاه و اقتصاد شکوفا و همبستگی واقعی ملی - میهنی برسد. آری؛ یک "پسر" دیگر هم هست در تاریخ معاصر ایران که احمدشاه بود و تمام دوده‌ی خود را دود کرده بود. درود فراوان خوانندگان. دامنه ابراهیم طالبی دارابی.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/17/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>22</slash:comments>
		<category>نظام ج.ا.ایران</category>
	</item>
	<item>
		<title>اثر کتاب تهافت</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/16</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/16</guid>
		<pubDate>Wed, 18 Mar 2026 10:53:19 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: برخی از فیلسوفان ایران مطرح کردند که طی ۱۰۰۰ سال در کشورهای عربی حتی یک فیلسوف به وجود نیامد. آقای غلامحسین ابراهیمی دینانی در کتاب خود «سرشت و سرنوشت» مندرج در ص ۱۸۲، علت این را وجود کتاب «تهافُت‌الفلاسفه» ابوحامد غزالی می‌داند.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : برخی از فیلسوفان ایران مطرح کردند که طی ۱۰۰۰ سال در کشورهای عربی حتی یک فیلسوف به وجود نیامد. آقای غلامحسین ابراهیمی دینانی در کتاب خود «سرشت و سرنوشت» مندرج در ص ۱۸۲، علت این را وجود کتاب «تهافُت‌الفلاسفه» ابوحامد غزالی می‌داند.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/16/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>چهره ها</category>
		<category>کتاب</category>
	</item>
	<item>
		<title>سازگاری با آفرینش</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/15</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/15</guid>
		<pubDate>Tue, 17 Mar 2026 14:37:48 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: خانم دُنیز ماسون در ص ۸۴۶ کتابش «قرآن و کتاب مقدس» با ترجمه‌ی خانم فاطمه‌سادات تهامی، معتقد است کارهای نیک یعنی هر کاری که «سازگاری با رهنمودهای الهی» داشته باشد. دامنه ابراهیم طالبی دارابی]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : خانم دُنیز ماسون در ص ۸۴۶ کتابش «قرآن و کتاب مقدس» با ترجمه‌ی خانم فاطمه‌سادات تهامی، معتقد است کارهای نیک یعنی هر کاری که «سازگاری با رهنمودهای الهی» داشته باشد. دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/15/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>کتاب</category>
	</item>
	<item>
		<title>مربّی نفوس</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/14</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/14</guid>
		<pubDate>Tue, 17 Mar 2026 10:52:42 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: آقای شیخ رسول جعفریان کتابی دارد به اسم «برگ‌هایی از تاریخ حوزه‌ی علمیه‌ی قم» که در ص ۸۸ آن از قول یکی از گزارش‌نویسان علمی حوزه در سال‌های دور، نقل کرده است «تربیت‌یافته‌های حوزه مربّی نفوس هستند.» خواستم بدانم آیا واقعاً هستند هنوزم؟! چون همان گزارش‌نویس حوزه‌ی سال‌های دورتر، آوُرده بود]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : آقای شیخ رسول جعفریان کتابی دارد به اسم «برگ‌هایی از تاریخ حوزه‌ی علمیه‌ی قم» که در ص ۸۸ آن از قول یکی از گزارش‌نویسان علمی حوزه در سال‌های دور، نقل کرده است «تربیت‌یافته‌های حوزه مربّی نفوس هستند.» خواستم بدانم آیا واقعاً هستند هنوزم؟! چون همان گزارش‌نویس حوزه‌ی سال‌های دورتر، آوُرده بود</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/14/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>کتاب</category>
	</item>
	<item>
		<title>نزاع</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/13</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/13</guid>
		<pubDate>Mon, 16 Mar 2026 11:44:13 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: هراکلیت در بیش از ۲۵۰۰ سال پیش گفته بود «نزاع، مادر پیشرفت‌ها است.» به نظر می‌رسد چنین چیزی]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : هراکلیت در بیش از ۲۵۰۰ سال پیش گفته بود «نزاع، مادر پیشرفت‌ها است.» به نظر می‌رسد چنین چیزی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/13/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		<category>چهره ها</category>
	</item>
	<item>
		<title>از شخ حُرّ عاملی بیآموزیم</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/12</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/12</guid>
		<pubDate>Sun, 15 Mar 2026 11:48:10 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: محدّث حُرّ عاملی -که به قول آقای کریم فیضی «تسلط قاهرانه» به فقه داشت- در کتاب جواهرالسُنة تأکید داشت]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : محدّث حُرّ عاملی -که به قول آقای کریم فیضی «تسلط قاهرانه» به فقه داشت- در کتاب جواهرالسُنة تأکید داشت</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/12/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>کتاب</category>
	</item>
	<item>
		<title>ظهور صلح‌طلبان</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/11</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/11</guid>
		<pubDate>Sat, 14 Mar 2026 10:45:56 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: شکی نیست نظام ج . ا . ایران را تقریباً دو جناح تا به اینجا رساندند؛ چپ (=که اسم خود را به "اصلاح‌طلبان" تغییر دادند) و راست (=که اسم خود را "اصول‌گرایان" گذاشتند) که کم کم به علت انحصار قدرت در دست نهاد سپاه و نهاد روحانیت و سیاست داخلی سرکوبگر، هم فساد گسترده این نظام را فرا گرفت و هم به خاطر سیا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : شکی نیست نظام ج . ا . ایران را تقریباً دو جناح تا به اینجا رساندند؛ چپ (=که اسم خود را به "اصلاح‌طلبان" تغییر دادند) و راست (=که اسم خود را "اصول‌گرایان" گذاشتند) که کم کم به علت انحصار قدرت در دست نهاد سپاه و نهاد روحانیت و سیاست داخلی سرکوبگر، هم فساد گسترده این نظام را فرا گرفت و هم به خاطر سیاست خارجی ستیزه‌گر در خاورمیانه، رویارویی ویرانگر نظامی اسرائیل را با حکومتِ روحانیت باعث شد. ثمره‌ی این جور حکمرانی و کشورداری، هم به خسارت گسترده به میهن منجر شده است و هم هَدم و هتکِ مذهب سرازیر شده است. قطعی است که ملت، برایش میهن مهم است که تنها هویت این مرز و بوم است. و برای مذهب باید خود این دو نهاد سپاه و حوزه خود را شماتت کنند که چه‌ها که نکرده‌اند که این جور وحشتناک، مذهب را نابود و آلوده به قدرت و خرافات و تظاهر ساختند. بگذرم. وارد "جنگ سه دولت با همدیگر" هم نمی‌شوم که خردمندان بارها احتمال آن را به گوش قدرت و حاکمیت رسانده بودند تا تن به تغییر نگرش و شیوه‌ی مملکت‌داری دهند، اما گوش شنوایی نبود؛ زیرا کشور طی سی و هفت سال، فقط زیر حرف یک فرد فرو رفته بود و فردگرایی ریشه در نظریه "ولایت فقیه" دارد که یک فقیه را بر سرِ تمام ملت، اختیاردار می‌داند!!! که ملت زیر بار این نحوه حکومت نرفت تا یک نفر، به جای تک تک و فرد فرد میهن بنشیند و بقیه گوسفند شوند و او شبان آنان.</p><p>اینک با این وضع بسیار وخیم، نه آن دسته چپ (="اصلاح‌طلبان") درمانگر میهن است که زیر ولایتِ "پسر" رفته باشند جای "پدر" نشست که طی سی و هفت سال، صدها سؤال و فریاد مهم معترضان را نه جواب داد و نه اثری حتی برو گذاشت؛ نه این راست (="اصول‌گرایان") که اساساً چیزی جز تقلید کور و اطاعت و ستایشگری تقدس‌پرداز ندارد. به نظر بنده ظهور جریان "صلح‌طلبان" از دل این شکاف چپ و راست و از درون دوگانه‌ی "سلطنت از وارثت" و "ولایت از مذهب" به مشامم می‌رسد، که این تفکر صلح‌طلب به "حاکمیت ملت" نظر دارد؛ نه ولایت و سلطنت.</p><p>اما این‌که یک سازمان با اسم "سازمان اطلاعات سپاه" مستقیماً به گوشی‌های شخصی حریم خصوصی مردم و سایت‌های خبری، با ادبیات سخیف پیامک بفرستد و مردم را تهدید جانی کند و جمله‌ای صادر کند با این عنوان: "ضربه‌ای محکم‌تر از ۱۸ دی ۱۴۰۴ در انتظار نوداعشی هاست" یا چیزی جز الهام از ساواک شاه نیست و یا نفوذ موساد است در ارکان نظام. هیچ کس با تهدید مردم خودش، نتوانست راحت به حکومت ادامه دهد. این <a href="https://www.asriran.com/fa/news/1149083/%D9%87%D8%B4%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D8%B4%D9%88%D8%A8%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D8%B6%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-18-%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B9%D8%B4%DB%8C-%D9%87%D8%A7%D8%B3%D8%AA" target="_blank" rel="nofollow">پیامک ناشیانه</a>، خودبه‌خود لو داد و اثبات کرد معترف شدند کشتار وقیحانه‌ی ۱۸ دی و ۱۹ دی ۱۴۰۴ را؛ آن کشتاری که خون آن مظلومان متعرضان، را بهائی سنگین تبدیل کرد. کشور به ظهور جریان "صلح‌طلبان" محتاج شده است؛ ظهوری از حفره‌ی شکاف و از درز جنگ؛ "جنگی میان سه دولت ناسازگار با هم" بگذرم. خیلی دور نروم دو نفر با کمترین پایگاه اجتماعی یعنی آقای علی لاریجانی و آقای محمدباقر قالیباف (هر دو با عملکردهای بسیار بد و فسادآور) دارند به رجزخوانی کودکانه، میهن را درین شرائط بُغرنح با توئیت‌بازی خُردسالانه، به بدترین وضع می‌کشانند؛ دیگر نمی‌دانند که شلیک‌های موجی موشک مثل شوت‌های هزارباره‌ی توپ چمن فوتبال هست که هر هزار تا شوت، شاید یکی هم به تور دروازه نرود. آفرینش! میهن ایران را از دست جنگ و جنگ‌طلبان بِرَهان. دامنه ابراهیم طالبی دارابی.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/11/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>سیاست</category>
	</item>
	<item>
		<title>تنها راه نجات مملکت متمدن و کهن ایران</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/10</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/10</guid>
		<pubDate>Fri, 13 Mar 2026 10:54:43 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: از همان سال پنجاه و هفت تا صبح ساعتِ نُه و سی و نُه دقیقه‌ی نُهم اسفند ۱۴۰۴ -که مجموعه‌ی اصلی نظام در پاستور مورد ترور واقع شد- دو سیاست توسط نظام ج . ا . ایران پس از سقوط سلطنت پهلوی در ایران، معلوم بود کشور را به سمت خطرات رویارویایی و مشکلات حادّ اقتصادی و معیشتی خواهد بُرد؛ و بُرد: یکی مبارزه‌...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : از همان سال پنجاه و هفت تا صبح ساعتِ نُه و سی و نُه دقیقه‌ی نُهم اسفند ۱۴۰۴ -که مجموعه‌ی اصلی نظام در پاستور مورد ترور واقع شد- دو سیاست توسط نظام ج . ا . ایران پس از سقوط سلطنت پهلوی در ایران، معلوم بود کشور را به سمت خطرات رویارویایی و مشکلات حادّ اقتصادی و معیشتی خواهد بُرد؛ و بُرد: یکی مبارزه‌ی دائمی و بدون آشتی‌پذیرانه با آمریکا با شعار رسمی و حکومتی: "شیطان بزرگ" و دیگری "از بین بردن اسرائیل" با شعار حکومتی و رسمی: "غده‌ی سرطانی". لازمه‌ی هر دو سیاست این بود که دست‌کم نیمی از پول خزانه و توش و توان کشور، خرج اجرای این دو سیاست در دو بعد نظامی و امنیتی شود. از آن سو، آن دو نظام آمریکا و اسرائیل نیز در تمام این مدت، نظام ج . ا . ایران را زیر نظر داشتند تا این‌که یک تز درون‌گروهی در درون جنبش حماس، به‌طور سرّی و بشدت رمزآلود و مشکوک!! آن کار عملیاتی را با اسرائیل کرد. از آن ساعت به بعد مخاصمات، ابعاد خشن‌تری به خود گرفت. ابتدا لشگرکشی خاورمیانه‌ای نظام ج . ا . ایران در درون سوریه را منهدم و بکلی نابود کردند؛ سپس بساط باریکه‌ی غزه را -که متاسفانه از کرانه‌ی باختری فلسطین توسط جنبش حماس خودمختاری تجزیه‌‌طلبانه پیدا کرده بود- جمع کردند، در مرحله‌ی سوم جنبش حزب الله لبنان را که از دولت لبنان حرف‌شنوی نداشت، به این روز انداختند و سران آن را ترور کردند و سرانجام یمن بخش حوصی ها را از توان انداختند و سرآخر سراغ نظام ج . ا . ایران آمدند. پیشتر البته، بوش پسر، کار صدام‌حسین دیکتاتور وحشتناک عراق را یکسره کرد و بعد ترامپ تمام خاورمیانه را به چنگ خود درآورد و دست برتر و دراز اسرائیل بر آن چنبَر انداخت.</p><p>اسرائیل که زمان را مناسب دید با تکیه و تشبُّث بر این اصل حقوق بین‌المللی که نظام ج . ا . ایران جنگ نیابتی در خاورمیانه علیه‌ی اسرائیل به راه انداخته و در تهران و مشهد تابلوی بزرگ روزشمار نابودی و محو اسرائیل را نصب کرده است و به مرز ما نیرو و سلاح فرستاده، در خرداد ۱۴۰۴ استراتژی "چمن‌زنی" را (عین چمن فوتبال و پارک، که هر بار سرِ چمن‌ها هر چند بار زده می‌شود) با حمله‌ی نیروی هوایی بسیارپیشرفته‌ی خود آغاز کرد که البته دوازده‌روزه بود. هرچند مقامات مذهبی نظام ج . ا . ایران پس از آن جنگ دوازده‌روزه، خود را پیروز مطلق و آمریکا و اسرائیل را "شکست‌خورده"ی جنگ، معرفی کردند و حتی با ادبیات برآوُرد نظامی گفته شده بود اسرائیل "لِه" شد و "به زمین چسبید" (کنایه از در گِل فروماندن) اما من همان زمان تحلیلی ارائه داده بودم که اسرائیل نبردش را با فریب و سکوت عجیب پیش می‌برَد که حریف خود را در تمام ابعاد و برآوُرد به خطا بکشانَد و دیدیم که صبح ساعت نُه و سی و نُه دقیقه‌ی نهم اسفند ۱۴۰۴ کِشاند، و همه را غافلگیر کرد. زیرا تصور این بوده اسرائیل در وقت صبح، آن هم نُه صبح زود حمله نمی‌کند. جمع‌شدن در مجموعه‌ی پاستور با خیالی آسوده همانا و ترور سریع و در یک چشم به‌هم‌زدن توسط نیروهوایی ارتش اسرائیل همانا. بگذرم.</p><p>هر کشوری که به جای رشد اقتصادی و توسعه‌ی سیاسی مملکت خود، در کار کشورهای دیگر سرگرم شود، شاید به خیال خود درست و حق هم باشد، اما یقین است نهایتاً سردرگم می‌شود و برای خود بی‌جهت دشمن می‌تراشد. دشمن هم ذاتش ضربه‌زدن است، نه حلوا تقسیم‌کردن! تنها راه نجات ایران به نظر من سه چیز است:</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/10/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>مسائل روز</category>
		<category>سیاست</category>
		<category>ایران</category>
	</item>
	<item>
		<title>یک سیاستمدار واقع‌بین کیست؟</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/9</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/9</guid>
		<pubDate>Thu, 12 Mar 2026 13:11:25 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: از دیدگاه من سیاستمدار خردمند آن کسی است که دست‌کم به سه چیز خود را تجهیز و از سه چیز بشدّت پرهیز کند: سه تجهیز چیست؟ آن است که یک: عقل خود را در کنار عقل جمعی ضریب زند و خود را عقلِ کل مپندارد. دو: دائم و خودخواسته، خود را با خواست عموم مردم بروزرسانی کند و به چیزهای خرافی و مذهبی ندوزد. سوم: منا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : از دیدگاه من سیاستمدار خردمند آن کسی است که دست‌کم به سه چیز خود را تجهیز و از سه چیز بشدّت پرهیز کند: سه تجهیز چیست؟ آن است که یک: عقل خود را در کنار عقل جمعی ضریب زند و خود را عقلِ کل مپندارد. دو: دائم و خودخواسته، خود را با خواست عموم مردم بروزرسانی کند و به چیزهای خرافی و مذهبی ندوزد. سوم: منافع ملی و آسودگی عمومی را پای هیچ چیزی قربانی نکند که مردم را در گرداب گرفتاری غرق کند. سه پرهیز چیست؟  این است که:</p><p>یک: پشت مذهب خود را پنهان نکند که همه‌ی جهان را باطل! و خود و دار و دسته‌ی خود را حق! بپندارد و بخواهد بر کل داخلِ کشور و بر تمام دنیا خط و نشان بکشد و به ایدئولوژی خود تابع و مطیع سازد.</p><p>دو: در سنگرِ اخلاقِ لجاجت و خودکامگی و خودبسندگی گارد نگیرد</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/9/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		<category>یادداشت دامنه</category>
		<category>عمومی</category>
	</item>
	<item>
		<title>روحانیت و ضدیت با مقتضیات زمان</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/8</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/8</guid>
		<pubDate>Wed, 11 Mar 2026 04:22:11 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: با آن که مقتضیات زمان امری بدیهی است و روحانیت برداشت‌های خود را به ستیز با آن نباید ببرد، اما این طور خود را نمایانده که مقتضیات زمان دشمن‌شان است، این است که نمی‌توانند]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : با آن که مقتضیات زمان امری بدیهی است و روحانیت برداشت‌های خود را به ستیز با آن نباید ببرد، اما این طور خود را نمایانده که مقتضیات زمان دشمن‌شان است، این است که نمی‌توانند</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/8/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>مذهب</category>
		<category>جامعه</category>
	</item>
	<item>
		<title>نمودار رشد روحی</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/7</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/7</guid>
		<pubDate>Tue, 10 Mar 2026 10:43:19 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: معمولاً برای رشد جسمی (=فراز و فرود) نمودار درست می‌کنند اما برای رشد روحی، نه. معنویت نباشد، جسمیت و جنسیت رو به نقص می‌رود. زیرا آفرینش در جوهره‌ی وجود همه‌ی چیزها هست.دامنه ابراهیم طالبی دارابی]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : معمولاً برای رشد جسمی (=فراز و فرود) نمودار درست می‌کنند اما برای رشد روحی، نه. معنویت نباشد، جسمیت و جنسیت رو به نقص می‌رود. زیرا آفرینش در جوهره‌ی وجود همه‌ی چیزها هست.دامنه ابراهیم طالبی دارابی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/7/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		<category>معنویت</category>
	</item>
	<item>
		<title>فضلیتِ اُلفت</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/6</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/6</guid>
		<pubDate>Mon, 09 Mar 2026 10:03:25 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: غیاث‌الدین (امیرمنصور دشتکی شیرازی) چندین جلد کتاب نوشت، مِن‌جمله تفسیر سوره‌ی هل اتیٰ و همچنین کتاب مهم «اخلاق منصوری». او در شرح اُلفت (در ص ۵۰ اخلاق منصوری)]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : غیاث‌الدین (امیرمنصور دشتکی شیرازی) چندین جلد کتاب نوشت، مِن‌جمله تفسیر سوره‌ی هل اتیٰ و همچنین کتاب مهم «اخلاق منصوری». او در شرح اُلفت (در ص ۵۰ اخلاق منصوری)</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/6/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		<category>کتاب</category>
	</item>
	<item>
		<title>کمک غیب</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/5</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/5</guid>
		<pubDate>Sat, 07 Mar 2026 23:08:23 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: از آقای مرتضی مطهری (در ص ۷۰ امدادهای غیبی در زندگی بشر) این طور نقل شده که کمک غیبی، دست‌کم در دو صورت، عمل می‌کند:]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : از آقای مرتضی مطهری (در ص ۷۰ امدادهای غیبی در زندگی بشر) این طور نقل شده که کمک غیبی، دست‌کم در دو صورت، عمل می‌کند:</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/5/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>کتاب</category>
	</item>
	<item>
		<title>سایت های خبر</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/4</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/4</guid>
		<pubDate>Sat, 07 Mar 2026 19:29:36 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: :: عصرایران ، خرداد ، آفتاب ، اقتصاد۲۴ ، انصاف‌نیوز  ، هم‌میهن ، رویداد۲۴ ، ستاره‌صبح ، روزنامه‌نوبنیاد ، جار روزنامه‌ها ،]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : :: <a href="https://www.asriran.com/" target="_blank" rel="nofollow">عصرایران</a> ، <a href="https://www.khordad.news/" target="_blank" rel="nofollow">خرداد</a> ، <a href="https://aftabnews.ir/" target="_blank" rel="nofollow">آفتاب</a> ، <a href="https://eghtesaad24.ir" target="_blank" rel="nofollow">اقتصاد۲۴</a> ، <a href="https://ensafnews.com/" target="_blank" rel="nofollow">انصاف‌نیوز</a>  ، <a href="https://hammihanonline.ir/" target="_blank" rel="nofollow">هم‌میهن</a> ، <a href="https://www.rouydad24.ir/" target="_blank" rel="nofollow">رویداد۲۴</a> ، <a href="https://www.setaresobh.ir/" target="_blank" rel="nofollow">ستاره‌صبح</a> ، <a href="https://nobonyadonline.ir/" target="_blank" rel="nofollow">روزنامه‌نوبنیاد</a> ، <a href="https://www.jaaar.com/kiosk" target="_blank" rel="nofollow">جار روزنامه‌ها</a> ،</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/4/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		<category>عمومی</category>
	</item>
	<item>
		<title>خدابَس</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/3</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/3</guid>
		<pubDate>Sat, 07 Mar 2026 17:12:14 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: در لرستان وقتی چند دختر پشتِ هم متولد می‌شد، می‌گفتند: «خدابَس». اسم آن دختر آخری را می‌گذاشتند خدابَس. یعنی دختر، بس است خدایا، پسر به ما بده. علت روشن است: بلاد لرستان، پسر برای گله‌داری، کشاورزی و کارهای کوهستانی اهمیت داشت، لذا خدا را]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : در لرستان وقتی چند دختر پشتِ هم متولد می‌شد، می‌گفتند: «خدابَس». اسم آن دختر آخری را می‌گذاشتند خدابَس. یعنی دختر، بس است خدایا، پسر به ما بده. علت روشن است: بلاد لرستان، پسر برای گله‌داری، کشاورزی و کارهای کوهستانی اهمیت داشت، لذا خدا را</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/3/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>ایران</category>
	</item>
	<item>
		<title>آدرس روستای داراب‌کلا</title>
		<link>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/2</link>
		<guid isPermaLink="true">https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/2</guid>
		<pubDate>Sat, 07 Mar 2026 15:58:30 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[: روستای داراب کُلا، از روستاهای بزرگ ایران است؛ پرجمعیت و دارای تاریخ و قدمت در شهرستان میاندورود استان مازندران. میاندورود چون میانِ دو رودخانه‌ی شهرستان نکا و ساری واقع است، بدین‌نام خوانده شده است: یعنی میانِ دو تا رود. روستای ما در مجاورت و جنوب شرقی شهر سورک قرار دارد و با جاده‌ی بین‌المللی مش...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://dl.blogix.ir/20260307164528785478.webp" alt="" /></p><div class="swiper"><div class="swiper-wrapper"><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" src="https://up.20script.ir/file/6ecc-photo-2026-02-23-17-23-35.jpg"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" src="https://up.20script.ir/file/6ecc-photo-2022-06-24-19-58-38.jpg"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" src="https://up.20script.ir/file/6ecc-photo-2026-02-01-16-59-18.jpg"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" src="https://up.20script.ir/file/6ecc-photo-2026-02-23-17-22-07.jpg"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div></div><div class="swiper-button-prev"></div><div class="swiper-button-next"></div><div class="swiper-pagination"></div></div><p><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:2.96%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a> : روستای داراب کُلا، از روستاهای بزرگ ایران است؛ پرجمعیت و دارای تاریخ و قدمت در شهرستان میاندورود استان مازندران. میاندورود چون میانِ دو رودخانه‌ی شهرستان نکا و ساری واقع است، بدین‌نام خوانده شده است: یعنی میانِ دو تا رود. روستای ما در مجاورت و جنوب شرقی شهر سورک قرار دارد و با جاده‌ی بین‌المللی مشهد، ۵ کیلومتر (از سمت جنگل به دریا) فاصله دارد.</p><p style="text-align:center;"><a href="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" target="_blank"><img class="image_resized" style="aspect-ratio:40/40;width:9.45%;" src="https://dl.blogix.ir/20260310001131899912.webp" alt="" width="40" height="40"></a></p><p style="text-align:center;">دامنه سنه کوه</p><p>داراب‌کلا از لحاظ جغرافیایی موقعیت زیبایی یافته است. از سمت جنوب و جنوب شرقی به دامنه‌های جنگل البرز مرکزی امتداد دارد و این جنگل با انبوهی از چشمه‌ها به مردم حیات و سرزندگی بخشیده است. و از دو سمت شرق و غرب نیز دو یال بزرگ و طولانی آن را احاطه نموده است و بر نقشه‌ی زیبایی آن، افزوده است. و سمت دیگر آن تا شهر سورک و جاده‌ی مشهد گسترش دارد. جمعیت این روستا بالای ۵ هزار نفر است. کشاورزی و باغداری از اشتغالات مهم مردم داراب‌کلاست.  از ویژگی‌های خوب این روستا این است کسانی که به هر دلیل و علتی به شهرهای دیگر مانند ساری و نکا مهاجرت و سکونت کرده‌اند، هیچ‌گاه روستا را به طور کامل و مطلق ترک نمی‌کنند. در سه شهر قم، مشهد و تهران، تعداد زیادی از دارابکلایی‌ها سکونت دارند که به طور متناوب و متوالی به زادگاه خود داراب‌کلا آمدوشد دارند.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://damanehdarabkola.blogix.ir/post/2/comment</comments>
		<dc:creator>ابراهیم طالبی دارابی</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://dl.blogix.ir/20260307164528785478.webp" type="image/webp" />
		<enclosure url="https://dl.blogix.ir/20260307164528785478.webp" length="0" type="image/webp" />
		<category>جغرافیای دارابکلا</category>
		<category>عکس ها</category>
	</item>
</channel>
</rss>